بلوچستان از ویژگی های اجتماعی و فرهنگی پیچیده ای برخوردار است. ترکیب جمعیتی شهر زاهدان از ملیت ها، طوایف و اقوام مختلف تشکیل شده و مجموعه ای پیچیده و ناهمگون بوده است. قوم بلوچ بیشترین شمار جمعیت را تا پیش از دوره پهلوی اول داشت ولی به تدریج به دلیل مهاجرت از شمار آنها کاسته شد بررسی زمینه های شکل گیری و تغییرات این ویژگی جمعیتی در شهر زاهدان ضروری است. این نوشتار درصد است تا با بررسی تحلیلی اسناد و منابع کتابخانه ای به این پرسش پاسخ دهد که عناصر اجتماعی و فرهنگی- مذهبی چه تأثیری در روند مهاجرت بلوچ ها از زاهدان در دوره مورد نظر داشتند؟. نتیجه بررسی نشان می دهد، عوامل فرهنگی و مذهبی، از مولفه های بسترساز و تکمیل کننده روند مهاجرت در زاهدان دوره پهلوی اول بود. پیوندهای خویشاوندی و خاستگاه اجتماعی مشترک قوم بلوچ در کشورهای اطراف سبب می شد تا شماری از ساکنان بومی این منطقه که به دلایل اجتماعی و اقتصادی (مانند تنگناهای ناشی از سلسله مراتب اجتماعی و سنن حاکم بر ساکنان بومی) به آن سوی مرزها مهاجرت کنند.
الغ بیگ فرزند شاهرخ تیموری و نوه امیر تیمور گورگان، یکی از چهره های برجسته و تابناک تاریخ است که در 18 سالگی به فرمان روایی ماوراء النهر رسید . با فرمان روایی او دوره ای از شکوفایی فرهنگ و هنر در ماوراءالنهر به مدت 40 سال آغاز شد . در این دوران ماوراء النهر اقتدار سیاسی خود را بازیافت، امنیت در جامعه جاری شد و اقتصاد به شکوفایی رسید و در پرتو این عوامل و تلاش های الغ بیگ، ماوراء النهر به پایگاهی علمی و هنری در جهان اسلام مبدل شد که به واسطه آن معماری به شکوه و جلال قابل توجهی دست یافت، و هنر خطاطی ، نقاشی و موسیقی به پیشرفت های چشمگیری نایل آمد، و از همه مهم تر، میدان پژ وهش در عرصه های مختلف گسترده تر شد، و دانش ریاضی و نجوم عقده های خود را باز گشود .
در روابط ایران و رژیم نوبنیاد شوروی، در اواخر سال 1919و سال 1920انگاره ی غالب این بوده است که حمله ی نیروهای بلشویک تنها به خاطر حضور نیروهای دنیکین و نیروهای انگلیسی در دریای خزر و گیلان بوده است.نویسندگان این سطور در این پژوهش می خواهند این فرض را مطرح کنند که حمله ی بلشویک ها به انزلی، دلایل ایدئولوژیک و توسعه طلبانه داشته و حضور نیروهای دنیکین بهانه ای برای پنهان کردن اهداف واقعی ذکر شده در بالا بوده است.در لا به لای اسناد وزارت خارجه ی انگلستان مربوط به سال های یاد شده، واقعیات حمله ی بلشویک ها خود را نشان می دهند.هم چنین اثر بدیع مویسی پرسیتس که متاسفانه توجه اندکی به آن و بر اساس اسند بایگانی وزارت خارجه ی شوروی سابق نوشته شده است، مطالب مهمی درباره ی پژوهش ما دارد.با بررسی اسناد یاد شده به کمک منابع دیگر، مشخص می شود که بلشویک ها در جهت تحقق آرمان بلندپروازانه ی صدور انقلاب به شرق به ایران یورش بردند.این حمله موجب شد ایران گام در نظم نوین بین المللی گذاشته و مساله را به جامعه ی ملل بکشاند.اسناد مشخص می کنند که ایران تلاش زایدالوصفی برای احقاق خود انجام داد اما این مذاکرات اقتصادی لندن-مسکو بود که ایران و انگلستان را از شر دولت نوبنیاد شوروی خلاص کرد.باری، پژوهشگران بر آنند که با بررسی اسناد وزارت خارجه ی انگلستان به کمک برخی اسناد ایرانی، منابع تحقیقی و اساسا"" با روش کتابخانه ای پرتوی هرچند اندک بر گوشه ای مهم در روابط ایران و شوروی بیندازند.
