فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۱٬۹۹۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی و میزان پایداری اثر برنامه ایمنسازی تربیتی– اجتماعی با رویکرد آموزههای اسلامی با ایمنسازی در برابر استرس بر خطرپذیری دانشآموزان است. روش تحقیق روش تجربی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با دو گروه آزمایشی و گروه آزمایش بود. نمونهی پژوهش 94 دانشآموز دارای رفتار پرخطر بود که به صورت تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزار اندازهگیری مقیاس رفتارهای پرخطر زادهمحمدی و همکاران بود. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس کاهش معنادار را در میانگین نمرههای خطرپذیری دو گروه آزمایش، و نتایج آزمون توکی تفاوت معنادار در نتایج دو گروه را نشان داد. همچنین آزمون t زوجی نشان داد که اثر آموزش ایمنسازی تربیتی- اجتماعی مبتنی بر آموزههای اسلامی به مدت شش ماه پایدار است. این پایداری در برنامه ایمنسازی در برابر استرس ثابت نشد. یافتهها حاکی از آن است که هر دو برنامه ایمنسازی تربیتی– اجتماعی مبتنی بر آموزههای اسلامی و ایمنسازی در برابر استرس را میتوان به عنوان گزینههایی برای کاهش خطرپذیری دانشآموزان در نظر گرفت؛ لیکن برنامه ایمنسازی مبتنی بر آموزههای اسلامی پایداری اثر بیشتری دارد .
تعیین رابطه ی عمل به باورهای دینی و سلامت روان، در دانشجویان مهندسی دانشگاه بناب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۲ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
44-53
حوزههای تخصصی:
باورهای دینی در زندگی اجتماعی و روان شناختی نقش مهمی برعهده دارند. دانشجویان جزو منابع معنوی جامعه و ظرفیت های اجتماعی هستند و از نظر استعداد، خلاقیت و پشتکار، نیروهایی برگزیده به شمار می روند؛ و لازمه ی پیشرفت تحصیلی و زندگی موفقیت آمیز آنان، برخورداری از آرامش و امنیت خاطر در همه ی بُعدها و همچنین بذل توجه به دیگر مداخله های تأثیرگذار در محیط یادگیری است. این تحقیق با نگاهی روان شناختی، به مطالعه ی رابطه ی بین عمل به باورهای دینی و سلامت روان در دانشجویان پرداخته است. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توصیفی- همبستگی، به بررسی رابطه ی بین عمل به باورهای دینی و سلامت روان در میان دانشجویان پرداخته است. نمونه ی پژوهش شامل 183 دانشجو(88 مرد و 95 زن) بوده است که به روش نمونه گیری تصادفی از میان دانشجویان مهندسی دانشگاه بناب انتخاب شدند. برای سنجش میزان عمل به باورهای دینی، از آزمون معبد- دو گلذاری؛ و برای سنجش سلامت روان، از آزمون GHQ-28 استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS(نسخه ی 22) و با اجرای تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون خطّی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که عمل به باورهای دینی، با اختلال های جسمانی و روانی، رابطه ی منفی معناداری دارد. نتیجه های تحلیل رگرسیون خطّی، نقش پیش بینی کنندگی عمل به باورهای دینی در سلامت روان کل و مؤلفه های آن را تأیید کرد(05/0P<)؛ به طوری که عمل به باورهای دینی، 23٪ از واریانس سلامت روان کل؛ و 23٪ از واریانس جسمانی سازی، 19٪ از واریانس اضطراب و بی خوابی، 27٪ از واریانس بدکارکردی اجتماعی؛ و نیز 2٪ از واریانس افسردگی، را تبیین می کرد. نتیجه گیری: عمل کردن به باورهای دینی باعث ارتقای سلامت روانی دانشجویان می شود. با توجه به تأثیر مثبت باورها و عمل های مذهبی در سلامت روان، استفاده از این ظرفیت ها در برنامه ریزی فعالیت های بهداشت روانی، به ویژه درباره ی دانشجویان، توصیه می شود.
