شکاف حیطه ی مشارکت والدین / مدارس نظام آموزش وپرورش را به کژ کارکردی مبتلا کرده است. از این رو در پژوهش حاضر سعی شده است که با رویکرد کیفی و روش سنتزپژوهی به راه های جلب مشارکت والدین در مدارس بر اساس تجربیات جهان پرداخته شود. در بخش چارچوب نظری پژوهش ابعاد شش گانه پیشنهادی اپستین مورد استفاده قرار گرفته است. درنهایت راهبردهای مناسب بر اساس هر یک از ابعاد شش گانه تشریح شد به طوری که در بعد فرزند پروری؛ ایجاد مرکز کتابخانه ای برای والدین، برنامه های حمایت خانواده، مدیریت فضای مجازی با تشکیل school networking و برگزاری کارگاه های آموزش والدین، بعد ارتباط یابی؛ ایجاد کانال های ارتباطی شفاهی و رودررو، ارتباط یابی کتبی و اینترنتی، کارت های گزارش عملکرد دانش آموزان، به کارگیری یک رابط مدرسه/خانه، ایجاد اطلاع رسان power school، بعد مشارکت داوطلبانه؛ ارزیابی استعدادهای والدین، تقویت باورپذیری در والدین داوطلب، دعوت از داوطلبان در رویداد های مدرسه، نظرسنجی سالانه، نظارت بر نحوه اخذ کمک های مالی و طرح ریزی یک برنامه منعطف، بعد یادگیری در خانه؛ شامل مجموعه ای از راهبردها از جمله آموزش تخصصی معلمان با محوریت یادگیری در خانه، آموزش تخصصی والدین با محوریت ارائه راهنمای تکالیف خانگی و تقویت رفتار تعاملی دانش آموز با محوریت ارائه تکالیف خانگی تعاملی، بعد تصمیم گیری؛ تشکیل سازمان والدین، تهیه چک لیست انتظارات والدین، تشویق والدین به مشارکت در فرصت های غیررسمی، گزینش افراد انتخاب شده به عنوان نماینده اولیاء در اقوام و گروه های مختلف اجتماع، بعد همکاری با سازمان های اجتماعی؛ شناسایی سازمان های مرتبط با امور مدارس، دعوت از سازمان های اجتماعی، شبکه سازی مدارس، دسترسی به نقشه منابع اجتماعی از مهم ترین راهبردهای مشارکت والدین/ مدرسه به شمار می رود.
این پژوهش با هدف شناسایی ویژگی های مدیریت مدرسه با رویکرد اسلامی و ارائه الگوی مفهومی انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد است. ابزار گردآوری داده ها جدول های کدگذاری، پرسش نامه، و مصاحبه نیمه ساختارمند بوده است.به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک «تحلیل محتوا» استفاده شد. یافته های این پژوهش شش بعد، 21 مؤلفه و 228 نشانگر مدیریت مدرسه با رویکرد اسلامی را شناسایی کرده است که در قالب ابزار ارائه شدند. ابعاد و مؤلفه ها عبارت اند از: 1. مدیر: ویژگی های فردی مدیر مدرسه، سبک رهبری؛ 2. کارکنان: گزینش و جذب، نگهداشت، آموزش، ارتباطات، ارزشیابی؛ ۳. دانش آموزان: تربیت جسمانی، تربیت علمی ، تربیت اخلاقی و دینی، تربیت اجتماعی، ، تربیت فنی و حرفه ای، تربیت هنری؛ 4. منابع: سرمایه اجتماعی، سرمایه اطلاعاتی، سرمایه مالی و فیزیکی؛ 5. فرهنگ مدرسه: ارزش ها و نمادها؛ 6. والدین: آموزش و مشارکت. برای ارزیابی کمی روایی محتوای ابزار از شاخص های نسبت روایی محتوا (CVR) و (CVI) استفاده شده است. پایایی محاسبه شده (ضریب آلفای کرونباخ) 86/0 است. می توان اذعان کرد، ابزار تهیه شده، مشابه ندارد. همچنین با توجه به منابع مدیریتی و منابع اسلامی مورد مراجعه، الگوی مفهومی مدیریت مدرسه با رویکرد اسلامی پیشنهاد شده است
