فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۹۶۱ تا ۱۲٬۹۸۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
مقایسه اختلالات اضطرابی و مدرسه هراسی در دانش آموزان نارساخوان و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف پژوهش حاضر مقایسه اختلالات اضطرابی و مدرسه هراسی در دانش آموزان نارساخوان و عادی بود. روش: پژوهش حاضر، از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه چهارم، پنجم و ششم ابتدایی مبتلا به نارساخوانی مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری شهرهای بوشهر و برازجان و کلیه دانش آموزان عادی دختر و پسر پایه چهارم، پنجم و ششم ابتدایی شهرهای بوشهر و برازجان در سال تحصیلی 95-94 تشکیل دادند به منظور انجام این پژوهش، 78 نفر از دانش آموزان مشکوک به نارساخوانی به شیوه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و سپس از میان آن ها تعداد 50 دانش آموز پس از اجرای آزمون های تشخیصی (از جمله آزمون هوش وکسلر کودکان، آزمون خواندن، آزمون ADHDو آزمون اختلال سلوک) به صورت تصادفی برگزیده شدند و 50 دانش آموز عادی نیز به روش تصادفی مرحله ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. هر دو گروه پرسش نامه تشخیص اختلالات مرتبط با اضطراب کودکان بیرماهر و همکاران را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA)استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین دانش آموزان نارساخوان و عادی از لحاظ اختلالات اضطرابی و مدرسه هراسی تفاوت معنی دار وجود دارد. بین دانش آموزان نارساخوان و عادی از لحاظ اضطراب تعمیم یافته، اضطراب اجتماعی، اضطراب جدایی و هراس/ جسمانی شکل تفاوت معنی دار به دست آمد (001/0 ≤ P). نتیجه گیری :بر اساس نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که در طراحی و برنامه ریزی مداخله های درمانی برای دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی می بایست وضعیت طیف اختلالات اضطرابی و مدرسه هراسی آنان در نظر گرفته شود تا بتوان کارآیی این مداخلات را افزایش داد.
مقایسه محتوا، نوع ارائه آموزش و تجهیزات کارگاهی در برنامه آموزش حرفه ای به دانش-آموزان اتیسم، کم توان ذهنی و چندمعلولیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه محتوا، نوع ارائه آموزش و تجهیزات کارگاهی در برنامه آموزش حرفه ای به دانش آموزان اتیسم، کم توان ذهنی و چندمعلولیتی در دوره اول و دوم دبیرستان است. روش: روش این پژوهش از نوع ارزشیابی بود که در آن نمونه ای شامل 39 کلاس درس از ده مجتمع آموزشی در دو دوره اول و دوم دبیرستان و در سه گروه از دانش آموزان با نیازهای ویژه یعنی اتیسم، کم توان ذهنی و چندمعلولیتی انتخاب شدند. شیوه انتخاب گروه کم توان ذهنی به صورت تصادفی و شیوه انتخاب دو گروه دانش آموزان بااختلال اتیسم و چندمعلولیتی به صورت تمام شماری بود. 52 دبیر در دوره اول دبیرستان و 48 دبیر در دوره دوم دبیرستان با استفاده از روش مصاحبه که توسط همکاران و آزمونگران طرح استفاده شد فهرست وارسی های مربوط به محتوای آموزش حرفه ای دوره اول و دوم دبیرستان را تکمیل نمودند. یافته ها: تحلیل نتایج نشان داد که حدود 83 درصد کارگاه ها، 5 کارگاه از شش کارگاه کپسول آتش نشانی نداشته اند . میانگین نمره تناسب محتوای برنامه برای سه گروه دانش آموزان دارای اتیسم، کم توان ذهنی و چند معلولیتی دوره اول دبیرستان به ترتیب برابر با 17/50، 57/58 و 08/50 ، و در دوره دوم دبیرستان به ترتیب 59، 62/48 و 22/54 بوده است. در زمینه ارزشیابی نوع ارائه آموزش حرفه ای در دوره اول دبیرستان میانگین گروه های دانش آموزان با اختلال اتیسم، کم توان ذهنی و چندمعلولیتی به ترتیب 68، 91 و 88 ، در دروس مهارتی دوره دوم دبیرستان به ترتیب حدود 75، 91 و 97 و در دروس نظری دوره دوم دبیرستان حدود 83، 91 و 80 است. نتیجه گیری:در دوره اول دبیرستان از امکانات کارگاهی به طور مستقیم استفاده نمی شود و در دوره دوم دبیرستان بسیاری از تجهیزات وجود ندارد. در مورد محتوای آموزش حرفه ای در دوره اول و دوم دبیرستان نتایج نزدیک به میانگین است و برای بهبود محتوا لازم است اصلاحاتی صورت گیرد. در مورد نوع ارائه آموزش حرفه ای در دوره اول و دوم دبیرستان نتایج بالاتر از میانگین است ولی باز هم می توان برای بهبود وضعیت اصلاحاتی اعمال نمود. در ضمن تفاوتی بین گروه های اتیسم، کم توان ذهنی و چندمعلولیتی در اکثر اهداف مشاهده نشد و تنها در دوره دوم دبیرستان وضعیت ارائه آموزش گروه کم توان ذهنی و چندمعلولیتی مناسبتر از گروه اتیسم است.
