معلمان آینده، دانشجومعلمان کنونی هستند که آموزش آنان به منظور معلمی در عرصه پیوند نظر و عمل، با تمرکز بر توسعه دانش معلمی در برنامه کارورزی به عنوان جز مهمی از برنامه تربیت معلم تدوین شده است. یکی از مولفه های اثرگذار در این برنامه پیش از خدمت در مدارس، مربی است که این پژوهش در صدد مطالعه آن است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی- پدیدارشناسی و با تمرکز بر چهار شرکت کننده، از میان 22 مورد مطالعه انجام شده است . همچنین مصاحبه نیمه ساختاری با مربیان آنان صورت گرفته است. داده ها از طریق کدگذاری و مقوله بندی اشتراس و کوربین تجزیه و تحلیل شده اند. تحلیل داده ها نشان از آن دارد که مربی، نقش را گاه به صورت مربی به عنوان مقلد، گاه به شکل شریک تجارب و گاه به شکل مجموعه ای از بازاندیشی ها نشان می دهد.
جهانی شدن با سرعت روزافزون خود در حال فراگیری ابعاد مختلف جوامع از جمله آموزش و پرورش است. در همین راستا تا کنون الگوهای جهانی و انگاره های تربیتی متعددی در گستره ی جهانی رویارویی با یکدیگر را تجربه می کنند. آنچه بیش از همه مورد توجه است، چگونگی این رویارویی و پیامدهای ناشی از آن است. هدف از مقاله حاضر تبیین الگوها و نظام های آموزش وپرورش موجود در عصر جهانی شدن می-باشد؛ ناظر بر این هدف، مطالعه حاضر به روش تحلیلی-تطبیقی به شناسایی الگوهای آموزش وپرورش در عصر جهانی پرداخته و با بررسی انگاره های تربیتی هر یک، اصول، اهداف و روش های تربیتی آنها را ارائه نموده و به مقایسه و تحلیل انتقادی آنها پرداخته است. الگوی سرمایه انسانی بر پایه اصول نئولیبرالیسم آموزشی، دستیابی به هدف کارآمدی اقتصادی را به واسطه الگوی آموزش مادام العمر و روشهای تجرّب دنبال نموده است. الگوی پیشرفت گرا با هدف حل مسائل فردی و اجتماعی، روش مبتنی بر مسئله و روش علمی را به عنوان مبنای توسعه آموزشهای جهانی برگزیده است. الگوی آموزش انتقادی با هدف برقراری عدالت اجتماعی روش گفتگوی انتقادی را به کار می گیرد، الگوی آموزش وپرورش دینی با تأکید بر معنویت، تربیت انسان دین مدار را دنبال می کند و الگوی آموزش وپرورش بومی با تعهد به زبان و فرهنگ بومی به انتقال دانش انباشته شده فرهنگی و تاریخی خود می پردازد.
بازی، محمل یادگیری و انتقال فرهنگ است و بر همین اساس، می توان آن را نوعی رسانه تعاملی برشمرد. بازی «دیوان» که در این پژوهش، موردمطالعه قرار گرفته، یکی از معدود بازی های رومیزی ایرانی است که توانسته با دنبال کردن روند یکی از مشهورترین بازی های دنیا یعنی «مافیا»، شخصیت های افسانه های ایرانی را با درون مایه ای جذاب، بازآفرینی کند. هدف پژوهش بررسی مزایا و معایب کاربرد شخصیت های افسانه های ایرانی و چگونگی بازآفرینی آنها در این بازی است. روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و طی آن، داده های کتابخانه ای، گردآوری شده و ضمن مشاهده و مطالعه شخصیت ها در ادبیات عامه و افسانه های ایرانی، تحلیل صورت پذیرفته است. یافته ها نشان می دهند افسانه های ایرانی، با وجود منقول بودن، قابلیت کاربردی سازی دارند. به علاوه، طراحان این بازی رومیزی، به پیشینه شخصیت های متنوع پیش اثر- یعنی افسانه های ایرانی که در فرایند بازآفرینی در بازی رومیزی به کار گرفته شده اند- تسلط علمی داشته و خود را تنها به یک پیش اثر که به بازه زمانی خاصی تعلق دارد، محدود نکرده اند. 15 شخصیت متفاوت، از میان داستان های افسانه ای و عامیانه بیرون آمده و ضمن حفظ ماهیت اصلی خود، با پذیرفتن نقش هایی تازه براساس گیم پلی بازی دیوان، حیاتی تازه در افکار و اذهان بازی کنندگان یافته اند و یک استمرار معنایی را در قالب های مختلف فرهنگی رقم زده اند، به طوری که بازی رومیزی دیوان، به مثابه رسانه ای برای انتقال فرهنگ افسانه های ایرانی، قابل بازتعریف شده است.
در این مطالعه از مقیاس بررسی نگرش به آمار (SATS) برای سنجش نگرش به آمار پیش و پس از یک دوره آموزش نرم افزار آماری SPSS استفاده شده است. مقیاس SATS شامل چهار خرده مقیاس نگرش عاطفی، توانایی درک، ارزش و سختی آمار است. این مطالعه از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان مقطع کاردانی رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد اسلامی واحد آبادان هستند. نگرش 56 دانشجو (نمونه در دسترس) که درس آمار و احتمال را گذرانده بودند و در نیمسال دوم سال تحصیلی 86 ـ 1385 در درس آشنایی با نرم افزارهای آمار و ریاضی ثبت نام کرده بودند پیش و پس از آموزش نرم افزار آماری با مقیاسSATS به صورت تصادفی اندازه گیری شد. پایایی هر یک از خرده مقیاس ها در نسخه فارسی SATSبا استفاده از روش آلفای کرونباخ برای نگرش عاطفی، توانایی درک، ارزش و سختی آمار به ترتیب 78/0، 76/0، 79/0 و 56/0 و برای نمره کل مقیاس 88/0 به دست آمد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t زوجی نشان داد که آموزش نرم افزار آماری پس از دوره آمار باعث بهبود نگرش عاطفی، توانایی درک و ارزش آمار می شود. ولی نگرش به سختی آمار تفاوت معناداری پیش و پس از دوره نداشت. در حالت کلی نگرش به آمار تحت تاثیر آموزش نرم افزار آماری پس از دوره بهبود یافته بود (001/0P< و7/3 t=).
