فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۹)
181 - 209
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نیازهای بازار کار نسبت به تخصص هنرجویان شاخه های فنی - حرفه ای استان قم انجام شده است. این پژوهش پیمایشی و ازنظر هدف کاربردی است جامعه آماری شامل کلیه هنرآموزان استان قم و نمونه طبق فرمول کوکران 259 نفر و روش نمونه گیری سهمیه ای طبقه ای بود. داده ها توسط پرسشنامه محقق ساخته و چک لیست رشته ها در شاخه فنی- حرفه ای (40 رشته) و شاخه کاردانش (161 رشته) جمع آوری شد.. روایی محتوا توسط اساتید مربوطه مثبت ارزیابی شد و پایایی با آلفای کرونباخ 78/0 محاسبه شد. برای بررسی داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، t تک نمونه، آزمون فریدمن استفاده شد. یافته ها نشان داد در حوزه آموزش های فنی - حرفه ای رشته های مکانیک خودرو (با میانگین رتبه ای 65/15)، تأسیسات مکانیکی (با میانگین رتبه ای 31/15)، صنایع دستی فرش (با میانگین رتبه ای 74/14) و در شاخه کاردانش، عیب یابی سیستم های رایانه ای، تولید و توسعه دهنده پایگاه های اینترنتی، ماشین های الکتریکی و برنامه نویسی بازی های رایانه ای، اولویت های بازار کار استان قم هستند. در این پژوهش موارد جدیدی برای مدیریت آموزشی در حوزه شاخه های فنی حرفه ای و کاردانش در استان قم معرفی گردید که درنهایت بستر مناسبی برای رشد اشتغال و کاهش بیکاری هنرجویان هنرستان ها فراهم می آورد. پیشنهاد می شود مدیران آموزشی اولویت های شناسایی شده را در برنامه های خود بگنجانند و مبنای فعالیت های آموزشی خود را بر اساس نتایج حاصله از تحقیقات علمی ازجمله تحقیق حاضر قرار دهند تا آموزش های ارائه شده به اثربخشی بیانجامد.
نقش میانجی پیوند با مدرسه در رابطه میان سرسختی روان شناختی با پرخاشگری دانش آموزان دختر متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی پیوند با مدرسه در رابطه میان سرسختی روان شناختی با پرخاشگری انجام شد. روش این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر رامسر بودند. تعداد 217 نفر به عنوان حجم نمونه آماری و به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های پیوند با مدرسه رضایی شریف و حاجیلو (2016)، سرسختی روان شناختی لانگ و گولت (2003) و پرخاشگری آیزنگ و گلین ویلسون (1975) بود که روایی آن ها توسط صاحب نظران دانشگاهی و پایایی آن ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته های کمّی حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که میان سرسختی روان شناختی با پیوند با مدرسه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان پیوند با مدرسه با پرخاشگری دانش آموزان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. میان سرسختی روان شناختی با پرخاشگری دانش آموزان رابطه منفی و معناداری وجود دارد و نهایتاً پیوند با مدرسه در رابطه میان سرسختی روان شناختی با پرخاشگری دانش آموزان نقش میانجی داشته است.
رابطه چابکی سازمانی، عزت نفس سازمانی و روحیه با رضایت شغلی مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
165 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر رابطه چابکی سازمانی، عزت نفس سازمانی و روحیه با رضایت شغلی مدیران مدارس راهنمایی دخترانه دولتی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق تمامی مدیران مدارس راهنمایی دخترانه دولتی شهر تبریز در سال 1396-1395 بودند که بر اساس گزارش اداره آموزش و پرورش، تعداد آن ها 126 نفر می باشد. برای انتخاب نمونه آماری مدیران از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد و 95 نفر مدیر بر اساس جدول مورگان انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رضایت شغلی میناسوتا، روحیه مدیران میرکمالی، عزت نفس سازمانی پیرس و همکاران و چابکی سازمانی اسپایدرز استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین روحیه مدیران، عزت نفس سازمانی و چابکی سازمانی با رضایت شغلی مدیران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین متغیرهای عزت نفس سازمانی، چابکی سازمانی و روحیه مدیران قادرند تغییرات متغیر ملاک رضایت از شغل را در مدیران پیش بینی کنند. بنابراین می توان در کنار فراهم ساختن امکانات و تأمین نیازهای به جای مدیران، با آموزش و افزایش عزت نفس، چابکی و روحیه مدیران، رضایت شغلی آنان را افزایش داد.
