فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه ی توانمندسازهای تعالی سازمانی و قابلیت های چابکی سازمانی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی شهر اصفهان به تعداد 1745 نفر بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم جامعه آماری312 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه استاندارد EFQM(2010) با 25 پرسش و ضریب پایایی 93/0 و پرسشنامه ی محقق ساخته چابکی سازمانی بر اساس نظریه ژانگ و شریفی (2000) با 25 پرسش و ضریب پایایی92/0 بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، ضریب همبستگی چندگانه و رگرسیون گام به گام صورت گرفت. نتایج نشان داد بین توانمندسازهای تعالی سازمانی و قابلیت های چابکی سازمانی و ابعاد آن رابطه معنی دار وجود دارد و بهترین پیش بینی کننده قابلیت های چابکی سازمانی به ترتیب کارکنان، فرایندها، محصولات و خدمات، رهبری، شرکاء و منابع و استراتژی می باشد.
رابطه بین تیپ شخصیتی درونگرایی- برونگرایی با میزان رضایت شغلی و تعهد سازمانی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین تیپ شخصیتی درونگرایی- برونگرایی با میزان رضایت شغلی و تعهد سازمانی معلمان اداره آموزش و پرورش شهرستان دلفان بوده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. در این پژوهش جامعه آماری شامل معلمان اداره آموزش و پرورش شهرستان دلفان بوده اند که در زمان انجام پژوهش تعداد آنها 1800 نفر بوده است. از جامعه آماری مورد مطالعه تعداد 316 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه های شخصیت 16 عاملی آیزنک، رضایت شغلی مینه سوتا و تعهد سازمانی آلن و مایر استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین تیپ شخصیتی درونگرایی و رضایت شغلی و بین تیپ شخصیتی برونگرایی و تعهد سازمانی همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد، اما بین تیپ شخصیتی برونگرایی و رضایت شغلی همبستگی منفی و معنادار وجود دارد. هم چنین نتایج نشان داد که بین تیپ شخصیتی درون گرایی و تعهد سازمانی رابطه ای وجود ندارد و بین زنان و مردان از لحاظ تیپ شخصیتی درون گرایی و برون گرایی تفاوتی وجود ندارد.
مطالعه تطبیقی مدیریت آموزشی و برنامه درسی مدارس هوشمند کشورهای استرالیا، مالزی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
vپژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی چگونگی تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات در امر مدیریت آموزشی و برنامه درسی مدارس هوشمند کشورهای استرالیا، مالزی و ایران انجام شد. در این پژوهش از روش توصیفی مبتنی بر تجزیه و تحلیل مقایسه ای بر اساس روش جرج زد. اف. بردی بهره گرفته شد. جامعه آماری کلیه مدارس هوشمند کشورهای مورد مطالعه بودند. دو کشور استرالیا و مالزی به دلیل پیشرو بودن در امر هوشمند سازی مدارس به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در ایران نیز چهار دبیرستان پیشرو هوشمندسازی شهر تهران به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش میدانی مطالعه شدند. یافته های مهم پژوهش عبارت بودند از اینکه کشور استرالیا توانسته است با بهره گیری از نرم افزارهای مختلف مدیریتی مانند سیستم مدیریت محتوا، سیستم مدیریت شبکه و تلفیق فاوا در امر برنامه درسی(مانند: برنامه درسی برخط ) و فرایند ارزشیابی از دانش آموزان، کارنامه قابل قبولی از خود برجای بگذارد. کشور مالزی نیز با طراحی سیستم مدیریت مدارس هوشمند توانسته است تمام شش بخش مدیریت آموزشی را در این سیستم ادغام کند و در تلفیق فاوا در برنامه درسی و ارزشیابی دانش آموزان هم تا حدودی مؤفق بوده است. مدارس هوشمند ایران نیز در راستای بهره گیری از فاوا در امر مدیریت آموزشی، برنامه-درسی و ارزشیابی از دانش آموزان گام هایی برداشته است، ولی نحوه اداره و مدیریت مدرسه هنوز در بیشتر اوقات بر پایه های سنّتی خود استوار است.
