ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۵۲۱ تا ۱۸٬۵۴۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۱۸۵۲۱.

بررسی تأثیرات هم سوسازی آموزش های مدیران ارشد و راهبردهای کسب وکار در بهبود قابلیت های رقابتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۸
تغییرات ساختاری و چالش هایی که جوامع به دلیل تحولات محیطی و تغییرات فن آوری با آن مواجه هستند؛ مدیران سازمان ها را ناگزیر به یافتن روش های جدید برای مدیریت تغییرات می نماید. جهان در آینده نه بر پایه نیروی کار، مواد خام و انرژی؛ بلکه بر محور دانایی خواهد چرخید و ارزش سازمان ها بیشتر از گذشته به توانایی و شایستگی های مدیران آنها بستگی خواهد داشت. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیرات حاصل از هم سویی برنامه های بالنده سازی مدیران ارشد و راهبردهای کسب وکار در بهبود قابلیت های رقابتی صنعت مخابرات ایران می باشد. پژوهش به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را 67 نفر از مدیران ارشد صنعت مخابرات ایران (اعضای هیأت مدیره، معاونین صف و ستاد و مدیران مراکز کسب وکار) تشکیل می دهند. با بررسی جامعه آماری و مطابقت شرایط مدیران با نیازهای پژوهش ملاحظه شد که برخی از مدیران از شرایط لازم برای عضویت در جامعه نمونه برخوردار نیستند، لذا با استفاده از نظرات خبرگان ویژگی های مورد نیاز برای انتخاب نمونه آماری تعیین گردید و شرایط جامعه آماری با ویژگی های تعیین شده بررسی شدکه بر مبنای آن تعداد 56 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. اعتباریابی پرسش نامه به وسیله آلفای کرونباخ انجام شد که ضریب 94/. بیانگر انسجام سؤالات می باشد. سازه پرسش نامه توسط تحلیل عاملی تأییدی و روایی پرسش نامه توسط روش توافق خبرگان بررسی شده است. برای تحلیل داده ها از روش پارامتریک کای دو پیرسون و وی کرامر استفاده شد. نتایج به دست آمده به تأثیرات مثبت حاصل از هم سوسازی برنامه های بالنده سازی مدیران ارشد و راهبردهای کسب وکاری صنعت در بهبود کیفیت، انعطاف پذیری،کاهش هزینه ها و افزایش سرعت ارائه خدمات به مشتریان اشاره دارد و بیانگر آن است که این همگرایی به بهبود قابلیت های رقابتی صنعت مخابرات ایران در ارائه خدمات به مشتریان منجر شده است.
۱۸۵۲۲.

پیش بینی درک مطلب خوانده شده براساس انگیزش خواندن و نگرش خواندن در بین دانش آموزان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
خواندن یکی از مهمترین مهارت های تحصیلی به شمار می آید. بسیاری از پژوهشگران، هدف نهایی خواندن را درک مطلب در نظر گرفته اند و براین باورند که عوامل هیجانی تأثیر زیادی برآن دارد. لازم است میزان پیش بینی پذیری درک مطلب براساس متغیرهای انگیزش خواندن و نگرش نسبت به خواندن بررسی و تحلیل شود. این پژوهش با هدف پیش بینی درک مطلب براساس انگیزش خواندن و نگرش خواندن در بین دانش آموزان شهر یزد، انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر پایه ششم شهر یزد در سال تحصیلی 02-1401 که بر اساس آمار آموزش وپرورش 11374 نفر اعلام شده است، می باشد. در این پژوهش برای تعیین نمونه، از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. حجم نمونه براساس جدول کرجسی و مورگان، برابر با 375 دانش آموز به دست آمد که به تفکیک جنسیت عبارت از 193 دختر و 182 پسر  بود. دانش آموزان به سؤالات درک مطلب پرلز (2011)، انگیزش خواندن (ویگفیلد و گاتری، 1997) و پرسش نامه نگرش خواندن (مک کنا و کیر، 1999) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش رگرسیون چندگانه استفاده شد.  نتایج نشان داد که خواندن کارآمد، انگیزش درونی خواندن و نگرش تحصیلی خواندن درک مطلب را به طور معنی داری پیش بینی می کنند (05/0>p). درحالی که انگیزش بیرونی خواندن، انگیزش اجتماعی خواندن و خواندن تفریحی نمی توانند درک مطلب خوانده را به طور معنی داری پیش بینی کنند (05/0<p).
۱۸۵۲۳.