رابطه کارآفرینی سازمانی و چابکی سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش (مورد مطالعه:استادان دانشکده فنی پسران مرودشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین رابطه کارآفرینی سازمانی و چابکی سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل 130 نفر از استادان دانشکده فنی پسران مرودشت بود که از این بین تعداد 97 نفر بر اساس جدول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب گردید.. نمونه مورد بررسی از طریق پرسشنامه کارآفرینی سازمانی پارسونز، مدیریت دانش شرون لاوسون، چابکی سازمانی توسط ژانک مورد سنجش قرار گرفتند. دادههای گردآوریشده در دو سطح مورد تجزیه و تحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمون معنیداری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان و سلسله مراتبی بارون –کنی استفاده شد. نتایج نشان داد مدیریت دانش در رابطه بین متغیرهای کارآفرینی و چابکی سازمانی نقش میانجی گری معنی دار ایفا می کند.
تلویحات تربیت هنری مبتنی بر حکمت اشراق در برنامه ریزی و مدیریت آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهشهای انجام شده در دهه های اخیر تلاش شده تا به نسبت میان هنر و تربیت از زوایای گوناگون پرداخته شود و مبانی نظری و عملی آن، مورد واکاوی و مداقه قرار گیرد. زیب ایی شناسی و فلسفه هن ر، هرچند ب رآم ده از روی کردهای جدی د هستند، ام ا پرسش از زیب ایی و هن ر، از دیرب از اندیشه آدمی را به خ ود مشغ ول داشته است. حکمت اشراق با بهره گیری از مبانی حکمت اسلامی، مبانی عرفانی و اشراقی و نیز نظریات حکمای ایران باستان و احیای حکمت خالده، حاوی مضامین و اندیشه های حکمی بوده و می تواند مبنای مناسبی برای واکاوی اندیشه ها و مفاهیم حکمی موجود در هنر ایرانی قلمداد گردد. از آنجا که یکی از ساحت های مهم تربیتی، ساحت هنری و زیبایی شناسانه می باشد، بر همین اساس این پژوهش تلاشی است در راستای واکاوی و فهم تربیت هنری بر اساس فلسفه ای ایرانی و استخراج تلویحات آن در تعلیم و تربیت به ویژه در برنامه ریزی و مدیریت آموزشی. روش انجام این پژوهش تحلیل محتوای رابطه ای می باشد. پارادایم پژوهش، کیفی و طرح تحقیق، غیر پیدایشی است. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، متون فارسی و ترجمه های انجام شده از متون عربی منسوب به شیخ اشراق مرتبط با هنر و زیبایی شناسی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. روش گردآوری داده ها اسنادی است؛ بدین معنا که ضمن مراجعه به متون و نوشته های منسوب به شیخ اشراق، داده های مورد نظر استخراج و با استفاده از روش تحلیل محتوای رابطه ای، تجزیه و تحلیل شدند. سرانجام با استفاده از روش مقایسه مستمر داده ها، مقوله های تربیت هنری از دیدگاه حکمت اشراق استنتاج شد. نتایج نشان می دهد که تربیت هنری مبتنی بر حکمت اشراق، حاوی تلویحاتی در ابعاد گوناگون برنامه ریزی و مدیریت آموزشی است.
