فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۲۸۱ تا ۷٬۳۰۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
انقلاب مشروطیت ایران، زمینه شکل گیری نهادهای دموکراتیک را فراهم آورد. یکی از این نهاد ها انجمن بلدیه بود. پس از تصویب قانون بلدیه در مجلس شورای ملی، ساز و کار شکل گیری انجمن بلدیه در شهرهای مختلف فراهم شد. شهر قزوین نیز در دوره اول مجلس شواری ملی از این نهاد برخوردار گردید. درباره شکل گیری انجمن بلدیه قزوین در منابع تحقیقاتی خبر درخور توجهی وجود ندارد و آنچه که تاکنون بیان شده، همراه با حدس و گمان است.
نوشتار حاضر به دنبال بررسی شکل گیری انجمن بلدیه قزوین براساس منابع دست اول و اسناد می باشد.
ایدئولوژی و تاریخ ( خاستگاهها، نگرشها،کارکردها و نمونه ها )
حوزههای تخصصی:
ایدئولوژی مفهومی اختلاف برانگیز هست که برخلاف بسیاری از واژگان بحث انگیز دیگر مانند مردمسالاری یا آزادی کمتر از 200 سال عمر دارد. ایدئولوژی ثمره دگرگونی های اجتماعی، سیاسی و فکری، انقلاب صنعتی در غرب بود. در این دوره با گسترش آموزش و پرورش، توسعه شهرنشینی، گسترش شبکه های حمل ونقل و ارتباطات و نیاز جامعه به مشارکت مردم در امور سیاسی و رشد تفکر سیاسی آنها، نیاز به نظامهای فکری و سیاسی به وجود آمد. جریانهای ایدئولوژیک که از این زمان شکل گرفته بود، در نیمه اول قرن بیستم در اروپا به اوج خود رسید و به صورت ایسم های گوناگون مارکسیسم، ناسیونالیسم، سوسیالیسم، فاشیسم... متجلی گردید. ایدئولوژی در رقابت های سیاسی به عنوان سلاح فکری مورد استفاده قرار گرفت و به صورت شیوه تفکر سیاسی مناسب عصر جدید درآمد. از آنجا که ایدئولوژی بر تحلیلی از گذشته و تاریخ مبتنی بود و دستورالعملهایی برای سیاستگذاری در بر داشت و چون ایدئولوژی در فضایی تاریخی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به ظهور می رسید، نیازی مبرم به تاریخ داشت. بر همین اساس هست که می بینیم هر نوع ایدئولوژی تاریخ نگری خاص خود را دارد. در ایدئولوژی، گذشته و تاریخ به شکلی ارادی و از نظر نیازهای زمان حال، از نو توصیف می شود، به همین سبب است که بیشتر حکومت ها سعی می کنند کنترل کامل گذشته و تاریخ را در دست داشته و پیوسته آن را برحسب مقاصد سیاسی زمان حالشان از نو تعبیر کنند. در این پژوهش سعی شده است ابتدا با دادن تعریفی از ایدئولوژی و سپس بررسی خاستگاههای تاریخی و کارکرد سیاسی ایدئولوژی در غرب به چگونگی رابطه ایدئولوژی و تاریخ بپردازد.
عوامل مؤثر بر مناسبات علویان یمن با خلافت عباسی از 280 الی 444 ه .ق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت زیدی علویان در یمن حدود اواخر سدة سوم هجری شکل گرفت. خلافت عباسی هیچ گاه آن را به رسمیت نشناخت و آن ها نیز خلیفه عباسی را مشروع نمی دانستند. با این حال دو دولت با یکدیگر روابطی داشتند و عوامل متعددی مانند مذهب، جغرافیا، اجتماع و سیاست نیز بر این روابط مؤثر بود. این تحقیق به شکل کتابخانه و با اتکاء به منابع دست اول فارسی و عربی و هم چنین تحقیقات روز محققین جمع آوری شده است. هدف تحقیق، بیان نوع روابط دو دولت و عوامل مؤثر بر این روابط است. تفاوت مذهبی چه تأثیری در روابط دو دولت داشت؟ و یا این که اختلافات قبیله ای بین اعراب شمالی و جنوبی و هم چنین عوامل جغرافیایی و سیاسی، این مناسبات را به چه سوی سوق داد. مذهب به همراه جغرافیا و مبانی اجتماعی، عواملی برهم زننده و موجب واگرائی بودند. اما عامل سیاسی توانست دوسویه عمل کرده و در برخی موارد، موجب نزدیکی دو دولت گردد.