شرایط محیطی و خانوادگی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر روند تعامل سازنده بین افراد خانواده می باشد. متأسفانه ناسازگاری و عدم عملکرد صحیح خانواده می تواند منجر به اختلالاتی ازجمله بیش فعالی شود. عملکرد خانواده عامل مهمی بر حفظ و تعادل کودک می باشد. عدم تربیت نامناسب بر ذهن و افکار دانش آموزان تأثیر می گذارد و مانع رشد مناسب و درنتیجه کجروی آنان می شود. تحقیق باهدف بررسی رابطه بین عملکرد خانواده و نقص توجه در دانش آموزان انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد بین مؤلفه حل مشکل، مؤلفه نقش ها، مؤلفه همراهی عاطفی، مؤلفه ارتباط، مؤلفه آمیزش عاطفی و مؤلفه کنترل رفتار نیز با میزان نقص توجه (بیش فعالی) در دانش آموزان ارتباط معنادار و منفی وجود داشت. به علاوه نتایج پژوهش نشان دهنده آن بود که مؤلفه های آمیزش عاطفی و کنترل رفتار، نقص توجه (بیش فعالی) دانش آموزان را پیش بینی می کنند. بنابراین می توان نتیجه گرفت خانواده هایی که عملکرد بهتری دارند فرزندانشان کمتر دچار نقص توجه/ بیش فعالی می شوند.
هدف از پژوهش حاضر سنجش نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای آموزش و پژوهش مجازی در مدارس آموزش متوسطه شهرستان فسا بود. روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی می باشد.در مطالعه ای مقطعی، روایی و پایایی پرسشنامه ی ارزشیابی دبیران متوسطه اول پایه های (هفتم، هشتم ، نهم) مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی پایایی از شیوه همسانی درونی (آلفای کرونباخ) استفاده شد. روایی پرسش نامه مزبور به 8 مولفه ی نقاط قوت آموزش و پژوهش غیر حضوری (8 سوال) ، نقاط ضعف در برنامه های آموزشی (8 سوال)، نقاط ضعف در برنامه های پژوهشی (4 سوال)؛ نقاط ضعف در برنامه های سنجش اثرپذیری (یادگیری)(4 سوال)، فرصت های آموزش و پژوهش غیرحضوری (9 سوال)، تهدیدهای آموزش و پژوهش غیرحضوری (7 سوال)، آسیب های فرهنگی و اجتماعی ناشی از تداوم آموزش غیرحضوری (5 سوال)، راهبردها (3 سوال) با تحلیل آماری آزمون کرنباخ انجام گرفت. داده ها با نرم افزار SPSS-15 تجزیه و تحلیل شد. جامعه آماری در این پژوهش کلیه دبیران متوسطه ی اول شهرستان فسا در سال تحصیلی 1400-1401 به تعداد 461 نفر، از 35 مدرسه متوسطه اول شهرستان فسا ارزیابی انجام شد. نتیجه تحلیل عوامل بیانگر روایی درون یابی 8 سوال نقاط قوت آموزش و پژوهش غیر حضوری مقدار 0.813 ، 8 سوال نقاط ضعف در برنامه های آموزشی مقدار 0.769، 4 سوال نقاط ضعف در برنامه های پژوهشی مقدار.0.835، 4 سوال نقاط ضعف در برنامه های سنجش اثرپذیری (یادگیری)0.788، 9 سوال فرصت های آموزش و پژوهش غیرحضوری 0.745، 5 سوال تهدیدهای آموزش و پژوهش غیرحضوری (7 سوال)0.761، آسیب های فرهنگی و اجتماعی ناشی از تداوم آموزش غیرحضوری (5 سوال)0.806، راهبردها (3 سوال)0.810 دست آمد. ضریب پایایی کرونباخ کل 48. سوال. مقدار0.948شد. که با توجه به مقدار یافته های پژوهش نشان داده است که ضریب آلفای کرونباخ ، بیش از 0.7 برای سنجش یادگیری هر 8 مولفه محاسبه شده، پایایی پرسشنامه مطلوب ارزیابی شد.
