این نوشتار، در تلاش است آرا و افکار پروتاگوراس، مؤسسّ و نخستین سوفیست را اصطیاد نموده و سپس به تجزیه و تحلیل آنها بپردازد.نویسنده اثبات خواهد کرد که رویکرد انسانگرایانه پروتاگوراس، فردمحورانه خواهد بود؛ افزون بر اینکه نگاه مبتنی بر احساس او نیز در نهایت به محوریت افراد بشر باز خواهد گشت و همچنین آمیخته بودن با تناقضهای متعدد، حذف خدا از صحنه زندگی و نسبیّتگرایی در اخلاق از برجستهترین پیامدهای انسانمحوری خواهد بود.
وحدت متعالی ادیان، دیدگاهی است که سنتگرایان به مسألة تکثر ادیان دارند. نخستین بار شووان در کتاب وحدت متعالی ادیان، این دیدگاه را بسط داد؛ سپس دیگر سنتگرایان مباحثی را در این زمینه مطرح کردند. طبق این دیدگاه، ادیان دارای دو بُعد باطنی و ظاهریاند. ادیان فقط در سطح باطنی وحدت دارند؛ امّا در سطح ظاهری میان آنها اختلاف است. حقایقی که در سطح ظاهری ادیان به چشم میخورد، نسبی و حقایق مربوط به سطح باطنی مطلقند.
دیدگاه شووان با مشکلاتی مواجه میشود؛ مانند نسبیتگرایی، غیراستدلالی بودن و... . زبانی که شووان برای بیان دیدگاهش به کار میگیرد، دشوار است؛ بدین سبب نگارنده کوشیده است تا توصیفی از وحدت متعالی ادیان را پیش کشد و نقاط ضعف آن را بیان کند.