بررسی رفتارهای فرانقش میان فردی در نظام آموزشی: تبیین نقش انگیزه خدمت عمومی، حمایت همکاران و ظرفیت ماموریت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: بهره گیری از کارکنانی که دارای روحیه خدمت به جامعه و برخوردار از انگیزه خدمت عمومی اند می تواند نقش مهمی در کارآمدی و اثربخشی خدمات عمومی داشته باشد. لذا هدف از این مطالعه تحلیل تاثیر انگیزه خدمت عمومی و حمایت همکاران بر رفتار شهروندی میان فردی از طریق ظرفیت ماموریت و تعهد سازمانی است.روش شناسی: روش پژوهش در این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است که از روش مدل یابی معادلات ساختاری برای آزمون فرضیات و برازش م دل اس تفاده می کند. نمونه آماری پژوهش، شامل151 نفر از کارمندان سازمان آموزش و پرورش شهرستان جیرفت است که با استفاده از روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد است که روایی صوری و محتوایی آن با نظرخواهی از استادان فن و بکارگیری پرسشنامه استاندارد و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی و نیز پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS22 و AMOS22 استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که انگیزه خدمت عمومی و حمایت همکار از طریق میانجی گری متغیرهای ظرفیت مأموریت و تعهد سازمانی بر رفتار شهروندی میان فردی اثر غیرمستقیم دارند. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود سازمان های دولتی مانند آموزش و پرورش در فرایند برنامه ریزی و مدیریت منابع انسانی خود به ویژه سازوکارهای لازم برای انجام فعالیت های فرانقش و داوطلبانه به منظور استفاده بیشتر از کارکنان با انگیزه خدمات عمومی در جهت افزایش کارایی و اثربخشی خدمات و رضایت بیشتر ارباب رجوع استفاده کند. علاوه بر این سازمان های دولتی باید شرایطی را فراهم سازند تا کارکنان از طریق تعامل و همکاری متقابل و حمایت از یکدیگر، رفتار شهروندی را در سازمان خود تقویت بخشند و در نهایت با افزایش تعهد کارکنان، ظرفیت آنان را در جهت خدمات بهتر به ارباب رجوع بهبود بخشند.
نقش میانجی خلاقیت کارکنان در رابطه بین خودکارآمدی شغلی و کارآفرینی کارکنان آموزش وپرورش شهر بیرجند
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خلاقیت کارکنان در رابطه بین خودکارآمدی شغلی و کارآفرینی کارکنان آموزش وپرورش شهر بیرجند انجام شد. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان آموزش وپرورش شهر بیرجند در سال تحصیلی 99-1398 بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) تعداد 234 نمونه با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه خودکارآمدی شغلی ریگز و نایت (1994)، پرسشنامه خلاقیت ردسیپ (1979) و پرسشنامه کارآفرینی سازمانی هیل (2003) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری نشان داد شاخص های برازش در حد مطلوب قرار دارد این امر نشان دهنده برازش مناسب مدل نقش میانجی خلاقیت کارکنان در رابطه بین خودکارآمدی شغلی و کارآفرینی کارکنان آموزش وپرورش شهر بیرجند است. همچنین بین خودکارآمدی شغلی و کارآفرینی کارکنان آموزش وپرورش شهر بیرجند رابطه وجود دارد. بین خلاقیت کارکنان و کارآفرینی کارکنان آموزش وپرورش شهر بیرجند رابطه وجود دارد.
تبیین خودرهبری و خودکارآمدی معلمان براساس رهبری تحولی با نقش میانجی سازمان یادگیرنده در مدارس مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
156 - 128
حوزههای تخصصی:
روش پژوهش، توصیفی- هم بستگی با رویکرد معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیّه معلمان ابتدایی و متوسطه (اول و دوم) به تعداد 18750 نفر است که بر اساس فرمول کوکران، نمونه ای برابر با 384 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه رهبری تحولی، سازمان یادگیرنده، خودرهبری و خودکارآمدی معلمان است که روایی آن ها با روایی سازه و پایایی آن ها با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS23 وSMART PLS2 تحلیل شدند.نتایج فرضیه های پژوهش نشان داد که متغیر سازمان یادگیرنده یک متغیر میانجی بین متغیرهای رهبری تحولی با خودرهبری و خودکارآمدی است. رهبری تحولی بر سازمان یادگیرنده، خودرهبری و خودکارآمدی و همچنین سازمان یادگیرنده بر خودرهبری اثر مثبت و مستقیم دارد اما رهبری تحولی نتوانسته است که بر خودکارآمدی تأثیر بگذارد. روایی مدل اندازه گیری با آزمون cv.com و مدل ساختاری با آزمون cv.red تأیید شد و همچنین کیفیت مدل نهایی پژوهش با توجه به شاخص GOF که 305/0 شده است، نشان داد که مدل از برازش قوی برخوردار است و در نهایت ضریب تعیینR2، برای سازمان یادگیرنده 320/0، خودرهبری 285/0 و خودکارآمدی 033/0 شد.