تأثیر آموزش مهارت های معنوی بر افکار اضطرابی دختران نوجوان تحت درمان با متادون
حوزههای تخصصی:
همبودی سوءمصرف مواد و اختلالات اضطرابی، در مطالعات مختلف به اثبات رسیده و تلویحات بالینی زیادی را به همراه داشته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت های معنوی بر افکار اضطرابی دختران نوجوان تحت درمان با متادون بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور 30 نفر به صورت هدف مند انتخاب و سپس در دو گروه 15 نفری کنترل و آزمایش بصورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه، دو بار در هر هفته به مدت دو ساعت آموزش مهارت های معنوی را به شیوه گروهی دریافت کردند. ابزار به کار رفته در این پژوهش، مقیاس افکار اضطرابی بود که به صورت پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آزمون تحلیل کوواریانس یک متغیره تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که پس از آموزش مهارت های معنوی، میزان نمره افکار اضطرابی بیماران گروه آزمایش کاهش یافت و از نظر آماری معنی دار بود. باتوجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود که این نوع آموزش در کنار درمان های دارویی برای کاهش افکار اضطرابی و افزایش سلامت روانی نوجوانان تحت درمان با متادون در نظر گرفته شود.
رابطة روان بنه های ناسازگار اولیه، ویژگی های شخصیتی و صفت اخلاقی حسادت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطة بین روان بنه های ناسازگار اولیه، ویژگی های شخصیتی و حسادت است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و جامعة آماری آن تمام دانشجویان دانشگاه «آزاد اسلامی» واحد خمین هستند که از این جامعه، تعداد 384 تن به روش «نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای» انتخاب شدند و به پرسش نامه های روان بنه های ناسازگار اولیه، پنج عاملی شخصیتی و مقیاس اسلامی حسادت پاسخ گفتند. داده ها به روش «ضریب همبستگی پیرسون» و «رگرسیون گام به گام» تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشانگر رابطة مثبت و معنادار همة حوزه های روان بنه های ناسازگار اولیه و زیرمقیاس روان آزردگی و رابطة منفی و معنادار زیرمقیاس های برون گرایی، تجربه پذیری، موافق بودن و وظیفه شناسی با حسادت است. همچنین نمرة موافق بودن، بریدگی و طرد، وظیفه شناسی، و محدودیت های مختل، توانایی تبیین بخش معناداری از واریانس حسادت را دارند. نتایج پژوهش گویای اهمیت توجه والدین به نظام تربیتی فرزندان و تمرکز درمانگران و مشاوران اخلاقی بر زیربناهای عمیق این صفت اخلاقی است.
تربیت سیاسی در قرآن با تأکید بر مؤلفه های فاعل، هدف و مانع
حوزههای تخصصی:
قدمت سیاست به دوران شکل گیری جوامع بشری باز می گردد و به موازات بسط و پیچیدگی جوامع، سیاست نیز انقباض و انبساط یافته است. پیامبران الهی، نخستین پیشگامان قانون گذاری در جهت اداره جامعه بوده اند. در اسلام، سیاست، ریشه در وحی داشته و همواره با بخشی از زندگی انسان ارتباط دارد و چون به عمل انسان مربوط می شود، ناگزیر با دین که عهده دار بیان شیوه های زیستن است، تماس پیدا می کند و از این رو یا در تضاد با آن و یا همسوی آن عمل می کند. مراد از تربیت، فراهم کردن زمینه ها برای شکوفایی و به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه انسان می باشد. تربیت سیاسی، تلاش در راه تربیت شهروندانی مسوول و وظیفه شناس و رشد دانش ها، نگرش ها و مهارت های او می باشد. دلیل اینکه قرآن به این مباحث پرداخته، این است که انسان زندگی اجتماعی دارد و نیازمند برقراری ارتباط با دیگران و نظم است، و وقتی که انسان بخواهد به زندگی خودش نظم دهد باید نظام و حکومتی ایجاد کند و این مستلزم مباحث سیاسی است، بنابراین باید انسانها برای چنین شرایطی تربیت شوند.
