امروزه سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یک مسئله و واقعیت شهری فراروی مدیریت شهری و منطقه ای کشورهای مختلف دنیا، در شهرهای بزرگ و کوچک پذیرفته شده است. براساس تجربه های گذشته و تحول های بسیار امروز، جست وجوی راه حل های نوین و کارآمد به منظور کاربرد در ارتقای کیفیت این سکونتگاه ها و تبدیل آن ها به بخش قابل زیست کالبد و جامعة شهری، به یکی از دغدغه های اصلی برنامه ریزان، مدیران شهری و نیز یکی از مباحث مهم پژوهشی مبدل شده است. هدف اصلی این مقاله، بررسی کاربرد فن ارزیابی مشارکتی روستایی در فرایند ارتقای کیفیت محیطی در سکونتگاه غیررسمی اسلام آباد در منطقة 2 شهرداری تهران است. روش پژوهش، کیفی و نوع آن کاربردی است. برای انجام پژوهش از ابزارهای پرسشنامه، مشاهدة میدانی و تکنیک گلوله برفی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که فن ارزیابی مشارکتی روستایی در مورد سکونتگاه مورد مطالعه، کاربرد مناسبی دارد و از طریق این فن، ضمن رسیدن به چشم اندازهای مشترک در مورد وضعیت موجود، میزان انحراف های میان دیدگاه ساکنان با دیدگاه های رسمی برنامه ریزان و مسئولان شهری به خوبی نشان داده می شود. با وجود این، می توان با تدوین سناریوهایی که هم احکام فرادست را درنظر بگیرد و هم به شکاف بین نیازها، انتظارهای ساکنان و دیدگاه مسئولان شهری توجه کند، به شرط اجرای صحیح سناریوها به نتایج مطلوبی دست یافت.
سرمایة اجتماعی، به عنوان موضوعی بین رشته ای تأثیر بسزایی در تسهیل ارتباطات انسانی جامعه دارد. این تأثیر در قالب پیامدها در اندیشه صاحب نظران و متفکران حوزه های مختلف علوم اجتماعی دیده می شوند. براساس دیدگاه ها و نظریه ها، پیامدهای متعددی برای سرمایه اجتماعی درنظر گرفته شده که در این پژوهش، بخشی از آن ها در سطح خرد مطالعه می شود. روش پژوهش، پیمایشی است و جامعه آماری را افراد 15 سال به بالای ساکن در مراکز استان ها در ایران تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری خوشه ای با فرمول کوکران انتخاب شدند. مهم ترین متغیر مورد مطالعه، سرمایه اجتماعی است که دربردارنده مؤلفه های مبتنی بر اعتماد و پیوندهای بین فردی و بین گروهی، تعامل افراد با نهادها و سازمان ها و گروه های اجتماعی و همچنین همبستگی و انسجام اجتماعی، برخورداری افراد از حمایت اجتماعی و روابط انجمنی است که به صورت شاخص ترکیبی سنجش شده است.
یافته ها بیانگر تفاوت کم وکیف سرمایه اجتماعی در شهرهای مختلف است که تأثیر خود را بر جامعه، در قالب پیامدها آشکار ساخته است. سرمایه اجتماعی و عناصر تشکیل دهنده آن، با افزایش اعتماد، برقراری روابط و پیوندها، انسجام و همبستگی اجتماعی بالاتر، حمایت اجتماعی بیشتر و مشارکت اجتماعی مؤثرتر، تأثیرهای مثبت خود را در ابعاد فردی بازتاب داده است.
