با توجه به این واقعیت که همة علوم و معارف بشری همواره برداشتی کلی از مفهوم امنیت دارند، موضوع این مقاله بحث دربارة مفهوم امنیت در حوزة مدیریت فرهنگی است. از این رو ابتدا مفهوم امنیتِ فرهنگ، با رویکردی ترکیبی و استفاده از نظریه های فرهنگی و نظریه های امنیتی، بررسی و سپس روابط و نسبت های میان فرهنگ، هویت، و امنیت با رویکردی تحلیلی تبیین شده است و درنهایت به یک سؤال اصلی، مبنی بر این که راهبردهای امنیتِ فرهنگ در ایران کدام است؟ پاسخ داده شده است.
ناامنی یک تولید فرهنگی است، زیرا با مفاهیم فرهنگی جامعه و هویت گره خورده است. به علاوه هویت برای بقا و امنیت خود نیازمند تفاوت و تمایز است. بنابراین، «هویت ما ـ هویت دیگری» در گفتمان ژئوپلیتیک فرهنگی می تواند تحلیلی از احساس ناامنی ارائه دهد. البته این بیان هم در درون خرده فرهنگ ها و هم در میان فرهنگ ها قابل طرح و پردازش است و بدین ترتیب نقش منابع فرهنگی در گفتمان های امنیتی آشکار می شود. بر اساس چنین نگرشی مقالة حاضر، به منظور تدوین راهبردهای کلان فرهنگی، چهارچوبی را برای استفاده در رشتة تخصصی مدیریت و برنامه ریزی امور فرهنگی پیشنهاد کرده است
ارتباطات گسترده در شاهنامه ایجاب می کند از وجوه گوناگون به این ارتباطات نگاه کنیم. تراژدی با توجه به تعریف آنکه مرگ انسان ایده آل و نیک و مثبت داستان است که از بهروزی به تیره روزی می افتد، این سؤال را در ذهن می آورد که ارتباطات انسانی چگونه پیش می رود که مرگ این انسان را موجب می شود. از آنجایی که در سرزمین آرمانی ایران ارتباطات بر مبنای خرد شکل می گیرد پس چگونه است که تراژدی ها به وقوع می پیوندند.
در این مقاله با توجه به نظریه های مختلف ارتباطاتی و مولفه های ارتباط انسانی تراژدی ایرج بررسی می شود و به این سؤال پاسخ می دهد که غیر از ارتباطات انسانی چه عوامل دیگری در شکل گیری تراژدی مؤثر هستند. در این مقاله پژوهشگران به این نتیجه دست می یابند که غیر از خرد عوامل دیگری نیز در شکل دهندگی ارتباطات انسانی مؤثر است. عواملی که ارتباط را می تواند به سمت تعاملی یا تقابلی پیش ببرد و پله پله قطعه های یک تراژدی را تکمیل کند.
در این نوشتار از روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی و کمی استفاده شده و جامعة آماری، 177 بیت داستان ایرج از شاهنامة جوینی است.
تعهد اجتماعی حاکی ازهم ذات پنداری و وابستگی عاطفی فرد با جامعه است. این تعهد متضمن ترجیح نفع جمعی بر نفع فردی (تعهدپذیری) و قبول انتظارجامعه برای گذشتن از نفع فردی (فشارهنجاری) است. تحلیل ثانویه داده های پیمایش انسجام اجتماعی در ایران نشان می دهد که 64.6 درصد از ایرانیان تعهدپذیر اجتماعی اند و در دوراهی نفع جامعه- نفع خود، نفع جامعه را ترجیح می دهند و انتظار جامعه را نیز چنین می دانند. در مقابل 17.3 درصد از آنها نیز تعهدناپذیر اجتماعی اند و در دو راهی مذکور، نفع خود را ترجیح می دهند و انتظار جامعه را از خود نیز چنین می پندارند. 18.1 درصد از ایرانیان نیز از عمل مسؤولانه ، تعریف شخصی داشته، در موقعیت های مذکور، بر مبنای هنجارهای شخصی عمل می کنند. بعلاوه، میانگین فشار هنجاری تعهد اجتماعی (فشار وجدانی برای عمل مسؤولانه) در ایران بر روی یک مقیاس 0 تا100 برابر 62.7 است و فشار وجدانی برای انجام عمل متعهدانه در ایران بیشتر از فشار وجدانی برای ترک آن است.