هدف این مقالهبررسی نقش سرمایه اجتماعی بر عملکرد سرمایه فکری و مدیریت دانش در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان است. روش پژوهش مورد استفاده توصیفی همبستگی، از نوع نظرسنجی است که از لحاظ زمانی یک پژوهش مقطعی به حساب می آید. جامعه آماری این پژوهش را تمامی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان تشکیل داده است. نمونه آماری پژوهش با استفاده از جدول مورگان، 93 نفر به دست آمد. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه استاندارد سرمایه فکری بنتیس، پرسش نامه استاندارد مدیریت دانش کوئینگ و پرسش نامه سرمایه اجتماعی استفاده شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش های آماری تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 19 تجزیه و تحلیل انجام شده است. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که به گونه کلی بین سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با سرمایه فکری و مدیریت دانش رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بر اساس یافته های این پژوهش، سرمایه اجتماعی می تواند به عنوان یکی از قابلیت های سازمان به شمار آید و در خلق و تسهیم دانش موجود در سرمایه های فکری و مدیریت دانش سازمان کمک بسیار نماید.
هدف از پژوهش حاضر بررسی پیشایندهای درگیری تحصیلی بر اساس نظریه انتظار- ارزش ویگفیلد-اکلز بود. بر این اساس مدلی طراحی شد که فرهنگ اجتماعی به عنوان متغیر برون زاد؛ ادراک دانش آموز از محیط یادگیری، سبک اسناد، حافظه هیجانی، خودپنداره تحصیلی، انتظار موفقیت، ارزش تکلیف به عنوان متغیرهای میانجی؛ و درگیری تحصیلی به عنوان پیامد در نظر گرفته شد. به منظور آزمون مدل 710 نفر از دانش آموزان پایه های دوم و سوم متوسطه دوم رشته تجربی و ریاضی شهر قم به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. همه آن ها پرسشنامه های تعامل با معلم، همسالان، والدین، ادراک دانش آموز از محیط یادگیری، سبک های اسناد، خودپنداره تحصیلی، حافظه هیجانی، انتظار-ارزش و درگیری تحصیلی را تکمیل نمودند. روابط درونی متغیرها با مدل معادلات ساختاری و با نرم افزار6.1 EQS آزمون شد. یافته ها نشان داد فرهنگ اجتماعی بر ادراک دانش آموز از محیط یادگیری و سبک اسناد اثر ساختاری مستقیم داشت و به واسطه خودپنداره و حافظه هیجانی بر انتظار موفقیت و ارزش تکلیف اثر ساختاری مثبت داشت. خودپنداره و حافظه هیجانی نیز به واسطه ارزش تکلیف بر درگیری تحصیلی اثر ساختاری مثبت داشتند. تنها اثر ساختاری خودپنداره بر درگیری تحصیلی به واسطه انتظار موفقیت معنادار نبود. نظریه انتظار- ارزش مدل مناسبی برای درگیری تحصیلی دانش آموزان است. نقش و سهم باورهای انگیزشی و شناختی در تبیین درگیری تحصیلی و ساخت روابط درونی آن ها حائز اهمیت است.
هدف از انجام مطالعه حاضر مقایسه تأثیر روش آموزشی یادگیری مبتنی بر مسئله و روش سخنرانی بر هیجانات تحصیلی از طریق متغیرهای میانجی کنترل ادراکی و ارزش ذهنی بوده است. از این رو روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه نامعادل به کار گرفته شده است. از جامعه آماری دانشگاه فرهنگیان یزد، پردیس پسران، با روش نمونه گیری در دسترس، چهار کلاس علوم تربیتی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند که از این میان دو کلاس، به حجم 58 نفر، به شکل تصادفی در گروه آزمایشی و دو کلاس دیگر، به حجم 60 نفر، در گروه گواه قرار گرفتند. در گروه آزمایشی از روش یادگیری مبتنی بر مسئله و در گروه گواه از روش سخنرانی در مدت 16 جلسه آموزشی استفاده شد. داده ها با پرسشنامه هیجانات پیشرفت (پکران و همکاران، 2002)، مقیاس کنترل تحصیلی ادراک شده پری (پری و همکاران، 2001) و مقیاس ارزش گذاری درونی (پینتریچ و دی گروت، 1990) گرد آوری و با روش الگویابی معادلات ساختاری، رویکرد حداقل مجذورات جزیی تحلیل شدند. همسو با فرضیه های پژوهش، نتایج توانایی بیشتر روش یادگیری مبتنی بر مسئله، نسبت به روش سخنرانی، در تأثیر بر متغیرهای کنترل ادراکی و ارزش ذهنی را نشان داد. همچنین نقش میانجی این سازه های شناختی در تأثیر روش یادگیری مبتنی بر مسئله بر هیجانات تحصیلی تایید شد. این نتایج استفاده از روش یادگیری مبتنی بر مسئله را به مثابه یک روش آموزشی کارآمد، در آموزش دانشجومعلمان پیشنهاد می کند.
