فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر مدل سازی ساختاری تأثیر سرپرستی توهین آمیز بر رفتار شهروندی سازمانی در مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان کرمان می باشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه کارکنان در مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان کرمان که تعداد آن ها در سال 1400 به 207 نفر بالغ گردیده است. به دلیل محدودیت جامعه آماری تمامی اعضای آن به عنوان نمونه انتخاب و به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته است. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه سرپرستی توهین آمیز میتچل و آمبروس (2007) و رفتار شهروندی سازمانی اورگان (1998) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها براساس نظر خبرگان، و روایی سازه آن با روش تحلیل عاملی تاییدی بررسی شد. پایایی آن ها نیز با محاسبه، پایایی ترکیبی ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. داده های جمع آوری شده با روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل تجزیه و تحلیل شد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که به طور کلی سرپرستی توهین آمیز بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر معکوس و معناداری دارد. با افزایش رفتارهای توهین آمیز سرپرست، کارکنان روحیه خود را از دست می دهند در نتیجه انگیزه آنها پایین می آید و در نتیجه رفتار شهروندی سازمانی کاهش می یابد.
بررسی ابعاد فساد آکادمیک در نظام آموزش عالی: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: این پژوهش مطالعه و شناسایی ابعاد و مولفه های فساد آکادمیک در آموزش عالی ایران است. روش شناسی: رویکرد پژوهش از نوع آمیخته است که از طرح اکتشافی (ابزارسازی) بهره گرفته شده است. در بخش کیفی از روش تحقیق نظریه داده بنیاد بهره گرفته شد. میدان تحقیق در این بخش شامل اساتید حوزه آموزش عالی در دانشگاه های تهران، علامه طباطبایی، صنعتی امیرکبیر، کردستان و دانشگاه سمنان بودند که از این میان با استفاده از روش نمونه گیری نظری، 20 نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب و داده ها با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد. تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و منتخب و با استفاده از نرم افزار تحلیل کیفی MAXQDA انجام شد. در نهایت مضامین و مقوله های اصلی بر اساس الگوی سه بعدی شرایط / فرآیند / پیامد استخراج و مدل نظری حاصل از داده ها ترسیم گردید. بخش کمی با استفاده از روش توصیفی و با بهره گیری از پیمایش انجام شد. در بخش کمی جامعه آماری شامل استادان و صاحب نظران در دانشگاه های مذکور بودند که از این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، به ترتیب دانشگاه، دانشکده ها و گروه های آموزشی به عنوان خوشه انتخاب و پرسشنامه ها به صورت کاملا تصادفی در بین خوشه های منتخب اجرا شد. در این بخش، بعد از طراحی ابزار پرسشنامه بر اساس یافته های بخش اول، آزمون نرمال بودن داده ها انجام و از روش تحلیل عامل تاییدی برای روایی پرسشنامه استفاده شد که این کار برای بخش مفهوم فساد؛ عوامل موثر بر فساد علمی و همچنین پیامدها انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که مضامین و مقوله های مربوط ابعاد مفهومی فساد آکادمیک عبارت از ابعاد ساختاری؛ ابعاد غیرساختاری- علمی می باشند. هم چنین مقوله های اصلی فساد آکادمیک در بعد شرایط علی؛ شرایط زمینه ای و شرایط مداخله گر ترسیم و در نهایت، پیامدهای حاصله هم استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که در بعد ساختاری- اداری، عامل توسعه کمی آموزش عالی با میانگین (4.0489) بیشترین اهمیت را دارند و در بعد غیرساختاری- علمی، سرقت ادبی با میانگین (4.0326)؛ بیشترین نوع فساد علمی و جعل با میانگین (3.6304) کمترین نوع از این گونه است. هم چنین در بین عوامل علی، مکانیسم های تولید علم با میانگین (15.7011) ؛ در عوامل زمینه ای، آموزش عالی توده ای و مدرک گرایی با میانگین (15.7880) و در بین عوامل مداخله گر، ساختارهای معیوب و فساد اداری در بخشی ازبدنه اجرایی با میانگین (11.6739) بیشترین اهمیت را دارند. . نتیجه گیری: نتایج پژوهش منعکس کننده ابعاد فساد آکادمیک در آموزش عالی کشور است و حاوی نکات ارزشمندی برای تصمیم گیران و سیاست گذاران این عرصه است.