مسئله اصلی مقاله حاضر میزان و نوع بازنمایی دین در فیلم نامه های سینمایی ارسالی به اولین جشنواره فیلم دینی رویش است. برای این منظور، با توجه به تعاریف مختلفی که از دین صورت گرفته بود، تعریف برون دینی لئوبا با قدری تغییر استفاده شد. بر اساس این تعریف، دین مجموعه ای شامل چهار بعد نظری اعتقادی، درون فردی، رفتاری و نهادی در نظر گرفته شده است. روش اجرای تحقیق اسنادی بوده و با تکنیک تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه آماری تحقیق تمام فیلم نامه های ارسالی به جشنواره بوده که از این میان 158فیلم نامه به شیوه نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهند بعد درون فردی دین کم ترین تجلّی را در فیلم نامه های ارسالی به جشنواره داشته و ابعاد تجسم یافته از دین همچون تجلیات مادی و رفتاری دین بیشترین ظهور را داشته است. درنتیجه، به نظر می رسد آنچه با عنوان فیلم نامه های دینی ارسال شده است به طور عمده شامل عناصر از پیش ساخته شده دینی همچون هنجارها و ابنیه دینی بوده است تا تجربه دینی یا ارزش های اخلاقی.
مدل ها در رشته های گوناگون علوم توانسته اند نقشی میانجی میان تئوری و عمل را ایفا کرده و آموزش را آسان تر کنند. این نقش در دانش ارتباط آن چنان است که می توان در کتاب مستقلی صرفاً به مرور و مقایسه انواع مدل های ارتباط پرداخت. مقاله حاضر معتقد است که اگر در ترسیم مدل ارتباط، نظمی منطقی و مبتنی بر رعایت درجات بزرگنمایی یک میکروسکوپ فرضی دنبال شود، احتمالاً بتوان بیشتر عناصر ارتباط و تعامل میان آن ها را نمایش داد. مقاله با پایبندی به چنین پیشنهادی، به جستجوی ربط میان نظریه دیرینه گروهی از اندیشمندان ارتباط در «وجود معنی در ذهن، نه در پیام» و دستاوردهای جدید پژوهشگران سیستم عصبی مغز پرداخته و این دیدگاه را مطرح می کند که معنی را باید در محل تازه کشف شده ای به نام «حافظه طولانی ماندنی» در هیپوکامپ مغز دنبال کرد و به این قضیه متکی بود که عملکرد آن وابسته به مولکول های بزرگ پروتئینی است. سپس مقاله در کنار بیان مسئله «مشابهت معنی متجلی شده در ارتباط گیر با معنی مورد نظر ارتباط گر» که در ویرایش های پیشین مدل «منبع معنی» به صورت ( ) مطرح می شده، مسئله اصلی دیگری را عنوان می کند که بیانگر «مشابهت مفهوم صید شده ارتباط گیر با محتوای ارسالی ارتباط گر« ( ) است. آنگاه با توضیح درباره دو شرط فرعی «میزان ربط معنی مورد نظر ارتباط گر با محتوای تولیدی او«(ربط میان ( با C) و «میزان ربط مفهوم صید شده ارتباط گیر بامعنی متجلی شده او» (ربط میان با ) موضوع چهار مسئله ای بودن فرا گرد ارتباط را مطرح می کند. آنگاه در آخرین مرحله بازنگری مدل پیشین، در مروری بر اندیشه حکمای قرون گذشته ایران درباره ارتباط، عنصر جدیدی را می یابد که به آن «زمینه سوم» می گوید.
خانواده یکی از ارکان اساسی جامعه به شمار می رود و دست یابی به جامعه سالم آشکارا در گرو سلامت خانواده است ، در این میان طلاق از جمله آسیب ها و مشکلاتی است که سلامت جامعه را به خطر انداخته و مانع از پیشرفت آن می گردد. چنانچه ما بتوانیم از علل و عوامل مختلف آن آگاهی یابیم می توانیم از بروز این علل و عوامل جلوگیری کرده و از عواقب سخت طلاق رهایی یابیم .