نقش واسطه ای خودپنداره تحصیلی در رابطه بین جو اخلاقی مدرسه و احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان دوره متوسطه دوم علاقه مند به ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه ای خودپنداره تحصیلی در رابطه بین جو اخلاقی مدرسه و احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان دوره متوسطه دوم انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی- همبستگی به روش تحلیل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر ماکو در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 2000 نفر بود. نمونه آماری شامل 370 نفر از دانش آموزان دختر و پسر بود که با استفاده از فرمول اسلووین و به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های جو اخلاقی مدرسه (SECI)، احساس تعلق به مدرسه (SSCS) و خودپنداره تحصیلی (ASCQ) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه SPSS و AMOS انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین جو اخلاقی مدرسه با خودپنداره تحصیلی و همچنین بین جو اخلاقی مدرسه و خودپنداره تحصیلی با احساس تعلق به مدرسه رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0>p). همچنین نتایج نشان داد که خودپنداره تحصیلی نقش واسطه ای معنی داری در رابطه بین جو اخلاقی مدرسه و احساس تعلق به مدرسه دارد. نتایج این پژوهش حاکی از این بود که تأثیرگذاری جو مدرسه بر احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان به میزان خودپنداره تحصیلی آنان بستگی دارد و همچنین بیانگر اهمیت توجه به نقش جو اخلاقی مدرسه و خودپنداره تحصیلی در افزایش احساس تعلق دانش آموزان به مدرسه بود.
۱۸۵۲۴.

طراحی محیط یادگیری دیجیتال خلاق با استفاده از هوش مصنوعی و تاثیر آن بر شایستگی دیجیتال معلمان دوره ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
مقدمه و هدف : در عصر تحولات دیجیتال، ارتقای شایستگی های دیجیتال معلمان به عنوان یکی از ضرورت های آموزش نوین مطرح است. محیط های یادگیری خلاق با بهره گیری از فناوری و هوش مصنوعی، بستری مناسب برای پرورش این شایستگی ها فراهم می سازند. ادغام خلاقیت آموزشی با ابزارهای هوشمند، راهکاری مؤثر برای توسعه حرفه ای معلمان به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر، طراحی و بررسی اثربخشی یک محیط یادگیری دیجیتال خلاق مبتنی بر هوش مصنوعی بر ارتقای شایستگی های دیجیتال معلمان ابتدایی شهر تهران است. روش شناسی پژوهش : پژوهش از نوع کاربردی و با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود و نمونه شامل ۳۰ نفر به روش در دسترس انتخاب شد و 15 نفر به روش تصادفی در هریک از گروه های کنترل و آزمایش قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد شایستگی دیجیتال معلمان اتحادیه اروپا بود. مداخله شامل طراحی و اجرای یک دوره آموزشی ۱۰ جلسه ای در محیط پلتفرم Nearpod با بهره گیری از ابزارها و روش های تعاملی و خلاقانه دیجیتال و پشتیبانی هوش مصنوعی بود. یافته ها : یافته ها نشان داد استفاده از محیط یادگیری طراحی شده، به طور معناداری موجب ارتقای کلی شایستگی دیجیتال معلمان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. تحلیل های آماری مؤید اثر مثبت مداخله بر پنج مؤلفه از شش مؤلفه شایستگی دیجیتال بود؛ اما تفاوت در مؤلفه «تسهیل شایستگی دیجیتال فراگیران» معنادار نبود. بحث و نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش بیان می کند که محیط های یادگیری دیجیتال خلاق، اگر به درستی طراحی و اجرا شوند، می توانند نقش مؤثری در توانمندسازی فناورانه و حرفه ای معلمان ایفا کنند. استفاده هوشمندانه از فناوری و هوش مصنوعی می تواند به افزایش خلاقیت، خودکارآمدی و کیفیت آموزش در عصر دیجیتال منجر شود.
۱۸۵۲۵.

ضرورت قابل توجه در مطالعه و آموزش تاریخ، یک پارادوکس تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف و پیشینه: این مقاله با هدف فهم و شناسایی تعارض میان تاریخ به مثابه امری عبرت آموز و واقع گرا یا تاریخ به مثابه پدیده ای نگارش شده توسط حاکمان و آغشته به تحریف با تاکید بر تاریخ ایران باستان انجام گرفت. پژوهشگر برای دستیابی به این هدف، از روش: کتابخانه ای – اسنادی استفاده کرد. بر این اساس ضرورت دید که واحد مراجعه خود را آثار ،کتب ،مقالات و اسناد تاریخی نگارش شده با موضوع ایران باستان را انتخاب کند. با توجه به گستردگی منابع و آثار، تصمیم گرفته شد تا بر مبنای حساسیت نظری، آثاری از چهار دوره عیلامیان، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان به عنوان نمونه نهایی گردآوری اطلاعات تعیین شود. برای ساماندهی یافته ها و تسریع و طبقه بندی دقیقتر و سریعتر اطلاعات از ابزار فیش برداری و یادداشت برداری استفاده شده است. یافته های: مطالعه نشان داد که با اینکه هر دو  بعد بازشناسی تاریخ (عبرت آموز بودن و واقعی/ تحریف شده و آغشته به واقعیت ) وجود داشت. نتیجه گیری: مهم آنکه تاریخ مقدس فرض نشود و آنچه از تاریخ می آید هم تماما رخ نداده و هم تمام ساخته و پرداخته شده نیست، بلکه تاریخ و حوادث آن در ایران باستان واقعیتی است که به تبعیت از منافع حاکمان و اقتدارگرایان به تحریف ها و سوگیری هایی آغشته شده است که بخشی از آن عبرت آموز بوده است، اما جهت تمیز این بخش آن نیازمند مثلث سازی و رجوع منابع همسو و ناهمسو با عنوان تقابل منابع است. یادآوری و تذکر این موضوع  یکی از ضرورت های قابل توجه در آموزش تاریخ است.  
۱۸۵۲۶.