شناسایی مؤلفه های مؤثر در مشارکت والدین در مدرسه: رویکردی کیفی با روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
300 - 269
حوزههای تخصصی:
مشارکت والدین در مدرسه از اهمیت بسزایی برخوردار است. امروزه انتظارات جامعه از دستگاه تعلیم و تربیت به صورت روز افزون افزایش یافته است. لذا نظام آموزشی تنها مسئولیت تدریس و انتفال مواد آموزشی در ذهن فراگیران را بر عهده ندارد و برای موفقیت برنامه های آموزشی وتربیتی بایستی سیاست گذاران نظام آموزش وپرورش زمینه های مشارکت والدین را برای ارتقاء رشد دانش آموزان فراهم آورند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های مؤثر در مشارکت والدین به شیوه کیفی و با روش تحلیل مضمون برمبنای رویکرد استقرایی (آتراید –استرلینگ) انجام شده است. نمونه گیری از مجموع اسناد کتابخانه ای و منابع علمی که در مجلات معتبر علمی - پژوهشی چاپ گردیده است با بررسی محتواهای مرتبط انتخاب گردید .تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس تحلیل مضمون انجام شد. برای اعتباریابی داده ها از روش بازبینی و موضع گیری پژوهشگر و همسوسازی با منابع علمی و اسناد کلیدی آموزش وپرورش استفاده گردید. بر اساس نتایج این پژوهش مؤلفه های مؤثر در مشارکت والدین در1مضمون کلی، 16 مضمون پایه و4 مضمون سازمان دهنده چالش های غالب ، بسترسازی مشارکت ، مفروضه های بنیادی تعامل و مهندسی ارتباط و تعامل طبقه بندی گردید.
آمادگی برای رهبری تحول دیجیتال در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
386 - 358
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش آمادگی برای رهبری تحول دیجیتال در مدارس است. برای دستیابی به هدف از روش توصیفی پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان مدارس شهرستان زرندیه تشکیل داده اند. با استفاده از جدول مورگان حداقل حجم نمونه موردنیاز 181 نفر برآورد گردید. برای اطمینان بیشتر 200 نفر از کارکنان مدارس شهرستان زرندیه به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای وضعیت عوامل مؤثر در ایجاد آمادگی برای رهبری تحول دیجیتال از روش سوارا و برای ارزیابی وضعیت هر یک از آن عوامل از آزمون تی تک نمونه استفاده شد. با استفاده از تحلیل اهمیت عملکرد نتایج نهایی مطالعه ارزیابی گردید. در این پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامه اول برای رتبه بندی عوامل و پرسشنامه دوم برای بررسی وضعیت عوامل به کارگرفته شد. روایی با استفاده از روایی محتوایی تأیید و پایایی نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ به مقدار 813/0 به دست آمد. یافته ها نشان داد شاخص های تدوین چشم انداز دیجیتال، سواد دیجیتالی، سازگاری و یادگیری سریع عمده ترین عوامل برای رهبری تحول دیجیتال هستند. بر اساس نتایج پیشنهاد می شود برای موفقیت درزمینه رهبری تحول دیجیتال بهتر است راهبرد، فرهنگ، نوآوری و مهارت های کارکنان را به عنوان حلقه هایی در کنار فناوری در نظر بگیرند.
شناسایی عوامل موثر در تصمیم گیری های غیرمتمرکز مدیران آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف :در نظام های آموزشی نا متمرکز، تصمیم گیری از طریق نهادهای قانونگذار، شوراهای منتخب مردمی و هیئتهای امنا عملی می شود. هدف اصلی این تحقیق شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر تصمیم گیری های غیر متمرکز مدیران آموزش و پرورش است.
روش شناسی :این پژوهش از نوع کاربردی و به صورت کیفی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بود که روایی آن توسط اساتید و کارشناسان به صورت محتوایی مورد تائید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 87/0 محاسبه شد.تجزیه و تحلیل به صورت کیفی که به شناسایی عوامل موثر بر تصمیم گیری غیرمتمرکز مدیران با استفاده از روش تحلیل مضمون و اولویت بندی آن ها از طریق آزمون فریدمن انجام شد برای بررسی اعتبار شبکه مضامین به دست آمده، از معیارهای اعتبارسنجی کیفی "قابل قبول بودن" و "قابل اعتماد بودن " و همچنین "ممیزی بیرونی" استفاده شد
یافته ها: . نتایج حاصل از یافته های تحلیل مضمون، به شناسایی 4 مضمون سازمان دهنده، 17 مضمون پایه اصلی و 81 مضمون پایه فرعی منجر شد و در نهایت اولویت بندی نتایج با آزمون فریدمن نشان داد که از دیدگاه خبرگان، نبود قوانین و مقررات جامع در ارتباط با تمرکززدایی(عامل محیطی) در اولویت اول و دارای بیشترین تاثیر گذاری بر تصمیم گیری های غیرمتمرکز مدیران آموزش و پرورش و مهارت فنی(عامل مدیریتی) در اولویت آخر و کمترین تاثیرگذاری بر تصمیم گیری های غیرمتمرکز مدیران آموزش و پرورش می باشد.
