تصوف یکی از جریان های فکری و اجتماعی جوامع مسلمان است که شیوه تفکر و سبک زندگی متفاوتی را ترویج می کند. با آنکه مبانی زهدگرایانه تفکر تصوف عمدتا در پی پرهیز از دنیا و امور دنیوی است، ضرورت تأمین معاش صوفیان و برآورده کردن هزینه های مهم ترین نهاد صوفیه، خانقاه، صوفیان را بر آن داشت به روش های گوناگون دست به تأمین هزینه های مورد نیاز خویش بزنند. علی رغم اینکه تصور می شود حمایت های سازمانی مانند وقف و منابع دولتی پشتوانه اقتصادی طریقت های تصوف بوده است اما منابع معیشتی آنان قبل از تثبیت جماعت های صوفی در قالب طریقت ها تا قرن ششم هجری هنوز به طور مستقل موضوع پژوهشی قرار نگرفته است بنابراین با فرض تطابق شیوه های معیشتی صوفیان با نظام فکری تصوف، می توان پرسید انواع شیوه های غیرسازمانی تأمین نیازهای معیشتی صوفیان از قرن پنجم تا هفتم هجری در ایران قرون میانه چگونه بوده است؟ دستاورد تحقیق که به روش تاریخی انجام شده است نشان می دهد در کنار منابع سازمانی مانند وقف و عطایای حکومتی، منابع معیشتی صوفیان تحت تاثیر ارزش های دنیاگریزانه تفکر صوفیانه شامل شیوه های مختلفی مانند فتوح، نذور، توکل، هدیه، دریوزگی، زنبیل گردانی می شد که به نظر می رسد میراث سبک زندگی و معیشت اخوانی صوفیان پیش از گسترش خانقاه ها و شکل گیری طریقیت های صوفیان بوده است.
در جنگ جهانی اول، مناطق غربی ایران به علت موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود به محل رویارویی و برخوردهای نظامی و سیاسی دولت های متفق و متحد تبدیل شدند؛ این مناطق با امپراتوری عثمانی هم مرز بودند و در منطقه نفوذ دولت روسیه قرار داشتند. در پژوهش حاضر، پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جنگ جهانی اول بر این منطقه بررسی شد. براساس یافته های این پژوهش، جمعیت بسیاری از این منطقه بر اثر برخوردهای نظامی، گرسنگی، قحطی و بیماری های ناشی از جنگ کشته شدند. شهرها به پایگاه نظامی قدرت های متخاصم تبدیل و پایه های اجتماعی و اقتصادی این منطقه همانند نهادهای اجتماعی شهری و کشاورزی نابود شدند. نابودشدن نظارت حکومت مرکزی، پایمال شدن اقتدار حاکمان محلی و نابودشدن ثبات سیاسی از دیگر پیامدهای این جنگ بودند.
مشروطه شناسی در شرایط فعلی به عنوان یک نیاز مطرح شده است. رخداد مشروطه از جهات گوناگونی نیازمند تامل و نقد می باشد تا شناخت تحولات تاریخی این مرز و بوم در دوران معاصر، واقع بینانه گردد. شناسایی تاثیرات این انقلاب و فراز و فرود آن در گرو رفع ابهاماتی است که انحراف در تحلیل آن را موجب گردیده است. در این گفت وگو جناب آقای دکتر داریوش رحمانیان، عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران، این نیاز و ملزومات پاسخگویی بدان را مطرح کرده است.
افراد زیادی، از جمله اعضای خاندان پهلوی، معتقد بودند که جای اشرف و محمدرضا از نظر جنسیت عوض شده، ولی عملا هم ماجرای زندگی این دوقلوهای رضاشاه فرق چندانی باآنچه می گفتند نداشت. اشرف با خصوصیات مردانه و خشن خود مانند سایه ای هولناک بر حکومت ایران افتاده بود و کمبودهای شخصیتی شاه در سیاست بازی، سرکوب، ترور و اقدامات مافیایی را جبران می کرد. اشرف پهلوی به چنان قدرت و نفوذی در دستگاه سلطنت محمدرضا دست یافت که به عنوان زن قدرتمند ایران شناخته می شد و حوزه این قدرت او حتی به مناسبات برون مرزی نیز کشیده شد. در این مقاله، سنگینی و تیرگی سایه او بر سیاست و حکومت در عصر پهلوی دوم، مورد ارزیابی و مطالعه قرار گرفته است.