اثربخشی آموزش گروهی الگوی مراقبه اسلامی بر سبک زندگی و اضطراب فراگیر زنان متأهل مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی الگوی مراقبه اسلامی بر سبک زندگی و اضطراب فراگیر زنان متأهل، به صورت نیمه تجربی در سال 1393 در منطقه بن رود اصفهان انجام شد. نمونه گیری در سه مرحله، در دسترس، هدفمند و تصادفی از بین جامعه آماری زنان متأهل مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر ساکن در منطقه بن رود انجام شد. درنهایت 24 نفر به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار مورد استفاده معیارهای تشخیصی اختلال اضطراب فراگیر براساس DSM-IV ، مقیاس کوتاه شده GAD-7 و پرسشنامه سبک زندگی (LSQ) بود که این دو پرسشنامه در سه مرحله ارزیابی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 45 روزه توسط گروه آزمایش و کنترل تکمیل شد. داده های آماری به روش تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد مداخلات آموزش گروهی الگوی مراقبه اسلامی منجر به ارتقای سبک زندگی و کاهش اضطراب فراگیر زنان متأهل مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر شد (p=0/001).
راهکارهای نهادینه سازی اثربخش سبک زندگی اسلامی در مدارس دوره متوسطه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهکارهای نهادینه سازی اثربخش سبک زندگی اسلامی در مدارس دوره متوسطه انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی با رویکرد کاربردی بوده است. به کمک فرمول کوکران 364 نفر از دبیران دوره های اول و دوم متوسطه در نواحی چهارگانه شهر قم (95-1394( با روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته روا و پایا بوده و نتایج پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که: 1. از نظر دبیران در میان راهکارهای چهارگانه مؤثر بر سبک زندگی اسلامی در مدارس، به ترتیب عبارت بودند از: راهکارهای آموزشی (با میانگین 17/4)، راهکارهای فرهنگی (با میانگین 56/3)، راهکارهای هنری (با میانگین 62/2) و راهکارهای پژوهشی (با میانگین 08/2)؛ 2. به جز راهکارهای آموزشی و پژوهشی در عامل جنسیت بین نظرات پاسخ گویان از لحاظ سایر عوامل جمعیت شناختی (سابقه، رشته تحصیلی، سطح تحصیلات) تفاوت معناداری در سطح 01/0 < p وجود ندارد.
اثربخشی شرکت در مراسم اعتکاف بر مؤلفه های هوش معنوی، افسردگی، اضطراب و استرس در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز
منبع:
پژوهشنامه روانشناسی اسلامی سال دوم بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
61 - 77
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر شرکت در مراسم اعتکاف بر مؤلفه های هوش معنوی، اضطراب، افسردگی و استرس دانشجویان بود. همه 321 نفر از دانشجویانی که در مراسم اعتکاف شرکت کردند، به عنوان گروه آزمایش در نظر گرفته شدند. گروه کنترل نیز 321 نفر از دانشجویان بودند که در مراسم اعتکاف شرکت نکردند و از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در شروع و بعد از مراسم، همه شرکت کنندگان، پرسش نامه هوش معنوی کینگ (2008) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویباند و لاویباند (1995) را تکمیل کردند. روش این تحقیق، شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود و نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری بر روی تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون بیانگر افزایش همهٔ مؤلفه های هوش معنوی و کاهش افسردگی، اضطراب و استرس در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بود.
کارآمدی آموزش معنویت مبتنی بر آموزه های اسلامی بر ارتقای سرمایة روان شناختی و مؤلفه های آن (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آ وری، و خوش بینی) در دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی کارآمدی آموزش معنویت مبتنی بر آموزه های اسلامی بر ارتقای سرمایة روان شناختی و مؤلفه های آن (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش از نوع «نیمه آزمایشی» با دو گروه آزمایش و کنترل بود. جامعة پژوهش تمام دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد دیواندره در سال تحصیلی 93-94 هستند. در این پژوهش، 30 دانشجو با «نمونه گیری تصادفی در دسترس» به عنوان حجم نمونة تحقیق انتخاب شدند. نمونة آماری گروه «آزمایش» 15 تن از دانشجویانی بودند که در جلسات معنویت درمانی به صورت داوطلب شرکت کردند. نمونة آماری گروه «کنترل» 15 تن از دانشجویانی بودند که در جلسات آموزشی معنویت شرکت نکردند و از بین دانشجویان دانشگاه به صورت «تصادفی در دسترس» انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از مقیاس «سرمایة روان شناختی» (PCQ) استفاده شد و برای تحلیل آماری داده ها، از تحلیل کوواریانس استفاده گردید. یافته ها نشان داد معنویت درمانی با تأکید بر آموزه های دین مبین اسلام به گونه ای معنا داری در ارتقای میزان سرمایة روان شناختی و مؤلفه های آن در دانشجویان مؤثر است.