نتیجه گیری : برای اثربخش نمودن نظام آموزش و پرورش حرکت بسوی کاستن تمرکز ضروری است.در این خصوص شناسایی موانع کم شایان توجهی به مسئولین و سیاستگذاران آموزش و پرورش می کند که در این مقاله بیان شده اند.
نقش رهبری تحول آفرین در سلامت سازمانی مدارس: آزمون نقش میانجی عدالت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
157 - 179
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی پایداری روابط میان رهبری تحول آفرین، عدالت سازمانی و سلامت سازمانی در مدارس شهرستان سبزوار بود و براساس هدف از دسته پژوهش های کاربردی محسوب می شود؛ زیرا نتایج پژوهش قابل استفاده برای تمام مدارس و نظام های آموزش و پرورش، به خصوص مدارس شهرستان سبزوار است. با توجه به چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز توصیفی و از نوع همبستگی بود که در آن روابط متغیرها بر اساس هدف پژوهش تحلیل می شود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان مدارس شهرستان سبزوار بودند که در سال تحصیلی 97-96 به خدمت اشتغال داشتند. این تعداد شامل 4892 نفر است. نمونه مورد مطالعه براساس جدول مورگان 357 نفر تعیین شد که پرسش نامه بین 365 نفر به صورت طبقه ای تصادفی در نیمه دوم سال 1397 توزیع شد. به منظور سنجش روایی سؤالات پرسش نامه، روایی محتوا و روایی سازه مدنظر قرار گرفت، روایی محتوا توسط متخصصان حوزه رفتار و مدیریت آموزشی تأیید شد. به منظور سنجش پایایی، یک نمونه اولیه شامل40 پرسش نامه پیش آزمون شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پرسش نامه در بخش آمار استنباطی از آزمون های Tتک نمونه ای، کلموگروف-اسمیرنوف، تحلیل عاملی تأییدی و الگویابی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری تحول آفرین هم به طور مستقیم و هم به طور غیر مستقیم به واسطه عدالت سازمانی نقش کلیدی را در توسعه سلامت سازمانی دارد. همچنین عدالت سازمانی تأثیر مثبت، مستقیم و معنی دار بر سلامت سازمانی دارد.
از «دبیرستان شاه رضا مشهد» تا «دانش سرای عالی سپاه دانش مامازن» نگاهی به زندگی و خدمات دکتر «محمدامیر بیرجندی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
437 - 399
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در چارچوب روش «زندگی نامه نویسی دیگرنوشت» و از طریق مطالعه اسناد و گفتگو با افراد مطلع به تشریح خدمات آموزشی و تربیتی یکی از پیشگامان آموزش و پرورش ایران در عرصه مدرسه داری نوین پرداخته است. «محمدامیرخان بیرجندی» در سال 1280 شمسی در بیرجند متولد شد. اندکی بعد از تولد به تهران رفت و در «مدرسه آمریکایی ها » به تحصیل و بعدها به تدریس پرداخت. سپس، نظامت و مدیریت دبیرستان «شاه رضا» مشهد را پذیرفت. به منظور اتمام تحصیلات تکمیلی در اواخر دهه سی شمسی به دانشگاه «ویسکانسین» آمریکا عزیمت کرد. «بیرجندی» از پیشگامان «مدرسه داری نوین» و «توسعه روستایی» در ایران است که خدمات وی در عرصه های مذکور کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشتار، صرفاً به خدمات آموزشی و تربیتی ایشان توجه شده است. بر این اساس، به تجربیات وی در زمان مدیریت مدرسه «شاه رضا» و اقداماتی که در کسوت «معاون تعلیماتی وزیر فرهنگ» و «رئیس دانش سرای عالی سپاه دانش مامازن» انجام داده، اشاره شده است. وی، در نظام آموزش و پروش کشور فعالیت های نوآورآن های از جمله «ساماندهی برنامه آموزش تربیت بدنی و تیم های ورزشی در مدارس»، «ترویج فعالیت های فوق برنامه»، «تشکیل گروه های مناظره» و «پیوند میان معلمان و اولیا» را ترتیب داده است. همچنین، برنامه های «مبارزه با بی سوادی»، «سپاه دانش» و «آموزش مکاتبه ای» را به طور موفقیت آمیز اجرا کرده است. سبک مدیریتی و خصوصیات شخصیتی متمایز «بیرجندی» در اداره «دانش سرای عالی سپاه دانش مامازن» در کنار نقش آفرینی وی در تربیت و اعزام دانشجویان به خارج از کشور از او چهره ای فراموش نشدنی در اذهان دانش آموختگان دانش سرا-که اینک از صاحبنظران عرصه تعلیم و تربیت ایران هستند- به یادگار گذاشته است.