رابطه مهارت های ارتباطی با راهبردهای مدیریت حل تعارض مدیران دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط مهارت های ارتباطی با راهبرد مدیریت حل تعارض در مدیران دوره متوسطه، از دیدگاه دبیران آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختیاری انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بوده و نمونه مورد بررسی شامل 340 نفر از دبیران استان منتخب است که با استفاده از جدول مورگان به روش تصادفی طبقه ای- نسبی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های مهارت های ارتباطی بارتون جی ای و راهبرد مدیریت حل تعارض رابینز که ضریب پایایی آنها به وسیله آزمون کرانباخ به ترتیب 81% و92.8 % بدست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از اثر لامبدای ویکنز، رگرسیون چند متغیره، تحلیل واریانس چند متغیره، و آزمون تعقیبی lsd استفاده شد. نتایج نشان داد بین مهارت های ارتباطی با راهبردهای مدیریت حل تعارض در سطح 05/0 p≤ارتباط معنادار وجود دارد. هم چنین بین سابقه با انتخاب راهبردهای مدیریت حل تعارض تفاوت معنادار مشاهده شد.
رابطه فرهنگ سازمانی با خلاقیت و تغییر سازمانی در بین مدیران مدارس ابتدایی ناحیه یک شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش ارتباط فرهنگ سازمانی با خلاقیت و تغییرونوآوری در بین مدیران مدارس ابتدایی شهر شیراز بوده است. این مطالعه از نوع مطالعات همبستگی بود و جامعه آماری را مدیران مدارس ابتدایی ناحیه یک شیراز تشکیل داده است. از این تعداد ٨٠ نفر (٤٠ آموزشگاه دخترانه و٤٠ آموزشگاه پسرانه) به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بود. پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه خلاقیت تورنس (١٩٩٠)، پرسشنامه فرهنگ سازمانی هافستد (٢٠٠١) و پرسش نامه تغییرونوآوری نامدار (١٣٨٢) بود که روایی و پایایی آنها مورد تایید قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد: بین ابعاد فرهنگ سازمانی و خلاقیت رابطه معنی داری وجود دارد و از بین ابعاد فرهنگ سازمانی، ابعاد ریسک پذیری، فردگرایی و مردسالاری قدرت پیش بینی خلاقیت مدیران را دارا می باشد. بین ابعاد فرهنگ سازمانی و تغییرونوآوری رابطه معنی داری وجود دارد و از بین ابعاد فرهنگ سازمانی، ابعاد ریسک پذیری و مرد سالاری قدرت پیش بینی خلاقیت مدیران را دارا می باشد. خلاقیت مدیران زن بیش تر از مدیران مرد می باشد.
7 ارزیابی هم ترازی کتاب های کارشناسی زبان انگلیسی تخصصی رشته ها ی علوم انسانی انتشارات سمت و استانداردهای آموزشی مربوطه براساس اهداف آموزشی اندرسون و کراتول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به منظور ارزیابی هم ترازی محتوای کتاب های آموزش زبان انگلیسی با اهداف ویژه در (ESP[1]) انتشارات سمت (سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی) و استانداردهای آموزشی رشته های علوم انسانی بر اساس اهداف شناختی اندرسون وکراتول انجام شده است. از آنجا که این پژوهش از نوع ترکیبی است، از روش های کمی و کیفی استفاده شده است. برای پاسخ گویی به سؤالات این پژوهش، 21 کتاب زبان تخصصی انگلیسی در رشته های علوم انسانی و هم چنین استانداردهای آموزشی آنها با استفاده از چک لیست طبقه بندی شناختی اندرسون و کراتول بررسی شدند. از شاخص هم ترازی پُرتر به عنوان روش تحلیلی (کمی) داده ها برای تعیین میزان هم ترازی استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، اهداف در نظر گرفته شده در کتاب ها (71.06%) و استانداردهای (87.14%) مربوط به آنها را سطوح پایینی (به یاد آوردن، فهمیدن، به کار بستن) طبقه بندی اهداف آموزشی تشکیل می دهند و تنها 6 12.8درصد استانداردهای آموزشی و 28.94 درصد کتاب ها را اهداف سطوح بالایی اهداف آموزشی (تحلیل کردن، ارزشیابی کردن، آفریدن) به خود اختصاص داده اند. هم چنین نتایج محاسبه ی هم ترازی (0.41) استانداردهای آموزشی و کتاب ها نشان داد که این دو جزء از هم ترازی قابل قبولی برخوردار نیستند.