در دهه اخیر، توجه خاصی به موضوع های پزشکی در قالب جامعه شناسی پزشکی شده است، یکی از این موارد مهم، زیبایی با عمل جراحی پلاستیک است. از آنجا که در جامعه امروز به علل متعدد و تأکید بر بعضی استانداردهای زیبایی(خواه درست و خواه نادرست)، وضع ظاهر از اهمیت فوق العاده ای برخوردار شده است، بسیاری از افراد هر رنج و سختی را به خاطر آن، به جان می خرند. لذا، مقاله حاضر در صدد است با بررسی جامعه شناختی گرایش به زیبایی ب ا عمل جراحی پلاستیک، عوامل مرتبط با آن را شناسایی نماید. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه بسته پاسخ است. جامعه آماری مورد مطالعه، دربرگیرنده زنان و دختران (64-16) ساله شهر تبریز به تعداد 457845 نفر (بر اساس سرشماری سال 1385) بوده که از این تعداد، 385 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی طبقه ای به عنوان حجم نمونه مورد مطالعه، انتخاب شده اند. داده های حاصله نیز، با استفاده از نرم افزار spss (آماده سازی داده ها، آزمون آماری r پیرسون) و lisrel (انجام تحلیل مسیر)، تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج یافته ها نشان می دهد که بین متغیرهای سن ، وضعیت تأهل، سرمایه فرهنگی ، باورهای دینی و گرایش به جراحی پلاستیک رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین، در مجموع، متغیرهای مورد استفاده؛ یعنی سرمایه فرهنگی ، سرمایه اجتماعی و باور دینی توانسته اند 22 درصد تغییرات متغیر وابسته(جراحی پلاستیک) را تبیین نمایند.
تحقیق حاضر با هدف تعیین عوامل مؤثر بر احساس امنیّت اجتماعی در شهر یاسوج انجام شده است. آمارهای اخیر گویای رشد جرایم و کثرت نزاع های دسته جمعی در شهر یاسوج است. از آنجا که اختلال در امنیّت، پیامد و بازتاب های نگرانکننده ای دارد و از طرف دیگر، بیتردید در ایجاد امنیّت و احساس امنیّت، عوامل گوناگونی دخالت دارد، در این تحقیق به بررسی برخی از این عوامل پرداخته شده است. روش تحقیق، پیمایشی بوده و دادهها با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمعآوری شده است. جامعه آماری تحقیق، افراد 18 سال به بالای شهر یاسوج بوده که 380 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان داد که تفاوت معناداری میان افراد جوان و افراد مسن، میان افراد مجرد و متأهل، میان لرها و سایر اقوام و ... از نظر احساس امنیّت اجتماعی وجود دارد. همچنین، رابطه مستقیم و معناداری بین متغیرهای مستقل پایگاه اقتصادی-اجتماعی، اعتماد اجتماعی، میزان دینداری، نگرش نسبت به عملکرد پلیس و متغیر وابسته میزان احساس امنیّت اجتماعی دیده شد. در بین متغیرهای تحقیق، اعتماد اجتماعی با 32 درصد، بیشترین سهم را در تبیین احساس امنیّت اجتماعی داشت. با استفاده از واریانس ترکیب خطی، متغیرهای مستقل 7/41 درصد از واریانس احساس امنیّت اجتماعی تبیین گردید.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بی ثباتی سیاسی خاورمیانه بر صنعت گردشگری ایران در دوره پس از 11 سپتامبر 2001 است. در این مطالعه با استفاده از روش توصیفی ـ پیمایشی به بررسی شاخص های بی ثباتی سیاسی و همبستگی این شاخص ها با شاخص های رکود صنعت گردشگری کشور پرداخته شده است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید رشته های علوم سیاسی، روابط بین الملل و گردشگری دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی و تربیت مدرس بوده که 30 نفر از آنها به طور تصادفی انتخاب شده و حجم نمونه مورد آزمایش ما را تشکیل دادند. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که شاخص های اصلی «جنگ، تروریسم و بی ثباتی رژیم سیاسی» با شاخص های رکود «بازاریابی» صنعت گردشگری، دارای همبستگی در سطح معنی داری قابل قبول می باشند. با توجه به اینکه بازاریابی و به طور ویژه تبلیغات مقاصد ازجمله مهم ترین عناصر گردشگری است، می توان نتیجه گرفت، بی ثباتی های سیاسی به وجودآمده پس از 11 سپتامبر 2001 که به بروز جنگ و تروریسم و بی ثباتی رژیم های حاکم منطقه انجامید، به دلیل مخدوش کردن چهره مسلمانان منطقه و ایجاد تصویر منفی نسبت به کشور ما باعث رکود در رشد صنعت گردشگری کشور شده است.