واکاوی پدیدار شناختی عوامل مؤثر بر بهبود مشارکت های مردمی در ورزش مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
412 - 387
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ازجمله تحقیقات کیفی بود که به صورت میدانی اجرایی گردید. روش کیفی مورداستفاده در تحقیق حاضر از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان در تحقیق حاضر شامل افرادی بودند که به صورت داوطلبانه در ورزش مدارس مشارکت داشتند. مشارکت کنندگان در این پژوهش با استفاده از نمونه گیری هدفمند و با رویکرد انتخاب نمونه گیری همگون و درعین حال با رعایت حداکثر تنوع نمونه گیری شدند. این مسئله تا رسیدن به اشباع نظری شکل گرفت. درنهایت تعداد 15 مصاحبه در این خصوص انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در تحقیق حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از تحلیل موضوعی استفاده گردید. نتایج نشان داد که 4 مضمون اصلی و 16 مضمون فرعی وجود دارد. با توجه به نتایج تحقیق حاضر عوامل مؤثر بر بهبود مشارکت های مردمی در ورزش مدارس در 4 بخش شامل جنبه های فردی، مسائل اجتماعی-فرهنگی، مسائل مدیریتی و حقایق ورزشی مشخص گردید. به عبارتی توجه به عوامل شناسایی شده می تواند زمینه جهت بهبود مشارکت های مردمی در ورزش مدارس را فراهم نماید.
سنتز پژوهی مؤلفه های دانشگاه نسل چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : امروزه دانشگاه های مدرن باید با رقابت جهانی روبه رو شوند و آن ها باید بتوانند به طور مؤثری فرایندهای اقتصادی و اجتماعی منطقه را که در آن قرار دارند، تحت تأثیر قرار دهند. این فرایندها و تأثیرات می توانند به رقابتی شدن منطقه از طریق سیستم های پیچیده مستقیم و غیرمستقیم کمک کنند؛ که در مقیاس های مختلفی با سطوح مختلف توسعه مرتبط می باشند. این پژوهش با هدف مطالعه نظامند و ارائه فرا ترکیبی از پژوهش های انجام شده توسط محققان داخلی و خارجی در مورد مؤلفه های دانشگاه نسل چهارم به مرحله اجرا در آمد. روش شناسی پژوهش : روش بررسی این پژوهش،کیفی و از نوع سنتز پژوهی بوده و در این رابطه از بین کلیه پژوهش های انجام شده در بیست سال اخیر پیرامون موضوع، به عنوان جامعه مورد مطالعه پژوهشگر با 63 پژوهش به سطح اشباع داده ای رسید. که به صورت هدفمند به عنوان حجم نمونه مورد استفاده قرار گرفتند. در مراحل بعدی، کدگذاری و طبقه بندی اطلاعاتی از پژوهش انجام شده صورت گرفته که 18 طبقه به منظور تحقق هدف پژوهش بدست آمد.. یافته ها : فعالیت ورزشی هوازی منجر به افزایش معنی دار HDL و کاهش LDL، VLDL، TGو Cho شد (05/0≥P)، 15 روز مکمل دهی دارچین اثر معنی داری بر افزایش HDL و کاهش LDL، TG و Cho در پاسخ به یک جلسه فعالیت ورزشی داشت (05/0≥P) با این وجود اثر معنی داری بر VLDL نداشت (05/0≤P). بحث و نتیجه گیری: نتایج این تحلیل و سپس ترکیب آن ها 4 درونمایه است که عبارتند از : 1- ثروت آفرینی2- مهارت محوری3- بین المللی سازی آموزش و پژوهش 4- ارتباط با صنعت و بازار کار منطقه ای.
مدل سازی ساختاری تأثیر سرپرستی توهین آمیز بر رفتار شهروندی سازمانی (مورد مطالعه: مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر مدل سازی ساختاری تأثیر سرپرستی توهین آمیز بر رفتار شهروندی سازمانی در مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان کرمان می باشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه کارکنان در مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان کرمان که تعداد آن ها در سال 1400 به 207 نفر بالغ گردیده است. به دلیل محدودیت جامعه آماری تمامی اعضای آن به عنوان نمونه انتخاب و به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته است. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه سرپرستی توهین آمیز میتچل و آمبروس (2007) و رفتار شهروندی سازمانی اورگان (1998) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها براساس نظر خبرگان، و روایی سازه آن با روش تحلیل عاملی تاییدی بررسی شد. پایایی آن ها نیز با محاسبه، پایایی ترکیبی ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. داده های جمع آوری شده با روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل تجزیه و تحلیل شد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که به طور کلی سرپرستی توهین آمیز بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر معکوس و معناداری دارد. با افزایش رفتارهای توهین آمیز سرپرست، کارکنان روحیه خود را از دست می دهند در نتیجه انگیزه آنها پایین می آید و در نتیجه رفتار شهروندی سازمانی کاهش می یابد.