رابطه ی هوش معنوی با کیفیت زندگی کاری و بلوغ معلمان ابتدایی ناحیه2 شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه ی هوش معنوی با کیفیت زندگی کاری و بلوغ معلمان ابتدایی شهر شیراز بود، پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری و تحلیل داده ها ، توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش عبارت از تمامی معلمان ابتدایی ناحیه 2 شهر شیراز بود که در سال تحصیلی (2013-2012) در120 دبستان این ناحیه به کار اشتغال داشتند (1288 نفر). بر اساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، نمونه ای با حجم 305 نفر انتخاب شد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه بلوغ کارکنان، پرسشنامه کیفیت زندگی کاری و پرسشنامه هوش معنوی استفاده شد. روایی پرسشنامه ها با استفاده از روایی محتوایی و پایایی آنها از طریق ضریب آلفای کرونباخ بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف، آزمون t تک نمونه ای، آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه (به شیوه هم زمان) استفاده شد. نتایج نشان داد، میزان هوش معنوی و بلوغ معلمان ابتدایی شهر شیراز از سطح متوسط بالاتر است و کیفیت زندگی کاری آنان نیز در سطح متوسط به بالا می باشد. هم چنین یافته ها نشان داد بین هوش معنوی و مولفه های آن (زندگی معنوی با اتکا به هسته درونی و درک و ارتباط با سرچشمه هستی) با کیفیت زندگی کاری و ابعاد آن و بلوغ معلمان و ابعاد آن رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. هم چنین هوش معنوی و مولفه های آن (زندگی معنوی با اتکا به هسته درونی و درک و ارتباط با سرچشمه هستی) پیش بینی کننده ی معنادار کیفیت زندگی کاری و بلوغ معلمان می باشند.
ارائه الگوی توانمندسازی مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه الگویی جهت توانمندسازی مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه) انجام شده است. روش پژوهش توصیفی زمینه یابی بوده است. جامعه آماری آن را رؤسا و معاونین واحدها، رؤسا و معاونین دانشکده ها، مدیران گروه ها، مدیران و مسئوولین ادارات دانشکده ها (مسوولین امور اداری، آموزشی و پژوهشی) در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه) در سال تحصیلی92-1391 که 750 نفر در 17 واحد دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه) با درجات دانشگاهی مختلف بودند، تشکیل داد. نمونه، شامل کلیه رؤسا و معاونین واحدها، رؤسا و معاونین دانشکده ها، مدیران گروه ها، مدیران و مسوولین ادارات دانشکده ها در 6 واحد دانشگاهی چالوس، ساری، نور، نکا، بهشهر و محمودآباد بود. حجم نمونه نیز بر اساس فرمول کوکران و مطابق جدول کرجسی و مورگان 253 نفر (216 نفر مرد و 37 نفر زن) انتخاب گردید. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بود. برای گردآوری داده ها نیز از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. در روش میدانی، پرسشنامه بسته پاسخ با 100 گویه در مقیاس پنج گزینه ای لیکرت تنظیم گردید که مؤلفه های توانمندسازی مدیران را مورد سنجش و اندازه گیری قرار داد. داده های جمع آوری شده نیز در محیط SPSS طبقه بندی و میزان ضریب اعتماد با روش آلفای کرونباخ برای این ابزار محاسبه گردید. برای ارائه الگو از نرم افزار مدل سازی LISREL در قالب توصیف و تحلیل، ارائه گردیده است. بنابراین با توجه به نتایج به دست آمده و تأیید آن توسط تحقیقات قبلی و نظریه های موجود، می توان نتیجه گرفت که چارچوب ارائه شده از پشتوانه نظری، تجربی و اعتبار کافی برخوردار است و اجرای آن، به منظور توانمندسازی مدیران واحدهای دانشگاهی پیشنهاد می گردد.