اثربخشی آموزش خودگردانی یادگیری بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی آموزش خودگردانی یادگیری بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان نارساخوان پسر پایه پنجم مقطع ابتدائی ناحیه 1 آموزش و پرورش شهر یزد که در سال تحصیلی 1395-1394 در مدارس دولتی مشغول به تحصیل بودند. روش پژوهش از نوع آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. 30 دانش آموز نارساخوان با تائید متخصصان مرکز اختلال یادگیری با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها، چک لیست تشخیص نارساخوان و پرسشنامه عصب شناختی کولیج بود. آموزش خودگردانی یادگیری در نهایت طی ۱4 جلسه 45 دقیقه ای به تواتر هفته ای دوبار بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. نتایج بررسی فرضیه ها از طریق تحلیل کوواریانس (سطح معناداری 05/0) نشان داد که آموزش خودگردانی یادگیری بر کارکردهای اجرایی (برنامه ریزی، سازمان دهی و بازداری) دانش آموزان نارساخوان مؤثر است. در نتیجه می توان از آموزش خودگردانی یادگیری برای بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان استفاده کرد.
میزان رعایت اصول روانشناختی در تدوین کتاب علوم دوم ابتدایی از نظر معلمان زن شهر های اصفهان و تهران
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی میزان رعایت اصول روانشناختی در کتاب علوم دوم ابتدایی از نظر معلمان بود. توجه به جنبه روانشناختی، در شناخت تفاوت های فردی، تنظیم اهداف آموزشی، یادگیری موضوعات درسی و روش های تدریس بسیار راهگشاست. این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. کلیه معلمان زن پایه دوم ابتدایی در شهرهای اصفهان و تهران جامعه آماری این پژوهش می باشند. حجم نمونه این پژوهش در شهر اصفهان 86 نفر و در شهر تهران 97 نفر است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده است. برای تعیین روایی پرسشنامه از روایی محتوایی و برای تعیین پایایی از ضریب آلفای کرانباخ استفاد شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های حاصل از پرسشنامه، از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است که در آمار توصیفی مشخصه های آماری: فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار محاسبه شد و در آمار استنباطی، از آزمون هایt تک نمونه ای، tمستقل و تحلیل واریانس یک راهه با استفاده از نرم افزار Spss20 استفاده شده است. براساس یافته ها، با توجه به پایین بودن میانگین های نمونه از میانگین فرضی 25/2، می توان نتیجه گرفت که معیارهای بعد روانشناختی در کتاب علوم دوم ابتدایی کمتر رعایت شده است.
رابطه ی هوش هیجانی و تیپ های شخصیتی با سلامت روان دانشجو- معلمان رشته علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان اصفهان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی هوش هیجانی و تیپ های شخصیتی با سلامت روان دانشجو معلمان صورت گرفت. طرح پژوهش غیر آزمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان مقطع کارشناسی رشته علوم تربیتی پردیس فاطمه زهرا (اصفهان) به تعداد 70 نفر بوده است. که از بین آن ها بر اساس فرمول کوکران تعداد 60 نفر از دانشجومعلمان دختر به روش نمونه گیری تصادفی ساده، انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های سلامت عمومی(GHQ-28)، پرسشنامه هوش هیجانی سیبر یا شرینگ و آزمون تیپ های شخصیتی آیزنک استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها ازآمار توصیفی( فراوانی، نمودار) و استنباطی(آزمون خی دو پیرسن) و نرم افزار SPSS21 استفاده به عمل آمد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد بین علایم افسردگی و هوش هیجانی دانشجومعلمان، هم چنین علایم اضطراب و بی خوابی و هوش هیجانی دانشجومعلمان رابطه ی مثبت وجود دارد.(سطح معناداری رابطه ی متغیرها به ترتیب 00/0و 004/0 به دست آمد که از 005/0 کمتر است). اما بین علایم اضطراب، اختلال خواب و افسردگی درون گرایان و برون گرایان رابطه ی معنادار وجود ندارد(سطح معناداری رابطه متغیر ها به ترتیب 100/0 و 734/0 می باشد که از 005/0 بیشتر است). بنا به نتایج بدست آمده هوش هیجانی مولفه ای مهم در پیش بینی سلامت روان می باشد. بنابراین راهکار های تقویت آن باید مورد مطالعه قرار گیرد.