An Induction of Schools' Managerial Problems in IRAN(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه بررسی مشکلات مدیریت مدرسه در ایران بود. این پژوهش یک توصیف همبستگی از نوع ترکیبات ساختاری بود. شرکت کنندگان در این پژوهش همگی مدیران موفق مدارس کشور بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 500 نفر از مدیران به عنوان نمونه نهایی دعوت به همکاری شدند. برای جمع آوری داده ها از 30 سوالی استفاده شد. ارزشی ارزیابی با بررسی ها خبر و پایایی بر اساس آلفای کرونباخ (86/0) ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی و معادلات ساختاری استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده، 6 موضوع با عنوان مشکل سازمانی (10 مؤلفه)، مشکل اداری (6 مؤلفه)، مشکل محیطی - انگیزشی (5 مؤلفه) ایجاد شد. مشکل مالی (5 مؤلفه)، مشکل ساختاری (2 مؤلفه) و مشکل فردی (2 مؤلفه) از مشکلات اصلی مدیریتی مدارس هستند. همچنین روابط روابط این مشکلات تبیین و برازش است که بر اساس یافته ها، انتظار می رود که مدیران مدارس را برای توسعه دهنده های توسعه دهنده ایفای نقش آسیب رسانی کنند.
تحلیل اثر فلات زدگی شغلی بر تعهد سازمانی با میانجی گری سکوت سازمانی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
78 - 93
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثر فلات زدگی شغلی بر تعهد سازمانی با میانجی گری سکوت سازمانی معلمان مدارس متوسطه اول شهر نورآباد انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی معلمان مدارس متوسطه اول شهر نورآباد در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 320 نفر بوده اند. برای انتخاب نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده شد و 175 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی از نوع طبقه ای انتخاب گردید. جهت جمع آوری اطلاعات از سه پرسش نامه استاندارد فلات زدگی شغلی میلیمن (1992)، تعهد سازمانی آلن و مایر (1990)، سکوت سازمانی داین و همکاران (2003) استفاده شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و روش های آمار استنباطی شامل تحلیل عامل تأییدی و از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد بین فلات زدگی شغلی و تعهد سازمانی در سطح 0/05 درصد رابطه ی معناداری وجود ندارد اما با میانجی گری سکوت سازمانی این رابطه منفی و معنا دار است. همچنین سکوت سازمانی با تعهد سازمانی در سطح اطمینان 99 درصد رابطه ای منفی و معنادار دارد و فلات زدگی شغلی با سکوت سازمانی در سطح اطمینان 99 درصد رابطه ای مثبت و معنادار دارند. به طور کلی نتیجه می شود که مدل مفهومی اثربخشی تعهد سازمانی بر فلات زدگی شغلی با نقش واسطه ای سکوت سازمانی با مدل تجربی برازش ندارد.
نقش میانجی سبک های پردازش هیجانی در رابطه بین ریتم های شبانه روزی با فراحافظه در دانشجویان
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
103 - 117
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین ریتم های شبانه روزی با فراحافظه با میانجی گری سبک های پردازش هیجانی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود که جامعه آماری آن را دانشجویان روان شناسی مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامشهر تشکیل می دادند (2300 = N). روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای است. حجم نمونه بر اساس نظر تاپاچنیک و فیدل (2001) در مطالعات با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری تعیین شد (200=n). ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر مقیاس ریتم های شبانه روزی هورن و اوستبرگ (1976)، مقیاس اعتماد به حافظه و شناخت ندلجکوویک و کایریوس (2007) و مقیاس پردازش هیجانی باکر و همکاران (2007) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد ریتم های شبانه روزی با ضریب 421/0 و به بیان دیگر به اندازه 1/42 درصد بر فراحافظه تأثیر دارد (05/0 > p ) و با توجه به مقدار t-value که برابر 523/7 است می توان بیان کرد سبک های پردازش هیجانی در رابطه بین ریتم های شبانه روزی با فراحافظه نقش میانجی را ایفا می کند.