مطالعه تجربی رابطه توانمندسازی روانشناختی و بلوغ رفتار تسهیم دانش دانشجویان دکتری دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر موضوع تسهیم دانش در محیط های دانشگاهی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است و صاحبنظران به کاوش و فهم عوامل موثر بر این رفتار علاقه مند شده اند. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین توانمندسازی روانشناختی دانشجویان و رفتار تسهیم دانش آنان با لحاظ نمودن نقش میانجی نگرش به تسهیم دانش است. روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بوده و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر به وسیله مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دوره دکتری دانشگاه شیراز بوده که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 250 نفر انتخاب و در نهایت 214 پرسشنامه تحلیل شد. یافته های پژوهش بیانگر رابطه معنادار بین توانمندسازی روانشناختی و رفتار تسهیم دانش در دانشجویان دکتری دانشگاه شیراز و رابطه مثبت و معنادار بین توانمندسازی روانشناختی و نگرش به تسهیم دانش در دانشجویان وجود دارد.
ارزیابی نابرابری ها در دستیابی به فرصت های آموزشی: با مطالعه موردی مقطع ابتدایی شهرستان دهلران درسال تحصیلی91-1390*(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، مسئله نابرابری های آموزشی را در بُعد مناطق آموزش و پرورش با مطالعه موردی مقطع ابتدایی شهرستان دهلران مورد مطالعه قرار داده است. پژوهش حاضر نوعی مطالعه اسنادی می باشد؛ اطلاعات جمعیتی مورد نیاز این پژوهش با استفاده از داده های آماری آخرین سرشماری نفوس و مسکن، و نیز اطلاعات مربوط به آموزش و پرورش (دانش آموزان، معلمان و ساختمان های آموزشی) با استفاده از آمار و ارقام موجود در آموزش و پرورش شهرستان مورد مطالعه کسب شده است و سپس این آمار و اطلاعات در فرم های اطلاعاتی محقق ساخته طبقه بندی و تنظیم شده اند. به منظور مقایسه و رتبه بندی میزان بهره مندی مناطق و نواحی مختلف (اعم از شهر یا روستا) از آموزش مقطع ابتدایی، از شاخص ها و فرمول های برنامه ریزی آموزشی، نظیر شاخص انتخاب منطقه، ضریب جینی، منحنی لورنز و نمودار پنج قسمتی سطوح بهره مندی مناطق استفاده گردید. در ادامه به منظور تعیین میزان نابرابری های آموزشی، داده ها و اطلاعات با استفاده از نرخ های ثبت نام و پوشش تحصیلی واقعی، نسبت دانش آموز به معلم، ضریب بهره برداری از فضاهای آموزشی و نرخ بازده های آموزشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که در بین مناطق و نواحی مختلف (اعم از شهر یا روستایی) شهرستان دهلران، از حیث بهره مندی از فرصت های آموزشی تعادل مناسبی برقرار نیست. از جنبه نرخ های ثبت نام و پوشش تحصیلی و نیز از حیث میزان دسترسی به معلمان مقطع ابتدایی، مناطق شهری نسبت به نواحی روستایی و گروه پسران نسبت به گروه دختران برتری داشته و در سطح بالاتری قرار دارند. در زمینه دسترسی به فضاهای آموزشی مناطق شهری نسبت به نواحی روستایی برخوردارتر بوده اند و در مورد نرخ بازده های آموزشی، دختران نسبت به پسران و مناطق شهری نسبت به نواحی روستایی برتری دارند.