نفتی بودن اقتصاد ایران یکی از محورهای مهم مورد توجه غرب برای مقابله با انقلاب اسلامی بود و به ویژه در خلال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران سعی فراوانی شد که ایران از طریق فلج شدن در زمینه صنعت استخراج و صدور نفت، به زانو درآید و به سلطه دنیای استکبار تن دهد. اما همچنان که مردم در خاطر دارند، کارکنان، متخصصان و دست اندرکاران نفت در سخت ترین شرایط ممکن به کار استخراج و صدور نفت ادامه دادند تا این سنگر مهم را از انهدام حفظ کنند. در نوشتار زیر گوشه ای از ماجرای نفت در دوران دفاع مقدس شرح داده شده است.
مباحث روش شناسی یکی از موضوع های مهم پژوهش و تحقیق در زمینه ی علوم مختلف است. ماکس وبر از اندیشمندان این حوزه در پایان قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است. دیدگاه های او در روش شناسی، بابی جدید در حوزه ی پژوهش های علوم انسانی گشود. این مقاله می کوشد با شناخت مبانی نظری روش شناختی ماکس وبر، روش های او در عرصه ی عملی پژوهش مبتنی بر روش های تبیین علّی، مطالعات تطبیقی و نمونه ی مثالی بجوید. برای رسیدن به این هدف این شاخصه ها را بررسی خواهد کرد: 1. اعتقاد به استقلال علوم؛ 2. نسبی بودن شناخت واقعیت؛ 3. نفی کمیت گرایی مطلق؛ 4. نسبی بودن پیش بینی و احتمال در علوم انسانی؛ 5. به حداقل رساندن قضاوت ارزشی در علوم انسانی. کار دیگری که ما در پی آنیم، شناخت چگونگی به کارگیری آن ها در مطالعات و پژوهش های تاریخی است. برای تحقق این هدف این پرسش مطرح است: به کارگیری روش شناسی وبر در مطالعات و پژوهش های تاریخی چه تأثیری دارد؟ در پاسخ به این پرسش فرضیه ی زیر مطرح شده است؛ روش شناسی وبر در ارتقای سطح علمی مطالعات و تحقیقات تاریخی تأثیر داشته و سبب اتخاذ رویکردی تحلیلی از سوی پژوهشگر در فهم و شناخت واقعی پدیده ی تاریخی می شود. به سخن دیگر، روش شناسی وبر تاریخ نگاری را از سطح واقعه نگاری به تاریخ نگاری تحلیلی ارتقا بخشید.
چگونه می توان مدعی وقوع انقلابی واقعی بود، درحالی که وضعیت اجتماعی پیش از آن انقلاب دچار تحول اساسی نشده باشد؟ بدیهی است که روی کار آمدن نظام های سیاسی کاملاً متفاوت با شکل قبل از آن مستلزم پدید آمدن زمینه های اجتماعی آن است. به عبارت بهتر قبل از تاسیس دولت و نظام سیاسی مدنظر خود، باید خواستار جامعه متناسب با آن نوع از نظام سیاسی باشیم و آن را محقق نموده باشیم و این دقیقاً همان کاری است که امام و رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی انجام داد.حضرت امام(ره) به خوبی می دانست تا جامعه متحول نشود و سرمایه های اجتماعی یک انقلاب و نظام اسلامی ایجاد نگردد، سرنوشت نهضت اسلامی ایران نیز مانند بسیاری دیگر از نهضت های سیاسی و اعتقادی دیگر اسلامی خواهد بود؛ ازهمین رو طی مبارزه ای علمی، اعتقادی و سیاسی پانزده ساله، سرمایه های اجتماعی لازم برای وقوع انقلاب اسلامی و تحقق اهداف آن را ایجاد نمودند و با استفاده هوشمندانه و مدبرانه از آن توانستند انقلاب را رهبری کنند و نظام شکوهمند و مقدس اسلامی را برپا سازند.در مقاله پیش رو، به موضوع سرمایه های اجتماعی انقلاب از آغاز تا هم اکنون توجه شده است.