ترکمانان مهاجر از شام و آناطولی طرفدار خاندان صفویه معاصر با دوران شیخ حیدر صفوی به توصیه شیخ خویش ملزم به استعمال نوعی کلاه سرخ رنگ دوازده ترک شدند. از آن پس این گروه به واسطه رنگ سرخ این سرپوش به قزلباش (سرخ سر) موسوم گشتند. کلاه قزلباشی به نماد طرفداری از جریان سیاسی-مذهبی صفویه مبدل گردید و مرز بین دوستان و دشمنان این خاندان با استعمال و عدم استعمال آن مشخص شد. واژه قزلباش از همان زمان تا دوران معاصر،در اراضی تاریخی دولت های صفوی، عثمانی و ازبک معانی و مفاهیم متفاوتی چون ترکمانان طرفدار طریقت صفوی، ارتش صفوی، دولت صفوی، سرزمین ایران، مذهب تشیع اثنی عشری، علویان، غالیان و ... به خود گرفت. این مفاهیم از سرزمینی به سرزمین دیگر و از دوره ای به دوره دیگر متغیر بود. با عنایت به اهمیت تشخیص درست مفهوم قزلباش در متون مختلف تاریخی، این پژوهش بر آن است تا با بهره مندی از منابع و مآخذ تاریخی و تاریخ نگاری سه حوزه سیاسی-جغرافیایی ایران، عثمانی و ازبک در زبان های فارسی، ترکی عثمانی، ترکی آذربایجانی و بعضاً عربی، ضمن شناخت کامل چگونگی و دلایل ابداع کلاه قزلباشی، خصوصیات ظاهری این کلاه، پیشینه استعمال سرپوش های سرخ رنگ و کلاه های ترکدار، تحقیر و تفاخر نسبت به استعمال آن، به تبیین سیر تطور معنایی واژه قزلباش در زمان ها و مکان های گوناگون بپردازد. نوع مطالعه در این پژوهش کتابخانه ای است و در آن از دو روش توصیفی و تحلیلی بهره برده شده است.
قیام گوهرشاد یکی از وقایع تاریخ معاصر به شمار میرود که به رغم اهمیت آن ،کمتر مورد توجه پژوهشگران بوده و در دورهای با حساسیت منفی بیش از حد و در دورهای با حساسیت مثبت زیادی مورد توجه قرار گرفته است و این امر باعث شده تا هیچ گاه ابعاد و انگیزههای مختلف آن، چنانچه باید مورد توجه قرار نگیرد و زوایای تاریک آن کمتر روشن شود. همچنان که بعد از گذشت دههها از آن هنوز بین محققان اتحاد نظری در مورد به کار بردن اسم واحد برای آن وجود ندارد، به طوری که برخی واژه قیام، برخی واقعه و عدهای از فتنه وشورش نام بردهاند که جای تأمل دارد. به هرحال خوب است تا قبل از هر چیز واژههایی مانند قیام، جنبش، واقعه و حادثه مورد بررسی قرار گیرد و با در نظر گرفتن حقایق تاریخی نامی در خور شأن برای آن انتخاب کنیم.
تنوع مسائل و بحران ها، از یک سو، و استمرار آن ها، از سوی دیگر، نوعی روزمره گی ناخواسته را در تحلیل تحولات و پیشبرد برنامه ها باعث می گردد که نسبت گذشته، حال و آینده را به فراموشی می سپارد. هر چند بطلان نگرش خطی به تاریخ و تردید جدی در تقسیم بندی زمان بدین صورت که آن را به گذشته، حال و آینده تفکیک نمود، سبب گردیده است دوران قبل از حال کمتر محل اعتنا و توجه قرار گیرد، ناگفته پیداست که خاصیت تکرار به مثابه جزء لاینفک جوامع انسانی، متفکران علوم اجتماعی را وادار می سازد در تحلیل ها و نظریه پردازی های خود عنایتی ویژه به تاریخ داشته باشند و سعی نمایند به درک تاریخی مجهز شوند. «فرهنگ» از عرصه های بارزی است که نداشتن درک تاریخی در تحلیل مسائل آن خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد. ازاین رو لازم است اهمیت تاریخ و چگونگی کاربرد آن در ترسیم نقشه مهندسی فرهنگی کشور مورد توجه و اهتمام قرار گیرد. در این مقاله، میزان اهمیت تاریخ برای مهندسی فرهنگی گوشزد شده است.