فوتوکاتالیز؛ اصول و برخی کاربردها
حوزههای تخصصی:
در این کار، درباره ی اصول فرایند فوتوکاتالیز مطالبی ارائه گردیده است. در این راستا، به نظریه ی نوار که بیان کننده علت اصلی اختلاف میان مواد رسانا، نیمه رسانا و نارساناست، اشاره شده است. در ادامه، پدیده هایی که در اثر تحریک نوری یک نیمه رسانا رخ می دهند، مورد بحث قرار گرفته اند. همچنین ساختار برخی دگر شکل های 2TiO به عنوان یک نیمه رسانای مناسب برای انجام فوتوکاتالیز، مورد بررسی قرار داده شده است. در پایان، به طور مختصر برخی کاربرد های فرایند فوتوکاتالیز به ویژه در حذف آلاینده ها از پساب ها بیان شده است.
ردیابی آنتی بیوﺗیک ﻓﻨﺎزین- 1-کرﺑﻮکسیلیک اسید در ﺳﻮدوﻣﻮﻧﺎسﻫﺎی ﻓﻠﻮرﺳﻨﺖ ﺟﺪاﺳﺎزی شده از ریزوﺳﻔﺮ ﮔﻨﺪم و ﺗﺎثیر آن در کنترل بیوﻟﻮژیکی بیماری ﭘﺎﺧﻮرهﮔﻨﺪم
حوزههای تخصصی:
ﺑیﻤﺎری ﭘﺎﺧﻮرهﮔﻨﺪم ﺑﺎ ﻋﺎﻣﻞ ﻗﺎرﭼی Gaeumannomyces graminis var. tritici یکی از ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﺑیﻤﺎریﻫﺎی ﮔﻨ ﺪم در ای ﺮان ﺑ ﻪ ﺷﻤﺎر ﻣی رود. ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر کﻨﺘﺮل ﺑیﻮﻟﻮژیکی ایﻦ ﺑیﻤﺎری،130 ﺟﺪایﻪ ﺳﻮدوﻣﻮﻧﺎس ﻓﻠﻮرﺳﻨﺖ از ریﺰوﺳﻔﺮ ﮔﻨﺪم در ﻧﻮاﺣی ﻣﺨﺘﻠ ﻒ اﺳ ﺘﺎن ﺧﺮاﺳ ﺎن ﺟﺪاﺳ ﺎزی ﺷﺪ. ﺑﺮای اﻧﺘﺨﺎب ﺟﺪایﻪﻫﺎی ﺳﻮدوﻣﻮﻧﺎس ﻓﻠﻮرﺳﻨﺖ ﺑﺎ ﺗﻮاﻧﺎیی ﺑﺎزدارﻧﺪﮔی از رﺷﺪ ﻗﺎرچ، آزﻣﻮن کﺸﺖ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎکﺘﺮیﻫﺎ ﺑ ﺎ ﻗ ﺎرچ Ggt در ﻣﺤ یﻂ کﺸ ﺖ ﺳیﺐزﻣیﻨی دکﺴﺘﺮوزآﮔﺎر و کیﻨﮓ ب اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. از ایﻦ ﻣیﺎن، 21 ﺟﺪایﻪ ﺑﺎ ﻗﺎﺑﻠیﺖ ﺑﺎزدارﻧﺪﮔی ﺑیﻦ 11/25-51/25 درﺻﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺟﺪایﻪﻫﺎی ﺑﺮﺗ ﺮ از ﻧﻈ ﺮ ﻣﻤﺎﻧﻌﺖ از رﺷﺪ ﻗﺎرچ Ggt اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪﻧﺪ. ﺑﺮای ردیﺎﺑی ژن ﺑیﻮﺳ ﻨﺘﺰ آﻧﺘ یﺑیﻮﺗی ک ﻓﻨ ﺎزیﻦ-1-کﺮﺑﻮکﺴ یﻠیکاﺳ یﺪ (PCA)، روش PCR ﺑ ﺎ اﺳ ﺘﻔﺎده از ﭘﺮایﻤﺮﻫﺎی PCA2a و PCA3b اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. ﻧﺘﺎیﺞ ﻧﺸﺎن داد 12 ﺟﺪایﻪ از 21 ﺟﺪایﻪ اﻧﺘﺨﺎبﺷﺪه ﺣ ﺎوی ژن