مطالعه رابطه سرمایه فرهنگی با هویت اجتماعی دانش آموزان متوسطه پسر شهر تبریز هدف اصلی پژوهش بوده ، جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان متوسطه پسر شهر تبریز در سال تحصیلی90-89می باشد .که با روش نمونه گیری تصادفی تعداد400نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق از طریق فرمول کوکران انتخاب شدند .روش تحقیق پیمایشی ، وابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه بوده ، در این تحقیق جهت تحلیل یافته ها از آمار توصیفی مثل فراوانی ، درصد فراوانی ،میانگین ، انحراف معیار ، پراگندگی وآمار استنباطی همچون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند گانه استفاده گردید .هویت اجتماعی در ابعاد ملی ودینی با استفاده از دیدگاه کنش متقابل نمادی وسرمایه فرهنگی با استفاده از نظریه بوردیو از سه بخش تجسم یافته ، عینیت یافته ،ونهادی شده تشکیل می شود .شامل دانشها ، مهارت ها وهنرهایی است که دانش آموزان آن را از طریق آموزش و زمینه های فرهنگی به دست می آورد.نتایج بدست آمده نشان می دهد که برای شکل گیری هویت اجتماعی ،وجود ابعاد سه گانه سرمایه فرهنگی در کنار هم مؤثر هستند ولی از نگاه دانش آموزان بعد نهادی سرمایه فرهنگی نقش بیشتری در شکل گیری هویت اجتماعی آنها دارد .با توجه به نتایج به دست آمده بین سرمایه فرهنگی وهویت اجتماعی در ابعاد ملی ودینی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد.
در پژوهش حاضر تلاش شده است با شرح و دسته بندی آرای اجتماعی شهید محمد باقر صدر، مسئله اجتماعی از دیدگاه وی مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور چیستی مسئله اجتماعی، آثار و راه حل های آن در آثار شهید صدر تحلیل گردید. بررسی حاضر از نوع اسنادی است و با استفاده از فن تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. بر اساس نتایج پژوهش، تعریف مسئله اجتماعی از دیدگاه شهید صدر با تعاریف موجود جامعه شناسی بسیار متفاوت است. شهید صدر مسئله اجتماعی را یافتن نظام اصلح و مسئله ای فرامکانی و فرازمانی دانسته است که نوع بشر به آن مبتلاست
در منطقه کشکسرای شهرستان مرند در استان آذربایجان شرقی تا دو دهه پیش، تدفین مردگان به شیوه منحصر به فردی بنام تدفین ”امانتی“ انجام می شد. محققان این مقاله با تکیه بر مشاهده مشارکتی و گفتگو با عاملان مناسک ”امانت“ داده های مربوط را جمع آوری کرده اند. در مناسک امانت، مرده به طور موقتی در اتاقکی در قبرستان قرار می گیرد و چندین سال مورد مراقبت است. سپس در فصل پاییز، استخوان های باقی مانده برای تدفین دایم توسط نزدیکان مرده به شهرهای مقدسی چون مشهد و قم برده می شوند. ما تلاش کرده ایم تا با روش رویکردی مردم نگارانه و با الهام از پنداره های مفهومی شاخه انسان شناسی مرگ این مناسک تحلیل کنیم. تأملات انسان شناختی ما از دوگانه کالبدی قبر امانتی / قبر دائم، دوگانه های اجتماعی و مفهومی زیر را می سازد: 1 گذار اولیه / گذار ثانویه، 2 مکان و عامل اجتماعی / مکان، زمان و عامل قدسی، 3 آشوب مرگ / آرامش سفر. بدین ترتیب، مناسک امانت روایتی از معنای مرگ و حیات کشکسرایی ها برای ما است. این معنا مبتنی بر دگرگونی های فضایی زمانی هستند و تأثیرات ذهنی و حسی را نشان می دهند.