پرسشنامه شادکامی آکسفورد(OHQ) یکی از ابزارهای پرکاربرد برای سنجش شادکامی و بهزیستی ذهنی افراد است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و بهبود کیفیت اندازه گیری این پرسشنامه با استفاده از مدل اندازه گیری راش به اجرا درآمد. برای این منظور تعداد 212 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی تعدادی از دانشگاههای سطح شهر تهران(139 دختر و 78 پسر) به شیوه در دسترس انتخاب و پرسشنامه مذکور را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از مدل امتیاز پاره ای(PCM) که جزو مدلهای خانواده راش محسوب می شود و با استفاده از برنامه RUMM2030 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد با انجام نمره گذاری مجدد(تبدیل تعداد مقوله های پاسخ از 6 گزینه به 4 گزینه) و حذف سوالهای شماره 18، 19، و 25، برازش داده ها با مدل راش بطور معناداری بهبود یافت. همچنین جدولی برای تبدیل داده های خام افراد به داده های مقیاس فاصله ای ارائه شد. با استفاده از این جدول می توان داده های خام را به داده های سطح فاصله ای تبدیل کرد و به این ترتیب توان آماری تحلیلهای آماری را افزایش داد. در مجموع نتایج نشان می دهد که با انجام این اصلاحات جزئی در پرسشنامه OHQ دقت و کیفیت اندازه گیری پرسشنامه مذکور را می توان افزایش داد.
بازی های فکری نقش اساسی در پرورش مهارت های تفکری، حل مسئله، تصمیم گیری و شناخت کودکان دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازی شطرنج بر تصمیم گیری و پیشرفت تحصیلی درس ریاضی با توجه به نقش تعدیل کنندگی جنسیت در دانش آموزان مقطع ابتدایی به شیوه علی مقایسه ای انجام گرفت. نمونه پژوهش شامل 100 نفر (50 دختر و 50 پسر) از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر شیراز بودند، که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مقیاس تصمیم گیری تأملی و شهودی وولف را تکمیل کرده و آزمون ریاضی محقق ساخته را پاسخ دادند. برای تعیین پایایی و روایی مقیاس تصمیم گیری تأملی و شهودی به ترتیب از روش های آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی به شیوه اکتشافی با چرخش وریمکس و برای تعیین پایایی و روایی آزمون ریاضی محقق ساخته به ترتیب از روش های بازآزمایی و روایی محتوایی استفاده شد. شواهد مؤید پایایی و روایی مطلوب پرسش نامه ها بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری و تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر یک طرفه، با نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که در فرایندهای تصمیم گیری تفاوت معنی داری بین دانش آموزان شطرنج باز و غیرشطرنج باز دختر و پسر مشاهده نشد. اما دانش آموزان شطرنج باز در نمره ریاضی نسبت به دانش آموزان غیرشطرنج باز میانگین معنی دار بالاتری دارند و فرایند تصمیم گیری غالب در بین دانش آموزان شطرنج باز فرایند تأملی است. بنابراین، با توجه به یافته های پژوهش حاضر لازم است برنامه ریزان آموزشی و والدین به استفاده از شطرنج برای ایجاد مهارت های تصمیم گیری، همچنین کمک به پیشرفت تحصیلی درس ریاضی دانش آموزان و فرزندانشان توجه داشته باشند.
هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر ارتقای فرهنگ کارآفرینی در مدارس از دیدگاه متخصصان و بررسی وضعیت موجود مدارس کاردانش و فنی و حرفه ای از دیدگاه معلمان است. روش این پژوهش رویکرد ترکیبی(کیفی- کمی) از نوع راهبرد اکتشافی متوالی هست به این صورت که روش مرحله کیفی تحلیل محتوای عرفی بوده و در تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز و محوری استفاده شد. در این مرحله ۱۴ مصاحبه شونده که شامل کارآفرین ها، مدرسان مباحث کارآفرینی در مدارس، مدرسان آشنا به کارآفرینی در دانشگاه، مدیران و مسئولان مدارس فنی و حرفه ای و کاردانش شهر تبریز، به صورت هدفمند انتخاب و برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شدکه در نتیجه مرحله کیفی 5 عامل آموزشی، پرورشی، نگرشی، مالی و ساختاری به عنوان عوامل موثر بر فرهنگ کارآفرینی شناسایی شدند. روایی یافته های حاصل از این مرحله با روش تطبیق توسط اعضا و بررسی همکار تضمین شد. در مرحله کمی پژوهش که روش آن توصیفی پیمایشی بود از بین ۱۱۵۲ نفر از معلمان نواحی آموزش و پرورش شهر تبریز ۲۸۸ نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم نمونه انتخاب گردیده و با استفاده از پرسشنامه ای که از نتیجه تحلیل یافته های مرحله کیفی تنظیم گردیده بود مورد آزمون قرار گرفتند. جهت تعیین روایی صوری و سازه پرسشنامه در بخش کمی از نظرات خبرگان و تحلیل عاملی تاییدی و پایاییآن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 91/0 برآورد گردید. نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت عوامل آموزشی، پرورشی، نگرشی و اعتقادی در حد مطلوبی قرار دارند و عامل مالی در حد متوسط و عامل ساختاری در حد مطلوبی نیست و نتایج آزمون فریدمن نشان داد که عامل آموزشی از میان عوامل موثر فرهنگ کارآفرینی در بالاترین رتبه و عوامل پرورشی، نگرشی و اعتقادی، مالی و ساختاری در رتبه های بعدی قرار دارند.
ارزیابی کیفیت ترجمه بدون تردید از جمله مقوله هایی است که درسال های اخیر بسیار مورد توجه پژوهشگران و ارزیابان ترجمه واقع شده است. چنین توجه گسترده ای باید در زمینه ی آموزش و ارزیابی کیفیت ترجمه در محیط های آموزشی دانشگاهی نیز نمود داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش که از انواع پژوهش های کیفی و از نوع تحلیل محتواست، ارایه ی گزارشی از روش های کاربرد ارزیابی کیفیت ترجمه در شماری از دانشگاههای ایران، بررسی توصیفی و کیفی دانش ارزیابی و چگونگی آموزش ترجمه و مهم تر از همه، تأثیر کاربرد روش های موجود بر کیفیت آموزش آن در این زمینه بوده است. جامعه ی آماری این پژوهش را 30 دانشجوی سال چهارم کارشناسی مترجمی و 15 نفر از اساتید ترجمه که به صورت تصادفی از 5 دانشگاه کشور انتخاب شدند، تشکیل داده اند. ابزار پژوهش نیز عبارت بود از مصاحبه ای جامع از نوع تعاملی و نیمه ساختار یافته در خصوص جایگاه ارزیابی کیفیت ترجمه و کیفیت کاربرد موارد آموزشی مرتبط با این موضوع که براساس آن، یافته هایی درخصوص دیدگاهها، رویکردهای گوناگون آموزش و ارزیابی کیفیت ترجمه، میزان و کیفیت داده های مصاحبه شوندگان و نیز موانع و کاستی های موجود در این راستا بررسی شده است. نتایج این پژوهش بیانگر لزوم وجود راهکارهای بنیادی و دانشی عمیق تر در ارزیابی کیفیت ترجمه و مهم تر از همه آموزش وکاربرد موثر آن درمحیط های آموزشی است.