ساخت و اعتباریابی مقیاس پایبندی به حجاب(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی، ساخت و اعتباریابی مقیاس پایبندی به حجاب بر اساس آموزه های قرآن کریم و روایات اهل بیت بوده است. برای این منظور، ابتدا آیات و روایات مرتبط مورد مطالعه، دسته بندی و مفهوم سازی قرار گرفت و پس از طی مراحل سنجه سازی، در ضمن پرسشنامه ای 10 گویه ای بین 385 نفر دانش آموزان دبیرستان های دخترانه که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا شد. یافته ها نشانگر آن است که مقیاس دارای دو عامل نگرش به حجاب و پایبندی به حجاب بوده و از همسانی درونی مطلوبی برخوردار است (آلفای کرونباخ برابر 812/0). اعتبار پرسش نامه از طریق دو نیمه کردن با روش اسپیرمن براون و گاتمن 781/0 و 780/0 است. میانگین095/0 موافقت کارشناسان در بررسی روایی محتوا نشان داد که پرسش نامه دارای روایی مناسبی است.
نقش واسطه ای سلامت روان در رابطه میان باورهای مذهبی و سلامت سازمانی (مورد مطالعه: دانشگاه های دولتی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه باورهای مذهبی با سلامت سازمانی با توجه به نقش واسطه ای سلامت روان در دانشگاه های دولتی شهر تهران است. جامعه آماری پژوهش شامل همه اعضای هیأت علمی، مدیران و کارکنان دانشگاه های دولتی شهر تهران بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 635 تن به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های جهت گیری مذهبی آلپورت(1967)، پرسشنامه سلامت روانی GHQ گلدبرگ و ویلیامز (1988) و پرسشنامه سلامت سازمانی لوو(2010) استفاده شد. این تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری است که داده ها و نتایج این تحقیق با استفاده از نرم افزار AMOS تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاکی از آن است که با 99 درصد اطمینان نه تنها بین باورهای مذهبی و سلامت سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، بلکه باورهای مذهبی با تأثیرگذاری بر سلامت روان افراد به صورت غیرمستقیم نیز با سلامت سازمانی و مؤلفه های آن مرتبط است. بر اساس یافته های تجربی پژوهش حاضر پیشنهاد می شود که به منظور تقویت سلامت روانی و سلامت دانشگاهی، خدمات مشاوره مذهبی در دانشگاه ها جهت ارائه به هیأت علمی و کارکنان دانشگاه مورد توجه بیشتر مسؤولین قرار گیرد.
بررسی رابطه بین سلامت روانی -اجتماعی با هویت ملی و دینی در بین دانش آموزان دبیرستانهای شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر1 با هدف بررسی رابطه میان سلامت روانی- اجتماعی با هویت ملی و دینی در بین دانش آموزان دبیرستانهای شهر یزد و با روش پیمایشی و به صورت مقطعی انجام شده است. برای انتخاب نمونه از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بهره گیری شده و حجم نمونه 354 نفر بوده است. برای گردآوری داده ها از مقیا س سلامت روان 90- SCL و مقیاس سلامت اجتماعی کیز استفاده شده است. روایی پرسشنامه با روش اعتبار محتوا و پایایی آن با روش انسجام درونی ابزار، با ضریب آلفای کرونباخ 75/0=a تأیید شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تفاوت میانگین، تحلیل واریانس و رگرسیون سلسله مراتبی بهره گیری شده است. یافته ها نشان دادند که میان متغیرهای سلامت روانی و سلامت اجتماعی با هویت دینی و هویت ملی رابطه معنادار وجود دارد و میان پایگاه اقتصادی- اجتماعی با هویت ملی و هویت دینی رابطه معنادار وجود ندارد. با توجه به نتیجه آزمون t دو نمونه مستقل، تفاوت معناداری میان هویت دینی در دو گروه زنان و مردان مشاهده شده است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که دو متغیر سلامت روانی و سلامت اجتماعی در مجموع 19 درصد از تغییرات متغیر ملاک (هویت دینی و ملی) را تبیین می کنند. باتوجه به مقدار واریانس تبیین شده می توان نتیجه گرفت که در پژوهش های آتی باید به سایر متغیرهای اثرگذار توجه شود.