تاریخ نگاری ناسیونالیستی مصری: مطالعه موردی الثورة العرابیة رافعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال 1937م، برای نخستین بار در کتاب الثورة العرابیة، روایتی انقلابی از واقعه ای در گذشته ای نه چندان دور صورت گرفت. این واقعه، جنبش عرابی پاشا و نویسنده آن، عبدالرحمن رافعی بود. بیش از بیست سال از نخستین انتشار متن الثورة سپری نشده بود که خلاصه ای از آن به دست رافعی چاپ شد، اما این بار به نام الزعیم الثائر، احمد عرابی. خیلی زود خوانندگان و حکومت وقت تفاوت کتاب دوم را نه در خلاصه بودن آن، که در نگاه جدید و متفاوت به عرابی دریافتند. چرا رافعی جنبش عرابی را انقلاب متفاوتی روایت کرد؟ و چرا توصیفش را از پیشوای انقلاب دگرگون ساخت؟ معنا و هدف این متون چه بود؟
رویکرد مقالة حاضر برای پاسخ به این پرسش ها، مطالعه شاخصه های تاریخ نگاری دو اثر است. این شاخصه ها در قالب گفت وگوی میان متن با نویسنده و بافت های موقعیتی، اندیشه ای و سیاسی- اجتماعی زمانه ی متن تحلیل می شوند.
خوانش انتقادی و چرایی تولید و تغییر متون تاریخ نگاریِ رافعی- به دلیل تعلق وی به گروه های ناسیونالیستی- تا حد زیادی روشن کننده جریان تاریخ نگاری ناسیونالیستی در مصر سدة بیستم میلادی است. از این منظر، الثورة العرابیة و خلاصه آن، بازتاب خواسته ها و سرخوردگی های تاریخ نگاری ناسیونالیستی سدة بیستم از واقعیت های جامعة عصر خویش است.
واکاوی حاضر نشان می دهد، رافعی متأثر از فضای آزادتر سیاسی دهه 1930م، موقعیت حزب وطنی و اندیشه ناسیونالیستی اش، برای نخستین بار جنبش عرابی را یک انقلاب علیه استبداد و نفوذ اجنبی تعبیر کرد. رافعی در روایتش به خاطر شکست انقلاب و اشغال کشور، با تندی و خشم به عرابی تاخت. بعدها رافعی متناسب با فضای متشنج سیاسی، ناکارآمدی دولت مردان ملی گرا و تحول نیاز سیاسی-فکری مصر به رهبرانی متفاوت در آغازین سال های دهه 1950م، مجبور به تغییر نظرگاه منفی اش نسبت به عرابی شد.
نمادشناسی نقوش جانوری در هنر ساسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲۱
93 - 108
حوزههای تخصصی:
مفاهیم رمزگونه و نشانه های نمادین همواره در هنر ایران شیوه ای موثر در انتقال اندیشه های مذهبی و آئینی مردمان این سرزمین بوده است. یکی از مهمترین و فراوان ترین نقوش نمادین که در دوره ساسانی در کانون توجه هنرمندان قرار گرفت نقش های جانوری هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، مطالعه نمادهای جانوری و تبیین چیستی بنمایه های آن در آثار هنری ساسانی است. این هدف با پاسخ به پرسش های زیر پی گرفته می شود ۱- هر یک از جانوران بازگو کننده چه مفهومی هستند؟ ۲- چه ارتباطی میان نقوش جانوری با مذهب زردشتی دوره ساسانی وجود دارد؟ در این پژوهش آثار هنری این دوره از جمله سنگ نگاره ها گچبری ظروف فلزی و پارچه ها (۸۴ نمونه) در نمودارهای فراوانی مورد بررسی قرار گرفت و در کنار آن استفاده از متون دست اول این دوره به منظور دست یابی به نتایج علمی، مورد توجه قرار گرفت. این پژوهش نشان می دهد که در فرهنگ هنری عصر ساسانی، نمادهای هر یک از جانوران دارای مفهومی ویژه است که مهمترین مضامین آن برگرفته از مفاهیم، مذهبی اسطوره ای کیهانی و همچنین بازتابی از ایدئولوژی سلطنتی دوره ساسانی بوده است.
