فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۵۸۱ تا ۱۴٬۶۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
بررسی نقش عوامل مؤثر بر سازمان یادگیرنده در ساختار نظام توسعه و بهسازی آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی و تبیین جایگاه و نقش سازمان یادگیرنده در نظام توسعه و بهسازی منابع انسانی کارکنان دانشگاه شهید بهشتی تهران می باشد. بدین منظور، نمونه ای به حجم 250 آزمودنی به روش تصادفی ساده انتخاب شد. پرسشنامه محقق ساخته با ضریب پایایی 83/0 در مورد نمونه اجرا گردید، داده های بدست آمده با استفاده از الگوی معادلات ساختاری تحلیل گشت و الگوی پیشنهادی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد که مؤلفه های مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی بر چرخه سازمان یادگیرنده کارکنان تأثیر مثبت و معنی دار دارند. علاوه بر این، اجرای الگوی معادلات ساختاری نشان داد که داده ها با الگوی پیشنهادی برازش دارند. این بدان معناست که رابطه تمامی ضرایب مسیر پیشنهادی الگو نیز معنی دار بوده است (p < 0.01).
بررسی نگرش دبیران و کارشناسان نسبت به عملکرد مدیران دارای مدرک مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و سایر رشته ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی نگرش دبیران و کارشناسان آموزش متوسطه نسبت به عملکرد دانش آموختگان رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و دانش آموختگان سایر رشته های تحصیلی شاغل در پست مدیریت دبیرستان های شهر شیراز بوده است. روش پژوهش مورد استفاده، توصیفی- پیمایشی و علی– مقایسه ای بوده، جامعه آماری این پژوهش، تمامی مدیران دبیرستان های دولتی شیراز و دبیران مربوطه و هم چنین کارشناسی آموزش متوسطه نواحی چهارگانه شیراز بوده است، که با استفاده از روش تصادفی طبقه ای 75 مدیر و با استفاده از روش تصادفی ساده 375 دبیر انتخاب شده اند. تعداد کارشناسان آموزش متوسطه نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شیراز 15 نفر بودند، که به خاطر افزایش اعتبار یافته ها، از همه آنها مصاحبه بعمل آمده است. و از سه ابزار پرسشنامه محقق ساخته ویژه دبیران، مرکب از 55 پرسش بسته پاسخ طیف لیکرت، مصاحبه نیمه سازمان یافته با کارشناسان آموزش متوسطه و اسناد و مدارک پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از شاخص های فراوانی، درصد میانگین، انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمون-های تحلیل واریانس چند متغیری، تحلیل واریانس عاملی، رگرسیون چند متغیری استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد که اگر چه تفاوت هایی بین عملکرد مدیران دانش آموخته رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و مدیران دانش آموخته سایر رشته های تحصیلی در مهارت های رهبری، انسانی، آموزشی، اداری– مالی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان آنها وجود دارد، اما این تفاوت ها در سطح پنج صدم (P<0/05 ) معنادار نمی باشد. نتایج حاصل از بررسی پرسشهای مربوط به متغیرهای جمعیت شناختی مدیران نیز نشان داد که از میان متغیرهای جنسیت، سابقه خدمت و سابقه مدیریت، تنها متغیر جنسیت بر عملکرد مدیران در زمینه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان آنها تأثیر معناداری داشته است .
رابطه اخلاق کار با رضایت شغلی و استرس شغلی کارکنان در سازمان آموزش فنی و حرفه ای شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه ادراکات کارکنان از ابعاد اخلاق حاکم بر کار با رضایت شغلی و استرس شغلی آنان بود. شیوه پژوهش توصیفی (همبستگی ) بود. جامعه آماری پژوهش تمامی کارکنان مراکز آموزش فنی و حرفه ای به تعداد 482 نفر بودند.حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 216 نفر برآورد گردید و به شیوه نمونه گیری خوشه ای و تصادفی انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه شامل: 1- پرسشنامه اخلاق کار 2- پرسشنامه رضایت شغلی (Robbins,1991) و 3- پرسشنامه استرس شغلی (Sotodeh,2003) استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی و تحلیل چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان دادند که بین ادراکات کارکنان از اخلاق حاکم بر کار با رضایت شغلی آنان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، اما بین ادراکات کارکنان از اخلاق حاکم برکار با استرس شغلی آنان رابطه منفی معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که سه بعد اخلاق کار (دلبستگی و علاقه، پشتکار و جدیت، روابط سالم و انسانی در کار) پیش بینی کننده های معناداری برای رضایت شغلی هستند. هم چنین، دیگرنتایج تحلیل رگرسیونی نشان دادند که دو بعد اخلاق کار (دلبستگی و علاقه، پشتکار و جدیت در کار) پیش بینی کننده های معناداری برای استرس شغلی کارکنان بشمار می روند.
بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ابراز وجود بر سبک اسنادی و افسردگی دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این کارآزمایی بالینی از نوع پژوهش های نیمه تجربی (طرح پیش آزمون- پس آزمون و آزمون پیگیری با گروه کنترل) می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته های علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور بود. نمونه این پژوهش متشکل از 100 دانشجو بود که به صورت تصادفی ساده از بین داوطلبان شرکت در این پژوهش انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی جایگزینی در دو گروه آزمایش و کنترل گماشته شدند. ابتدا، آزمون های سبک اسنادی و افسردگی برای هر دو گروه اجرا شد. بعد از اجرای پیش آزمون، جلسات آموزشی طی 15 جلسه یک و نیم تا دو ساعته برای گروه آزمایش برگزار گردید. در پایان دوره آموزش و دو ماه پس از آن، هر دو گروه با آزمون های مورد نظر مجدداً مورد ارزیابی (پس آزمون و آزمون پیگیری) قرار گرفتند. در پایان، برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار استنباطی (آزمون لوین، آزمون تحلیل واریانس یک عاملی با اندازه گیری های مکرر مچلی، آزمون t در گروه های مستقل و وابسته و آزمون چند متغیری پیلایی) استفاده شد. نتایج حاکی از اثربخشی آموزش های ابراز وجود بر کاهش سطح افسردگی و تغییر سبک اسنادی آزمودنی ها (05/0P<) بود.بنابراین، می توان گفت که آموزش های شناختی- رفتاری ابراز وجود راهبردهای مداخله ای ساخت یافته ای هستند که در تغییر سبک اسنادی و بهبود خلق مؤثرند.
مراحل و معیارهای تدوین، تصویب و ارزشیابی درس جدید در دانشگاه¬های استرالیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تدوین درس جدید، کاری علمی و هنری است، به¬همین جهت، صاحب¬نظران الگوهای مختلفی برای آن معرفی نموده اند که هرکدام بر رویکردها و نگاه های خاص به فرایند یاددهی و یادگیری مبتنی است. از این¬رو، هدف پژوهش حاضر بررسی مراحل تدوین درس جدید، رویکردهای مورد توجه و فرایند تصویب و ارزشیابی آن¬ها در دانشگاه های استرالیاست. به این منظور، با یازده نفر از اعضای هیأت علمی در سه دانشگاه مهم استرالیا، شامل نیوسات ولز، مک کوآری و تکنولوژی سیدنی که درس های جدیدی را تدوین کرده اند، مصاحبه نیمه ساختاریافته به-عمل آمد. مصاحبه¬ها، پس از پیاده شدن، به شیوه مقوله-بندی باز تجزیه و تحلیل شد. یافته¬ها گویای آن است که تدوین درس طی پنج مرحله انجام می شود و رویکرد موردنظر، توجه به انجام کارهای عملی و حل مسأله است. تصویب درس های جدید در دانشگاه انجام می شود، ولی دارای مراحل متعدد و هم¬چنین زمان بر است؛ به¬گونه¬ای که موجب استنکاف اعضای هیأت علمی از تدوین درس جدید شده است.
رویکرد انتگرال به برنامه فلسفه برای کودکان (p4c)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله بازاندیشی در رویکردهای متداول برنامه فلسفه برای کودکان و ارائه رویکردی نو برای این برنامه براساس نظریه انتگرال ویلبر است. این دیدگاه متضمن چهار کوادرنت است و می تواند به عنوان یک هولون در نظر گرفته شود. به اعتقاد ویلبر، همه ابعاد واقعیت باید به عنوان یک کل مورد نظر قرار گیرد. براساس نظریه انتگرال در این مقاله فلسفه برای کودکان به عنوان یک هولون با چهار ساحت مرتبط به هم مورد بررسی قرار گرفته است. در نتیجه این برنامه به منزله یک فرایند شبیه روش سقراطی و اجتماع پژوهشی مورد نظر لیپمن است، همچنین، رویکردی تاریخی است آنگونه که گُردر در «دنیای سوفی» دنبال می کند و داستان فلسفی جهان شمولی است آنگونه که فیشر در کتاب «داستان هایی برای فکر کردن» و پیکمال در اثر «حکایت های فلسفی» جهان به آن پرداخته اند و در نهایت برنامه ای است فرهنگ وابسته نظیر آنچه متفکر دانمارکی یسپرسن خاطر نشان می کند.