تأثیر فرآیندهای مدیریت دانش بر نوآوری سازمانی با نقش میانجی بهره وری منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: نوآوری سازمانی به عنوان یک ابزار مهم برای سازمان ها برای رقابت در محیط رقابتی شناخته شده است. و سازمان ها در تمام جنبه های کسب و کار تلاش می کنند جهت توسعه نوآوری سازمانی، فرآیندهای مدیریت دانش و بهره وری منابع انسانی را به عنوان دارایی های ارزشمند و استراتژیک مورد توجه قرار دهند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر فرآیندهای مدیریت دانش بر نوآوری سازمانی با نقش میانجی بهره وری منابع انسانی بوده است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی بوده است. جامعه آماری کارکنان شرکت سرمایه گذاری تدبیر و شرکت های زیرمجموعه به تعداد 270 نفر بوده است که از طریق فرمول کوکران 158 نفر نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد فرآیند های مدیریت دانش، نوآوری سازمانی و بهره وری منابع انسانی از شجیتا و همکاران (Shujahata et al, 2019) استفاده شده است که روایی آن از طریق محتوایی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب 785/0، 768/0 و 805/0 مورد تایید قرار گرفته است. یافته ها: داده های به دست آمده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری نرم افزار اسمارت پی. ال اس مورد تحلیل قرار گرفت . نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که فرآیندهای مدیریت دانش بر نوآوری سازمانی و بهره وری منابع انسانی تاثیر مثبت و معنادار دارد، همچنین نقش میانجی بهره وری منابع انسانی بین فرآیندهای مدیریت دانش و نوآوری سازمانی تایید شد.
بررسی آموزش مجازی و نقش آن در تحقق برنامه درسی دوره اول ابتدایی
حوزههای تخصصی:
آموزش در فضای مجازی صرفاً به معنای انتقال اطلاعات آموزشی نیست آنچه اهمیت دارد انتقال صحیح و تأثیرگذار مطالب آموزشی است. اصل اول در آموزش برقراری ارتباط مؤثر بادانش آموزان است به ویژه دانش آموزان مقطع ابتدایی دوره اول به دلیل آنکه حکم زیر بنایی را در ساخت تعلیم و تربیت دارد، دبستان اولین و مؤثرترین محل برای یادگیری دانش آموزان و پرورش استعداد و شکل گیری شخصیت آن ها هست. لذا با تعطیلی مدارس در شرایط فعلی، آموزش مجازی در مدارس به ویژه مقطع ابتدایی بسیار موردتوجه قرارگرفته است، اولین آموزش ها همیشه تأثیرگذارترین هستند، ازاین جهت که وقتی فرد مطلبی را برای اولین بار آموزش می بیند، آن را به همان گونه ای فرامی گیرد که به او تعلیم داده اند. در این پژوهش به این نتیجه رسیده ایم که دانش آموزان از طریق تعامل و برقراری ارتباط با اطرافیان و محیط است که بسیاری از مطالب و مفاهیم آموزشی را فرامی گیرند، به طورمعمول در کلاس های درس حضوری دانش آموزان از این تعامل برخوردار هستند اما در کلاس های مجازی این طور نیست. لذا آموزش در فضای مجازی نیازمند بستری مناسب هست تا منجر به شکل گیری ارتباط و تعامل شود تا از طریق آن بتوانند محتوای آموزشی را فراگیرند. هدف تحقیق انجام شده بررسی آموزش مجازی و نقش آن در تحقق برنامه درسی قصد شده دوره اول ابتدایی بود برای این منظور از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
Designing A Model of Learning School in Secondary Schools(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۹, Issue ۴, Winter ۲۰۲۲
79 - 62
حوزههای تخصصی:
پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع طبقه بندی آمیخته اکتشافی، در بعد کیفی داده شده از نظر ماهیت و بعد از کمی پیمایش مقطعی بوده است. شرکت کنندگان در بخش کیفی 18 نفر از اساتید علوم تربیتی بودند که به روش نمونه گیری هدف انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، کلیه معلمان مقطع متوسطه استان همدان (3431 نفر) بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 413 نفر انتخاب شدند. ابزار سنجش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. پرسشنامه پژوهش شامل 12 مؤلفه و 82 گویه است که ضریب آلفای کرونباخ آن 98/0 محاسبه شد. روایی صوری و پرسشنامه توسط متخصصان تایید شد. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی، کدگذاری محورهای باز-انتخابی و در بخش کمی، تحلیل عاملی انتخابی با استفاده از نرم افزار smart PLS 3 شد. پژوهش های بخش کیفی شامل 12 مؤلفه شامل مولد شبکه ای، توسعه شایستگی های معلمان و شایستگی های مدرسه، ارتقای کیفیت در مدرسه، توسعه مدیریت دانش مدرسه، بلوغ یادگیرنده، غ مدرسه، عواملی، عوامل سازمانی، قابلیت های توسعه فردی و پایدار. نتایج تحلیل عاملی تاییدی برازش مناسبی را برای مدل نشان داد. نتایج تحقیق می تواند به مدیران ارشد نظام آموزشی در ایجاد مدارس کمک کند.