ﺑیﻮﺳ ﻨﺘﺰ آﻧﺘ یﺑیﻮﺗی ک PCA ﺑﻮدﻧ ﺪ. در آزﻣﺎیﺶﻫﺎی ﮔﻠﺨﺎﻧﻪای ﻧیﺰ ﺟﺪایﻪﻫﺎی ﺗﻮﻟیﺪکﻨﻨ ﺪه آﻧﺘ یﺑیﻮﺗی ک ﻓﻨ ﺎزیﻦ-1-کﺮﺑﻮکﺴیﻠیکاﺳیﺪ، ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎیﺮیﻦ از ﺗﻮاﻧﺎیی ﺑیﺸﺘﺮی در کﻨﺘﺮل ﺑیﻤﺎری ﭘﺎﺧﻮرهﮔﻨﺪم ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﻮدﻧﺪ و ﺷﺪت ﺑیﻤﺎری را 77-80 درﺻﺪ ک ﺎﻫﺶ دادﻧ ﺪ. ﺑ ﺎ کﺎرﺑﺮد ایﻦ ﺟﺪایﻪﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨیﻦ اﻓﺰایﺶ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪای در وزنﺗﺮ ریﺸﻪ و ﺑﺨﺶﻫﺎی ﻫﻮایی ﮔیﺎﻫﺎن ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪ. ﻧﺘﺎیﺞ ایﻦ ﺗﺤﻘیﻖ ﭘیﺸ ﻨﻬﺎد ﻣ یکﻨ ﺪ ک ﻪ اﺣﺘﻤﺎﻻ آﻧﺘیﺑیﻮﺗیک ﻓﻨﺎزیﻦ-1-کﺮﺑﻮکﺴیﻠیکاﺳیﺪ ﺗﻮﻟیﺪﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﺟﺪایﻪﻫﺎی ﺳﻮدوﻣﻮﻧﺎس ﻓﻠﻮرﺳﻨﺖ، در کﺎﻫﺶ ﺑیﻤﺎری ﭘﺎﺧﻮره در ﮔﻨﺪم ﻧﻘﺶ دارد.
سبک زندگی اسلامی در اشعار مولوی
منبع:
پویش در آموزش علوم انسانی سال اول بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
20 - 26
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی مبیّن نظام باورها، نگرش ها و ارزش های انسان است و اصول اعتقادی - که شالوده ی دین اسلام را تشکیل می دهد- در لایه های زیرین شناخت قرار گرفته و در چگونگی شکل گیری سبک زندگی بشریت تأثیر انکارناپذیر دارد. هدف این تحقیق ، استخراج الگو های سبک زندگی اسلامی در ابعاد اعتقادی و اخلاقی ، مبتنی بر بررسی اشعار مولوی و نگرش او نسبت به این پدیده است.همچنین ، توجه شاعر به مقوله ی سیره ، عمدتا با ژرفای اندیشه و سلوک عرفانی وی و پیوستگی روحی او به آموزه های قرآنی ارتباط مستقیم دارد. مولانا در زمینه معارف اسلامی و الگو های سبک زندگی با تأثیر از قرآن و روایات ،تمامی الگوهای مورد نظر را در آثار خود ، به گونه ای ژرف نگرانه انعکاس داده است. پژوهش حاضر- که به روش تحقیق کتابخانه ای نوشته شده است- به بررسی تعامل دو سویه بین « سبک زندگی و اشعار مولانا » پرداخته و نشان می دهد که میان این دو عنصر رابطه و پیوند گسست ناپذیری وجود دارد.