کمبود موادغذایی و شورش های مردم ایران در سال های جنگ جهانی دوم 1320 تا 1324ش/ 1941 تا 1945م(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بلوچستان در آغاز قرن سیزدهم قمری، کانون بحران های سیاسی و اجتماعی شد. دولت قاجار اقدامات گوناگونی، برای برقراری امنیت و تثبیت حاکمیّت دولت مرکزی در این منطقه انجام داد. این نوشتار با هدف بازشناسی عوامل بحران زا در بلوچستان، می کوشد به روش توصیف تاریخی و اسنادی و با مراجعه به منابع دست اول، به این پرسش ها پاسخ دهد: ناآرامی های بلوچستان از آغاز دولت قاجار تا دوران ناصرالدین شاه چگونه پدید آمد؟ دولت مرکزی ایران برای مهار این شورش ها، به چه اقداماتی دست زد؟ این بررسی نشان می دهد که در اثر کوشش حاکمان ایالت های کرمان و خراسان، سرانجام در دوره ناصرالدین شاه، آرامش نسبی به منطقه بازگشت. دولت انگلستان که این موضوع را به سود خود نمی دید، برای جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در تمامی مناطق بلوچستان، به تعیین خطوط مرزی براساس منافع استعماری خود دست یازید و مرزهای کنونی جنوب شرق ایران نتیجه دخالت های آن کشور است.
تثبیت مرزها و برقراری حاکمیّت ایران بر بلوچستان، در عصر ناصرالدین شاه (1264 تا ۱۲۸۹ق/ 1847 تا ۱۸۷۲م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بلوچستان در آغاز قرن سیزدهم قمری، کانون بحران های سیاسی و اجتماعی شد. دولت قاجار اقدامات گوناگونی، برای برقراری امنیت و تثبیت حاکمیّت دولت مرکزی در این منطقه انجام داد. این نوشتار با هدف بازشناسی عوامل بحران زا در بلوچستان، می کوشد به روش توصیف تاریخی و اسنادی و با مراجعه به منابع دست اول، به این پرسش ها پاسخ دهد: ناآرامی های بلوچستان از آغاز دولت قاجار تا دوران ناصرالدین شاه چگونه پدید آمد؟ دولت مرکزی ایران برای مهار این شورش ها، به چه اقداماتی دست زد؟ این بررسی نشان می دهد که در اثر کوشش حاکمان ایالت های کرمان و خراسان، سرانجام در دوره ناصرالدین شاه، آرامش نسبی به منطقه بازگشت. دولت انگلستان که این موضوع را به سود خود نمی دید، برای جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در تمامی مناطق بلوچستان، به تعیین خطوط مرزی براساس منافع استعماری خود دست یازید و مرزهای کنونی جنوب شرق ایران نتیجه دخالت های آن کشور است.
تحلیل مبانی نظری و رویه سیاستگذاری برای انتقال اجباری ایلات و عشایر در دوره پهلوی اول بر پایه اسناد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف ازاین پژوهش تحلیل بنیادهای فکری و روش سیاستگذاری برای انتقال اجباری ایلات و عشایر در دوره پهلوی اول است .
روش/رویکرد پژوهش: روش این پژوهش توصیف و تحلیل موضوع برپایه اسناد و منابع دست اول و کتابخانه ای می باشد.