گام نخست در مشارکت خواندن و نوشتن کودکان
حوزههای تخصصی:
بررسی و شناسایی مشکلات اعضاء هیئت علمی تازه استخدام شده در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی سال ۱ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲
119 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی مشکلات اساتید تازه کار در این زمینه می باشد تا در نهایت با دستیابی به پاسخ های واقعی رهنمودی برای دست اندرکاران و برنامه ریزان دانشگاهی باشد. از لحاظ روش شناسی، در پژوهش حاضر از روش تحقیق پیمایشی- توصیفی استفاده شده است. بر اساس بررسی ادبیات پژوهش، پرسشنامه ای مقدماتی تنظیم و روایی آن از طریق نظرخواهی از پاره ای متخصصان مورد بررسی قرار گرفت و اعتبار آن نیز با اجرای آزمایش ابزار و آزمون آلفا کرونباخ 67/81% محاسبه گردید. نتایج پژوهش، مشکلات هیئت علمی تازه استخدام شده را در شش زمینه آموزش، پژوهش، قوانین و مقررات اداری، ارتباطات، محیط کار و خدمات رفاهی / معیشتی طبقه بندی می کند.
رتبه بندی رشته های کشاورزی دانشگاه یاسوج بر مبنای شاخص های دانش سه گانه از دیدگاه دانش آموختگان سال های 89-1386؛ موردی از کاربست فن تشابه به حد ایده آل (Topsis)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی سال ۱ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲
147 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش رتبه بندی رشته های کشاورزی دانشگاه یاسوج بر مبنای شاخص های دانش سه گانه بود، که با بهره گیری از روش پیمایش و با استفاده از پرسش نامه انجام شد. نمونه آماری مورد مطالعه، 136 نفر از دانش آموختگان (89-1386) دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به پرسش نامه های ارسال شده به آدرس پستی شان پاسخ دادند. یافته ها حاکی از متوسط بودن دانش سه گانه در بین دانش آموختگان بود. جهت اولویت بندی رشته های مورد نظر بر مبنای توجه به پرورش دانش سه گانه، از فن تاپسیس و برای وزن دهی به معیارها از فن آنتروپی بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که در دانش نظری و سازگاری دانش آموختگان رشته علوم دام و در دانش عملی دانش آموختگان گیاه پزشکی رتبه اول را به خود اختصاص دادند. در پایان این که دانشگاه ها علاوه بر پرورش دانش عملی و نظری، باید توجه ویژه ای به پرورش دانش سازگاری در بین دانشجویان داشته باشند. همچنین، تعیین و ترکیب مناسب ترین ساختار آموزشی با توجه به الگو قرار دادن دانش سه گانه باید مد نظر برنامه ریزان آموزشی باشد.
خانواده در مدرسه
حوزههای تخصصی:
همه چیز درباره ی زباله
حوزههای تخصصی:
بزرگ ترین موزه روستایی جهان
حوزههای تخصصی:
پرونده: تجربه های سبز
حوزههای تخصصی:
طراحی یک الگوی نظری برنامه درسی بین¬رشته¬ای در حوزه آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: طبقه¬بندی روابط بین¬رشته¬ای، دو مقصود را در بردارد: نخست توضیح پیشرفت تدریجی در رشته¬های علمی که منجر به باز ترکیب وحدت علوم می¬شود و دوم توصیف باروری متقابل بین رشته¬های علمی و هم¬آمیختگی آن¬ها که منجر به¬ظهور رشته¬های جدید می¬گردد. دسته¬ای دیگر سطح¬بندی، براساس میزان تداخل میان حوزه¬های رشته¬های درسی با توجه به عناصر در حال تعامل، انجام می¬شود و شامل دو دسته هستند از یک¬سو، تعامل بین مفاهیمی که گواه پردازش یک چارچوب مفهومی ابداعی هستند و از سوی دیگر اندرکنش¬های میان روش¬ها. مطابق با این دسته¬بندی، در حوزه برنامه درسی بین¬رشته¬ای هم دو نوع کلی حاکم هستند: برنامه درسی هم¬گرا یا متقارب که بر رویکرد بین¬رشته¬ای ابزاری منطبق است و گونه ادغامی یا تلفیقی برنامه درسی که منطبق بر رویکرد بین رشته¬ای نظری یا مفهومی است. بعضی از نویسندگان اصطلاح «همکارانه» را به¬جای مدل متقارب استفاده کرده و آن¬را در مقابل گونه تلفیقی یا ادغامی به¬کار برده¬اند. هدف مقاله آن است که در قالب یک مدل برنامه درسی بین-رشته¬ای و با تکیه بر دو رویکرد کلی مطالعات بین رشته¬ای (مفهومی و ابزاری) به بررسی اصول برنامه درسی بین-رشته¬ای، طراحی دروس و فعالیت¬های بین¬رشته¬ای، اجرا و آموزش در حوزه برنامه درسی آموزش عالی بپردازد. این مدل دارای بخش¬هایی چون گونه¬های برنامه درسی، اصول طراحی و سازماندهی برنامه درسی و چگونگی اجرا و ارزشیابی برنامه درسی بین¬رشته¬ای است.