اثربخشی چند رسانه ای های آموزشی بر میزان رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
گسترش فناوری های جدید، فرایند یاددهی- یادگیری را متحول ساخته است. از جمله این فناوری ها به کارگیری چندرسانه ایهای آموزشی در فرایند تعلیم وتربیت است. مطالعه حاضر با هدف اثربخشی چندرسانه ایهای آموزشی بر میزان رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان انجام گرفت. مطالعه به روش شبه تجربی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی شهرستان سرپل ذهاب در سال تحصیلی 1395بود. به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، تعداد45 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.برای جمع آوری داده ها از آزمون استاندارد مقیاس مهارت های اجتماعی ماتسون استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از شاخص های میانگین و انحراف معیار و آزمون تحلیل کواریانس انجام شد . نتایج نشان داد میانگین نمرات مهارت های اجتماعی دانش آموزان گروه آزمایش که از تدریسچندرسانه ایهای آموزشیبرای آموزش آنها استفاده شده بود به شکل معنی دار آماری از گروه کنترل که به شکل متداول آموزش دیده بودند در پس آزمون، بیشتر بود( p=0.001 ). همچنین بین میانگین نمرات گروه های آزمایش و کنترل در خرده مقیاس های مهارت های اجتماعی(مهارت رفتارهای مناسب اجتماعی، مهارت دوری از رفتارهای غیر اجتماعی، مهارت دوری از پرخاشگری و جنگ و دعوا، مهارت دوری از برتری طلبی و مهارت ایجاد ارتباط مناسب با همسالان)، تفاوت معنی دار آماری یافت شد( p<0/05 ). با توجه به تأثیر مثبتچند رسانه ای های آموزشی بر افزایش رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان؛ استفاده از این روشبه منظور افزایش میزان مهارت های اجتماعی دانش آموزان، پیشنهاد می گردد.
بررسی رویکرد غالب برنامه درسی از منظر مربیان مراکز آموزش دولتی سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور بر مبنای دسته بندی اسکایرو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۵ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
100-81
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رویکرد غالب برنامه درسی در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور از منظر مربیان مراکز آموزش دولتی بر مبنای دسته بندی اسکایرو است. روش انجام این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع تفاوت می باشد. جامعه آماری این پژوهش را نیز کلیه مربیان مراکز آموزش دولتی شهر تهران تشکیل می دهند که با بهره مندی از روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول تعیین حجم نمونه مورگان شامل 92 نفر از مربیان (41 زن و 51 مرد) می شوند و به عنوان نمونه مورد پژوهش در نظر گرفته شده اند. ابزار پژوهش نیز پرسشنامه ای محقق ساخته است که بر اساس دسته بندی رویکردهای برنامه درسی اسکایرو (1992) طراحی شده است. روایی صوری و آلفای کرونباخ به دست آمده (78 درصد) بیانگر روایی و پایایی ابزار پژوهش بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های t تک متغیره و t دو گروه مستقل و تحلیل واریانس استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که مربیان در ابعادی چون اهداف، روش تدریس و سبک ارزشیابی به صورت کلی به دو رویکرد علمی دانشگاهی و کارایی اجتماعی گرایش دارند. همچنین، مربیان مرد معتقدند که در تدوین استانداردها و برنامه های درسی مهارت آموزی، رویکرد کارایی اجتماعی به نسبت سایر رویکردها از اثربخشی بالاتری برخودار است.
بررسی وضعیت مدیریت بر مبنای ارزش در دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی وضعیت مدیریت بر مبنای ارزش در دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران انجام گرفته است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل اعضای هیات علمی تمام وقت با مرتبه علمی استادیار، دانشیار و استاد هستند، که در مجموع تعداد آن ها برابر 472 نفر بوده است. نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران تعداد 212 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی محتوایی و صوری آن توسط صاحب نظران و متخصصان مربوطه مورد تأیید قرار گرفته است. هم چنین برای برآورد پایایی آن نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید، که با مقدار 98/0 مورد تایید قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده گردید. نتایج نشان داد که وضعیت مدیریت بر مبنای ارزش در دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندارن در وضعیت مطلوبی قرار دارد. و هر 4 بعد مدیریت بر مبنای ارزش در این دانشگاه از وضعیت مطلوبی برخوردارند. هم چنین ارزش های راهبردی در رتبه اول و بهترین وضعیت را از نظر آزمودنی ها دارا می باشد، و ارزش های اجتماعی، فردی و عملیاتی در رتبه های بعدی قرار می گیرند.