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تدوین محتوای درسی دانشگاهی با راهبرد قالب داستانی و قالب متداول در میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان تکنولوژی آموزشی در درس طراحی آموزشی دانشگاه تبریز بود. تحقیق حاضر از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش است. جامعه آماری پژوهش حاضر را 180 نفر از کلیه دانشجویان کارشناسی تکنولوژی آموزشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تبریز تشکیل دادند. برای نمونه گیری این پژوهش که حجم آن 40 نفر بود، از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی ورلند بود. به منظور جمع آوری اطلاعات، پیش آزمون و پس آزمونی از این پرسشنامه بر روی کلیه آزمودنی های نمونه اجرا شد. مقیاس های آزمون انگیزش پیشرفت تحصیلی با استفاده از تحلیل کوواریانس محاسبه و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله حاکی از آن بود که بین دو گروه در میزان انگیزش تفاوت معنی داری وجود دارد؛ و این تفاوت به نفع گروه آزمایشی بود یعنی تدوین محتوای درسی با راهبرد قالب داستانی، تأثیری معنی داری بر انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان تکنولوژی آموزشی در درس طراحی آموزشی دارد.
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی مناسب برای ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی در مدارس ابتدایی استان زنجان انجام شد. این پژوهش با رویکرد تفسیرگرایانه اجتماعی به دنبال بررسی این مسئله است که از دیدگاه کارشناسان و صاحب نظران مدیریت مدارس و راهبران آموزشی، عوامل، ملاک ها و نشانگر های ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی کدامند؟ بر این اساس، ابتدا حجم نمونه و روش نمونه گیری هدفمند و مصاحبه نیمه ساختاریافته با تعداد 25 نفر از مدیران مدارس دوره ابتدایی انجام شد؛ سپس ابزار اندازه گیری براساس مؤلفه های شناسایی شده در قالب پرسش نامه 107سؤالی طراحی گردید و روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظر متخصصان تأیید شد و در نهایت ضریب پایایی(95/0) به دست آمد. داده های حاصل از منابع یادشده به داده های متنی تبدیل شد و از طریق روش زمینه ای به مقوله بندی داده های گردآوری شده اقدام گردید. پس از کدگذاری، باز، کدگذاری محوری و انتخابی انجام شد و بر این اساس 8 عامل، 26 ملاک و 107 نشانگر به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد برای ارائه الگوی مناسب ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی مجموعه عوامل 8 گانه (برنامه ریزی، آموزش و یادگیری، فعالیت های پرورشی و فوق برنامه، تربیت بدنی و سلامت، مشارکت، برقرای روابط انسانی، نظارت و راهنمایی، مدیریت امور اداری و مالی)، ملاک ها و نشانگر ها باید مورد توجه قرار گیرند.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه گروهی بر رابطه والد-فرزندی، استرس والدگری، و سخت رویی در مادران دارای فرزند با اختلال کم توجهی-بیش فعالی بود. روش پژوهش نیمه تجربی با شیوه پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل تمام مادران دارای فرزند با اختلال کم توجهی/بیش فعالی بود که کودکان شان در مدارس شهر سنندج مشغول به تحصیل بودند. از میان آن ها به روش نمونه گیری در دسترس ابتدا 30 نفر که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند انتخاب و سپس با گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسش نامه رابطه مادر-کودک (پیانتا، 1992)، شاخص تنیدگی والدینی (آبیدین، 1995) و پرسش نامه سخت رویی (کوباسا، 1979). گروه آزمایش تحت درمان گروهی پذیرش و تعهد، طی 8 جلسه دو ساعته قرار گرفت و گروه کنترل، هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. در مرحله پس آزمون، پرسشنامه های فوق روی هردو گروه مجدداً اجرا شد. همچنین برای پیگیری اثرات مداخله، پس از2 ماه ابزارهای پژوهش دوباره اجرا شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در مرحله پس آزمون، نمرات استرس والدگری کاهش یافته، رابطه والد فرزندی و سخت رویی در مادران گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری افزایش یافته است و این افزایش در مدت پیگیری دو ماهه تغییر چشمگیری نیافته است. بنابراین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر استرس والدگری، سخت رویی، و رابطه والد فرزندی مادران دارای فرزند با اختلال کم توجهی/ بیش فعالی مؤثر بوده است.
کمبود یا فقدان مهارت های اجتماعی به عنوان یکی از ویژگی های اختلالات طیف اتیسم شناسایی می شود. الگوسازی ویدیویی یک مداخله درمانی چند بعدی است که بر توانایی یادگیری مشاهده ای تاکید می کند. این روش مداخله ای یکی از روش هایی است که برای افراد دارای اختلالات طیف اتیسم منافع گسترده ای دارد، موجب افزایش عملکرد مستقلانه می گردد و نیز می تواند جهت دستیابی به اهداف آموزشی بی شماری از جمله اهداف رفتاری، مهارت های خودیاری، ارتباطی و اجتماعی استفاده شود.