یافته ها ونتایج: دولت شبه مدرن پهلوی درصدد دگرگون سازی سنن و روشهای زندگی ایلات و عشایر برامد زیرا سبک زندگی ایلات و عشایر مانند کوچ روی در تعارض با هدف دولت درهمسان سازی و نوسازی و تقویت مبانی وحدت ملی بود. سه نهاد سلطنت، مجلس شورای ملی و هیات وزرا از نهادهای تصمیم گیرنده برای جامعه عشایری بودند که با ارائه لوایح و بخش نامه های دولتی به برنامه ریزی برای انتقال اجباری ایلات و عشایر به نام اسکان پرداختند. اما، این سیاست به نتایج وخیمی برحیات اقتصادی و اجتماعی جامعه عشایری انجامید
شکل گیری مقام شیخ الشیوخی و کارکردهای آن در عصر سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدرت گیری سلجوقیان و گسترش قلمرو آ ن ها در ایران، عراق و شام با فعالیت های پر دامنه ی مبلغان، داعیان و هواداران فاطمیان مستقر در مصر مصادف شد که اساس خلافت عباسی و حکومت سنی سلجوقی را تهدید می کرد. به دلیل اعتقاد غالب صوفیه در مخالفت با اسماعیلیه، حمایت همه جانبه ی سلجوقیان از صوفیان و پشتیبانی متقابل ایشان از حکومت سلجوقی و نقشی که صوفیه می توانست در مقابله با اسماعیلیان ایفا کند، خلافت عباسی برای همکاری با سلاجقه، مقامی رسمی برای صوفیه در بغداد، مرکز خلافت عباسی، ایجاد کرد. شیخ الشیوخ را خلیفه تعیین می کرد و تا اواخر قرن ششم ه.ق به مرشد رباط شیخ الشیوخ بغداد این مقام اعطا می شد. این مقام جایگاهی والا در خلافت عباسی داشت و به عنوان مقامی رسمی، در جریانات و رویدادهای سیاسی این عصر نقش آفرینی می کرد.
فراز و فرود حزب جماعت اسلامی پاکستان (با تاکید بر اندیشه های ابوالعلاء مودودی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تشکیل کشور مسلمان نشین پاکستان در شبه قاره، تلاش های اسلام گرایانه برای تشکیل حکومت اسلامی در این کشور گسترش یافت. از جمله مهم ترین اندیشمندان در این زمینه ابوالعلاء مودودی است که با انتشار آثار متعدد نقش موثری در شکل گیری فضای سیاسی این کشور تازه تاسیس ایفا نمود و با تشکیل حزب جماعت اسلامی، تلاش برای کسب یا مشارکت در قدرت را آغاز نمود.بررسی اندیشه و تجربه های این حزب می تواند تصویر روشنی را از موقعیت احزاب و جنبش های اسلام گرا ارائه نماید، امری که در این مقاله تلاش می شود با تمرکز بر اندیشه های ابوالعلاء مودودی و به روش تحلیل محتوای آثار او مورد بررسی قرار گیرد.
نتیجه کلی آن که با توجه به اینکه ایده های نخبه گرایانه مودودی مورد توجه عامه قرار نگرفت و از سوی دیگر به منظور کسب حمایت توده، این تشکل سیاسی در مواردی از ایده های جنبش گرایانه و انقلابی خود فاصله گرفت و به شکل حزبی کلاسیک سامان یافت، از ایده تربیت نیرو برای انقلاب اسلامی فراگیر به ایده پذیرش امر واقع و بازی در چارچوب قواعد سیاسی حاکم فرود آمد.
محدوده جغرافیایی و جایگاه سیاسی هیرکانیه در دوره هخامنشیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جغرافیا نقش مهمی در تاریخ هر سرزمین دارد و تاریخ هر سرزمین و ناحیه، بستگی زیادی به موقعیت و مکان
جغرافیایی آن دارد. از این رو، می توان ادعا کرد که هر یک از بخش های مختلف ایران، به دلیل قرار گرفتن در
یک موقعیت جغرافیایی متفاوت و داشتن شرایط آب هوای خاص، جایگاه ویژه و اهمیت زیادی دارند. و هر
یک از این نواحی توانسته اند، به سهم خود، نقش مهمی در تحولات سیاسی کشور داشته باشند. سرزمین
گرگان امروز، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، در طول تاریخ ایران، خصوصاً تاریخ ایران باستان، اهمیت و
نقش مهمی در تاریخ و تحولات ایران داشته و در منابع به کرّات از آن نام برده شده است. تا کنون پیرامون حصار
دفاعی گرگان در زمان ساسانیان در این منطقه بحث های زیادی شده است، اما در رابطه با جایگاه سیاسی
هیرکانیه و نقش جغرافیا در تحولات تاریخی این سرزمین در زمان هخامنشیان کار مستقلی انجام نشده است؛
لذا در این پژوهش می کوشیم که با استفاده از شیوة پژوهش های تاریخی و با استفاده از متون کهن تاریخی و
شواهد باستان شناسی به بررسی موقعیت جغرافیایی هیرکانیه و تاثیرات آن در اهمیت و جایگاه سیاسی این
سرزمین در دوره هخامنشیان بپردازیم.