برنامه درسی ملی: تجربه های جهانی چه می گویند؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجموعه تجارب و برداشتها، روند ها وجوانب کوشش های صورت گرفته در حوزه برنامه درسی ملی در نظامهای آموزشی مورد هدف، شامل ده کشور در چهار قاره جهان در قالب شش مؤلّفه زیر که در واقع ملاک ارزیابی و ترسیم تصویری از تجارب و برداشت های این نظامها از برنامه درسی ملی بوده است، مورد تحلیل و ارزیابی و جمع بندی قرار گرفته اند. مولفه های شش گانه ارزیابی شامل:1- هدفها و دیگر عناصر اصلی برنامه درسی، 2- برداشتها و مفهوم سازی ها از برنامه درسی ملی، 3- الزاماتِ قبلی، زمینه سازی ها، شرایط پذیرش، 4- ویژگی های ساختاری و اجرایی، 5- توجه به برنامه ریزی درسی مبتنی بر مدرسه و روند های نوآورانه، 6- توجه به حوزه دیدگاه های برنامه درسی، بوده است. مطالعه انجام شده، از نوع توصیفی و تحلیلی در حوزه برنامه درسی ملی است و از طریق بررسی نظری (تحلیل اسنادی کیفی) به قصد تحلیل و بازنمایی ویژگی های نظام های آموزشی جهانیِ مورد هدف باتوجه به ملاک های شش گانه، انجام شده است. با بررسی و تامّل مجددِ یافته های بدست آمده از جستجوگری در حوزه برنامه درسی ملی در نظامهای اموزشی مورد هدف، مقاله به جمع بندی و نتیجه گیری با توجه به مولفه های شش گانه پرداخته و توصیه هایی برای توجه به موضوع برنامه درسی ملی، ویژگی هدفها و عناصر آن، زمینه سازیها و الزامات و ویژگیهای ساختاری و روند های نوآورانه در تدوین آن، عرضه کرده است.
ارزشیابی برنامه درسی دوره ی پیش دبستانی دانش آموزان کم توان ذهنی در مراکز استثنایی استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی وضعیت برنامهدرسی دوره پیشدبستانی دانشآموزان کمتوانذهنی در مراکز استثنایی استان آذربایجانغربی در سال تحصیلی 1391-90بود. رروش پژوهش روش ارزشیابی یا پژوهش ارزیابانه بود. جامعه آماری شامل مدیران، کارشناسان، معلمان و دانش آموزان مراکز استثنایی استان آذربایجان غربی بودند. به علت تعداد کم از سرشماری استفاده و نمونه دانش آموزان بر اساس جدول مورگان و به صورت روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از ابزارهای پرسش نامه، سیاهه و نمرات آمادگی تکمیلی دانش آموزان استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (تی تک نمونه ای) استفاده شد. نتایج نشان داد که وضعیت سازماندهی محیط آموزشی و مواد آموزشی دانش آموزان از نظر مدیران، معلمان و مشاهده گران مطلوب و از نظر کارشناسان نامطلوب می باشد. وضعیت محتوای برنامه درسی دانش آموزان نیز از نظر همه گروه ها مطلوب، فرآیند تدریس معلم در محیط های یاددهی و یادگیری از نظر مدیران و معلمان مطلوب و از نظر کارشناسان نامطلوب بود. وضعیت تحقق اهداف رشد و تحول شناختی از نظر مدیران مطلوب، از نظر کارشناسان، معلمان و ارزیابی دفترچه های ارزشیابی نوآموزان نامطلوب بود. سرانجام وضعیت تحقق اهداف رشد و تحول جسمی و حرکتی از نظر مدیران و کارشناسان نامطلوب و از نظر معلمان و ارزیابی دفترچه های ارزشیابی مطلوب بود. جهت تحلیل نتایج به دست آمده از یافتههای حاصل از ابزار تکمیلی (تحلیل پاسخ سوال های باز پاسخ از مدیران، معلمان و کارشناسان) نیز استفاده شد.
