هدف اصلی این پژوهش، بررسی فلسفه ایجاد مدارس غیرانتفاعی و سازگاری آن با عدالت تربیتی از منظر متخصصان تعلیم و تربیت می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و هرمنوتیک انتقادی بهره گرفته شد. یافته های به دست آمده نشان داد که ایجاد مدارس غیرانتفاعی در مبانی خود با اصول عدالت اجتماعی ناسازگاری دارد، هرچند که مسئولان با گنجاندن طرح رافع سعی در عادلانه ساختن این مدارس داشته اند. همچنین، نتایج حاصل از مصاحبه با متخصصان حاکی از آن است که هدف هایی چون جلب مشارکت والدین در امر تعلیم و تربیت فقط در شکل ظاهری و تأمین منابع مالی آموزش محقق شده و هدف افزایش کیفیت آموزش نیز در عمل تحقق پیدا نکرده است. از مهم ترین نقدهای وارد به مدارس غیرانتفاعی می توان به بازتولید طبقات اجتماعی، شکاف طبقاتی، توجه به ظاهر آموزش و آثار روانی برای سایر دانش آموزان اشاره نمود.
این مقاله با یک نگرش تطبیقی بین چند زبان زنده دنیا‘روش تدریس را معرفی می کند که دانشجویان را به فراگیری صرف و نحو و علوم بلاغی علاقمند می سازد. در زبان عربی پیچیدگی ها و استثنائات زیادی وجود دارد ‘ در مورد اعلال‘افعال غیر متصرف‘افعال ناقص‘افعال قلوب‘اسماءغیرمنصرف و غیره . این پیچیدگی ها و استثنائات دانشجویان را در فراگیری آن دلسرد میکند. همچنین مشکلاتی نظیر اینها در سایر زبانها نیز موجود است.برای مثال در زبان فارسی : بی قاعدگی در صرف افعال از گذشته به حال‘تفاوت تلفظ یک حرف واحد درکلمات و غیره.درانگلیسی: بی قاعدگی در برخی اسامی جمع‘مشکل تلفظ برخی ازکلمات‘مشکل افعال بی قاعده و غیره. در آلمانی: تقسیم اسامی به مذکر و مؤنث و خنثی و غیره. و بالاخره در ترکی: شیوه های کاربرد اسامی‘افعال‘اعداد و ضمایر و غیره . همچنین این مشکلات که در زبان های فوق الذکر وجود دارد آنها را برای فراگیری دشوار می کند. بنابراین: اگر یک مدرس زبان های فوق را بداند یا حداقل با آنها آشنا باشد‘قادر است مشکلات آنها را با مسایل زبان عربی مقایسه کرده و دانشجویان ادبیات عربی را برای فراگیری آن ترغیب نماید.زبانی که زبان قرآن و پیامبر و معصومین (علیهم السلام) می باشد. در حقیقت زبان عربی وسیله مهمی برای ارتباط بین میلیون ها مسلمان در سرتاسر دنیا است.
اولین رمز موفقیت در کار تدریس، علاقه مند کردن فراگیران به یادگیری است. تحقیقات پیاژه و شاگردان او تأثیر زیادی در برنامه های آموزشی مدارس و به ویژه درس ریاضی گذاشته است. در این پژوهش به شیوه ی نیمه آزمایشی به بررسی مقایسه ی تأثیر دو روش بازی و سنتی در یادگیری درس ریاضی دانش آموزان دختر پایه ی اول ابتدایی پرداخته شده. جامعه ی آماری 255 نفر دختر دانش آموز پایه اول در شهر ایوان بود و برای نمونه گیری از روش نموه گیری در دسترس استفاده شد بر این اساس یک کلاس 25 نفره به عنوان گروه گواه و یک کلاس 30 نفره به عنوان گروه آزمایش در نظر گرفته شده اند که طی چهار ماه متوالی تدریس ها در دو گروه اجرا شدند. به این صورت که در گروه آزمایشی از روش آموزش ریاضی با بازی و در گروه گواه از روش سنتی برای آموزش ریاضی استفاده شد و با استفاده از آزمون سنجش یادگیری محقق ساخته داده ها گردآوری شده و پس از ارزشیابی، داده ها را توسط نرم افزار spss تحلیل کرده بر این اساس نتایج این پژوهش نشان داد که بین روش های تدریس بازی و سنتی ریاضی بر یادگیری دانش آموزان ازنظر آماری تفاوت معنی داری وجود دارد. لذا با توجه به میانگین های داده شده در جدول و مقایسه آن ها با یکدیگر مشاهده گردید که میانگین نمره های روش تدریس بازی بیشتر از سنتی است بنابراین تدریس ریاضی به روش بازی نسبت به روش سنتی بر یادگیری دانش آموزان مؤثرتر است.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی ارتباط میان دانش نظری و عملی معلمان در هر یک از پارادایم های اجرای برنامه درسی است. بر مبنای سه نوع پارادایم حوزه مطالعاتی برنامه درسی که با مطمح نظر قرار دادن نسبت میان نظریه و عمل شکل گرفته است، به بیان سه نوع رابطه میان دانش نظری و دانش عملی مورد نیاز معلمان در تدریس پرداخته شده است. این سه نوع رابطه، در دل سه پارادایم برای اجرای برنامه درسی، مورد بحث قرار گرفته اند. این سه پارادایم با ترکیبی از عناوین پارادایم های حوزه مطالعات برنامه-درسی و اجرای برنامه درسی، فنی- وفادارنه، فکورانه- انطباقی و انتقادی- برآمدنی نام گذاری می شوند. هر یک از این سه رابطه، پیامدهای متفاوتی را نیز برای شکل گیری برنامه های درسی رشد و توسعه حرفه ای معلمان در بردارد. در پارادایم فنی- وفادارنه، برنامه-های رشد حرفه ای بر انتقال دانش نظری و مهارت آموزی در فنون هر چه اثر بخش تر تدریس تأکید دارد. این برنامه ها در پارادایم فکورانه- انطباقی ضمن توجه به انتقال دانش نظری بروز، رشد و پرورش تأمل عملی معلمان را مطمح نظر قرار می گیرد. برنامه های رشد حرفه ای در پارادایم انتقادی- برآمدنی نیز شکلی از پژوهش فردی یا گروهی، به خود می گیرد.