هوش مصنوعی در آموزش تاریخ؛ فرصت یا تهدیدی برای حافظه تاریخ

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۳
این مقاله با تکیه بر چارچوب نظری بازنمایی فرهنگی (استوارت هال) و مکان های حافظه (پی یر نورا)، به بررسی تعارض میان روایت های تولیدشده توسط AI و حافظه فرهنگی دبیران تاریخ در مدارس ایران می پردازد. روش ها : روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون قیاسی استقرایی است. داده ها شامل تحلیل محتوای پاسخ های GPT به پرسش های تاریخی و مصاحبه با معلمان در پنج استان کشور (یزد، فارس، قم، خراسان، گیلان) است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که روایت های الگوریتمی، به دلیل اتکا به الگوهای آماری و منابع غالب، دارای ساختاری تقلیل گرا، بی زمینه و حافظه زدوده هستند. در مقابل، معلمان با بهره گیری از حافظه زیسته، روایت های چندصدایی، و بازاندیشی انتقادی، به مقاوم سازی آموزش تاریخ در برابر این محتواها می پردازند. این مقاومت ها در قالب کنش هایی چون چندروایتی سازی پرسش ها، بازخوانی محلی، و تلفیق روایت های خانوادگی با متن درسی شکل می گیرد. پژوهش نشان می دهد که نسبت میان تاریخ، حافظه و فناوری، عرصه ای گفتمانی است که نیازمند تحلیل فراتر از سطح ابزار است و نقش دبیر، همچنان به عنوان کنشگر حافظه ای، در خط مقدم این مواجهه باقی می ماند. نتیجه گیری: تحول فناوری های هوش مصنوعی، به ویژه مدل های زبانی نظیرChatGPT، نه تنها نظام های آموزشی را متأثر کرده؛ بلکه شیوه های روایت تاریخی را نیز دستخوش بازتعریف ساخته است. از این رو شرایط بکار بردن دانش این حوزه در آموزش بیشتر لحاظ کردد
۱۸۵۲۷.

ﺗﺄﺛیﺮآﻣﻮزش کﺎرآﻓﺮیﻨی ﺑﺮ ﻧیﺎز ﺑﺎزار کﺎر و ﺧﻮداﺷﺘﻐﺎﻟیﻣﻬﺎرت آﻣﻮزانﻣﺮاکﺰ آﻣﻮزش ﻓﻨی و ﺣﺮﻓﻪای ﺷﻬﺮ ﺷیﺮاز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
مقدمه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر نیاز بازار کار و خوداشتغالی مهارت آموزان مراکز آموزش فنی و حرفه ای شهر شیراز انجام شد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف جزء تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش گرده آوری داده ها نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل مهارت آموزان مراکز آموزش فنی و حرفه ای شهر شیراز می باشد که از این بین 30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. جهت جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه نیاز بازار کار اجتهادی و بهروزی (1385) و خواشتغالی دکر و کالو (2012) استفاده شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (کولموگروف اسمیرنوف، آزمون لوین، تحلیل کوواریانس) با نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش کارآفرینی بر نیاز بازار کار و خوداشتغالی مهارت آموزان تاثیر معناداری دارد. آموزش کارآفرینی بر نیازهای فنی، شناختی، شخصیتی، ارتباطی و مدیریتی مهارت آموزان تاثیر معناداری دارد. آموزش کارآفرینی بر توانایی تشخیص ایده ها، قصد خوداشتغالی، توانایی اداره کسب و کار، اختصاص وقت آزاد برای بررسی و برنامه ریزی کسب و کار مهارت آموزان تاثیر معناداری دارد. بحث و نتیجه گیری: یافته ها می تواند راهکارهایی برای بهبود عملکرد سازمانی ارایه دهد و نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده مدیران، سیاستگزاران، کارآفرینان، مربیان و مهارت آموزان قرار گیرد.
۱۸۵۲۸.