اثربخشی آموزش صبر بر سه فضیلت «شجاعت»، «عدالت» و «میانه روی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش صبر بر فضیلت «شجاعت»، «عدالت» و «میانه روی» در زنان سرپرست خانوار است. جامعة آماری تمام زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهرستان جیرفت در سال1392 است. نمونه شامل 20 تن از زنان سرپرست خانوار بهزیستی است که در مقیاس صبر، کمترین نمره را کسب کردند و به طور تصادفی، در دو گروه «آزمایش» و «کنترل» جایگزین شدند. گروه «آزمایش» طی هشت جلسه، تحت آموزش صبر قرار گرفتند. برای ارزیابی توانمندی های شخصیت، از مقیاس «ارزش های فعال در عمل» استفاده شد. در این پژوهش، برای توصیف داده ها، از میانگین و انحراف استاندارد و برای آزمون فرضیه ها از تحلیل «کوواریانس» استفاده گردید. همچنین برای بررسی پایداری اثربخشی دورة پیگیری از آزمون «t وابسته» استفاده شد. یافته ها اثربخشی آموزش صبر بر توانمندی های شخصیت (فضایل شجاعت، میانه روی و عدالت) را تأیید می کند و این تأثیر در پیگیری دو ماهه مشهود بود.
مدل ساختاری رابطه ی بین باورهای مذهبی، لذت روانشناختی و سلامت روان در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی مدل ساختاری رابطه ی بین باورهای مذهبی، لذت روانشناختی و سلامت روان در دانشجویان بود. جامعه ی پژوهش حاضر شامل کلیه ی دانشجویان دانشگاه اصفهان بود که از بین آن ها تعداد ، شامل 148 نفر به شیوه ی نمونه گیری در دسترس، به عنوان نمونه ی پژوهش، انتخاب شدند. پرسشنامه ی نگرش سنج مذهب، مقیاس لذت اسنیت- هملیتون و پرسشنامه ی سلامت عمومی 28 سوالی، به عنوان ابزار پژوهش، مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر، استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده، مدل ساختاری رابطه ی بین باورهای مذهبی، لذت روانشناختی و سلامت روان، براساس شاخص های مختلف برازش، تأیید می گردد. بر این اساس، لذت روانشناختی در رابطه ی بین باورهای مذهبی و سلامت روان، به عنوان یک متغیر میانجی در نظر گرفته می شود. تبیین های احتمالی مورد بحث قرار گرفته است.
مدل دلزدگی زناشویی در ارتباط با الگوی ابعادی ارتباط با خدا، کنترل فکر و زبان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی مدل دلزدگی زناشویی در ارتباط با الگوی ابعادی ارتباط با خدا، کنترل فکر و زبان انجام شد. 350 نفر از دانشجویان متأهل مشغول به تحصیل در دانشگاه های آزاد و دولتی (93-1392) به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و همبستگیِ بین آنها بررسی شد. ابزار پژوهش شامل دلزدگی زناشویی پاینز (1996)، الگوی سه بعدی رابطه انسان با خدا، مظاهری و پسندیده (1390)، توانایی کنترل فکر آلگرابل و مارتینز (2005) و کنترل زبان محقق ساخته بود که روایی و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ بررسی و از آزمون های مدل یابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. یکی از یافته ها این بود که الگوی ابعادی ارتباط با خدا، تنها به طور غیرمستقیم، از راه کاهش هر یک از «کنترل زبان» و «کنترل فکر»، پیش بینی کننده افزایش «دلزدگی زناشویی» است و نیز نشان داد که مسیرِ مثلثِ «ایمانِ خدامحورانه» تنها از راه «افزایش کنترل زبان» و «کنترل فکر» می تواند در جهت پیش بینی کاهش دلزدگی زناشویی مؤثر واقع شود.