طراحی نرم آفزار آموزش خواندن کاربردی خانواده محور و ارزیابی اثربخشی آن بر مهارت های زبان بیانی، درکی وگفتاری دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
: هدف : هدف از پژوهش حاضر ، طراحی نرم افزارآموزش خواندن کاربردی خانواده محور و ارزیابی اثر بخشی آن بر مهارت های زبان بیانی،درکی و زبان گفتاری در دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون بود. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و مطالعه ای نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون، پیگیری با گروه آزمایش و کنترل است.20 دانش آموز آهسته گام با نشانگان داون به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند.اجرای تست هوشی وکسلر و آزمون TOLD و آزمون درک واژگان تصویری پی بادی بر دانش آموزان در پیش آزمون و اجرای آزمون TOLD در پس آزمون و یک ماه ونیم بعد در مرحله پیگیری صورت گرفت. یافته ها با روش تحلیل کوواریانس یک راهه و تحلیل اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرنی مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها:یافته ها درباره مهارت های زبان بیانی، درکی و زبان گفتاری تفاوت معنی داری را بین میانگین گروه های آزمایش وکنترل، با برتری نمرات گروه آزمایش نشان داد و این تفاوت در مرحله پیگیری پایدار ماند. نتیجه گیری: نرم آفزار آموزش خواندن کاربردی خانواده محور برافزایش مهارت های زبان بیانی،درکی و زبان گفتاری دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون مؤثر بود و این اثر پایدار ماند.توجه به آموزش توسط فناوری های نوین در قالب نرم آفزارهابرای کودک با نشانگان داون به ویژه با تکیه مشارکت خانواده ضروری به نظر می رسد . نرم آفزارآموزش خواندن کاربردی خانواده محور می تواندبرای کودک ،خانواده ها و مربیان در جهت آموزش مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه مهارت های ارتباطات انسانی با سطح یادگیری دانشجویان علمی کاربردی استان اردبیل
منبع:
فناوری آموزش و یادگیری سال دوم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۷
131 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر تعیین رابطه مهارت های ارتباطات انسانی با سطح یادگیری دانشجویان علمی کاربردی شهر اردبیل بوده است. از لحاظ هدف تحقیق از نوع کاربردی، از لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات پیمایشی بود. جامعه آماری تحقیق حاضرشامل تمامی دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی اردبیل در سال 1396 بود. که تعداد آن ها برابر 7000 نفر براورد گردیده است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و حجم نمونه برابر 364 نفر به دست آمد که با روش نمونه گیری طبقه ای سهمیه ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده های موردنیاز از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. برای تحلیل فرضیات از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که بین مهارت های ارتباطات انسانی با سطح یادگیری دانشجویان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. ضریب همبستگی بین دو متغیر 56/0 است. همچنین نتایج نشان داد که بین ابراز صحیح افکار و احساسات، مهارت خوب گوش دادن، میزان تمرکز و توجه به اساتید، ارتباط کلامی مناسب و مهارت بازخورد دهی با سطح یادگیری دانشجویان رابطه مثبت معناداری وجود دارد.
بازنگری انواع دانش معلمی (دیدگاه لی شولمن) از منظر نظریه خبرگی (دیدگاه الیوت آیزنر) و ارتباط آن با فنّاوری آموزشی نمونه ای از یک پژوهش توصیفی - تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۰
7 - 28
حوزههای تخصصی:
صلاحیت های حرفه ای معلمان در هزاره سوم، آن دسته از مهارت ها و دانش هاست که به معلمان کمک می کند تا در فرایند تدریس با داشتن ورودی های مشخص نتایج مشخص به دست بیاورند. در واقع پرداختن به این صلاحیت ها، تضمین خروجی های مورد انتظار فرایند تدریس (کیفیت تدریس) از یک سو و صحت فرایند آن (تدریس خوب) از سوی دیگر است. بنابراین دسته بندی و پرداختن به همه ابعاد تدریس در این مهم واجب است؛ اما افراط در ایجاد شاخ و برگ های جدید به مهارت ها به نظر می رسد علاوه بر ایجاد فضای ابهام، معلمی را به حرفه ای دست نیافتنی تبدیل خواهد کرد. در این مقاله، نگارندگان با کمک روش توصیفی- تحلیلی به بررسی دو نظریه، یکی«نظریه انواع دانش معلمی» شولمن که از مهم ترین ارکان صلاحیت های حرفه ای معلمان است، و دیگری «نظریه خبرگی» در تدریس آیزنر پرداخته اند و بدین موضوع می پردازند که تا چه میزان دسته بندی های موجود قابل اعتماد و دقیق است. به نظر می رسد آنچه مدنظر اندیشمندان این حوزه بوده رسیدن به نوعی خبرگی در معلمی است؛ اما باید توجه داشت که بدون دست یافتن به مبنای درست تقسیم بندی انواع دانش بعید است که این موضوع محقق شود. در پایان، ضمن مقایسه تحلیلی دامنه این دانش ها با مفهوم خبرگی از یک سو و صلاحیت های فرایند تدریس و یک سیستم خبره از سوی دیگر، سعی بر آن بوده است تا بر اساس تحلیلی نو مبتنی بر توصیفات پیشین، تقسیم بندی صحیح تری از انواع دانش معلمی به دست آید تا هم مبنای صحیح تقسیم بندی انواع دانش معلمی مشخص شود و هم تعریف درستی از مفاهیمی همچون فنّاوری آموزشی و خبرگی به دست آید.