رابطه خودکارآمدی و اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی نوجوانان به واسطه خودتنظیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه خودکارآمدی و اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی نوجوانان به واسطه خودتنظیمی بود.جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوره دوم مقطع متوسطه شهر تبریز بود که از میان آنها200 نفر به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سواری (1390)، خودکارآمدی موریس (2001)، پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی صادق زاده و همکاران (1397) و خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995) بودند. داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزار 24 AMOSو 25SPSS تحلیل شدند.نتایج نشان داد بین خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی رابطه منفی و معنی دار و بین اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. بین خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی به واسطه خودتنظیمی رابطه غیر مستقیم وجود دارد. بین اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی به واسطه خودتنظیمی رابطه غیر مستقیم وجود دارد.یافته های این پژوهش می تواند درطرح ریزی برنامه های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا دانش آموزان کمتر در معرض آسیب های حاصل از اهمال کاری قرارگیرند.
۱۸۵۲۹.

تبیین الگوی نظریه ی هم ساخت معکوس هوشمند در آموزش ریاضی: تلفیقی از یادگیری مشارکتی، آموزش معکوس و هوش مصنوعی (SFCL)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
با پیچیده تر شدن مسائل آموزشی در عصر دیجیتال، بازنگری در روش های سنتی تدریس، به ویژه در آموزش ریاضی، بیش از پیش ضروری به نظر می رسد؛ جایی که چالش های شناختی و انگیزشی یادگیرندگان، فرایند یادگیری را با موانعی جدی مواجه می سازد. در پاسخ به این چالش، پژوهش حاضر به معرفی و تبیین «الگوی هم ساخت معکوس هوشمند» می پردازد؛ الگویی نوین که با تلفیق سه رویکرد مؤثر یعنی یادگیری مشارکتی، آموزش معکوس، و فناوری هوش مصنوعی، با هدف ارتقای تعامل، شخصی سازی محتوا و بهبود عملکرد شناختی دانش آموزان طراحی شده است. در این مقاله، ضمن بررسی نظری و پژوهشی هریک از مؤلفه ها، چارچوب مفهومی این الگوی ترکیبی ترسیم می شود؛ الگویی که طی آن، دانش آموزان ابتدا با استفاده از محتوای معکوس شده و ابزارهای هوش مصنوعی با مفاهیم پایه آشنا می شوند و سپس در کلاس، از طریق فعالیت های گروهی، بازخوردهای اختصاصی دریافت می کنند. در این فرایند، هوش مصنوعی نقش تحلیلی و حمایتی داشته و ضمن پایش مستمر پیشرفت، مسیرهای یادگیری متناسب با نیازهای فردی را پیشنهاد می دهد. در پایان، پیامدهای بالقوه این الگو بر کیفیت یادگیری ریاضی، انگیزش درونی و پرورش تفکر سطح بالا بررسی شده و پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده و اجرای عملی ارائه می شود.
۱۸۵۳۰.

اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر یادگیری خودراهبر، تفکر سطح بالا و مهارت های حل مسئله دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
زمینه و هدف: سواد اطلاعاتی اینترنتی نقش مهمی در افزایش خودکفایی دانش آموزان در دسترسی به منابع معتبر علمی دارد و آنها را برای یادگیری مادام العمر آماده می کند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارت های حل مسئله، تفکر سطح بالا و یادگیری خودراهبر دانش آموزان ابتدایی بوده است. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم ناحیه ۲ شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. بدین منظور 30 دانش آموز دختر پایه سوم ابتدایی ناحیه ۲ یزد با بهره گیری از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها پرسش نامه های یادگیری خودراهبر فیشر، کینگ و تاج (2001)؛ تفکر سطح بالای عبدی و دیگران (1393) و مهارت حل مسئله هپنر و پترسن (1982) بود. آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی، طی 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. یافته ها: نتایج بررسی فرضیه ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره (سطح معناداری 05/0) نشان داد که آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارت های حل مسئله، تفکر سطح بالا و یادگیری خودراهبر دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی تأثیر دارد و آن را بهبود می بخشد. نتیجه گیری: بنابراین معلمان و مسئولان آموزشی می توانند با آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی به دانش آموزان، به بهبود عملکرد تحصیلی و موفقیت تحصیلی آنان کمک نمایند.
۱۸۵۳۱.