هجوم مغولان از جمله حوادث مهم در تاریخ میانه ایران به شمار می رود. تأثیرگذاری حمله مغولان بر تحولات فرهنگی-اجتماعی تا قرن ها نمایان بود. با وجود آنکه مغولان قومی بیابانگرد محسوب می شدند؛ ولیکن در امور اجتماعی خود دارای قوانین خاص بودند. یاسا مجموعه ای از قوانین و مقررات وضع شده از طرف چنگیز خان در موضوعات و مسایل گوناگون و تدابیر امور کشوری و لشگری است که جانشین های وی ملزم به اطاعت از آن بودند. این قوانین موجب می شد که روابط اجتماعی در ساختار جامعه دارای چارچوب معین باشد و همه افراد را ملزم به رعایت آن می کرد. تخطی از قوانین عواقب ناگواری برای فرد خاطی به دنبال داشت. قوانین یاسا در زمان جانشینان چنگیز خان نیز به دقت رعایت می شد. تیموریان به عنوان جانشینان ایلخانان نیز به رعایت یاسا پرداختند. تیمور که از بسیاری از جهات شبیه به چنگیز خان مغول بود، در پی احیای عمل به یاسا بود و در امور حکومتی به دقت رعایت به آن را پی می گرفت. در دوره جانشینان تیمور نیز بسیاری از خاطیان و محکومین مطابق با یاسا مورد مجازات قرار می گرفتند. نظر به اهمیت موضوع در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و براساس مطالعات کتابخانه ای به دنبال بررسی جایگاه یاسا در عصر تیمور گورکانی و جانشینان (771-911 ه . ق) آن هستیم.
هدف:هدف این پژوهش بررسی و تحلیل مؤلفه و شاخص های اصلیِ جریان تاریخ نگاری چپ (کمونیستی) ایرانی در اولین دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی 1357ش است. در پاسخ به این سؤال که جریان تاریخ نگاری چپ (کمونیستی)، دارای چه مؤلفه ها و مشخصه هایی در این دوران بوده است. فرضیه این پژوهش این است که جریان تاریخ نگاری چپ در دهه شصت شمسی به عنوان یکی از پرکارترین دوره ها در ادوار تاریخ نگاری این جریان با تأثیر از فضای انقلابی آن زمان، دارای مؤلفه و مشخصه های خاصی بوده است. با این توضیح که برخی از این مؤلفه ها در تمامی ادوار تاریخ نگاری این جریان مطرح بوده است؛ ولی برخی دیگر متأثر از انقلاب اسلامی 1357ش و فضای انقلابی در اولین دهه پس از انقلاب نمود یافته اند. روش/رویکرد پژوهش:روش پژوهش حاضر به شکل توصیفی– تحلیلی با تکیه بر منابع اسنادی و کتابخانه ای است. یافته ها و نتایج:یافته های این پژوهش نشان می دهد که دهه شصت شمسی به دلیل فضای باز انقلابی -به ویژه در اوایل این دهه- در ادوار تاریخ نگاری جریان چپ یک نقطه عطف است. تولید آثار قلمی فراوان مورخان و نویسندگان چپ در قالب خاطره نگاری و کتاب های تاریخی خود، منجر به ایجاد مؤلفه ها و مشخصه های خاص این جریان تاریخ نگاری در این دوران شده است این امر در جای خود می تواند نظم بهتری به مهم ترین ویژگی های این نوع تاریخ نگاری بدهد و خصیصه های این نگرش تاریخی را نمایان سازد. ازجمله مؤلفه هایی که در این پژوهش بررسی خواهد شد و می توان آن ها را مهم ترین مشخصه تاریخ نگاری چپ (کمونیستی) در اولین دهه پس از انقلاب اسلامی نامید، عبارتند از: نگاه ایدئولوژیک، اغراق گویی و بزرگنمایی، تولید واژگان و مفاهیم جدید، پیشینه سازی طولانی، شوروی دوستی، وابستگی عقیدتی و سیاسی به کمونیست جهانی، تهمت و افترا به مخالفان خود، تضاد و تناقض، نپذیرفتن مسئولیت درباره رویدادهای گذشته و مبارزه با امپریالیسم.
هدف: هدف این نوشتار بررسی سنت شکار به عنوان یکی از رسوم مورد علاقه حکام قاجار است. سنت شکار در سیر پادشاهی ایران در قبل و بعد از اسلام تا زمان تأسیس سلسله پهلوی، ازجمله آداب و رسوم پادشاهان و در مقام نظر، از الزامات مقام شاهی بوده و یکی از صفات لازمه پادشاهان به شمار می آمده است. بااین حال فرض بر این است که خوش گذرانی و صرف اوقات فراغت در شکارگاه ها یکی از علل اصلی توجه شاهان قاجار به امر شکار بوده است و بررسی آن مسئله اصلی این مقاله است. در این راستا به سؤالات زیر پاسخ می دهد که چرا برخی از شاهان قاجار به رسم شکار توجه ویژه ای داشتند؟ و این سنت با چه روندی اجرا می شد و دارای چه آثار و تبعاتی بود؟
روش و رویکرد: این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با اتکا به متون اسنادی- کتابخانه ای به واکاوی موضوع می پردازد.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان می دهد که توجه شاهان قاجار ازجمله فتحعلی شاه، ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به شکار علاوه بر خوش گذرانی و سرگرمی، انگیزه های سیاسی و کسب مشروعیت از طریق اثبات توانایی تیراندازی خود بود که با تشریفات خاص اجرا می شد. این رسم همچنین نقش زیادی در تحمیل هزینه ها و کم توجهی به امور داخلی نیز داشته است.