رابطه سبک مدیریت مشارکتی با تعهد سازمانی و سلامت روانی دبیران دبیرستان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین رابطه سبک مدیریت مشارکتی با تعهد سازمانی و سلامت روانی دبیران دبیرستان های شهر داراب انجام گرفته است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش متشکل از تمامی دبیران مدارس متوسطه شهر داراب بود که در سال تحصیلی90-89 مشغول به کار بوده اند و تعداد آنها250 نفر که همه آنها مورد استفاده قرار گرفته اند. داده ها از طریق سه پرسشنامه مدیریت مشارکتی با پایایی 85/ 0، تعهد سازمانی با پایایی90/0 و سلامت روان با پایایی 89/0 جمع آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی و توصیفی استفاده شده است که در سطح آمار استنباطی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شده که پس از تجزیه و تحلیل داده ها، نتایج نشان داد که بین سبک مدیریت مشارکتی با تعهد سازمانی و سلامت روان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. از بین ابعاد سبک مدیریت مشارکتی (تصمیم گیری، ارتباطات، رهبری، ساختار و کنترل)، مولفه تصمیم گیری معنادار بوده و پیش بینی کننده تعهد سازمانی و سلامت روان می باشد.
ساخت و اعتبار یابی مقیاس سنجش الگوی کیفی مدیریت فرآیندهای یاددهی – یادگیری در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش الگوی کیفی مدیریت فرآیندهای یاددهی- یادگیری در دوره ابتدایی است. این پژوهش جزو تحقیقات ترکیبی از نوع متوالی اکتشافی برای ابزارسازی است. در بخش کیفی، 20 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه با روش نمونه گیری هدف مند، به عنوان مشارکت کنندگان بالقوه ی پژوهش انتخاب شدند. دراین بخش از روش مصاحبه، بررسی پیشینه و مطالعه منابع و متون و به شیوه همسو سازی برای دست یابی به مفاهیم، عبارات و واژه های کلیدی مرتبط با عوامل، ملاک ها ونشانگرهای الگوی کیفی مدیریت فرآیندهای یاددهی –یادگیری استفاده شد و داده های کیفی اولیه حاصل گردید. با روش تحلیل مضمون، چارچوب اولیه الگو شکل گرفت واز معیارهای اعتبار سنجی کیفی برای سنجش اعتبارچارچوب اولیه استفاده شد. برای اطمینان از پایایی کیفی چارچوب اولیه، ازآزمون قابلیت اعتماد استفاده گردید. دربخش کمی، مدرسان درس روش ها و فنون تدریس و روانشناسی تربیتی پردیس های دانشگاه فرهنگیان کشور جامعه آماری را تشکیل دادند. برای نمونه گیری از64 پردیس دانشگاه فرهنگیان کشور، 32 پردیس به شیوه تصادفی ساده و درهرپردیس دو نفر مدرس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس تدوین شده در مرحله کیفی پژوهش استفاده شد.این مقیاس دارای6 عامل، 16 ملاک و 72 نشانگر بود. در این بخش، برای سنجش روایی مقیاس از روش های روایی صوری، محتوایی، وتحلیل عامل و برای محاسبه پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که این مقیاس به لحاط کمی نیز از روایی و پایایی لازم برخوردار است و در نتیجه مقیاس نهایی با 6عامل (محیط فیزیکی، محیط اجتماعی – روانی، آمادگی، آموزش، تلفیق و ارزشیابی) ، 16ملاک و 70 نشانگر مورد تایید قرار گرفت.