هدف از انجام این پژوهش بررسی عوامل موثر در بروز طلاق در استان آذربایجان شرقی – کلان شهر تبریز در سال 1392 می باشد . روش پژوهش از نوع توصیفی بوده و نمونه های آن شامل پرونده های کلیه زوجین متقاضی طلاق (100زوج) که طی سال 1392 به دادگاههای خانواده کلان شهر تبریز مراجعه کرده بودند به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردید و با استفاده از چک لیست ، اطلاعات حاصله از پرونده ها بررسی و در سطح آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند . یافته های این پژوهش نشان داد که کلیه عوامل طلاق در چهار دسته جای می گیرد ، که بیشترین درصد علل درخواست طلاق به ترتیب عبارتنداز : عوامل اجتماعی (40%) ، عوامل شخصی- فردی (34%) ، عوامل اقتصادی (13%) و عوامل فرهنگی (10%) می باشند،که زیرمجموعه ها و فراوانی تاثیرگذاری هریک از عوامل به تفصیل در کل مقاله آمده است .
این پژوهش تلاش می کند تصویری از محتوا و مضامین شبکه های اجتماعی مجازی فیس نما، کلوب، فیس بوک و گوگل+ را ارائه دهد. ضمن آن که پرسش اصلی در این پژوهش آن است که چه متغیر یا متغیرهایی در محتوا و مضامین شبکه های اجتماعی ایرانی و غیرایرانی با یکدیگر تفاوت دارند. در پژوهش حاضر از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. تحلیل محتوا یک شیوة تحقیقی است که برای تشریح عینی، منظم و کمی محتوای آشکار پیام های ارتباطی به کار می رود. درمجموع، این پژوهش نشان داد بیشتر از تصاویر واقعی، محتوای عکس خنثی، موضوع تفریح و سرگرمی، سبک مطلب یادداشت، محتوای مطلب خنثی، نثر، الگوی اغراق و بزرگ نمایی، تکنیک جلب توجه، صراحت در گفتار و بیان مصادیق، پایبندی به ارزش های انسانی و هدف تفریح و سرگرمی در محتوا و مضامین شبکه های اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته است. در ضمن مشخص شد، سبک مطلب، محتوای مطلب، جهت گیری مطلب، و اصول و قواعد با شبکه های اجتماعی ایرانی و غیرایرانی رابطه معنی دار دارد
این پژوهش، فراتحلیل مطالعات انجام شده در زمینة خودکشی و اقدام به خودکشی در استان ایلام است. این مقاله، ضمن بررسی مطالعات کوشیده است عمده ترین اشکالات وارد شده بر مطالعات را دسته بندی و ارائه کند. هدف از پژوهش حاضر، ترکیب کمی پایان نامه های انجام شده در حوزة جامعه شناختی و روان شناختی و عوامل مؤثر بر خودکشی و اقدام به خودکشی است. روش گردآوری داده ها، مطالعه اسنادی و کتابخانه ای است.
یافته ها: میانگین اندازة اثر rدر مطالعات مربوط به رویکرد جامعه شناختی ESrQ=0/29 و در مطالعات مربوط به رویکرد روان شناختی ESrQ=0/30 به دست آمد. نتایج آزمون تفاوت در بررسی رویکرد و عوامل جامعه شناختی که 99/4 می باشد، نشان می دهد که بین اندازة اثر به دست آمده در میان متغیرهای جامعه شناختی تفاوت معنادار وجود دارد؛ به عبارت دیگر، اندازة اثر در بین مطالعات مورد بررسی و متغیرها ناهمگن است و اندازة اثر توسط متغیرهای مداخله گر میانجی می شود. نتایج آزمون تفاوت در بررسی رویکرد و عوامل روان شناختی که 74/4 می باشد، نشان می دهد که بین اندازة اثر به دست آمده در میان متغیرهای روان شناختی تفاوت معنادار وجود دارد.