بررسی رابطه ذهنیت فلسفی با هوش معنوی در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوع نگاه انسان به امور و همچنین دامنه و گستره این نگاه، نوعی جهان بینی را برای انسان به وجود می آورد و البته در تأثیری متقابل، جهان بینی فرد نیز به نگاه او جهت می دهد. حوزه تفکر انسان شامل امور مختلفی است که معنویت و هوش معنوی یکی از آن حیطه ها محسوب می شود. از جمله لوازم زندگی فکورانه، داشتن ذهنیت فلسفی با سه شاخصه جامعیت فکر، ژرفانگری و انعطاف پذیری است که وجودشان در تفکر فلسفی، در نحوه تجلی و بروز آن ها در اندیشه فرد، رفتار مسئله گشایی او و نیز زندگی منطقی اش، خود را نشان می دهد.براین اساس هدف پژوهش حاظر بررسی رابطه بین ذهنیت فلسفس و هوش معنوی در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز بود.روش پژوهش توصیفی –همبستگی بود.جامعه آماری تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز بود که تعداد 399 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند.نتایج با استفاده از نرم افزار SPSSتجزیه و تحلیل شد.نتایج نشان دهنده آن بود که به جز عدم وجود رابطه معنادار بین انعطاف پذیری و درک سرچشمه هستی، بین سایر خرده مقیاس های دو متغیر اصلی پژوهش رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.
رابطه عقل و اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Ali Zekavati Gharagozlou (Ph.D) abstract: بررسی راه حل های عاقلانه به جای راه حل زورمدارانه (تحمیل،قهر و تهاجم و ناهمدلی) یا فریب آمیز (دستاموزگری،وافسون، وجزم باوری )در فرایند توصیف سیرتاریخی تکوینی ، ساختاری و کارکردی عقل و نیز ترسیم بعضی شرایط تجویزی موضوع اساسی نوشته است. می توان الگوها و طرح واره های اندیشه وعمل واحساس را به مثابه حوزه ارزشها به اعتبار معانی در نظر گرفت و کنش را تحقق انگیزه/ \# دلیل\# یا اعتبار ارادی فردی از آن معانی تلقی کرد که حوزه تعقل را تشکیل می دهد. تحقق رابطه فرهنگ، اخلاق و تربیت و جامعه پذیری با رویکرد قاعده مندی و در عرصه اراده و انتخاب وعقلانیت با#یادگیری متفکرانه وکنش تفاهمی# احراز می شود. در این جا رویکرد اول یا #یادگیری متفکرانه# نماد پویش زنده هماهنگی بین کنش و الگوها و طرح واره های اندیشه وعمل واحساس منظور شده است. رویکرد دوم ، رویکردرفتارگرایانه ویادگیری سطحی ،بر اساس شرطی سازی و نظم وانضباط بیرونی و کنترل از راه ترساندن دستاموزگری،وافسون، وجزم باوری در باره هنجارها،نظم وانضباط است. مدعای اول نوشته روشنگری و بیان تمایز مفاهیم یادگیری متفکرانه( رویکرد اول)، که با ارتباط(عینیت اجتماعی حاصل از روابط و نقد متقابل )تکوین می یابد. محوریت عقل یاری می کند که این دو رویکرد در تربیت و جامعه پذیری اخلاقی خلط نشوند. منظور از عقلانیت که زمینه ساز جامعه پذیریِ اخلاقی تواند بود،#,
تحلیل کانونی رابطه بین جهت گیری مذهبی و باورهای غیرمنطقی در سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سالمندی دوران حساسی از زندگی بشر است. با در نظر داشتن نیازهای خاص این دوران، توجه به جهت گیری مذهبی و باورهای غیرمنطقی در سالمندان امر بسیار مهمی است. با توجه به اهمیت این سازه در حفظ و ارتقای بهداشت افراد، پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط جهت گیری مذهبی با باورهای غیرمنطقی در سالمندان ساکن آسایشگاه کهریزک انجام گرفت. تمامی سالمندان ساکن آسایشگاه کهریزک در سال 93 جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. تعداد 100 نفر از این جامعه به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به صورت انفرادی به پرسشنامه 21 سوالی جهت گیری مذهبی آلپورت و پرسشنامه 40 سوالی باورهای غیرمنطقی جونز پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون تحلیل شد. تحلیل کانونی نتایج نشان داد که در بین متغیرهای باورغیرمنطقی جهت گیری مذهبی بیرونی، متغیر درماندگی در برابر تغییر (26/0-=r؛ 05/0p<) و متغیر بی مسئولیتی هیجانی (33/0-=r؛ 05/0p<) رابطه مثبت معنی دار دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که جهت گیری مذهبی بیرونی 62/0 باورهای غیر منطقی را تبیین می کنند. هم چنین بین متغیرهای باورغیرمنطقی جهت گیری مذهبی درونی، متغیر درماندگی در برابر تغییر (68/0-=r؛ 001/0p <) ، متغیر توقع تأیید دیگران (40/0-=r؛ 001/0p<)، متعیر اجتناب از مشکل (56/0-=r؛ 00/0p<) متغیر بی مسئولیتی هیجانی (57/0-=r؛ 001/0p<) رابطه منفی معنی دار دارد. هم چتین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که جهت گیری مذهبی درونی 42/0 باورهای غیر منطقی را تبیین می کنند.