الگوی روابط بین قابلیت یادگیری سازمانی و هوش سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی «الگوی روابط بین قابلیت یادگیری سازمانی و هوش سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان)» پرداخته است. روش پژوهش همبستگی علّی مدل معادلات ساختاری است. جامعه مورد مطالعه، کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان) به تعداد 321 نفر بودند که با استفاده از جدول نمونه گیری کرجسی و مورگان (1970) تعداد 176 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه های قابلیت یادگیری سازمانی چیوا و همکاران (2007)، هوش سازمانی آلبرخت (2003) و رفتار شهروندی سازمانی کرنودل (2007) بودند. نتایج پژوهش نشان داد بین قابلیت یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن با رفتار شهروندی سازمانی و هم چنین بین هوش سازمانی و مؤلفه های آن با رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنادار وجود دارد. نتایج مدل سازی معادله ساختاری نشان داد که قابلیت یادگیری سازمانی بر هوش سازمانی اثر مستقیم و بر رفتار شهروندی سازمانی اثر غیر مستقیم داشته است.
ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل براساس الگوی سروکوال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی وضعیت موجود و مطلوب کیفیت خدمات آموزشی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل بر اساس الگوی سروکوال بوده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد (1794نفر) شاغل به تحصیل نیمسال دوم90-89 بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، گروه نمونه (240نفر) طبق فرمول نمونه گیری انتخاب و داده های مورد نیاز به وسیله پرسشنامه محقق ساخته با طیف لیکرت جمع آوری گردید. روایی ابزار بوسیله روایی محتوا و نظر متخصصان، و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ (مقدار931/ 0برای وضع موجود و مقدار868/0 برای وضع مطلوب) بدست آمد. داده های گردآوری شده با شاخص های آمار توصیفی (میانگین، درصد، انحراف استاندارد)، آزمون T مستقل و آزمون تحلیل واریانس ANOVA تحلیل گردید. نتایج تحلیل داده های جمع آوری شده حاکی از آن است که وضعیت موجود و مطلوب کیفیت خدمات آموزشی با هم تفاوت معنی داری دارند و بین متغیرهای جنسیت، محل سکونت، رشته تحصیلی و وضعیت اشتغال دانشجویان با دیدگاه آنان نسبت به کیفیت خدمات آموزشی رابطه معنی داری وجود ندارد.
نیازسنجی آموزشی کارشناسان پژوهشی دانشگاه یزد با استفاده از الگوی شغل و شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش شناسایی و اولویت بندی نیازهای آموزشی کارشناسان پژوهشی دانشگاه یزد بوده است. این پژوهش از نوع توصیفی بوده که به روش پیمایشی اجرا شده است. جامعه آماری شامل تمامی کارشناسان پژوهشی دانشگاه یزد بود که به لحاظ تعداد محدود افراد جامعه (47 نفر) از شیوه کل شماری استفاده گردید. برای شناسایی نیازهای معیاری از الگوی شغل و شاغل استفاده شد و با استفاده از روش چند عاملی درونی اولویت بندی شدند. به منظور شناسایی نیازهای آموزشی هنجاری، پرسشنامه ای بر اساس نیازهای معیاری طراحی و توزیع شد. از آنجا که طراحی پرسشنامه بخشی از فرآیند نیازسنجی بوده و طی آن از نظرات آگاهی دهندگان کلیدی استفاده شد، از روایی صوری برخوردار بود اما برای اطمینان بیش تر، روایی پرسشنامه مجدداً با استفاده از روش تحلیل گویه محاسبه گردید. پایایی نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ (83/0) به دست آمد. نتایج حاصل از مقایسه نیازهای آموزشی هنجاری نشان داد: میانگین اعلام نیاز کارشناسان پژوهشی دانشگاه یزد به دانش، مهارت و نگرش از سطح حداقل کفایت قابل قبول (Q2) بالاتر اما از سطح کفایت مطلوب (Q3) پایین تر است. در بعد دانشی، کارشناسان دارای مدرک تحصیلی دیپلم (فوق دیپلم) و کارشناسان دارای بیش از 20 سال سابقه، در بعد مهارتی، کارشناسان دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس و کارشناسان دارای کمتر از 10 سال سابقه و در بعد نگرشی، کارشناسان دارای مدرک تحصیلی لیسانس و کارشناسان دارای بین 10 تا 20 سال سابقه بالاترین میزان نیاز را داشته اند.