مقالة حاضر تلاشی است برای تحلیل انقلاب اسلامی ایران. از آنجا که نظریههای اجتماعی موجود توان آن را ندارد که شکلگیری و آغاز انقلاب، نقش مردم و علل انقلاب و همچنین نقش روحانیت را تبیین و تشریح کننده نگارنده بر آن شده که به تشریح سه مسأله در مورد انقلاب بپردازد: 1ـ انقلاب اسلامی و نظریههای موجود در مورد آن؛ 2ـ تشریح انقلاب اسلامی؛ 3ـ علل انقلاب اسلامی ایران. علاوه بر این، نویسنده در این مقاله انقلاب اسلامی را با سایر انقلابها مقایسه میکند و سپس به نقش این انقلاب در آشکار کردن ضعف نظریههای اجتماعی موجود در تشریح انقلابها، از یکسو، و تکمیل این نظریهها تحت تأثیر انقلاب اسلامی، از طرف دیگر، میپردازد.
آبستراکسیون در اصطلاح سیاسی، به عمل یا کوشش اقلّیتی از نمایندگان مجلس برای جلوگیری از اخذ تصمیم و تصویب قانون، با استفاده از ابزار قانونی گفته می شود. این جلوگیری می تواند با استفاده از ارائة نطق های پیاپی، طرح موارد وقت گیر در زمان رأی گیری و خروج از صحن مجلس برای از اکثریت انداختن جلسه و لغو دستور یا لایحة مورد بحث صورت گیرد.
در دورة مجلس چهاردهم، این سیاست، یکی از مهم ترین سلاح های نمایندگان اقلّیت بود که به وسیلة آن، مجلس را از اکثریت می انداختند تا مانع تصویب قوانینی شوند که مورد نظر آن ها نبوده است. ولی آیا استفاده از این سلاح در این دوره، ناشی از اغراض شخصی بود یا منافع جامعه و ملّت را در نظر داشت؟ این سیاست، دوبار در مجلس چهاردهم مطرح گردید که هردو بار از طرف اقلّیت مجلس بود؛ بار اوّل، هدف، مخالفت با نخست وزیری محسن صدر بود که در پی آن چندین ماه مجلس در تنش به سر برد و بار دوم به کمک قوام السلطنه آمد. به نظر می رسد این روش در این دورة مجلس، یکی از راهکارهای خروج از بحران جناح گرایی و قوم گرایی بودهاست. آبستراکسیون را می توان سیاست اتّحاد و صف متشکّل اقلّیت در برابر اکثریت قلمداد کرد.
این مقاله بر آن است تا سیاست آبستراکسیون در دورة چهاردهم مجلس و کشمکش دو گروه اقلّیت و اکثریت را بر سر این موضوع، مورد ارزیابی قرار دهد.
«چین» و پیشرفت های تمدنی آن موضوعی است که کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. آشکارسازی دستاوردهای تمدنی چین و تأثیر آن در تمدن اسلامی، می تواند نقش مؤثری در شناسایی هرچه بهتر تمدن اسلامی داشته باشد. شاید در ابتدای امر این گونه به نظر برسد که «چین» نقش چندانی در تمدن اسلامی نداشته است، اما بررسی موضوع نشان می دهد که آنها از نظر تمدنی نسبتا پیشرفته بودند و ورود دستاوردهای تمدنی این کشور به جهان اسلام موجبات ترقی و پیشرفت هرچه سریع تر تمدن اسلامی را سبب شده است. ازجمله این دستاوردها می توان به صنایع کاغذسازی، چاپ، سفال گری، پرورش کرم ابریشم و تولید پارچه، ساخت جنگ افزار و اختراعاتی نظیر قطب نما، باروت، ساعت آبی و دستاوردهای هنری همانند نقاشی و پیشرفت های علمی آنها اشاره کرد.