مقایسه ی ابعاد سبک زندگی و رشد معنویت در دانشجویان مخاطب برنامه های ماهواره یی و تلویزیونیِ دانشگاه های کوهدشت در سال 1394(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
ماهواره، جایگاه بروز تحول در فرهنگ است و به صورت های مختلف بر سبک زندگی و فرهنگ تأثیر می گذارد. هدف این پژوهش، مقایسه ی معنویت و سبک های زندگی افراد بیننده و غیر بیننده ی ماهواره است. مواد و روش ها: نمونه ی پژوهش حاضر شامل 100 نفر(52 نفر بیننده و 48 نفر غیر بیننده ی ماهواره) است، که به شیوه ی نمونه گیری غیرتصادفیِ در دسترس، از میان همه ی دانشجویان دختر و پسر دانشکده های علوم انسانی دانشگاه های آزاد، پیام نور و علمی- کاربردی شهرستان کوهدشت، در سال تحصیلی 94-1393 انتخاب شدند. نمونه ها در نهایت، به پرسش های دو ابزار پژوهشیِ پرسش نامه ی سبک های زندگی(لعلی، عابدی و کجباف، 1391) و پرسش نامه ی سنجش معنویت(هال و ادواردز، 1996) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از آزمون t مستقل و نرم افزار spss(نسخه ی 18) انجام شد. یافته ها: نتیجه های پژوهش نشان داد، نمره ی کلی مقیاس معنویت در دو گروه افراد بیننده و غیر بیننده ی ماهواره، برای خرده مقیاس پذیرش واقعی و نیز برای خرده مقیاس ناامیدی، معنادار است(05/0P<). علاوه بر این، تفاوت معناداری بین دو گروه، در نمره ی کلی مقیاس سبک های زندگی، وجود ندارد(05/0P<). نتیجه گیری: یافته ها آشکار کرد که برنامه های ماهواره می تواند بر معنویت افراد جامعه تأثیرگذار باشد؛ از این رو، باید راهکارهای مؤثری برای کاهش تأثیر مخرب ماهواره، مانند کاهش معنویت، به کارگرفته شود.
سبک های پردازش هویت و اعتیاد به تلفن همراه: نقش واسطه ی مقابله ی مذهبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
18-29
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ی مقابله ی مذهبی در سبک های پردازش هویت و اعتیاد به تلفن همراه است. مواد و روش ها: روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه ی پژوهش، همه ی دانشجویان دانشگاه زاهدان را در سال 1394 دربرمی گیرد که 384 نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از جدول کرجسی مورگان، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسش نامه های سبک های پردازش هویت، مقابله ی مذهبی و اعتیاد به تلفن همراه؛ و برای تجزیه و تحلیل داده ها، بر اساس شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و الگویابی معادله های ساختاری (تحلیل مسیر) از نرم افزارهای SPSS (نسخه ی19) و LISREL (نسخه ی 50/8) استفاده شد. این پژوهش تمام موارد اخلاقی مرتبط را رعایت نموده است. یافته ها: نتایج آزمون همبستگی نشان داد که اعتیاد به تلفن همراه با سبک سردرگم - اجتنابی (01/0≥p) و مقابله ی مذهبی منفی (05/0≥p) دارای همبستگی مثبت معنادار است و مقابله ی مذهبی منفی، با سبک های اطلاعاتی و هنجاری رابطه ی معنادار منفی؛ و با سبک سردرگم - اجتنابی، رابطه ی معنادار مثبت دارد (01/0≥p). تحلیل مسیر نیز نقش واسطه ی مقابله ی مذهبی منفی را در سبک پردازش هویت هنجاری و سبک سردرگم - اجتنابی، با اعتیاد به تلفن همراه، تأیید کرده است. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که مقابله ی مذهبی منفی، در سبک های پردازش هویت و اعتیاد به تلفن همراه، نقش واسطه ی جزئی دارد.