تأثیر سبک رهبری تحول آفرین مدیران بر تحلیل رفتگی معلمان مدارس متوسطه شهر رویان
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر سبک رهبری تحول آفرین مدیران بر تحلیل رفتگی شغلی معلمان مدارس متوسطه شهر رویان انجام شد. روش مطالعه حاضر، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه مدیران و معلمان مدارس متوسطه رویان بودند. با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه 86 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد رهبری تحول آفرین بأس و آولیو (2000) و تحلیل رفتگی شغلی مسلاچ و جکسون (1981) بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره انجام شد. یافته های این مطالعه نشان داد بین متغیرهای نفوذ آرمانی و ملاحظه فردی با تحلیل رفتگی شغلی رابطه منفی وجود دارد (01/0>P) و سبک رهبری تحول آفرین بر تحلیل رفتگی شغلی مؤثر است؛ بنابراین، می توان انتظار داشت با تغییر سبک رهبری به سوی رهبری تحول گرا، پیامدهای مثبتی حاصل شود و از تحلیل رفتگی شغلی معلمان مدارس جلوگیری به عمل آید.
تاثیر بدبینی سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق سکوت سازمانی و رهبری مخرب (مورد مطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی تأثیر بدبینی سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق سکوت سازمانی و رهبری مخرب است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان به تعداد1000 تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 287 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بدبینی سازمانی دین و همکاران (1998) و پرسشنامه استاندارد رفتارهای انحرافی در محیط کار بنت و رابینسون (2000) و پرسشنامه سکوت سازمانی واکولا و برادوس (2005) و پرسشنامه استاندارد رهبری مخرب گل پرور (1393) بودند که روایی پرسشنامه ها بر اساس روایی محتوایی با استفاده از نظر صاحب نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تأیید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب (88/0)، (85/0)، (89/0) و (87/0) برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بدبینی سازمانی از طریق سکوت سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر (55/)0 است و از طریق رهبری مخرب بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 44/0 است و همچنین بدبینی سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 88/0 است.
بررسی دیدگاه دبیران در زمینه جایگاه آموزش زیست محیطی در برنامه درسی کنونی دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: آموزش زیست محیطی بر حفاظت محیط زیست تاثیر مستقیم و مثبت می گذارد و نظام رسمی آموزش کشور می تواند در این زمینه نقش تعیین کننده ایفا نماید. هدف تحقیق بررسی دیدگاه دبیران در زمینه جایگاه آموزش زیست محیطی در برنامه درسی کنونی دوره متوسطه اول بود.
روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری تمامی دبیران مدارس دولتی شهر اصفهان بوده است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی تعداد 329 دبیر انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده ازپرسشنامه محقق ساخته 41 گویه بسته پاسخ که از نتایج تحلیل اسناد بالا دستی به دست آمد انجام شد. روایی پرسشنامه توسط استادان تایید و پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 89/0 برآورد گردید. تجزیه و تحلیل نتایج در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و در بخش آمار استنباطی (آزمون t تک متغیره، آزمون فریدمن، و t با دو گروه مستقل) انجام شد.
یافته ها: وضعیت موجود آموزش زیست محیطی در برنامه درسی کنونی دوره اول متوسطه در زمینه عناصر برنامه درسی (هدف، محتوا، روش یاددهی-یادگیری، ارزشیابی) از دیدگاه دبیران بالاتر از سطح متوسط است و میانگین رتبه بندی عناصر برنامه درسی نشان می دهد محتوای برنامه درسی بالاترین و ارزشیابی پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده است. نتایج به دست آمده بین مجموعه رتبه های چهارگانه وضعیت موجود آموزش زیست محیطی در برنامه درسی کنونی در ابعاد مختلف در گروه دبیران 05/0≥P معنی دار است.
نتیجه گیری: برای دستیابی به توسعه پایدار، آموزش محیط زیست در برنامه درسی کنونی ضروری است.