خلیفه کشی در صدر اسلام؛امویان و موضعگیری در برابر قتل خلفای راشدین (40-23ه . ق)
حوزههای تخصصی:
قتل عمر، امام علی(ع) و عثمان پیامدهای مختلفی برای جامعه ی اسلامی به همراه داشت؛ خصوصاً خلیفه ی سوم که حکومت اسلامی پس از کشته شدنش، در همان آغازین دهه-های کار خود، با دسته بندی ها و درگیری های داخلی روبرو شد. قتل عثمان، خلیفه ای که گمان می رفت با کشته شدنش اتّفاقات کمی به بهانه ی خونخواهی وی بیفتد، با دسیسه گری های خاندان اموی فتنه ای برپا کرد و بهانه ای شد برای مقابله با حکومت امام علی(ع) که بدنبال بازگشت به سیره ی پیامبر(ص) بود. از آن سو پس از قتل امام علی(ع) نیز، اوضاع جهان اسلام مجدّداً با دسیسه گری های حزب اموی به رهبری معاویة بن ابوسفیان دستخوش دگرگونی های متفاوتی شد. امّا امویان قبل از این و در فعل و انفعالات پس از قتل عمر چهره ی دیگری داشتند. عثمان که قبل از رسیدن به خلافت، از ملامت گران عبیداللّه بن عمر بواسطه ی کشتن سه نفر از موالیِ مظنون به شرکت در قتل خلیفه بود، هنگامی که به قدرت رسید با تساهل از کنار این مسئله عبور کرد. در این نوشتار برآنیم؛ با تکیه بر منابع دست اوّل این موضوع را مورد بررسی قرار دهیم؛ نحوه ی برخورد امویان با موضوع قتل خلفای راشدین و چرایی موضعگیری های متفاوت آنها در قبال این قتل ها چه بود؟ می توان گفت امویان در قبال این قتل ها، با توجّه به سود و زیان سیاسی خود تصمیم گیری کرده و تلاش کردند از ماجراهای پس از قتل خلفا برای قدرت-گیری خاندان خود استفاده نمایند.
آشفتگی در مفهومِ ""متنِ تاریخنگارانه"" و نقشِ حیث التفاتی در ایضاحِ این مفهوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدمِ وجودِ تصوری روشن از مفهومِ ""متنِ تاریخنگارانه""، نظریه پردازی و مفهوم سازی را در حوزه ی نظریِ تاریخ و شعبات آن، دچارِ صعوبت نموده است. این معضل همچنین، پژوهشگرانِ حوزه ی تاریخِ تاریخنگاری را در تشخیص و بررسیِ مصادیقِ متونِ تاریخگارانه، درگیرِ اشکال و تشتت کرده است.
برای پاسخگویی بدین مشکل، این گونه فرض شد که گونه هایی از آثارِ مکتوب موجود است که بر سر تلقیِ آنان به عنوانِ متنِ تاریخنگارانه، اجماعی نامصرح وجود دارد. این آثار، ""متونِ الگو"" نامیده شدند. سپس کیفیتِ معیارِ حیث التفاتی در این متون، ملاکِ بررسیِ هویتِ منابع قرار گرفت. برخی مقتضیاتِ تاریخی و همچنین آموزه های فلسفه علم، توجیه کننده ی به کارگیریِ معیار حیث التفاتی در این نقش می باشند. حیثِ التفاتی و کیفیتِ این معیار(مؤلفه) در متونِ الگو، بدین گونه است؛ حیث التفاتی، متناظر با ذهنیتِ محقق از مسئله و چگونگی معرفت بخشی بدان تلقی شد؛ مسئله ی مورخ، کشفِ چگونگیِ رخ دادنِ یک رویداد و پاسخ، تبیین و توجیهِ این مسئله، در بازنماییِ رخداد، در قالبِ روایتی تاریخی تلقی گردید. کیفیتِ حیث التفاتی، در متونی همچون طبقات، اموال،خراج، سفرنامه، زندگینامه، انساب و مزارات، متفاوت از متونِ تاریخگارانه و نتیجتاً هویتِ این آثار، ناهمسان با متون تاریخنگارانه ارزیابی شد.