بررسی ارتباط میان رهبری آموزشی مدیران، کارآمدی جمعی معلمان و رضایت شغلی آنان: رویکرد مدل معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
25 - 1
حوزههای تخصصی:
باوجود اهمیت رهبری آموزشی در جوامع پیشرفته و کثرت پژوهش های انجام گرفته در کشورهای غربی، در جوامع درحال توسعه و جوامع شرقی، تنها در سال های اخیر، مطالعات تجربی اندکی در این حوزه انجام شده است؛ بنابر اندک بودن مطالعات تجربی درزمینه رهبری آموزشی مدیران در ساختار آموزشی کشور، پژوهش حاضر به منظور تبیین هر چه بیشتر نقش پژوهش در مدیریت آموزشی در بافت ایران انجام گرفت. به این منظور، مطالعه اخیر به بررسی رابطه رهبری آموزشی مدیران، کارآمدی جمعی معلمان و رضایت شغلی در معلمان مدارس ابتدایی پرداخت. داده های جمع آوری شده حاصل از نظرسنجی از 292 نفر از معلمان مدارس ابتدایی استان کردستان با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری (SEM) تجزیه وتحلیل گردید.گردآوری داده ها در واقع با اجرای پرسشنامه های سه متغیر انجام شده و از روش نمونه گیری آسان استفاده گردید. نتایج به دست آمده مدل ساختاری را مورد تأیید قرار داد که بیانگر رابطه مثبت در میان رهبری آموزشی مدیران، کارآمدی جمعی معلمان و رضایت شغلی معلمان است. همچنین، این یافته ها نشان داد که رهبری آموزشی مدیران تأثیر مثبتی بر کارآمدی جمعی و رضایت شغلی معلمان دارد. به عبارت دیگر، هنگامی که معلمان رفتارهای مدیریت آموزشی مدیران را مناسب تصور کنند تعهد، درگیری حرفه ای و رضایت شغلی بیشتری هم خواهند داشت. یافته های پژوهش حاضر راهکارهای نظری و آموزشی ارزشمندی برای مدیریت مدرسه در ایران ارائه خواهد کرد.
بررسی فرسودگی شغلی معلمان با توجه به نقش واسطه ای خودکنترلی و حمایت اجتماعی در همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه گیری کرونا ازنظر برنامه های آموزشی فش ار زیادی بر معلمان وارد کرده اس ت. لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی فرسودگی شغلی معلمان با توجه به نقش واسطه ای خودکنترلی و حمایت اجتماعی در همه گیری کرونا انجام شد. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آن شامل 110 نفر معلمان مقطع ابتدایی شهر بروجرد در سال تحصیلی 1400-1399 بود. حجم نمونه 86 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه های مورداستفاده شامل مقیاس حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، خودکنترلی تانجی (2004)، فرسودگی شغلی مسلش (1981) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-21 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های حاصل از پژوهش رابطه معنی دار منفی به میزان (752/0-r=) میان خودکنترلی با فرسودگی شغلی معلمان را نشان داد. همچنین بین حمایت اجتماعی با فرسودگی شغلی معلمان رابطه منفی و معنی دار (821/0-r=) وجود داشت؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که خودکنترلی بالا و حمایت اجتماعی اطرافیان با کاهش فرسودگی شغلی معلمان رابطه دارد. با توجه به همه گیری کرونا این بحران بر عملکرد معلمان تأثیر داشته و زمینه فرسودگی شغلی آنان فراهم می نماید. با توجه به این مسئله ارائه آموزش ها و ایجاد سیستم های حمایتی و آموزش خودکنترلی بر پیشگیری فرسودگی شغلی معلمان در همه گیری کرونا ضروری به نظر می رسد.
طراحی چارچوب اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، طراحی چارچوب اخلاق سازمانی در پارادایم اسلامی تولید علم بود.