تأثیر رهبری تحول آفرین بر توسعه سازمان یادگیرنده (موردمطالعه: دانشگاه های علمی– کاربردی غرب استان مازندران)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
31 - 43
حوزههای تخصصی:
در دنیای پیچیده و پویای کنونی، سازمان ها در صورتی می توانند مزایای رقابتی خود را حفظ کنند که به صورت موجودیتی واحد و یکپارچه بتوانند یادگیری سریع تری نسبت به رقبا داشته باشند.هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر رهبری تحول آفرین بر توسعه سازمان یادگیرنده در دانشگاه های علمی - کاربردی غرب استان مازندران بود.جامعه آماری پژوهش شامل 220 نفر از کارکنان دانشگاه های علمی – کاربردی استان مازندران است. نمونه مورد مطالعه 136 نفر از این افراد بود که بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ابعاد سازمانی یادگیرنده واتکینز و مارسیک (1996) و پرسشنامه رهبری تحول آفرین بأس و آولیو (2000) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون انجام شد. نتایج نشان داد ترغیب ذهنی، نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش و ملاحظات فردی بر توسعه سازمان یادگیرنده در دانشگاه های علمی - کاربردی غرب استان مازندران تأثیر مثبت دارند. همچنین سبک رهبری تحول آفرین بر توسعه سازمان یادگیرنده در دانشگاه های علمی - کاربردی غرب استان مازندران تأثیر مثبت دارد.
تبیین وضعیت یادگیری سازمانی مدارس بر مبنای ابعاد سبک رهبری تحولی مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱
27 - 45
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، تبیین وضعیت یادگیری سازمانی مدارس بر مبنای ابعاد سبک رهبری تحولی مدیران مدارس است. این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و واحد مطالعه در آن مدرسه بود. جامعه آماری، تمام مدیران و معلمان مدارس متوسطه غرب استان مازندران بودند. بر مبنای جدول کرجسی و مورگان (1970) و روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 113 مدیر و 313 معلم به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از دو پرسش نامه ی سبک رهبری تحولی (باس و اولیو، 2003) ویژه مدیران مدارس و مقیاس یادگیری سازمانی (نیفه، 2001) ویژه دبیران جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی بنیادی استفاده شد. نتایج نشان داد بین ابعاد سبک رهبری تحولی مدیران مدارس (نفوذ ایدئال، انگیزش الهامی، تحریک هوشی، ملاحظات فردی) با ابعاد سازمان یادگیرنده بودن مدارس (تفکر سیستمی، آرمان مشترک، یادگیری تیمی، مدل ذهنی، قابلیت شخصی) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. اما مؤلفه تحریک ذهنی با دو مؤلفه آرمان مشترک و قابلیت شخصی، رابطه معناداری نداشت. همچنین ابعاد سبک رهبری تحولی مدیران، از توان پیش بینی ابعاد یادگیری سازمانی مدارس برخوردار هستند.
بررسی عوامل مؤثر بر میزان بکارگیری مدیران مدارس از مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
195 - 211
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مدیران مدارس متوسطه(اول و دوم) شهرستان مریوان در سال تحصیلی 96- 95 تشکیل می دهد که تعداد آنها برابر با 82 نفر(66 نفر مرد،16 نفر زن) می باشد و بر اساس جدول نمونه گیری مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی، 66 نفر به عنوان نمونه پژوه ش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل یک نمونه پرسشنامه محقق ساخته مدیریت دانش است که روایی آن توسط جمعی از متخصصان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز از طریق فرمول آلفای کرانباخ برابر با 83/0بود. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف استاندارد و نیز آزمون های آماری کولموگروف- اسمیرنوف، آزمون t تک گروهی، آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون t مستقل و با به کارگیری نرم افزار آماری 19 SPSS انجام شده است. به طور کلی یافته ها نشان داد که توجه به مدیریت دانش در بین مدیران مدارس بالاتر از حد متوسط بوده است و در حد نسبتاً خوبی قرار دارد. همچنین نتایج بیانگر آن بود که بین دیدگاه مدیران از لحاظ میزان توجه به مدیریت دانش بر اساس جنسیت، سابقه خدمت و نیز میزان تحصیلات تفاوت وجود ندارد. در نهایت بر اساس یافته ها، چهار عامل کلی شامل: عوامل شخصی و فردی، عوامل سازمانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و عوامل مربوط به نظام آموزشی در به کارگیری موثر مدیریت دانش در مدرسه نقش دارد.