مقدمه: ازآنجاکه ارزیابی سازمان از نظر مؤلفه های تشریک مساعی دانش و تجربه، پیش نیازی برای برنامه ریزی و پیاده سازی آن در سازمان به شمار می رود، بررسی درجه مقبولیت زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری، با هدف پیدایش قوت ها و ضعف ها در فرایند های اجرایی سازمان و بهبود آن ها، می تواند بسیار سودمند باشد. روش: در این پژوهش، پنج فرضیه درباره زمینه سازمانی و تکنولوژی، ویژگی های تیمی، ویژگی های فرهنگی و رقابتی، ویژگی های فردی و فاکتور های انگیزشی بررسی شد. ابزار تحقیق، پرسش نامه است که پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 919/0 محاسبه شد و ۱۰۸ نفر از مدیران دانشگاه مذکور و مراکز درمانی تابع، آن را تکمیل کردند. سپس، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تی تحلیل شد. یافته ها: اغلب مدیران بر این باورند که ساختار سازمانی برای به اشتراک گذاری دانش و تجربه با توجه به تکنولوژی روزِ موجود مناسب نیست. همکاری بین گروه ها بر به اشتراک گذاری دانش و تجربه چندان تأثیرگذار نیست و فرهنگ سازمانی در به اشتراک گذاری دانش و تجربه میان مدیران کمتر کمک می کند؛ اما اغلب مدیران عنوان کردند که ویژگی های فردی، برای انتقال دانش و تجربه زمینه مناسب را فراهم کرده و عوامل انگیزشی و اعتماد مناسب، به انتقال دانش و تجربه کمک بسیاری می کند. بحث: ساختار سازمانی با توجه به تکنولوژی روز برای تشریک مساعی دانش میان مدیران، به بازبینی نیاز دارد. همچنین افزایش همکاری گروه ها و توسعه فرهنگ سازمانی ضرورت تاز های را می طلبد.
مقدمه: با افزایش سریع جمعیت، پیچیدگی مسائل و افزایش وسعت نیاز به تأمین اجتماعی، تکوین نظام جامع تأمین اجتماعی یک ضرورت به حساب می اید و طراحی هر نظام جامع، مستلزم احراز اصول اساسی، قابل قبول و کارامد و مورد قبول همگان است که این اصول به منزله راهبردهای اساسی، وظیفه حاکم بر تأمین اجتماعی تلقی می شود مرور انتقادی : نظام تأمین اجتماعی بر پایه اصول عام و خاص استوار است که در مواردی نظام حقوقی ایران نتوانسته است به نحو شایسته تأمین اجتماعی ایران را با اصول مسلم حاکم بر آن وفق دهد و در این زمینه کاستی هایی وجود دارد. هدف اصلی این مقاله بررسی انتقادی زمینه های تحقق اصول حاکم بر حقوق تأمین اجتماعی جمهوری اسلامی است. بحث: نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که نظام تامین اجتماعی جمهوری اسلامی ایران با چالشهای بی شماری روبروست که منجر به افزایش بیکاری، فقر و کاهش بهره وری و در نهایت عدم تحقق اصول حاکم بر آن شده است.