الگوی برنامه درسی پودمانی بر پایه استاندارد شایستگی حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای تعلیم و تربیت، اصطلاح «پودمان» یک متدولوژی است که به تعیین ساختار برنامه درسی یا برنامه آموزشی یک دوره دراز مدت در قسمت های جداگانه مشخص، یعنی در پودمان های شایستگی کمک می کند. «پودمان» به عنوان یک واحد یاددهی مستقل بدون ارتباط با سایر واحدها نگریسته نمی شود، بلکه به عنوان مرحله و جزء لاینفکی از یک صلاحیت گسترده تر یا گروهی از شایستگی های (یک حرف بزرگ) نگریسته می شود، برنامه یک «حرفه بزرگ» می تواند به تعدادی از «پودمان ها» تقسیم شود. هر پودمان ممکن است به تعریف کم و بیش واضحی از شایستگی ها در یک زمینه شغلی خاص اشاره داشته باشد که می تواند بسته به هر یک از نیازها از سایر پودمان ها به طرق مختلف تفکیک شود تا به شایستگی دست یابد به عبارت دیگر یک پودمان برخی قابلیت ها و دانش، مهارت های عملی و تجربه عملی مورد نیاز را به دست می دهد که می تواند به سنجش و اخذ گواهینامه منجر شود. در هر حال اصطلاح «ایجاد پودمان» تداعی کننده فرصت اصلاح نظام آموزش فنی حرفه ای برای افراد با نیازهای ویژه است که برنامه درسی آموزش های حرفه ای را با توجه به تقاضاهای بسیار متحول آموزش بینندگان، موسسات آموزشی و بازار کار بازسازی می کند. اصلاح طلبان آموزش فنی و حرفه ای ممکن است در ایران در رابطه با رویکرد پودمانی تنگناهایی پیش روی داشته باشند. تهیه برنامه آموزشی پودمانی مستلزم انطباق آن با نیاز گروه های هدف کارآموز و جامعه بومی و ملی است. تنگناهایی که اصلاح طلبان آموزش فنی و حرفه ای ممکن است در ایران در رابطه با رویکرد پودمانی پیش روی داشته باشند، مسائلی از این قبیل هستند: صلاحیت مورد نیاز تدوین کنندگان برنامه های درسی / انطباق موسسات آموزشی / انطباق فراگیران / انطباق مدرسان و مربیان / تهیه آزمون های عملکرد / ارتقای موسسات آموزشی که در سطور زیر به آن پرداخته شده است.