جستاری تاریخی در آیین های سلطانی دولت بویهیان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در سده چهارم هجری، آل بویه ایرانی تبار موفق شدند گستره وسیعی از سرزمین های عباسی را به اطاعت خود در آورند. ریشه ایرانی این سلسله، به همراه روح حاکم بر جغرافیای ایران آن روزگار که بخشی از جریان شعوبی گری را در ضمن بازگشت به عصر سلطانی ایرانیان نمایندگی می کرد، دست مایه ای شد تا فضای حکمرانی حتی در عراق، نمایی ایرانی به خود ببیند. گواه این امر، رسومی دولتی بود که بازنمایی از آیین های کهن شاه و دربار در ایران باستان و نمایشی از پیوندهای بویهیان با گذشته شاهی ایران بود.این مقاله، تکاپویی بر شناسایی مراسم آیین های دولتی دیلیمیان و در حقیقت، چشم اندازی بر پیوست این امارت به سلسله های ایران باستان است. مراسم سلطانی ضمن پیوستگی آشکار با سیستم حکومتی، اوضاع زمانه بویهیان را به شیوه وصفی بررسی می کند. مقاله حاضر بر آن است، تمامی مراسم دولتی بویهیان را ضمن ارائه در قالب گردآمده ای آیینی در کنار جایگاه اندیشه شاهی در سلسله ای با اندیشه ترکیبی ایرانی شیعی به پیشخوان اندیشه پژوهش گران آل بویه بسپارد.
تحولات تاریخی و جایگاه استراتژیکی، نظامی و اقتصادی هیرکانیا در عصر هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرزمین هیرکانی در گوشه ی جنوب شرقی دریای کاسپین، ازجمله ایالت های مهم در دوران باستان بوده است که از همان ابتدا دستیابی به آن برای قدرت های بزرگ ایرانی حیاتی بود و برای تثبیت قدرت و حفظ قلمرو از تهاجمات بیگانه ضروری قلمداد می شد. اهمیت استراتژیک ورکانا (هیرکانیا) و به ویژه استقلال نظامی و اهمیت سازمان ارتش این سرزمین برای هخامنشیان به گونه ای بود که آن را می توانیم دروازه ی دفاعی مقابل یورش اقوام مختلف و پایگاه و پادگان نظامی بدانیم که حتی هخامنشیان از آن برای سازماندهی و مقابله با دشمنان غربی و رتق وفتق امور مرزهای غربی بهره می بردند. در وهله های مختلف زمانی، گاه این ایالت با ایالت پرثوه ادغام می شد و تحت یک ساتراپی قرار می گرفت و گاه به طور مجزا ساتراپی مستقلی را تشکیل می داد. هنگامه ی این ادغام و یا گسست از مسائل مهمی است که اختلاف نظرهایی را بین پژوهشگران ایجاد کرده است و می تواند حاکی از تحولات تاریخی سرزمین مذکور در دوران هخامنشی باشد. با توجه به اینکه از طریق بررسی نقش منطقه ای، کارکرد نظامی و عملکرد اقتصادی ساتراپ های مختلف می توانیم با نگرش همه جانبه اوضاع سیاسی، نظامی و اقتصادی دولت های باستانی را دریابیم، در این پژوهش به یاری اسناد و مدارک تاریخی و یافته های باستان شناسی کوشیدیم زمان ادغام دو ایالت ورکانا و پرثوه و استقلال آن ها در دوره های مختلف عصر هخامنشی را مورد بررسی قرار دهیم و اهمیت ورکانا ازجنبه ی نظامی، استراتژیک و اقتصادی برای دولت هخامنشی و نقش این ایالت در پیشبرد اهداف هخامنشیان را در عرصه ی نظامی و سیاسی بررسی و معلوم کنیم.
