مبنای این پژوهش «رابطه انسان با خدا» در قالب الگوهای مختلف جهت گیری ارزشی در جامعه ایران است که با الهام از آموزه های مولای متقیان،امام علی(ع)، در نهج البلاغه الگویی نظری برای بررسی آن طراحی شده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای مضامین ارزشی مندرج در روزنامه های کثیرالانتشار و با قدمت چهل سال گذشته بوده و بر اساس یافته ها ونتایج تحقیق، جهت گیری نظام ارزشهای دینی ـ فرهنگی بر پایه سنجه های دینداری از الگوی «احساسی ـ مناسکی» قبل از انقلاب اسلامی به الگوی «پیامدی ـ فکری» بعد از انقلاب اسلامی تحول یافته است.نتایج حاصل ازآزمون تفکیک احتمال وقوع: تحلیل خوشه و الگوریتمهای خوشه بندی نیز نشان دهنده آن است که وقتی جهت گیریهای ارزشی از نوع «پیامدی»در حوزه دینداری رواج می یابد، بقیه ارزشها در این حوزه تحت الشعاع قرار می گیرند.
بر اساس اسناد و بخش نامه های موجود، نظام آموزش و پرورش ایران درصدد پرورش نوع خاصی از سوژه های سیاسی و مذهبی است. در این مقاله سعی شد تا نحوه حضور نهادی ایدئولوژیک نظیر آموزش و پرورش در مدارس و خلاقیت دانش آموزان در مصرف فضای ایدئولوژیک آن بررسی شود. بر اساس یافته های این تحقیق که به شیوه کیفی در مدارس دولتی و پسرانه منطقه دوازده و منطقه یک تهران انجام شده به نظر می رسد که عدم انطباق دو سطح تولید پیام های ایدئولوژیک و سطح مصرف یا رمزگشایی پیام ها وجه مسلط رابطه میان نهاد مدرسه و مخاطبان آن است. وضعیت یاد شده محصول دو پدیده مقاومت یا بی اعتنایی دانش آموزان نسبت به پیام های ایدئولوژیک در مدرسه است. در اینجا گفتمان سیاسی– مذهبی حاکم، گفتمانی ناکارآمد و گاه در نزاع گفتمانی عرصه را به گفتمان های رقیب واگذار نموده است.
فیلم چهارشنبه سوری یکی از موفق ترین فیلم های سال 85 بود که با استقبال مردم و منتقدان روبرو شد. از آنجا که هر اثر هنری دارای رگه ای از حقیقت است، نویسنده مقاله می کوشد که بنیان های فلسفی این فیلم را روشن سازد و این رگه ها را روشنایی بخشد. چهارشنبه سوری خود تاملی است بر این بنیان ها و نتایج فردی و اجتماعی ای که به دنبال آن می آید. گفتمان «علم» در دهه های هفتاد و هشتاد مدعی شد که می تواند مسایل فردی و اجتماعی در ایران را حل کند. چهارشنبه سوری تاملی است بر این ادعا. نویسنده می کوشد که با برجسته ساختن این تامل نقش علم و قدرت را در زندگی روزمره ایرانیان در این دو دهه بررسی کند.
مطلبی که در پی می آید با هدف ارایه یک دسته مفروضات نظری پیرامون وجود رابطه احتمالی میان اینترنت و اعتیاد به مواد مخدر است. اینکه ویژگی ها و توانمندی های اینترنت تا چه میزان ابتلا به مواد مخدر را در پی دارد و یا بر عکس تا چه میزان می تواند در پیشگیری یا کاهش ابتلا به مواد مخدر موثر باشد؟ اینکه آیا محتوای درونی اینترنت در این امر موثر است و یا تاثیراتی که این ابزار دیجیتالی ویژه از حیت سخت افزاری می تواند در ساختار زندگی روزمره کاربر بگذارد عامل اصلی در این ارتباط است؟
اینها سوالاتی است که ما بدون اینکه وارد تحقیقی میدانی شده باشیم، تلاش می کنیم حتی الامکان با ارایه دو فرضیه پاسخ هایی مفروض به آن بدهیم. بدیهی است، اعتبار پاسخ های فوق را می توان از طریق کارهایی میدانی که در آینده صورت خواهد گرفت سنجش و ارزیابی کرد.
"میزان مشارکت زنان در عرصههای مختلف اجتماعی به ویژه سطح برگزیدگان سیاسی یکی ازشاخصهای توسعه و نوسازی سیاسی است. در این تحقیق علاوه بر مرور تاریخچه مشارکت زنان در سطح نخبگان در عرصه ملی و بینالمللی، اولویتهای ارزشی و نگرش دختران و پسران جوان نسبت به مشارکت سیاسی زنان در سطح نخبگان نیز بررسیشده است. پژوهش حاضر از نوع پیمایش و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. نتایج تحقیق حاکی از این است که: 1- اگر چه جو حاکم بر اولویتها و خواستههای جوانان، مادی است اما پسران بیشتر از دختران، مادی فکر میکنند2- بین جنسیت و نگرش نسبت به مشارکت زنان در سطح نخبگان سیاسی رابطه وجود دارد به نحویکه فقط 7/15 درصد از پسران با مشارکت سیاسی زنان در سطح نخبگان موافقبوده و بقیه، نگرش مخالف و یا متوسط داشتهاند.3- 7/57 درصد از دختران با مشارکت سیاسی زنان در سطح برگزیدگان موافقند (به خود آگاهی مدنی رسیدهاند) و1/13درصد مخالفاند.4-میتوان با معادله رگرسیونی زیر، نگرش جوانان را نسبت به مشارکت زنان در سطح نخبگان سیاسی(Y) پیش بینی کرد: (جنسیت)96/13+(اولویت ارزشی)75/0+61/19=Y
"