اهمیت آموزش و پرورش پیش از دبستان در دوران کودکی در کیفیت بخشی به زندگی کودکان و تاثیر آن بر سال های تحصیل و پس از آن واضح و مبرهن بوده و در پژوهش های بسیاری نیز به اثبات رسیده است . آنچه ضروری است ک بیشتر به آن پرداخته شود، کیفیت این آموزش ها است. آموزش های متداول برای دوره (آمادگی/پیش از دبستان) در جامعه امروزمان، کمتر از برنامه، رویکرد و روشی خاص برآمده اند و در مواردی معدود هم اگر روشی را پی گرفته اند، کامل اجرا نشده و بیشتر دربرگیرنده فعالیت های پراکنده ای، تابع سلیقه، شرایط بوده و در یک جمع بندی، به طور غالب، موضوع/محتوی/بزرگسال محور هستند. این مقاله برگرفته از تجربه نگارنده در برخورداری از آموزش های برنامه ریزی چندبعدی در دوره کارشناسی، شرکت درکارگاههای این برنامه ریزی ، مطالعه پژ وهش های انجام شده در بررسی برنامه ریزی چندبعدی از جنیه های مختلف و انجام پژوهش بررسی تأثیر آموزش و پرورش پیش دبستانی بر مبنای برنامه ریزی چند بعدی بر رشد مهارت های اجتماعی کودکان (یکی از کلیدی ترین مهارت ها در عصر اطلاعات و ارتباطات) پیش دبستانی است. ابزار پژوهش، آزمون مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، هنجاریابی شده توسط بهشته ابدی (1387) و روش آن نیمه آزمایشی بود. نتایج نشانگر تفاوت معنادار بین نمرات گروه آزمایش و کنترل در هر سه مولفه ی مهارت های اجتماعی و نشانگری از تأثیر مثبت آموزش و پرورش پیش دبستانی بر مبنای برنامه ریزی چند بعدی بر رشد مهارت های اجتماعی کودکان در مقایسه با سایر روش های متداول است
هدف این مقاله تبیین پژوهش استعلایی- انتقادی در تعلیم و تربیت از دیدگاه باسکار است. این مقاله با روش استنتاجی، به تبیین چیستی و چگونگی پژوهش استعلایی- انتقادی در تعلیم و تربیت از دیدگاه باسکار پرداخته است. این رویکرد با روش استعلایی شرط امکان معرفت را جهانی ساختارمند و قابل کشف از طریق فعالیت بشری می داند. انتقاد نیز اشاره به نقد تبیینی ساختارها و سازوکارها و نظریات محدودیت آفرین به منظور اصلاح و تغییر آنها دارد. روش مناسب به منظور تبیین ساختارها و سازوکارها روش پژوهش میان- رشته ای است. روش پژوهش میان- رشته ای به بررسی سطوح و ساختارهای چندگانه، سازوکارهای هر ساختار و نقش آنها در خلق رویدادها می پردازد. مراحل پژوهش شامل فرآیندی است که طی آن باید از توصیف یک موضوع انضمامی مبهم به سوی انتزاع ساختارهای معنادار از آن حرکت کرد، سپس این روش به تبیین ساختارها با توجه به عوامل درونی و بیرونی می پردازد. در نهایت دانش حاصل از این تبیین را به منظور نقد و اصلاح عوامل محدودیت آفرین ترکیب می کند. این فرآیند شامل شناسایی مسئله، طرح سؤال استعلایی، توصیف پدیده های پیچیده و لایه مند به گونه ای انضمامی، تفکیک و انتزاع، استنباط فرآیندی به منظور شناخت سازوکارهای هر ساختار، باز توصیف و ترکیب جدید و در نهایت کنش است. این روش پژوهشی در تعلیم و تربیت شامل پنج اصل اساسی است. این اصول راهنمای مراحل پژوهش تربیتی میان- رشته ای و شامل بررسی انضمامی، بررسی انتزاعی، کفایت تبیینی، حذف و اصلاح، ارائه بدیل و سیاستگذاری آموزشی هستند.