میرزاتقی خان امیرکبیر نامی است که از تاریخ معاصر ایران زدوده شدنی نیست و بخشهای مهمی از تاریخ معاصر ایران با نام این صدراعظم شهید عجین شده است.سه چیز در امیرکبیر وجود داشت که برای تاریخ ایران نقطه عطف محسوب می شد و تاثیر زیادی بر روزگار ایرانیان گذاشت: اول اینکه او از طبقه ای فرودست جامعه به بالاترین منصب غیرموروثی در ایران رسید و سرسلسله کسانی قرار گرفت که در سالهای بعد از او با دست خالی و همت عالی نردبان ترقی را طی کردند تا در سرنوشت سیاسی و اجتماعی ملت خود اثرگذاری کنند. رسیدن آشپززاده ای به صدارت اعظمی مقتدرترین پادشاه قاجاریه، آن هم به گونه ای که شاه و دربار و قشون و رعیت ایران را تحت تاثیری عمیق قرار دهد، برای نظام فئودالی اشرافیت سیاسی در ایران یک پدیده نامالوف بود و ساختار نامرئی طبقات اجتماعی را درهم می شکست؛ دوم آنکه او اصالتها و باورهای دینی و انسانی خود را به گونه ای کاملا ستودنی محافظت نمود و در اوج قدرت و اقتدار سیاسی، رویه ای مردمی و انسانی در شیوه حکومت داری از خود به یادگار گذاشت، رویه ای که پس از کریمخان زند و روی کارآمدن قاجارها به کلی از میان رفته بود و تواضع و مردم نوازی برای زمامداران ایرانی نه یک فضیلت، بلکه مایه کوچکی شمرده می شد و سوم آنکه امیرکبیر اولین مصلح اجتماعی در حیات ایران نوین محسوب می شود و او بود که سلسله جنبان فکر و عمل اصلاحات اجتماعی در ایران معاصر گردید؛ به گونه ای که در همان دوران محدود صدارت خود پایه و اساس یک ایران مترقی، سلامت و آباد را پی ریخت و اگر دست نابکار اجانب و خائنین او را از تاریخ ایران نگرفته بود، بی شک امروز کشور ما در زمره قدرتهای درجه اول سیاسی و اقتصادی جهان به حساب می آمد.سالهای بعد از امیر، سالهای تاریک و پرآشوب و قهقرایی ایران است و شاهان و درباریان نالایق و رجال خودبافته دوره های بعد، نگذاشتند نهال اصلاحات امیرکبیر به راستی و درستی نشو و نما کند و هرچه که پیش رفت، آفات و کژیهای این نهال بیشتر شد؛ اما نام و نشان و تاثیر امیرکبیر در تاریخ ایران همچنان استوار و پرافتخار باقی ماند و به قول منشی وقت سفارت انگلیس در تهران، او را فناناپذیر ساخت. مقاله پیش رو مختصری از زندگی و اصلاحات او است که ملاحظه خواهید نمود.
مناسبات مذهبی ایران و عثمانی در ادوار مختلف، متفاوت بوده است. هدف اصلی این تحقیق که بر اساس روش تاریخی صورت گرفته است، شناخت علل بروز اختلافات بین دو کشور و تاثیر قراردادهای فی ما بین در تنش زدایی بین آنان می باشد. حاصل تحقیق حاکی از این است که با وجود اختلافات روزافزون دهه های نخست تأسیس حکومت صفوی، در زمان شاه تهماسب در اثر موافقتنامه آماسیه اختلافات مذهبی کاهش یافت و روابط به روابط نسبتاً دوستانه ای تبدیل شد. بعد از انعقاد معاهده زهاب بین شاه صفی و سلطان مراد چهارم، نیز، عثمانی ها از مخالفت با ایران دست کشیدند و تأثیرگذاری عامل «مذهب» به عنوان یکی از عوامل اختلاف بین دو کشور، تا اندازه ای تخفیف پیدا کرد. در دوره افشاریه، نادرشاه پس از سال ها جنگ با عثمانی سرانجام به این نتیجه رسید که باید بین مسلمانان صلح برقرار گردد. لذا، «انجمن دینی نجف» را تشکیل داد. علمای بزرگ شیعه و سنی در آن مجلس بزرگ مشورتی، اجتماع کردند و تا اندازه ای بر سر مسائل اختلاف برانگیز به تفاهم رسیدند.