مقدمه : کاهش شکاف شهری و روستایی یکی از عمده ترین مسائل توسعه پایدار، برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرهاست. یکی از راه هایی که منجر به کاهش شکاف شهری و روستایی و حتی کاهش فاصله طبقاتی در شهرها و روستاها می شود تخصیص بهینه یارانه هاست. سؤال این است که یک خانوار شهری و روستایی به چه میزان از یارانه های غیرمستقیم برق برخوردار می شوند؟ تغییرات رفاهی خانوارها در قبال تغییرات تدریجی قیمت برق چگونه می باشد؟ روش: تابع تقاضای برق به روش [1] ARDL برای دوره زمانی 1387 1382 طبق سیکل دوماهه صدور قبض برق، برآورد می شود و سپس تغییرات رفاهی خانوارها در قبال تغییر قیمت برق محاسبه می شود. یافته ها: کشش های قیمتی و درآمدی برای خانوار شهری و روستایی متفاوت است. متفاوت بودن کشش های قیمتی و درآمدی سبب شده است که خانوار شهری و روستایی به یک میزان از یارانه های غیرمستقیم برق بهره مند نشوند. نتایج: نتایج نشان می دهد که در صورت افزایش 20 درصدی قیمت برق، خانوارهای شهری تقریباً سه برابر خانوارهای روستایی برای برق مصرفی خانوارشان، هزینه خواهند کرد. با وجود این شرایط، چنانچه دولت منافع حاصل از افزایش تدریجی قیمت برق را به طور یکسان در بین خانوارها تقسیم کند. درآمد اسمی خانوارهای روستایی هفت صدم درصد افزایش ولی درآمد اسمی خانوار شهری چهار صدم درصد کاهش خواهد یافت. 1- Auto Regressive Distributed Lag Method
فضای مجازیِ شبکههای اجتماعی اینترنتی یکی از مهمترین ابزارها برای نمود یافتن اثرات جهانی شدن است. این فضای مجازی عرصه وسیعی از اطلاعات و نمودهای مختلف معنایی را ایجاد میکند. افراد در مواجهه با این فضا و تکثر منابع در ساخت هویت، دچار تعلیق (به معنی معلق بودن و سردرگمی) می شوند. از بین رفتن زمان و مکان و نقش بیشتر فضا در دنیای مجازی تجلی آشکاری دارد. افراد در مواجهه با این فضای دوم، بنیانهای هویت خود را متزلزل میبینند و دچار تردید و اضطراب میشوند. اگرچه شبکههای اجتماعی مجازی در فرایند ارتباطات میتوانند دارای تأثیرات مثبت و منفی باشند، پژوهش حاضر تنها بر جنبه های بحرانزای این فرایند تأکید کرده است و یکی از آثار فضای مجازی شبکههای اجتماعی را در جوامع، به خصوص جوامع درحال گذار، ایجاد بحران هویت ملی و دینی می داند.
یافته های پژوهش نشان میدهد که براساس یک تقسیمبندی نسلی، نسل سوم بیشترین کاربران فضای مجازی در ایران بوده و بیش از نسلهای دیگر در معرض آثار ناشی از شبکه های اجتماعی مجازی اند. فضای مجازی نوعی از بحران هویت را در میان طیف گستردهای از جوانان به وجود آورده و این بحران هویت در زمینههای فردی ناهمگونیهای هویتی را سبب شده و به نحوی تعادل اجتماعی را متأثر کرده است. همچنین شبکههای اجتماعی مجازی، باعث تغییرات اساسی در نهادهای هویت ساز شدهاند و عوامل معناساز هویتی را دستخوش تغییر نموده اند.
مقالة حاضر، در بخش اول به تبیین رویکردهای نظری و ارائهی مدلهای تطبیقی عرصة تأثیر و تقابل کارکردی الگو در فضای ذهن و عین مخاطب، پرداخته و در بخش دوم به مطالعة موردی در مصداق عروسک باربی میپردازد. در رویکرد نظری، در مقام تأثیر الگو بر مخاطب، به ابعاد مسئله در سه سطحِ مدلِ نظری، تقلیل تئوریک و تحلیل پرداخته می شود؛ در سطح اول تحلیل، کارکرد اساسی الگو، «همزادپنداری» در نظر گرفته شده است، که خود در سطح تحلیل دوم به سه کارکرد «مطلوب آرمانی»، «معیار خوب و بد» و نیز «سبک زندگی»، توسعه مییابد. از منظر تفکیک حوزههای عینیت و ذهنیت نیز، کارکرد شخصیت الگو بر مخاطب، در پنج سطح بینش، دانش، گرایش، روش و کنش، ذکر می گردد. پس از آن «مفهومشناسی متنی و فرهنگی» سه واژة متشابه «اسوه»، «اسطوره» و «قالب» با یک ماتریس تطبیقی و مقایسه ای برای تبیین تفاوت کارکردگرایانه رویکرد تولیدی و شخصیت سازی در نگاه اسلامی و غربی ارائه می گردد. در پایان با توجه به تأثیر متقابل ذهنیت و عینیت از دو منظر حرکت از بعد مادی به بعد ذهنی، و حرکت از بعد ذهنی به بعد مادی، تلاش می شود، حوزة الگوسازی، با مطالعة موردی عروسک باربی، در بستر کلان مفهومی تقابل الگویی تمدنی غرب با تمدن اسلامی، و به ویژه «اسلام هراسی» پس از حادثة یازده سپتامبر، شاهدی بر تعین و تشخص تحلیلی در حوزة الگوها ارائه شود.