الهیات سیاسی تربیت: برنامه ای پژوهشی برای تعلیم و تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۵
نوشتار حاضر برنامه پژوهشی ای را برای بازفهمی و بازسازی مسئله تعلیم وتربیت در ایران ارائه می کند. بدین منظور، تلاش شد در قالب یک جستار نظرورزانه طرحی از مسئله تعلیم وتربیت ایران و مسیر حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب ناظر به محورها و مضامین اساسی این برنامه پژوهشی عرضه گردد. این برنامه پژوهشی با نام الهیات سیاسی تربیت، دو پیش فرض بنیادین دارد. پیش فرض اول، که ناظر به اصلاح انگاره صاحب نظران و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت نبست به غرب است، «غرب شناسی الهیات سیاسی تربیت» نام دارد. این پیش فرض مشخصاً به پروژه مطالعات نقد سکولاریزاسیون اشاره دارد و «وجود ریشه های الهیاتی برای مدرنیته» را برملا می سازد و زمینه ای برای تبارشناسی الهیاتی غرب مدرن، به ویژه تعلیم و تربیت سکولار غربی است. پیش فرض اول، کمک می کند تا غرب و تعلیم و تربیت غربی را با روایتی الهیاتی بازشناسی کنیم و این رکن غرب شناسی در برنامه پژوهشی این نوشتار است. پیش فرض دوم، «خودشناسی الهیات سیاسی تربیت» نام دارد که بیانگر ضرورت تلاش برای درک وضع تاریخی و اجتماعی و تعلیم وتربیت در ایران از منظری بیرون از افق تاریخی مدرنیته است. این افق تاریخی، که باید برآمده از حکمت ایرانی – اسلامی باشد و طرح کلی آن در این نوشتار عرضه شده، جهان ایرانی نام دارد. جهان ایرانی، رکن خودشناسی در الهیات سیاسی تربیت به مثابه یک برنامه پژوهشی است. براین اساس، نوشتار حاضر به نوعی ضرورت و امکان بازسازی نظریه و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران را مطرح می سازد.
۱۸۵۳۲.

ارائه مدل ساختاری- تفسیری جهت ارتقای اعتبار شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف پژوهش حاضر، ارائه یک مدل ساختاری – تفسیری به منظور ارتقای اعتبار شغلی حرفه ی معلمی بود. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی از نوع مدل سازی بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، خبرگان آشنا به حوزه ی علوم تربیتی و علوم اجتماعی بودند که 31 نفر از بین آنها به عنوان نمونه و به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابتدا با بررسی ادبیات پژوهش، عوامل مؤثر بر اعتبار حرفه ی معلمی، استخراج و براساس نظر خبرگان 9 عامل به عنوان عوامل نهایی شناسایی شدند، سپس به منظور مشخص نمودن تأثیر علت و معلولی عوامل مستخرج، از پرسشنامه ی محقق ساخته ای که بر اساس مدل سازی ساختاری تفسیری طراحی شده بود، استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل ها رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری و ارائه مدل عوامل مؤثر بر اعتبار شغلی حرفه ی معلمی از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری و نرم افزار Micmac استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد از بین این 9 عامل شناسایی شده، دو عامل حقوق و مزایای شغلی و جایگاه اجتماعی حرفه ی معلمی در جامعه به عنوان زیربنایی ترین عوامل در سطح سوم مدل قرار گرفتند. همچنین اعتبار و مقبولیت سازمانی و کنشگری اجتماعی – فرهنگی معلمان در جامعه به عنوان دو عامل زیر بنایی دیگر در سطح دوم قرار گرفتند که بر چهار عامل میزان تخصصی بودن حرفه ی معلمی، میزان اعتماد اجتماعی شهروندان به معلم، وجهه و اعتبار شغل معلمی، مشارکت در سیاست گذاری و تدوین برنامه های آموزشی، امکانات و فرصت های رشد و ارتقاء حرفه ای تاثیر می گذارند. همچنین خروجی مدل میکمک نشان می دهد که همه ی عامل های اعتبار شغلی بر همدیگر کنش و واکنش بالایی دارند.
۱۸۵۳۳.

نیازسنجی آموزش درس هنر در مدارس ابتدایی ایران (تجربۀ زیسته معلمان، والدین و متخصصان تربیت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
پیشینه و اهداف: اگرچه بسیاری از مردم خلاقیت را با هنر مرتبط می دانند، محصولات  به هیچ وجه در انحصار آن نیست. در زمینه های مختلف زندگی اعم از علم تا حرفه های متعدد خلاقیت وجود دارد؛ اما میزان خلاقیّت در هر یک متفاوت است. روش ها : این پژوهش جزء پژوهش های کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. پدیدارشناسی به معنای مطالعه تجربه زیسته یا جهان زندگی است که توسط یک فرد زیسته و تجربه می شود و به معنای جهان یا واقعیت جدایی از انسان نیست. در رویکردهای پژوهشی پدیدارشناسی دو روش پدیدارشناسی توصیفی (هوسرل) و پدیدارشناسی تفسیری (هایدگر) مطرح است. پژوهش حاضر براساس روش پدیدارشناسی توصیفی هوسرل انجام شد. یافته ها : معلمان باید سواد علمی خود را بالا ببرند و فعالیت های جدید هنری را بیاموزند و به دانش آموزان خود یاد بدهند.  در زنگ هنر نیز دروس عقب مانده خود را تدریس نکنند؛ همچنین والدین نیز استعداد هنری کودکان خود را کشف کرده و با ثبت نام کردن در کلاس هنری مهارت هنری آنها را بالا ببرند تا در آینده به هنرمندان ماهر تبدیل شده و و دانش هنری خود را به آیندگان بیاموزند؛ معلمان نیز درصورت مشاهده استعداد هنری دانش آموزان خود، آنها را تشویق و حمایت کنند. نتیجه گیری: آموزش و پرورش با افزایش بودجه در مدارس برای لوازم هنری؛ فضایی مناسب برای این فعالیت های هنری فراهم نمایند تا متناسب با روحیه دانش آموزان تنظیم شود و معلم متخصص هنر را در مدارس ابتدایی استخدام نمایند.
۱۸۵۳۴.