نتیجه گیری: در بیشتر مطالعات انجام گرفته، محققان بدون استفاده از روش های مستقیم و مراجعه به جامعه و صرفاً با تکیه بر داده های دسته دوم، خودکشی را بررسی کرده اند. دربارة مطالعة خودکشی مجموعه معیاری از روش یا نظریه وجود ندارد؛ به عبارتی دیگر، یک اجتماع علمی از محققان که دارای کنش متقابل مکرر با باورها و ارزش های مشترک و دارای مناسبات اجتماعی آمیخته به پیوند متقابل و اجماع معرفتی باشند، شکل نگرفته است. پراکندگی نظریه ها، موضوعات و روش های مطالعه نیز در مطالعات دیده می شود.
توسعه یافتگی با توسعه نیافتگی و عقب ماندگی در نزد بسیاری از صاحب نظران توسعه ای در ایران همراه هم و تا حدودی به جای هم مورداستفاده قرارگرفته است. این اختلاط مفهومی و معنایی زمینه بدفهمی های عمده ای در مورد جریان توسعه در ایران شده است. در این مقاله سعی شده است تا ضمن معرفی زمینه ها و بستر ظهور جریان اندیشه ای که به جای شناخت توسعه به عنوان فرآیند و عمل، بر عقب ماندگی و توسعه نیافتگی تأکید کرده اند، به ابعاد این پدیده با عنوان پارادایم عقب ماندگی اشاره گردد. در این مسیر به جای تأکید بر سؤال «چه باید کرد؟» بر سؤال «چه نباید کرد؟» تأکید خواهد شد. زیرا سؤال اول ما را به سوی آرمان گرایی جدیدی در توسعه سوق می دهد که همراه با افزایش انتظارات و آرزوها تا فهم واقعیت های پیرامونی و تواناسازی در بهره گیری بهتر از شرایط است. در این مسیر، به لحاظ مفهومی و نظری، توسعه بومی و تجربه توسعه به جای توسعه بیرونی و عقب ماندگی اصل خواهد شد و به لحاظ عملی هم به جای محوریت بخشیدن به برنامه های متمرکز دولتی، بر مشارکت مردمی و توسعه مردم مدار تأکید خواهد شد.
پس از این که وزارت علوم رشتة «زن و خانواده» را برای تدریس در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور تصویب کرد، جامعة علمی شاهد چاپ پژوهش ها و مقالات در این حوزه در مجلات علمی پژوهشی بوده است. از این رو، محققان مقالة حاضر با هدف بررسی روش هایی که مؤلفان مقالات حوزة زن و خانواده استفاده کرده اند به بازبینی روش شناسانة این مقالات پرداخته اند و با روش تحلیل محتوا، بخش مربوط به شیوه، نوع، جامعة آماری، جمعیت نمونه و ... مقالات را بازکاوی کرده اند.
در سالهای اخیر چگونگی رابطه و نسبت مدرنیته و دین از مهمترین بحث ها و چالش های فکری و سیاستگذاری اندیشمندان و مدیران جامعه ایرانی بوده است. اما بیشتر این بحث ها در سطح تحلیل های نظری بوده و به صورت تجربی این رابطه کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. مقاله حاضر، با روش پیمایشی و بر اساس نظریه های بک فورد و گیدنز، به بررسیِ رابطه جهت گیری ارزشی مدرن با هویت دینی دانش آموزان متوسطه شهر مرودشت، به تفکیک جنس، پرداخته است. روش نمونه گیری، روش نمونه گیریِ خوشه ای چند مرحله ای بوده است. بر اساس نتایج تحقیق میانگین نمره جهت گیری ارزشی مدرن و هویت دینی دختران در هر سه بعدعاطفی، اعتقادی و عملی بالاتر از میانگین نمره پسران و معنی دار بوده است. همبستگی جهت گیری ارزشی مدرن با ابعاد اعتقادی و احساسی هویت دینی منفی و معنی دار بوده؛ اما همبستگی آن با بعد عملی و کلی هویت دینی معنی دار نبوده است. تفاوت جنسیتی هویت دینی پس از کنترل تأثیر متغیر جهت گیری ارزشی مدرن نیز معنی داربوده است. در کل بر اساس نتایج تحقیق به نظر می رسد، بر خلاف مفروضات رایج نظریه دنیوی شدن، رابطه بین جهت گیری ارزشی مدرن و هویت دینی، حداقل در بین پاسخگویان این تحقیق، نوعی رابطه تقابلی نبوده است.