طراحی الگویِ آموزش سواد رسانه ای به نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از چند دهه گذشته، کشورهای زیادی با درک ضرورت آموزش سواد رسانه ای در عصر جدید، به آموزش این نوع از سواد پرداخته اند و سعی کرده اند در این زمینه اقتضائات و شرایط بومی کشورشان را هم در نظر بگیرند. تجربیات کشورهای مختلف، دانش گران بهایی است که ما می توانیم با استفاده از آن تا حدودی عقب افتادگی خود را در این زمینه جبران کنیم و با در نظر گرفتن شرایط بومی خود، به الگوی بومی آموزش سواد رسانه ای دست یابیم. با توجه به اهمیت سنین نوجوانی و تمرکز هجمه های رسانه ای بر آنان، هدف تحقیق حاضر طراحی الگوی بومی آموزش سواد رسانه ای به نوجوانان است. برای این منظور، از روش نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شده است. با مطالعه وسیع الگوها و راهکارهای کشورهای مختلف در آموزش سواد رسانه ای و انجام پانزده مصاحبه با مدیران ارشد سازمان صداوسیما، اساتید ارتباطات، برنامه ریزان آموزشی و معلمان آموزش سواد رسانه ای، داده های لازم گردآوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محور و گزینشی گردید. یافته های تحقیق نشان می دهد که در الگوی بومی آموزش سواد رسانه ای به نوجوانان در ایران، دو نهاد آموزش و پرورش و صدا و سیما، نقش بسزایی در آموزش سواد رسانه ای دارند. در این الگو، هدف اصلی، هدایت و تربیت نوجوانان است و ملزومات آموزش سواد رسانه ای، شیوه تدریس و محتوای آموزشی بر اساس اهداف اصلی و فرعی الگو، طراحی شده است
ارزیابی و سطح بندی عدالت آموزشی افراد کم توان روستایی در سطح استان های کشور بر اساس مدل پرومته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناخت و تحلیل شاخص های نابرابری آموزشی افراد کم توان روستایی استان های کشور انجام شده است، و اینکه این دانش آموزان در آموزش و پرورش چه جایگاهی دارند. بدیهی است که برنامه ریزی آموزشی در ارتقاء جایگاه این دانش آموزان تأثیر بسزایی دارد. از این رو، در این پژوهش با استفاده از ۲۱ شاخص، که به دو قسمت معیارهای درون داد نظام آموزشی و برون داد نظام آموزشی تقسیم شده اند، به شناخت و تحلیل شاخص های نابرابری آموزشی افراد کم توان روستایی استان های کشور پرداخته شود. به این منظور از مدل پرومته، که یکی از روش های تصمیم گیری چند معیاره می باشد، استفاده شده است. با استفاده از این مدل به انتخاب توابع، مقایسات زوجی و تعیین اولویت بر روی شاخص های مورد نظر پرداخته شده است. به منظور ارزش گذاری شاخص های مورد نظر، این شاخص ها به روش آنتروپی وزن دهی شده اند. در مرحله بعد، رتبه بندی های به دست آمده با وضعیت آموزش دانش آموزان استثنایی تطبیق داده شده است. نتایج نشان می دهد که رتبه بندی استان ها از نظر وضعیت آموزش دانش آموزان استثنایی به این صورت است که استان های یزد، تهران و البرز جزء رتبه های برتر و هرمزگان، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی جزء رتبه های پایین این رتبه بندی هستند. اما با این وجود بیشترین میزان معلولین باسواد در استان های البرز، سمنان، اصفهان و تهران هستند.