بررسی رابطه ی دانش تیپک و مهارت های ارزشیابی آنلاین معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۹
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین دانش تیپک و مهارت های ارزشیابی آنلاین معلمان دوره ابتدایی شهر شاهین شهر است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان دوره ی ابتدایی شهر شاهین شهر استان اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 247 نفر در این پژوهش شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه دانش تیپک و پرسشنامه محقق ساخته ی مهارت های ارزشیابی آنلاین معلمان دوره ابتدایی می باشد. پس از جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل یافته ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. در سطح آمار توصیفی از فراوانی و درصد، میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمون کالموگروف – اسمیرنف، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل، تحلیل واریانس و آزمون حداقل تفاوت بین میانگین ها استفاده شد. یافته ها نشان داد رابطه ی ضعیفی بین میزان دانش تیپک با مهارت های ارزشیابی آنلاین وجود دارد. توضیح بیشتر در این باره در بخش یافته ها و نتیجه گیری به تفصیل ارائه شده است.
۱۸۵۳۵.

چالش های اولویت دار آموزش منابع انسانی در حوزۀ مهندسی، در دورۀ انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
 هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی هوشمندسازی آموزشِ عالی ایران با رویکرد فناورانه دانشگاه نسل پنجم است. روش پژوهش کیفی و با رویکرد داده بنیاد بوده است. جامعه آماری آن را متخصصان و صاحب نظران حوزه آموزشِ عالی تشکیل داده اند. روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند بوده است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که حجم نمونه را براساس نمونه گیری نظری و رسیدن به اشباع نظری تعیین کردیم. درمجموع، با 15 نفر مصاحبه کردیم. با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020، کدگذاری باز، محوری و گزینشی، داده ها را تحلیل کردیم. براساس نتایج، این الگو دارای مؤلفه های تحول آفرینی (پیشرفت های فناوری و چالش های جهانی 5/0) و دانشجومحوری (تناسب دانشجو با صنعت و انتظارات دانشجویان) به عنوان شرایط علّی، زیرساخت های نهادی (نگرش و بافت فرهنگی و آمادگی نهادی) به عنوان شرایط زمینه ای، حکمرانی نظام آموزشِ عالی (سیاست گذاری نظام آموزشِ عالی و راهبردهای نظام آموزشِ عالی) به عنوان شرایط مداخله گر، پیاده سازی و استقرار (توسعه زیست بوم فناوری و نوآوری) به عنوان راهبرد، و مزیت ها (نوسازی آموزشِ عالی و جامعه محوری و کارآفرینی) به عنوان پیامدهاست. ایران با پذیرش الگوی هوشمندسازی آموزشِ عالی ایران با رویکرد فناورانه دانشگاه نسل پنجم فرصت دارد چشم انداز آموزشِ عالی خود را متحول کند. 
۱۸۵۳۶.

مرور نظام مند موانع استراتژی اقدام پژوهی برای توسعه حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۴
توسعه حرفه ا ی معلمان از طریق استراتژی اقدام پژوهی موضوعی مهم در همه محیط های کاری برای رویارویی موثر با پیچیدگی های جامعه مدرن است. این پدیده درباره آموزش نیز صدق می کند. این مطالعه با هدف مرور نظام مند و مطالعه کیفی موانع اقدام پژوهی(کنش پژوهی) و ارائه الگویی برای آن انجام شد. در این مطالعه، از روش کیفی و فراترکیب با هدف کاربردی استفاده شده است. با استفاده از نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب، تحلیل نظام مند و جامعی از اسناد مختلف پایگاه های اطلاعاتی و ارجاعات مرتبط بین سال های ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته های کیفی70 سند،  از تحلیل تم  استفاده گردید. برای تامین اعتبار پژوهش از مثلث سازی  داده ای،  روش شناسی و  محیطی استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که اقدام پژوهی ابزار ارزشمندی برای معلمان است تا فرایند آموزش و یادگیری را ارتقا، دانش آموزشی و تربیتی را بهبود، و به صورت مثبت بر یادگیری فراگیران اثر بگذارند. علاوه بر این، معلمان مشکلاتی را در اجرای اقدام پژوهی به صورت آکادمیک و غیرآکادمیک تجربه می کنند. موانع آکادمیک شامل موانع شناسایی و تشخیصی (نظری و تئوریک، روش شناسی، نگرشی و انگیزشی)، موانع اجرایی (مدیریتی، مالی، آموزشی، مشارکتی، اخلاق حرفه ای، فناورانه و خلاقانه، محیطی و حمایتی، نیروی انسانی متخصص و کارآمد) و موانع ارزشیابی (ساختار ارزیابی و داوری نامشخص، ضعف اطلاع رسانی و موانع مرتبط با کاربست نتایج) و موانع غیرآکادمیک نیز به صورت موانع فردی (شناختی، عاطفی و فراشناختی)، موانع سازمانی (نرم افزاری و سخت افزاری) و موانع فراسازمانی (فرهنگی، سیاست گذاری و نظام آموزشی) می باشند. معلمان دانش و مهارت لازم برای انجام اقدام پژوهی را ندارند. همچنین، از حمایت ها و منابع لازم برای این فعالیت برخوردار نیستند. حجم کار و بار اضافی بر دوش معلم، اضطراب نوشتن، کمبود زمان و دانش ناکافی روش شناسی پژوهش، موانع عمده در اجرای استراتژی اقدام پژوهی برای توسعه حرفه ای معلمان هستند. در نهایت، دسته بندی از موانع استراتژی اقدام پژوهی به صورت الگوی مفهومی انجام پذیرفت. اقدام پژوهی به عنوان یک روش شناسی، ابزار ارزشمندی برای پاسخ گویی به نیازهای رو به رشد دانش های عملی؛ پلی میان شکاف پژوهش دانشگاهی و کاربردهای روزمره و همچنین استراتژی برای مشارکت در رقابت های جهانی عمل می کند.
۱۸۵۳۷.