روش شناسی: این پژوهش از نوع توسعه ای با طرح کیفی و با استفاده از روش مطالعه موردی چندگانه ابزاری شامل تحلیل اسناد و مصاحبه نیم ساخت مند انجام شد. جامعه این پژوهش شامل همه متون و اسناد و هم چنین صاحب نظران حوزه اخلاق سازمانی است. نمونه مورد نظر، به صورت هدفمند از میان منابع در دسترس و هم چنین از طریق نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مطالعه اسنادی و مصاحبه نیم ساختمند با آگاهی دهندگان کلیدی (با تکنیک اشباع نظری) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شد.
یافته ها: یافته ها در قالب شبکه مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی و سازماندهی شدند. برای اعتبار یابی داده های کیفی از روش همسوسازی استفاده شد و سرانجام چارچوب مورد نظر در 3 بعد بینشی، نگرشی و کنشی و مشتمل بر 53 مولفه طراحی گردید.
رابطه ویژگی های شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه میان ویژگی های شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور یزد انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان رشته روان شناسی دانشگاه پیام نور یزد در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 477 نفر بودند. حجم نمونه تحقیق بر اساس جدول کرجسی و مورگان 213 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ویژگی های شخصیت کاستا و مک کری (1992)، پرسشنامه حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، پرسشنامه رضایت از زندگی داینر (1985) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. یافته های این مطالعه نشان داد بین مؤلفه های متغیر ویژگی های شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی رابطه معنی دار وجود دارد (01/0 > P). به نظر می رسد برنامه ریزی در جهت تربیت کودکان در دوران اولیه آموزشی در جهت ایجاد و تقویت گرایش های شخصیتی و پیامدهای تحصیلی و روان شناختی در سال های بعدی زندگی سودمند باشد.
بررسی تأثیر مدیریت کوانتومی بر بهره وری منابع انسانی با میانجی گری همدلی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر مدیریت کوانتومی بر بهره وری منابع انسانی با میانجی گری همدلی سازمانی صورت گرفته است. روش شناسی: این تحقیق از نوع تحقیقات کمی و ازنظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا و جمع آوری اطلاعات توصیفی- همبستگی اجرا گردید. برای گردآوری اطلاعاتی از قبیل مبانی نظری و پیشینه پژوهش از مطالعات کتابخانه ای؛ و برای گردآوری اطلاعات لازم جهت بررسی فرضیه ها و سؤالات تحقیق از روش میدانی با ابزار پرسشنامه استفاده شد. داده های این تحقیق با استفاده از پرسشنامه های استاندارد مدیریت کوانتومی عظیمی (۱۳۹۰) و همدلی سازمانی پیغمبردوست (۱۳۹۳) و بهره وری منابع انسانی گلداسمیت (۱۹۸۰) از نمونه ای با حجم 320 نفر که از کارکنان اداری دانشگاه های شهرستان خرم آباد در سال 1399 به شیوه ی نمونه گیری طبقه ای نسبی با استفاده از جدول کرجسی و مورگان انتخاب گردید، جمع آوری شد. برای محاسبه روایی از روایی محتوایی استفاده شد که نتایج بیانگر روا بودن ابزار تحقیق بوده است و به منظور تعیین اعتبار از نوع همسانی درونی، نمونه اولیه پیش آزمون گردید و با توجه به ضرایب اعتماد به دست آمده با روش آلفای کرونباخ برای پرسش نامه بهره وری منابع انسانی ۹۳/۰، برای سؤالات مدیریت کوانتومی عدد ۸/۰ و پرسشنامه همدلی سازمانی برابر 82/۰ پایایی مطلوب برخوردار است. یافته ها: برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش الگو یابی معادلات ساختاری استفاده شد، نتایج پژوهش حاکی از آن بود که تأثیر مدیریت کوانتومی بر بهره وری منابع انسانی توسط متغیر میانجی همدلی سازمانی تبیین می شود و هم چنین مدیریت کوانتومی بر بهره وری منابع انسانی و همدلی سازمانی تأثیر دارد اما تاثیر همدلی سازمانی بر بهره وری منابع انسانی توسط داده های پژوهش پشتیبانی نگردید. نتیجه گیری: بر اساس تجزیه و تحلیل ارائه شده، می توان نتیجه گرفت مدیریت کوانتومی با نقش میانجی همدلی سازمانی بر بهره وری منابع انسانی موثر می باشد.
ارائه مدل ارزشیابی مدرسین نظام آموزش الکترونیکی با استفاده از سیستم استنتاج عصبی فازی تطبیقی (ANFIS)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : با توجه به تحول قابل ملاحظه نظام های یادگیری در سال های اخیر و شرایط حاکم بر زندگی بشر به واسطه همه گیری ویروس کوید 19، اهمیت آموزش مجازی در سیستم مدیریت یادگیری غیر قابل انکار است. این مساله نقش مدرسان در سیستم های آموزشی را برجسته تر از هر زمان دیگری کرده است. بر این اساس، هدف تحقیق حاضر، ارائه یک سیستم استنتاج عصبی فازی تطبیقی (ANFIS) هوشمند برای ارزیابی عملکرد مدرسان سیستم های آموزش الکترونیک به ویژه در موسسات دانشگاهی است.
روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر روش، توصیفی و از نظر هدف کاربردی است. در این پژوهش از یک رویکرد کمی برای طراحی مدل ارزیابی عملکرد مدرسان در نظام آموزش الکترونیک استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان حوزه مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه آزاد اسلامی استان یزد بوده اند بر اساس مشخصات تعریف شده، شامل 29 نفر است. با توجه به محدود بودن تعداد عناصر مورد بررسی، جهت انتخاب عناصر نمونه، برای همه عناصر جامعه آماری پرسشنامه ارسال شد که 17 نفر به سئوالات طرح شده پاسخ دادند. در این پژوهش برای تحلیل عملکرد مدرسان در موسسات آموزشی از یک سیستم استنتاج فازی عصبی تطبیقی (ANFIS) استفاده شده است.
یافته ها: سیستم استنتاج فازی عصبی تطبیقی (ANFIS) ارایه شده، بر مبنای ۴ عامل اصلی (فرایند یادگیری تدریس، شیوه تدریس، گرایش پژوهشی و قابلیت های فردی) و ۱۶ عامل فرعی در فرایند ارزیابی مدرسان استفاده می کند. این سیستم ANFIS، عملکرد مدرسین را در چهار دسته از پیش تعریف شده، یعنی: مدرس نیازمند آموزش، مدرس با مهارت های خوب، مدرس بسیار خوب و مدرس عالی طبقه بندی می کند.
نتیجه گیری: سیستم طراحی شده ابزار مفیدی در ارزیابی مدرسان و ارائه بازخورد مناسب از نقاط قوت و ضعف آن ها جهت بهبود عملکرد است.
ارائه مدلی برای نهادینه کردن و بررسی وضع فعلی کار تیمی در اداره کل بهزیستی استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : امروزه در سازمان های دولتی و غیر دولتی، همواره این مفهوم پربازتاب است که صرفا توانایی و استعدادهای فردی برای نیل به اهداف کافی نیست، بلکه یک اصل مهم آن است که افراد بتوانند با یکدیگر و در قالب تیم های گوناگون کاری فعالیت کنند. هم چنین یافتن راه حل های خلاق و جدید برای مسائل پیچیده، هر روز دشوارتر می شود ، بنابراین هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای نهادینه کردن و بررسی وضع فعلی کار تیمی در اداره کل بهزیستی استان فارس بود. روش شناسی: روش تحقیق ترکیبی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان سازمان بهزیستی در رابطه با کار تیمی و خبرگان علمی استادان مرتبط در حوزه کار تیمی و افراد صاحب نظر و جامعه آماری در بخش کمی همه مدیران رده های بالا و میانی و کارکنان اداره کل بهزیستی استان فارس به تعداد 207 نفر بود. روش نمونه گیری بخش کیفی نمونه گیری هدفمند بود، خبرگان علمی و خبرگان حرفه ای تعدادی با قضاوت محقق، به عنوان نمونه انتخاب شدند و با آنها مصاحبه عمیق انجام شد. برای به دست آوردن حجم نمونه بخش کمی از فرمول کوکران استفاده شد. از کل افراد جامعه تعداد 135 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند که به صورت تصادفی طبقه ای سهم هر معاونت مشخص و سرانجام به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای تحلیل کیفی از روش تجزیه و تحلیل موضوعی و تحلیل محتوا استفاده شد، تحلیل داده ها و آزمون فرضیات مرتبط با اجزاء مدل و آزمون کل مدل تحقیق به ترتیب با استفاده از روش داده بنیاد و آزمون T تک نمونه ای انجام شد. یافته ها یافته های پژوهش بر اساس مدل پژوهش مشتمل بر پنج بعد و 37 مولفه نشان داد، نتیجه گیری: نهادینه کردن کار تیمی در اداره کل بهزیستی استان فارس در همه ابعاد و مولفه های مدل (شامل شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها) پایین تر از حد متوسط بود.