رابطه ادراک از رفتار غیر اخلاقی و رفتار توانمندساز مدیران با اعتماد شناختی و عاطفی معلمین به آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتماد به مدیر از جمله موضوعات محوری در مطالعات سازمانی و روابط متقابل بین افراد می باشد. در این راستا، این مقاله به پیش بینی تغییرات سطوح اعتماد معلمین از راه دو متغیر رفتار غیر اخلاقی و رفتار توانمندساز مدیران می پردازد. با توجه به پیشینه نظری موجود، مدلی برای تبیین روابط بین متغیرها ارائه شد و مورد سنجش قرار گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. برای این منظور معلمین راهنمایی شهرستان چناران جامعه آماری این مطالعه را تشکیل دادند و با استفاده از روش تصادفی طبقه ای، داده های 105 نفر از آنها مبنای تحلیل قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد که روایی آن با استفاده از تحلیل عاملی و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ تایید گردید. برای پردازش داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده گردید. نتایج نشان داد که ادراک از رفتارهای توانمندساز مدیران، بر اعتماد شناختی و اعتماد عاطفی معلمین به آنها اثر دارد. هم چنین اثر منفی ادراک از رفتارهای غیر اخلاقی، بر اعتماد شناختی بر رهبر تایید شد، اما اثر آن بر اعتماد عاطفی مورد تایید قرار نگرفت. برای ارزیابی مدل پیشنهادی نیز از روش تحلیل مسیر استفاده شد که شاخص های برازندگی مرتبط، نشان از برازش مدل اصلاح شده پژوهش داشت. یافته های حاصله نشان دهنده آن است که بهبود در رفتارهای مدیران به عنوان الگوهای نقش، از تاثیری تعیین کننده بر اعتماد معلمین و به تبع آن تعامل سازنده بین آنها با مدیران در سطح مدارس راهنمایی مورد مطالعه برخوردار است.
تأثیر آموزش زبان تکلیف- محور در مقایسه با روش دستور- ترجمه بر پیشرفت تحصیلی زبان انگلیسی دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بمنظور بررسی تأثیر آموزش زبان تکلیف – محور در مقایسه با روش دستور-ترجمه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال سوم متوسطه رشته علوم تجربی در سال تحصیلی 90-1389 صورت گرفته است. روش پژوهش، شبه تجربی بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پسر و دختر سال سوم متوسطه تشکیل دادند که از بین آنها 120 نفر بصورت نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند.60 نفر در دو گروه آزمایش دختر و پسر و 60 نفر در دو گروه کنترل قرار گرفتند. گروه های کنترل به شیوه تکلیف – محور و گروه های کنترل به شیوه دستور- ترجمه مورد آموزش قرار گرفتند. در پایان از هر چهار گروه پس آزمون به عمل آمد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمون تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معنادار وجود دارد به این صورت که گروه های آزمایش که با روش تکلیف – محور آموزش دیده بودند نمرات بهتری نسبت به گروه های کنترل که با روش سنتی آموزش دیده بودند کسب کردند. ضمنا دختران نسبت به پسران از عملکرد بهتری برخوردار بودند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که استفاده از آموزش زبان تکلیف – محور در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثرتر است.