پس از قتل موریس (Maurice) در سال 602م به دست فوکاس (Phocas)، مناسبات دیپلماتیک میان دولت بیزانس و ساسانیان به سرعت دگرگون شد. خسرودوم به بهانه خونخواهیِ موریس، استراتژی خود را برپایﮥ نابودی کامل همسایه غربی گذاشت. فتح شهر مهمِ اورشلیم و انتقال صلیب راستین به تیسفون، جنگِ میان دو دولت را به جنگ مذهبی تبدیل کرد. بدین سان هراکلیوس (Heraclius) با حمایت های مالی کلیسا و تهییج نیروهای مردمی، ضربات مهلکی به ارتش ساسانی وارد کرد. با مرگ خسرودوم، برای برقراری صلح میان دو طرف بستری مناسب مهیا شد. دو طرفی که پس از جنگ های طولانی فرسوده شده بودند. دراین میان، در برقراری صلح نهایی در سال 630م که درواقع آخرین مراودات دیپلماتیک میان دولت ساسانی و بیزانس بود، مسیحیانِ نسطوری نقش مهمی ایفا کردند. این مقاله قصد دارد این سؤال را مطرح کند که اهمیت و نقش مسیحیان نسطوری در برقراری صلح سال 630م تا چه اندازه بود؛ همچنین مقاله برآن است تا مسائلی همچون چرایی ناکامی مذاکرات صلح در زمان حیات خسرودوم، دستاوردهای صلح سال 630م برای هر دو دولت و تأثیر دخالت های خسرودوم در امور کلیسای نسطوری در برکناری وی از سلطنت را بررسی کند.
استادی دانشگاه، با غارت و فروش میراث فرهنگی یک ملت به دانشگاهها و موسسات، چندان تناسب ندارد، اما اگر رشته مطالعاتی و تخصص دانشگاهی فرد اساسا با رویکردی استعماری و چپاولگرانه سربرآورده باشد، موزه داری و باستان شناسی پیوند و نزدیکی بیشتری با هم پیدا می کنند و آنگاه «چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا». حکایت آرتور اپهام پوپ، ایران شناس امریکایی که مورد تفقد زایدالوصف حکومت پهلوی هم قرار گرفت، از همین نوع است. اگرچه بعضی تحقیقات و گردآوریهای او در داخل ایران محفوظ ماند و در ارتقای فرهنگی و هنری کشور سهیم شد اما با یک پژوهش مفصل و دقیق است که می توان میزان خدمت و خیانت او را توزین کرد.
کنشهای انسانی دارای معنا و مسبوق به فرایندی ذهنی و نظری هستند که آنها را شکل و ساختی خاص می بخشد. ترور به مثابه ابزاری برای دستیابی به اهدافی که فعلاً موجود نیستند، در تاریخ جوامع مختلف بسیار اتفاق افتاده است، لذا همواره یکی از ابعاد شناخت و چاره اندیشی برای رفع آن، متوجه پشتوانه ذهنی و نظری حامی آن می باشد. با توجه به فضای متشنج بین المللی و کوششهای سازماندهی شده در تیره جلوه دادن آموزشهای اسلامی و تربیت قرآنی، لازم است موضوع ترور به عنوان مساله ای جهانی از منظر قرآن و سیره بزرگان دین، تحلیل و ارزیابی شود. نویسنده نوشتار زیر این موضوع را بررسی نموده است.