این مقاله، با طرح کردن مفهوم تازه «برون ایستادگی» در مطالعات مخاطب شناسی رسانه ای، به دنبال آن بوده است که چرایی برون ایستادگی رسانه های دولتی ایران -ترک آگاهانه و پرهیز عامدانه از مصرف رسانه های دولتی- را مورد مطالعه قرار دهد.
این مقاله، با بهره گیری از روش شناسی تحلیل کیفی تعاملی(IQA) و با استفاده از ابزار مصاحبه های عمقی و مصاحبه گروه کانونی، پس از انجام 29 مصاحبه عمقی انفرادی، اشباع نظری را حاصل نموده، و با انجام سه مصاحبه ی گروه کانونی در گونه های مختلف برون ایستادگان اعتراض-مقاومت، برون ایستادگان سرگرمی خواه ناراضی و برون ایستادگان ابتذال، نموداری تعلیلی از محرک ها و پیامدهای سیستم برون ایستادگی، بر مبنای معانی ذهنی اظهارشده ی نمونه های مورد مطالعه را ارائه می دهد.
پس از شناسایی 55 مفهوم در چرایی برون ایستادگی در گام مصاحبه های عمقی انفرادی، این مفاهیم در مصاحبه های گروه کانونی هر گونه ی برون ایستادگی مورد بحث های کانونی تفصیلی قرار گرفت و بر مبنای آن، نمودار شماتیک تعلیل برون ایستادگی در قالب نمودار های SID ترسیم و ارائه گردیده است.
نتایج حاصل از تحلیل کیفی تعاملی در مصاحبه های عمقی انفرادی و سه مصاحبه ی گروه کانونی، نشان می دهد که دستیابی به آرامش اصلی ترین عنصر پیامدی سیستم برون ایستادگی و پرهیز از ایدئولوژی، اصلی ترین مفهوم محرک سیستمی در میان برون ایستادگان است.
تدوین منشور سازمان ملل متحد اولین گام جدی برای تحقق حقوق زنان به شمار میرود. امروز پس از تدوین صدها کنوانسیون و معاهده و برگزاری چند ده کنفرانس در چهارچوب سازمان ملل باز هم با موارد نقض حقوق زنان به ویژه اعمال خشونت علیه این قشر آسیب پذیر توسط دولتها مواجه هستیم که مهمترین و تأسف بارترین آن ها شامل بازداشت های خودسرانه، مخاصمات مسلحانه و برده داری مدرن زنان می گردند. در این راستا دبیرکل سازمان ملل متحد در آوریل 2014 گزارشی در بیست و پنجمین اجلاس شورای حقوق بشر در خصوص آخرین وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد. در این گزارش برخی پیشرفت های صورت گرفته درباره ارتقای حقوق زنان در ایران بیان شده و ایراداتی هم ذکر گردید. در این مقاله و مقالات بعدی در صدد بررسی این موارد و صحت و سقم این گزارش هستیم. در این راستا ابتدا به بررسی قوانین جمهوری اسلامی ایران (از این به بعد ج. ا. ایران می نامیم) و حقوق زنان می پردازیم.
دولت انگلیس دیپلماسی رسانه ای خود را از طریق سرویس جهانی بی بی سی برای جذب مخاطب و هدایت افکار عمومی جهان در راستای منافع غرب (بریتانیا) با جدیت پیگیری می کند؛ به خصوص شبکه بی بی سی فارسی که در شکل دهی به تحولات ایران نقش مهم و ویژه ای بازی کرده و اغلب در تضاد با اصول و سیاست های کشور هدف به برنامه سازی می پردازد.