ارزیابی مدل فعالیت های یاد گیری خلاقیت محور در دانش آموزان مدارس ابتدایی شهرستان ساوه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ارزیابی مدل فعالیت های یادگیری خلاقیت محور در دانش آموزان مدارس ابتدایی شهرستان ساوه می باشد. این مدل بر سه بعد کلی شناختی، عاطفی و فراشناختی تکیه دارد. جامعه ی آماری پژوهش، تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان ساوه است، که در سال تحصیلی90 -89 مشغول به تحصیل می باشند. براساس روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای 46 نفر از دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی (23نفر کنترل ،23 نفر آزمایش) انتخاب شدند. این پژوهش به صورت شبه آزمایشی در قالب طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. ابزار پژوهش شامل آزمون تصویری تفکر خلاق تورنس فرم B و مشاهده ی رفتار دانش آموزان بود. پایایی فرم B از راه باز آزمایی در طی دو هفته باضریب پایایی 87/0 تایید شد و پایایی مشاهده از راه میانگین گرفتن بین مشاهده ی سه نفر، با ضریب پایایی 85/0 مورد تایید قرار گرفت و روایی آنها به وسیله متخصصین تایید شد. داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل میانگین، انحراف استاندارد و آزمون کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که آموزش مهارت های یادگیری بر مهارت های شناختی، مهارت های عاطفی و مهارت های فراشناختی تاثیر معنی داری داشت. در نهایت تاثیرمعنی داری بین مهارت های یادگیری وخلاقیت وجود داشت.
رابطه خلاقیت و مشارکت با توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (مطالعه موردی واحد مرودشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی رابطه خلاقیت و مشارکت با توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت در سال تحصیلی90- 1389 به تعداد 211 نفر تشکیل داده اند و حجم نمونه مورد پژوهش بر اساس جدول مورگان 136 نفر انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خلاقیت تورنس (2001) با پایایی 81/0، مشارکت کاری لاداهل و کجنر (1965) با پایایی70/0 و توانمندسازی شورت و راینهارت (1995) با پایایی90/0 بهره گرفته شده است و برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از روش های آماری میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه استفاده شده است. نتایج حاصله نشان داد که بین خلاقیت و مشارکت با توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بین ابعادانعطاف پذیری، بسط و اصالت با توانمندسازی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بین ابعاد درگیری بالای شغلی، حس وظیفه شناسی و تغییرپذیری با توانمندسازی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. خلاقیت و مشارکت می توانند توانمندسازی را پیش بینی نمایند. مؤلفه بسط و مؤلفه حس وظیفه شناسی می توانند توانمندسازی را پیش بینی نمایند.
نظریه برخاسته از داده کاوی کیفی در به اشتراک گذاری دانش و طراحی مقیاس بومی آن: مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر شاهد توسعه و ظهور روش های اکتشاف دانش، به ویژه داده کاوی و فنون خاص آن بوده ایم. به زعم تصور رایج، داده کاوی صرفا به پژوهش های کمی و آماری محدود نمی شود. امروزه در پژوهش های کیفی نیز حرکتی مستمر از واکاوی ها، پژوهش ها و پردازش های صرفا نظری و روش محور به چشم می خورد. این مقاله با روش داده کاوی نظریه ی بنیانی، به اکتشاف عوامل موثر بر به اشتراک گذاری دانش در میان اعضای هیات علمی دانشگاه ها پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که 4 عامل پیوند عاطفی- اجتماعی، ارزش بازاری، رشد و ارتقای فردی، الزامات (بیرونی و درونی) از جمله مهم ترین عوامل به اشتراک گذاری دانش در بین اعضای هیات علمی دانشگاه ها هستند. سپس، براساس مصاحبه های بدون ساختار، متن کوتاه پرسشنامه به اشتراک گذاری دانش تدوین گردید. سپس داده ها از 92 عضو هیات علمی دانشگاه های گرگان به روش نمونه گیری سهمیه ای جمع آوری شدند. نتایج به دست آمده، استفاده از 20 گویه طراحی شده را حمایت می کند و نشان می دهد که این فرم کوتاه مقیاس عوامل به اشتراک گذاری دانش در نمونه اعضای هیات علمی ایرانی از ساختار عاملی مطلوب و روشنی برخوردار است. در این مقاله سعی شده تا با فرض تطبیق پذیری روش های اکتشاف دانش و داده کاوی در پژوهش های کیفی و پردازش های کمی، این دو را به گونه ای نوآورانه در مساله به اشتراک گذاری دانش کنار هم قرار دهد.