ارائه مدل مؤلّفه های سرمایه معنوی در بین معلمان دوره اول مقطع ابتدایی (یک پژوهش کیفی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
پیشینه و اهداف: سرمایه معنوی به عنوان یکی از مهم ترین اشکال سرمایه های سازمانی محسوب می شود که نقش حیاتی در ارتقای رفاه فردی، سازمانی و اجتماعی ایفا می کند. این پژوهش با هدف کشف مؤلّفه های سرمایه معنوی در بین معلمان دوره اول مقطع ابتدایی شهرستان مانه و سملقان در سال تحصیلی1404-1403 انجام شد. روش ها : روش پژوهش از نوع کیفی و با راهبرد پدیدارشناسی توصیفی است. برای بررسی عمیق مفاهیم مورد نظر از روش مطالعه اسنادی و بررسی مبانی و همچنین مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است. مشارکت کنندگان 20 نفر از معلمان دوره اول مقطع ابتدایی بودند که با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی تا مرز اشباع نظری و از نوع ملاکی  انتخاب شدند. برای اعتبار بخشی به یافته ها، انجام مصاحبه تا رسیدن به مرز اشباع نظری ادامه داشت. بررسی صحت یافته ها از روش بررسی توسط اعضاست. برای تعیین پایایی از روش پایایی بین دو کدگذار(توافق درون موضوعی) استفاده شد. برای رعایت ویژگی های کیفی پژوهش، از سه ملاک قابل قبول بودن، تأثیرپذیری و قابلیت اطمینان استفاده شد. یافته ها: به منظور کشف و شناسایی مؤلّفه های سرمایه معنوی در بین معلمان مقطع ابتدایی دوره اول شهرستان مانه و سملقان، مضامین مرتبط با استفاده از محور ها وشاخص های شناسایی شده حاصل از بررسی ادبیات پژوهش و تحلیل و تفسیر داده های مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق با 20 نفر معلمان مقطع ابتدایی دوره اول بدست آمد. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مؤلّفه های سرمایه معنوی در دو بعد فردی(رضایت شغلی، پایبندی به ارزش ها، مسئولیت پذیری، خلاقیت، نظم و انضباط کاری، امنیت شغلی، پایبندی به قوانین و مقررات سازمانی، احساس مفید بودن و ارزشمندی، داشتن برنامه و هدف و علاقمندی و اشتیاق به کار) و بعد برون فردی(اعتماد مدیران ارشد، احترام بین همکاران، روابط بین فردی، علاقمندی به رشد و توسعه دیگران و روحیه کار تیمی) مطرح می شود.
۱۸۵۳۸.

ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی با استفاده از روش های تصمیم گیری چند معیاره در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۵
موسسات آموزش عالی به عنوان یکی از انواع سازمان های خدماتی باید به منظور شناسایی انتظارات و نیازهای دانشجویان، حفظ و جلب وفاداری آنها و کسب مزیت رقابتی، تلاش کنند و خدمات با کیفیت به آنها ارائه دهند. بررسی روش ها و رویکردهای مطرح در نظام های تضمین کیفیت به عنوان راهبرد مناسبی جهت حفظ و ارتقاء کیفیت نظام آموزش عالی و پاسخی مناسب به چالش های پیش رو در ارائه خدمات با کیفیت مورد توجه قرار گرفته است. در فرایند ارزیابی کیفیت خدمات به عنوان یک فرآیند تصمیم، می توان از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره به عنوان روشی جدید جهت سنجش مطلوبیت و کیفیت آن نام برد. این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی و جزء روش های توصیفی مروری می باشد که سعی نموده با بررسی اسناد و اطلاعات به ارائه یافته ها با روش توصیفی پرداخته و موجبات مقایسه دو روشAHP)) و (Topsis) به عنوان روش هایی مناسب جهت ارزیابی کیفیت خدمات آموزش عالی فراهم نماید. در این پژوهش جهت گردآوری داده ها از روش مطالعات کتابخانه ای استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که روش های تصمیم گیری چند معیاره AHP)) و (Topsis) از توانمندی مناسبی برای ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی نظام آموزش عالی برخوردارند
۱۸۵۳۹.