با توجه به اهمیت جذب مخاطب که توسط بی بی سی صورت گرفته و در این عرصه این شبکه موضوع حجاب را مورد هجوم قرار داده است، این مقاله سعی دارد به تحلیل اهداف و راهبردهای شبکه بی بی سی با محوریت موضوع حجاب بپردازد.
هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تقسیم کار در خانواده بود. چارچوب نظری مقالة حاضر با استفاده از نظریة سرمایة اجتماعی تدوین شد. جامعة آماری 400 نفر از زنان متأهل شاغل در آموزش و پرورش شهر مشهد بودند. برای جمع آوری اطلاعات از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز با شیوة نمونه گیری خوشه ای مرحله ای به دست آمده است، نتایج نشان داد که به ترتیب، متغیرهای ساخت قدرت، تعداد فرزندان، درآمد پاسخگو و سرمایة اجتماعی به طور کلی 5/21%تقسیم کار خانگی را تبیین می کنند.
در جوامع معاصر، فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی همچون شبکه های اجتماعی مجازی باعث تغییر و تحولات چشمگیری در مسائل اجتماعی و فرهنگی شده اند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل ثانویه، 21 اثر پژوهشی را که طی چند سال اخیر در زمینه شبکه اجتماعی فیس بوک انجام شده، مبنای تحلیل قرار داده است. هدف نوشتار حاضر، شناسایی میزان و نوع تغییراتی است که به واسطه حضور و تعامل در فیس بوک بر هویت ، سبک زندگی، ارتباطات و تعاملات اجتماعی و دین داری جوانان ایجاد شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که جوانان ایرانی در خلال تعامل و استفاده از فیس بوک در معرض تغییر و تحولات فرهنگی و اجتماعی قرار گرفته اند. به واسطه استفاده از فیس بوک، هویت های مدرن و بازاندیشانه رشد کرده و این وضع به کاهش هویت ملی، هویت سیاسی و فرهنگی منتهی شده است. استفاده از فیس بوک عاملی اساسی در افزایش تعاملات اجتماعی و سرمایه اجتماعی کاربران است. همچنین فیس بوک سبک های زندگی جوانان را به شیوه های جدید زندگی دیجیتال پیوند زده و باعث توجه بیشتر جوانان به بدن خود و تغییر نحوه گذران اوقات فراغت کاربران شده است. علاوه بر این، بین استفاده از فیس بوک و کاهش هویت دینی، پایبندی دینی و اعتقادات دینی کاربران جوان همبستگی معناداری وجود دارد. در نهایت می توان گفت نتایج به دست آمده اشاره به وقوع یک مشکل یا مسئله اجتماعی در زمینه هویت ملی، هویت سیاسی و فرهنگی و پایبندی دینی به واسطه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی دارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش الکترونیکی بر یادگیری شناختی (در سطوح مختلف) و مقایسه آن با آموزش سنتی در درس فیزیک یک دانشجویان دانشگاه کاشان است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش نیمه آزمایشی و طرح تحقیق، دو گروه با پیش آزمون و پس آزمون است. برای انجام این تحقیق نمونه ای به حجم 61 نفر، برابر تعداد کل افراد جامعه انتخاب شد. برای سنجش میزان یادگیری دانشجویان، آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته با قابلیت اعتماد 81/0، در دو نوبت قبل و پس از آموزش اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج بیانگر آن است که آموزش الکترونیکی در افزایش یادگیریِ شناختی موثر بود. همچنین نتایج نشان داد که آموزش الکترونیکی در افزایش یادگیری شناختی در سطح دانش، فهمیدن و کاربستن موثر بوده، اما این روش آموزشی در افزایش یادگیری شناختی در سطح تحلیل، ترکیب و ارزشیابی تاثیری نداشت.