یکی از ضوابط ساخت شهرها در عصر باستان، انتخاب محل مناسب احداث شهر بود. چنین محلی می بایست دارای آب فراوان، خاک حاصل خیز، اقلیمی مناسب و دور از عوامل بیماری زا می بود؛ به طوری که سیل گیر و زلزله خیز هم نباشد. همچنین، می بایست در مسیر راه های تجاری بوده، دفاع از آن هنگام حمله دشمن امکان پذیر می بود.اکنون پرسش این است که چنین ضوابطی در انتخاب محل و ساخت شهری به نام جندی شاپور که بنای آن به شاپور یکم ساسانی منسوب است، وجود داشته است؟ به عبارتی دیگر، آیا شاپور که مصمم شد این شهر را بسازد، از مردم منطقه و آگاهان دربار خویش درخصوص اقلیم بسیار گرم خوزستان پرسش ننمود؟ بویژه که گویا شهر را برای سکونت همسر خود، دختر امپراتور روم ساخته بوده است.البته، بنای آن شهر بسیار کهنتر از عصر ساسانیان بوده و شواهدی در دست است که در عصر ایلام، شهری مهم بوده است. نام کهن شهر جنتاشاپیرتا یا جنتاشاپیر، نامی هندی است که اشاره به توطن هندیان و نامگذاری شهر توسط آنان دارد. نظر به آنکه هندیان، بویژه بزرگان و فرهیختگان، آگاهی هایی در خصوص پزشکی، داروسازی، نجوم و فلسفه داشته اند، احتمالا بنای شهری علمی توسط آنان پایه گذاری شده که با مهاجرت علمای یونانی و رومی، پذیرای آنان شده است.البته، شباهت نام جنتاشاپیر که با جایگزینی واژگان، به جنداشاپور مبدل می شود و نیز شباهت نام اخیر به گنده شاپور یا گندی شاپور، می تواند معرف دو شهر با نامی نسبتا یکسان باشد. شایبه وجود شهر کهن جندی شاپور، در محل روستای شاه ابوالقاسم که مقبره یکی از مریدان شیخ اسماعیل قصری به نام شیخ ابوالقاسم بوده است، از آن جا ناشی می شود، که مرحوم سیدمحمد علی مرتضوی در سال 1316، در محل بقعه این عارف کتیبه ای مشاهده کرد که بر آن ابیاتی منسوب به یعقوب لیث حک شده بود و چون یعقوب در جندی شاپور وفات یافته بود، پس جندی شاپور می بایست در محل روستای شاه ابوالقاسم واقع شده باشد، اما بررسی دقیق منابع، حاکی از این است که گویا تنها یک شهر می توانسته جندی شاپور کهن باشد و آن هم شوشتر است، که در طی تاریخ طولانی اش به نامهای اَوان، تیشتر، تشتر، تستر، شاپورگرد، گندشاپور و گندی شاپور خوانده شده است.
روحانیت شیعه در تاریخ ایران ضمن عدم وابستگی به قدرت حاکم، همواره دادخواه مردم از ستمگران بوده و در نهضتهای آزادیبخش و استقلالطلب نیز نقش فعال و پیشرو داشته است. شرکت آیتالله سیدمحمد مجاهد در جنگهای ایران و روس، تاثیر غیرقابل انکار مرحوم حاج ملاعلی کنی و میرزای شیرازی در ابطال قراردادهای اسارت بار رویتر و رژی، شروع نهضت عدالتخانه توسط شیخ فضلالله نوری و مبارزات ضداستبدادی - استعماری شهید مدرس و امام خمینیره و مبارزات آزادیخواهانه شهید میرزاکوچک خان جنگلی در گیلان و شیخ محمد خیابانی در تبریز تنها گوشهای از این کارنامه است.
مهم ترین کارکرد احزاب فرمایشی در جوامع تحت سلطه حکومت های استبدادی «ضد حزب» بودن آنهاست؛ به گونه ای که جامعه را از دستیابی به کارویژه های واقعی حزب محروم می سازد و در عین حال فضا و ذهنیت سیاسی جامعه را فریب می دهد تا یا از مطالبات حزب خواهی خود دست بردارند یا آن را محقق شده فرض کنند. اما حزب رستاخیز ایران، که در اواخر سلطنت پهلوی دوم به وجود آمد، علاوه بر آن، کارکردهای دیگری را نیز برای حکومت استبدادی شاه به همراه داشت؛ از جمله اینکه قرار بود بر شکست انقلاب سفید شاه به شکل نرم و ماهرانه ای سرپوش گذارد و همچنین با ترویج اندیشه ظل ا لهی شاه، ایدئولوژی شاهنشاهی را تعمیق و گسترش دهد. در نوشتار حاضر پس از مروری بر کلیات اصول و فلسفه تحزب، نحوه تاسیس و فعالیت حزب رستاخیز ایران براساس آن اصول بررسی شده است.
زندان یکی از سخت ترین و خوفناک ترین مجازات هایی بود که در دوره عباسیان برای مخالفات حکومت در نظر گرفته می شد. همه افرادی را که به دلایل گوناگون مورد خشم و غضب خلیفه یا وزیر وی قرار می گرفتند، می توان مخالفان حکومت به حساب آورد؛ اما نزدیکان و بستگان خلیفه، خلیفه زادگان و خلفای معزول، برخی از وزرا و کارگزاران دولتی، علویان، شورشیان، قرامطه و زنادقه بیش از دیگران در معرض حبس و شکنجه قرار داشتند. در بند کشیدن این افراد نیازمند تشکیل دادگاه و حکم قاضی نبود و اراده خلیفه برای حبس هر کس و اعمال هر گونه شکنجه علیه وی کفایت می کرد. ظهور گونه گونه شکنجه های جسمی و روحی و محرومیت زندانی از همه حقوق انسانی و اجتماعی از ویژگی های زندان در این دوره است. این شکنجه ها هیچ تناسبی با آنچه در روایات و احادیث و نیز فتاوی مذاهب مختلف، درباره خوش رفتاری با زندانیان و تحریم تعذیب و تضییق آمده است، ندارد. در این مقاله ضمن معرفی برخی از دهشتناک ترین زندان ها و نیز گروه هایی که بیش از دیگران در معرض گرفتار شدن در زندان بودند، به چگونگی رفتار با این زندانیان و برخی از شکنجه هایی که بر آنها روا داشته می شد و نیز انطباق آن با احکام شرعی، پرداخته شده است.
انقلاب اسلامی ایران در سطوح جهانی و منطقه ای تاثیرات فراوانی داشته است. تحلیلگران در این زمینه چهار تاثیر عمده را برشمرده اند: بازتاب ملموس و چشمگیر، تقویت و شتاب بخشیدن به جریانهای سیاسی اسلامی، برانگیختن ایدئولوژی و تفکر سیاسی اسلامی و فراهم شدن بهانه برای برخی از حکومتها در سرکوب جنبشهای اسلامی مخالف.
در میان کشورهای منطقه لبنان مناسب ترین محل برای پذیرش اندیشه های انقلابی است. با وجود طوایف متعدد در جامعه پیچیده ای همچون لبنان، هر طایفه جهت اعمال نفوذ خود نیازمند توان ذاتی طایفه و همچنین حمایت یک قدرت خارجی می باشد . این در حالی است که شیعیان لبنان در طول تاریخ، هیچ یک از عوامل مورد نیاز برای اعمال قدرت در جامعه لبنان را در اختیار نداشتند. علی رغم تلاشهای امام موسی صدر در فراهم نمودن ابزارهای کسب قدرت شیعیان، مشکلاتی همچون جنگ داخلی و ناپدید شدن ایشان باعث شد تا شیعیان مجدداً در قدرت یابی دچار نقیصه شوند.
این وقایع مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی رخ داد و این تقارن آنها را به آینده امیدوار کرد. نگارندگان این مقاله در پی آن هستندکه مشخص کنند انقلاب اسلامی چه تاثیراتی در برآوردن عوامل قدرتمندی شیعیان لبنان داشته است؟
هجوم مغول در قرن 7 ه.ق، تاثیرات عمیقی بر جامعه ایران برجای نهاد. گذشته از تاثیرات سیاسی و نظامی حمله مغول، که در خصوص آن، کتب ،مقالات و رساله های متعددی به رشته تحریر در آمده است. تاثیرات فرهنگی این هجوم نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، که دراین میان، ادبیات به واسطه اتکا به منابع غنی این دوران از جایگاه والایی برخوردار است. در این مقاله سعی برآن است که با توجه به تراوشات ظریف شعرا و ادبای ایران عصر مغول، واقعیت اجتماعی و اوضاع جامعه از خلال ابیات و سطور نوشته های آنان باز آفرینی گردد.
این مقاله به بررسی آراء جیامباتیستا ویکو در مورد ماهیت تاریخ و شیوﮤ درست دستیابی به شناختِ از آن می پردازد. ویکو درصدد تأسیس نوعی «الهیات منطقی مدنی مشیّت الهی» است و این مقاله با مراجعه به آثار اصلی او و نیز بهره گیری از آراء شارحانش نشان خواهد داد که او در محل برخورد دو امتداد نظری، یکی معرفت شناختی و دیگری هستی شناختی، در باب تاریخ قرار دارد. او معتقد است که «مشیّت الهی» بر تاریخ حاکم است، اما لزوماً انسان مسلوب الاختیار نیست، بلکه فعالانه و البته در درون طرح خداوند حاضر است و مشارکت دارد. نظریه مشهور او در باب تحول سه مرحله ای تاریخ، از «الهی» به «قهرمانی» و سپس به «مدنی» که بعدها مورد استفادﮤ اگوست کنت قرار گرفت، محصول همین فکر است. از حیث روش شناختی نیز ویکو گزارﮤ «ساختن، معیار حقیقت است» را جایگزین اصل دکارتیِ «معیار حقیقت، وضوح و تمایز است» کرد، و بدین ترتیب، یقینی ترین علم را نه ریاضی، بلکه تاریخ می داند. از نظر ویکو ماهیت تاریخ، انسان ساخته است، بنابراین، وی در گرایشی آشکار به لاک روش درست شناخت تاریخ را بررسی ساخته های انسانی می داند و میان ساخته های انسانی نیز تولیدات فرهنگی مانند هنرها، اسطوره ها، افسانه ها، حکایات، اشعار و آنچه را که در تاریخ نگاری سنتی «خرافه» دانسته می شد، ارزشمند و مهم قلمداد می کند. استدلال ویکو در مورد تمایز میان شناخت از «طبیعت» و «تاریخ» به مبنای اولیه ای برای بحث های بعدی فیلسوفان نوکانتی بر سر «علوم انسانی» و تاریخی از علوم طبیعی بدل شد.
از روزهای نخستین حیات بشر ، همواره اقلیت ها و اکثریت هایی در تمام تمدن ها وجود داشته اند. تمایز میان آن ها تقریباً بر اساس نژاد، دین و سایر تفاوت ها بوده است. با نگاهی دقیق به تاریخ، می توان مشاهده نمود که واکنش اکثریت به اقلیت ها یکسان نبوده و از مهمان نوازی گرم تا ستم و سخت گیری بر اقلیت ها وجود داشته است.
ایران مکانی است مملو از ادیان مختلف و نژادهای گوناگون. در زمان صفویان شیعه گری به قدرت رسید و کاملاً توسط شاهان صفوی و دربار آن ها تقویت شد. روحانیان شیعه می توانستند شاهان را به اجرا کردن قوانین شریعت اسلامی تحریض و کشور را بر این مبنا اداره کنند. در عهد سلطنت صفوی برخی حوادث غم انگیز برای اقلیت هایی مانند یهودیان ، زردشتیان و مسیحیان رخ داد که بیش از 2000 سال در سرزمین ایران زندگی کرده بودند .
در این نوشته تلاش شده تا به بررسی عمومی شرایط زیست اجتماعی یهودیان و زردشتیان در عهد صفوی بپردازیم. این نوشته از ویژگی های بارزی برخوردار است ؛ مانند: تاریخ عمومی زندگی جامعه یهودیان و زردشتیان ایران، حکایات جالب از زندگی یهودیان و زردشتیان عهد صفوی، و بررسی تطبیقی یهودیان و زردشتیان ایران عهد صفوی با یهودیان عثمانی و زردشتیان هند.
چکیده درباره افول تمدن اسلامی تاکنون مقالات و کتب متعددی به رشته تحریر درآمده است و نویسندگان سعی کرده اند بر اساس مبانی فکری و انگاره های ذهنی خویش علل این افول را بررسی کنند.یکی از برجسته ترین این متفکران شکیب ارسلان(1286-1366)بود که بر خلاف جریان های بنیادگرا و غربگرا،گرایش نوگرایی اسلامی داشت و سعی کرد در آثارش به خصوص کتاب«لماذا تأخر المسلمون و لماذا تقدم غیرهم» به این سئوال تاریخی مهم جواب دهد که چرا مسلمانان در عرصه تمدن از غیر مسلمان عقب ماندند.او پس از سفرهای فراوان به کشورهای مختلفی مثل آمریکا،شوروی سابق و اسپانیا راز عقب ماندگی را در دو عامل داخلی و خارجی جستجو کرد که مهمترین عوامل داخلی از نگاه وی جهل،علم ناقص،فساد اخلافی ،ترس و نومیدی و استبداد بود.ارسلان از تأثیرات و نفوذ کشورهای غربی در قالب های سیاسی،اقتصادی و تبشیری و نیز همجواری کشورهای اسلامی با کشورهای استعمارگر به عنوان عوامل خارجی در انحطاط تمدن اسلامی یاد کرده است در این مقاله به روش توصیف همراه با تحلیل و با تکیه بر آثار شکیب ارسلان درصدد پاسخ به علل افول تمدن اسلامی از دیدگاه این دانشمند هستیم. واژگان کلیدی:شکیب ارسلان،انحطاط تمدن اسلامی،استبداد،فساد اخلاقی#,
غوریان (543-612ق) در مدت کوتاهی توانستند حکومت مقتدری را در بخش وسیعی از سرزمین های اسلامی تشکیل دهند. جد اعلای غوریان شنسب نام داشت. گفته شده وی در زمان علی بن ابی طالب (ع) به حضور ایشان رسید و اسلام آورد، اما پذیرش آیین اسلامی از سوی مردم غور در زمان سلطان محمود غزنوی بوده است.اوج اقتدار این سلسله در زمان سلطان غیاث الدین محمد (551- 599ق) و برادرش سلطان معزالدین (599- 602ق) بود که پیشرفت بزرگ اقتصادی و فرهنگی دولت غور نیز مربوط به این دوره است.معاصر بودن غوریان با حکومت هایی چون غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان همواره موجبات برخوردهای سیاسی و نظامی این خاندان را با حکومت های یاد شده فراهم می نمود. پس از مرگ معزالدین غوری سلسله غوریان اقتدار پیشین خود را از دست داد و رو به تجزیه نهاد و حاکمان محلی دم از استقلال زدند و در این بین سلطان محمد خوارزمشاه از موقعیت استفاده نمود و سلسله غوریان را در خراسان و ماوراالنهر سرنگون ساخت.
بنی امیه در جنگ جمل، درکنار ام المؤمنین عایشه، طلحه بن عبیداللّه و زبیر بن عوام، رو در روی سپاه خلیفه ی وقت، علی (ع)، ایستادند. گرچه در منابع تاریخی و روایی تصریح شده است که عایشه، طلحه و زبیر در شورش علیه عثمان نقش مهمی ایفا کردند، کمتر کسی درصدد برآمده است نحوه ی پیوستن بنی امیه به اصحاب جمل را بررسی کند. در این پژوهش می خواهیم چگونگی در کنار هم قرار گرفتن بنی امیه و اصحاب جمل را بیان کنیم و به پژوهشی درخصوص ایفای نقش معاویه در فتنه ی جمل بپردازیم.