مطالبات اجتماعی و فرهنگی زنان در دورة مشروطه تا سلطنت رضاشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نویسندگان مقاله حاضر درصدد هستند تا موضوع خواسته های اجتماعی و فرهنگی زنان (مانند آموزش و پرورش، ارتقای سطح بهداشت عمومی، جلب رضایت دختران به هنگام ازدواج، شروط ضمن عقد، و سپردن مدیریت امور بانوان به خود آن ها) را از دوران مشروطه تا مقطع سلطنت رضاشاه بررسی کنند. در این مقاله استدلال شده است که، برخلاف تصور رایج، زنان ایرانی حتی در مقطع بعد از کودتای سوم اسفند و حکومت رضاشاه هم تلاش داشتند مطالبات خود را بر اساس بازتفسیری از آن چیزی استوار کنند که به مثابه عرف و عادت در بین مردم رایج بود و بیش تر درصدد بودند رفتار مردم عادی با زنان را، که توأم با خشونت و نادیده گرفتن حقوق ایشان بود، اصلاح کنند نه این که لزوماً امری را ترویج کنند که مغایر با موازین فرهنگ مسلط برخاسته از احکام مدنی شرع باشد. فرضیه مقاله حاضر این است که مبانی حقوق مدنی مدنظر زنان، از جمله نکاح و طلاق و ارث و مالکیت، عمدتاً برگرفته از احکام شرعی بوده است که در دوره دوم سلطنت رضاشاه، برخلاف گذشته، از حالت تشتت خارج شد و جنبه قانونی به خود گرفت.
تأسیس انجمن های خیریه و مدارس ایرانی در عشق آباد و تاشکند در دوره قاجار 1325 ق تا 1345 ق/1907 تا 1927م(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، نقش انجمن های خیریه و مدارس ایرانی که در اواخر دوره قاجار برای ترویج زبان و ادب فارسی در آسیای مرکزی، شهرهای عشق آباد و تاشکند، شکل گرفتند بررسی می شود. در اواخر دوران قاجار، به علت وضع بد اقتصادی تعداد کثیری از ایرانیان، به ویژه اقشار ضعیف و فاقد تخصص، به خارج از مرزها، خصوصاً آسیای مرکزی مهاجرت کردند. در راستای این مهاجرت، تجار و مسئولان تدابیری برای سازمان دادن و رسیدگی به امور مهاجران ترتیب دادند و اقدام به تشکیل انجمن های خیریه کردند. تجار و بازرگانان ایرانی برای کمک به فقرا و اقشار کم درآمد، موفق شدند با کمک های مالی خود، در این شهرها انجمن های خیریه ای تشکیل دهند تا اطفال فقرا بتوانند به تحصیل بپردازند. حال این سوال مطرح می شود که مدارس و انجمن های خیریه تشکیل شده، تا چه اندازه در ترویج زبان و ادب فارسی در آسیای مرکزی تأثیرگذار بوده است؟ فرضیه این است که این انجمن های خیریه، مدارسی برای اطفال ایرانیان تأسیس کردند و هزینه آن ها را متقبل شدند و آنان نقش مهمی، در ترویج زبان و ادبیات فارسی و تعلیم و تربیت ایرانیان مهاجر بر عهده داشتند.
مناسبات سیاسی حکومت شیعی بنی مرداس با فاطمیان و سلجوقیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال چهارم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱۴
121-141
حوزههای تخصصی:
در اوایل قرن پنجم هجری با تضعیف دولت حمدانیان در حلب، امیر بنی مرداس با بروز خلاء قدرت موفق به تاسیس حکومت بنی مرداس(414-472ق) در این شهر گردید. شهر حلب به لحاظ موقعیت سوق الجیشی و نظامی برای فاطمیان، بیزانس و سلجوقیان در قرن پنجم هجری جایگاه و اهمیت بسزایی داشت. یافته های پژوهش حاکی از این است که امرای بنی مرداس با تدابیر سیاسی علیرغم حملات مکرر فاطمیان موفق شدند قدرت خود را در حلب حفظ نمایند؛ اما با ورود ترکمانان به شام، سلاطین نخستین سلجوقی با تصرف این شهر توانستند از یک سو تلاش های بیزانس برای نفوذ در منطقه شمال شام را خنثی کرده و از سوی دیگر فاطمیان را تحت فشار قرار دهند. با این اقدامات سلاجقه در حلب، دولت بنی مرداس بیش از پیش رو به افول نهاد و سرانجام توسط سلجوقیان منقرض گردید. این پژوهش با روش کتابخانه ای و با استناد به منابع اصلی درصدد است به مناسبات سیاسی و برخوردهای این دولت با فاطمیان و سلجوقیان بپردازد.