الگوی دانشگاه کارآفرین با تاکید بر دانشگاه آزاد اسلامی با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه الگوی دانشگاه کارآفرین با تاکید بر دانشگاه آزاد اسلامی و با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد(طرح نظام مند) انجام شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش بر اساس قاعده و اصل اشباع نظری شامل20 نفر از افراد صاحب نظر و خبرگان در حوزه دانشگاه کارآفرین بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختمند می باشد. داده ها با استفاده ازنرم افزار MAXQDA ، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اعتبار داده ها با استفاده از روش تأیید پذیری توسط مشارکت کنندگان صورت پذیرفت. بر اساس یافته های پژوهش، ابعاد و عوامل مؤثر بر دانشگاه آزاد اسلامی کارآفرین در 6 طبقه شامل پدیده محوری، دانشگاه کارآفرین با زیرمولفه های نظام آموزشی، نظام پژوهشی، خلاقیت و نوآوری و منابع درآمدی ، بعد شرایط علّی با زیر مولفه های رهبری ومدیریت دانشگاهی، بین المللی شدن و فرهنگ سازمانی، بعد شرایط زمینه ای با زیرمولفه های چارچوب های قانونی، ارتباط با صنعت، تعامل با محیط پیرامونی و مسائل اقتصادی، بعد عوامل مداخله گر با زیرمولفه های سیستم پاداش و موقعیت و جایگاه دانشگاه، بعد راهبردها با زیرمولفه های مدیریت منابع انسانی، زیرساخت های نوآوری و تأمین مالی و بعد پیامدها و نتایج با زیرمولفه های پویایی و سازگاری با محیط، بهبود عملکرد، سرمایه انسانی و توسعه اجتماعی و اقتصادی شناسایی گردید.
The mediating role of scientific optimism in the relationship between authentic leadership and job engagement of English language teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In order to increase the efficiency and productivity of employees and organizations industrial and organizational psychologists have identified and examined the important psychological structures affecting the effectiveness of organizations and to achieve this goal the variables of job enthusiasm, authentic leadership and scientific optimism have always been considered.The purpose of this study is to investigate the mediator role of the scientific optimism in relationship between authentic leadership andteachers' job engagement. The study is an applied descriptive correlational one in which he statistical population consisted of all English language teachers in the city of Sanandaj from among which 190 individuals were selected as samples based on Morgan Table and using a random stratified method. They responded to three questionnaires of authentic leadership, academic optimism, and job engagement. The results were analyzed using structural equation modeling method. Findings indicated that that authentic leadership has a direct effect on scientific optimism, scientific optimism has a direct effect on job enthusiasm, and authentic leadership has a direct effect on scientific optimism. furthermore, authenticleadership through scientific optimism has an indirect effect on job engagement and the hypothetical model of the research showed a good fit. Therefore, it can be said that authentic leadership and academic optimism are important variables that are closely related to job engagement in teachers.
ارزیابی راهبردهای توسعه منابع انسانی در فضای معماری تغییرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور ارزیابی بسترها و فضای راهبردهای توسعه منابع انسانی برای تغییرات احتمالی در آموزش وپرورش اجرا شد. رویکرد پژوهش کمّی و راهبرد بکار رفته توصیفی– ارزیابی بود. جامعه آماری کارکنان آموزش وپرورش خرم آباد بودند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم تعداد 215 نفر از کارکنان انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده دو پرسشنامه «ارزیابی فضای توسعه منابع انسانی» و «ارزیابی راهبردهای توسعه منابع انسانی» بود. روایی سازه ابزار با روش تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفت. پایایی نیز با ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید واقع شد. نتایج نشان داد که کارکنان آموزش وپرورش فضای توسعه منابع انسانی را در محیط کار خود ازلحاظ مطلوبیت در سطح متوسط ارزیابی کرده اند. یافته ها حاکی از آن بود که کارکنان میزان رضایت خود را از مطلوبیت راهبردهای توسعه منابع انسانی در سطح پایین تر از سطح متوسط ارزیابی نموده اند. تحلیل واریانس یک راهه نیز نشان داد که بین دیدگاه کارکنان آموزش و پروش در متغیرهای فضای توسعه منابع انسانی و راهبردهای توسعه منابع انسانی برحسب مدرک تحصیلی و سابقه خدمت تفاوت معناداری وجود نداشت. به نظر می رسد فضا برای ایجاد تغییرات راهبردی در حوزه منابع انسانی در سازمان آموزش و پرورش چندان مطللوب نیست. برای ایجاد یک تغییر کلی در سازمان لازم است تا فرایند آن از طریق راهبردهای منابع انسانی به کار گرفته شود. سازمان دهی فرایند تغییرات نیازمند ایجاد توازن ظریف میان ذی نفعان سازمان است. تحول در راهبرد منابع انسانی منجر به ایجاد تغییر در تمامی جنبه های مربوط به منابع انسانی، نظام ها، باورها، ساختارها و هم چنین انتظارات تجاری سازی می شود این تحول مشابه معماری ایجاد تغییرات است.