ماهیت و قلمرو تعلیم و تربیت اسلامى در متن تحصیلات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۶ بهار۱۳۹۱ شماره ۱۶
171 - 182
حوزههای تخصصی:
سه نگرش در تعلیم و تربیت اسلامى وجود دارد. در نگرش نخست تعلیم و تربیت اسلامى ب ه منزله نظامى توصیفى است که از طریق بررسى آثار دانشمندان مس لمان م ى ت وان ب دان دس ت است که بر اساس آن، مىتوان با استفاده از متون دین ى 2 یافت. در نگرش دوم، نظامى استنباطى براى همه مسائل تعلیم و تربیت، پاسخى فراهم آورد. در نگرش سوم، تعلیم و تربی ت اس لامى به منزله نظامى استنباطى توصیفی تلقى شده است که در آن برخى مسائل و مباح ث مرب وط به تعلیم و تربیت از متون اسلامى استخراج مىشود و دسترسى به برخى موارد دیگر بر اس اس روشهاى تجربى و پیشفرضهاى دینى، انجام مىگیرد. در این نوشتار سعى برآن اس ت ک ه ب ا عنایت به مطالب فوق، بااشارهاى کوتاه به ماهیت و تاریخچه تعلیم و تربیت اس لامى ب ه منزل ه رشتهاى دانشگاهى، روشهاى تحقیق و دستاوردهاى آن نیز مورد بررسى قرار گیرد
رابطه ی خود کارآمدی با اثربخشی رهبری در بین مدیران دبیرستان های استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خلاصه به فارسی:
این پژوهش، با هدف بررسی رابطه خود-کارآمدی با اثربخشی رهبری در بین مدیران مدارس استان گیلان در سال تحصیلی 89-1388 انجام گرفته است. روش انجام پژوهش، توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی و جامعه آماری، شامل تمامی مدیران و دبیران مدارس دولتی متوسطه استان گیلان بوده است. نمونه انتخاب شده در برگیرنده تعداد 230 نفر مدیر و 690 نفر دبیر بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شد. ابزار اندازه گیری دو پرسشنامه محقق ساخته شامل 49 پرسشی خود-کارآمدی و 48 پرسشی اثربخشی رهبری بود. با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، پایایی 87/0 برای پرسشنامه خود-کارآمدی و 86/0 برای پرسشنامه اثربخشی رهبری به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t، تحلیل واریانس و رگرسیون چند متغیره سلسله مراتبی استفاده شده است. نتایج نشان داد که، همبستگی معناداری بین خود-کارآمدی مدیران متوسطه استان گیلان و اثربخشی رهبری وجود دارد. نتایج نشان داد که، از لحاظ جنسیت تفاوت معناداری بین خود-کارآمدی مدیران وجود ندارد. اما سابقه مدیریت باعث تفاوت معناداری بین میانگین ها گردید. به علاوه، نتایج نشان داد در خصوص اثربخشی مدیران با توجه به جنسیت و سابقه مدیریت نیز تفاوت معناداری وجود ندارد. هم چنین نتایج پژوهش حاکی از آن بود که تفاوت معناداری بین مقدار خود-کارآمدی مدیران و رشته تحصیلی و منطقه محل خدمت وجود دارد.
نقش اضطراب ریاضی و سبک های یادگیری دانش آموزان بر حل مسائل کلامی درس حسابان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۱ شماره ۴۲
105 - 118
حوزههای تخصصی:
اضطراب ریاضی و سبک های یادگیری دانش آموزان مقولاتی هستند که بر یادگیری ریاضی تأثیر دارند. هدف این پژوهش تعیین رابطه بین اضطراب ریاضی و سبک های یادگیری دانش آموزان با عملکرد حل مسائل کلامی حسابان و تأثیر آن ها بر یکدیگر می باشد. روش پژوهش غیرآزمایشی و از نوع علّی مقایسه ای است. ابزار این پژوهش پرسش نامه اضطراب ریاضی و آزمون سبک یادگیری است که قبلاً روایی و پایایی آن ها در دانشگاه فردوسی مشهد مورد بررسی قرار گرفته است. به علاوه از آزمون محقق ساخته مسائل کلامی درس حسابان نیز استفاده شده است. اهداف آموزشی مبحث مذکور، طراحی و صحت آن ها توسط دبیران و اساتید ریاضی مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان مشغول به تحصیل دختر و پسر سال سوم رشته ریاضی فیزیک مدارس (دولتی، شاهد، تیزهوشان، نمونه و غیر انتفاعی) شهر سبزوار در سال تحصیلی 89-88 بود. ابزارهای گردآوری داده ها بر روی یک نمونه آماری- شامل 143 دانش آموز دختر و پسر که به طور تصادفی انتخاب شدند - اجرا شد. نتایج پژوهش نشان داد که اضطراب ریاضی و سبک یادگیری دانش آموزان با حل مسائل کلامی حسابان رابطه دارند. بدین معنا که: دانش آموزانِ با اضطراب ریاضی پایین عملکرد بهتری در حل این مسائل در مقایسه با دانش آموزان با اضطراب ریاضی بالا دارند. هم چنین دانش آموزان برخوردار از سبک یادگیریِ میدان ناوابسته، عملکرد بهتری در حل مسائل کلامی حسابان در مقایسه با دانش آموزان با سبک یادگیریِ میدان وابسته دارند. دانش آموزان با اضطراب ریاضی پایین و سبک یادگیری میدان ناوابسته عملکرد بهتری در مقایسه با دانش آموزان با اضطراب ریاضی پایین و سبک یادگیری میدان وابسته در حل مسائل کلامی حسابان دارند. نتایج این پژوهش می تواند به معلمان در زمینه دادن تکالیف و مسائل ریاضی به بچه ها، با توجه به آگاهی از اضطراب ریاضی و سبک های یادگیری دانش آموزان در کلاس درس کمک نماید.