رابطه ساختاری خودارزشمندی و خودانتقادی با سازگاری تحصیلی دانشجویان: نقش میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
امروزه تحصیلات سطح بالا، دست یابی به اهداف حرفه ای و شغلی در سیکل زندگی روزمره بسیاری از افراد طبیعی شمرده می شود. در این بین سازگاری تحصیلی به عنوان یکی از ابعاد کلی سازگاری روانی اجتماعی همیشه مورد توجه پژوهشگران در حوزه تعلیم و تربیت بوده است لذا این پژوهش با هدف نقش میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی در رابطه خودارزشمندی و خودانتقادی با سازگاری تحصیلی دانشجویان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان سال دوم و سوم دانشکده علوم دانشگاه سراسری یزد که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل و مشتمل بر 800 دانشجو بودند. برای انتخاب نمونه از میان جامعه مذکور 300 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. همه دانشجویان به پرسشنامه خودارزشمندی کروکر و همکاران(2003)، پرسشنامه خودانتقادی لویز(1988)، پرسشنامه سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک(1984) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بالتینک(2001) پاسخ دادند. تجزیه تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و به کمک دو نرم افزار spss و Amos23 انجام شد. نتایج نشان داد رابطه مستقیم خودکارآمدی تحصیلی با سازگاری تحصیلی(675/0)، خودارزشمندی با خودکارآمدی تحصیلی(548/0) و خودانتقادی با خودکارآمدی تحصیلی(77/0-) معنی دار است (05/0>p). همچنین براساس آزمون سوبل از آن جا که آماره های آزمون بالاتر از 96/1 به دست آمده است(001/0>p) روابط غیر مستقیم خودارزشمندی و سازگاری تحصیلی از طریق خودکارآمدی و رابطه غیر مستقیم خودانتقادی و سازگاری تحصیلی از طریق خودکارآمدی معنی دار است. بنابر نتایج پژوهش می توان از بسته های آموزشی مبتنی بر سازگاری تحصیلی در جهت بهبود خودانتقادی و خودارزشمندی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان استفاده نمود.
۱۸۵۴۰.

آموزش افتراقی ارتقاءیافته به کمک فناوری: یک مرور روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
اهمیت درنظرگرفتن نیازها و ویژگی های متنوع یادگیرندگان در محیط های یادگیری الکترونیکی امری ضروری است و امروزه با بهره مندی محیط های یادگیری از ابزارهای فناورانه، در کانون توجه پژوهشگران حوزه آموزش قرار گرفته است. پژوهش حاضر در نظر داشته است آموزش افتراقی را به عنوان رویکردی که ملاحظه عمیق تفاوت های یادگیرندگان در محیط های یادگیری را دنبال می کند، در محیط های یادگیری الکترونیکی مطالعه کرده و چالش های اجرایی آن را شناسایی کند و در نهایت به کمک ظرفیت های بستر یادگیری ارتقاءیافته به کمک فناوری، راهکارهایی را برای غلبه بر این چالش ها و اجرای اثربخش آن ارائه نموده است. روش این پژوهش، مرور روایتی بوده و پس از جستجو در منابع اطلاعاتی بر اساس کلیدواژه های معین و بر اساس معیارهای ورود و خروج در نظر گرفته شده، پژوهش های نهایی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش، طراحی و سازماندهی زمان بر، نیاز به توانمندی های دیجیتالی معلمان، تنوع و نوسان پروفایل های یادگیرندگان و چالش مدیریت کلاس های آنلاین بزرگ و چالش های سنجش و بازخورد را به عنوان چالش های اتخاذ رویکرد آموزش افتراقی در یادگیری الکترونیکی نشان داد. همچنین پژوهش های بررسی شده به نقش رویکردهای داده محور در آموزش مثل واکاوی یادگیری در ارتقا محیط های یادگیری الکترونیکی و رفع چالش های اجرایی آموزش افتراقی در ابعاد مختلف در آن تأکید داشت. در انتها پیشنهاداتی برای پژوهش های بیشتر در کاربست آموزش افتراقی در یادگیری الکترونیکی و استفاده از ظرفیت داده ها به کمک واکاوی یادگیری برای تسهیل اتخاذ این رویکرد ارائه شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان