ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱٬۷۹۵ مورد.
۲۱.

مدل یابی نگرش خوردن براساس کمال گرایی و نارضایتی از بدن با نقش واسطه ای اضطراب در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
مقدمه: ورود به دانشگاه یک مرحله رشدی حیاتی است که می تواند دانشجویان را نسبت به نگرش های خوردن آشفته و اختلالات خوردن آسیب پذیر کند. ازاین رو، هدف این مطالعه بررسی رابطه کمال گرایی و نارضایتی از بدن با نگرش خوردن با نقش واسطه ای اضطراب در دانشجویان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان ۱۹ تا ۲۴ سال مقطع کارشناسی دانشگاه خوارزمی بود که در نیمسال اول سال تحصیلی ۱۴۰۲ مشغول به تحصیل بودند که از این بین، ۴۷۸ نفر با روش تصادفی از نوع خوشه ای یک مرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه های نگرش خوردن (EAT-26)، اضطراب بک (BAI)، شکل بدن (BSQ) و مقیاس کمال گرایی (FMPS) مورداستفاده قرار گرفت. داده ها با نرم افزارهای SPSS-26 و Amos-24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر کمال گرایی (01/0> p و ۴۶/۰=β)، نارضایتی از بدن (01/0> p و ۳۶/۰=β) و اضطراب (01/0< p و ۱۳/۰=β) بر نگرش خوردن، مثبت و معنی دار است. علاوه برآن، کمال گرایی (01/0> p و ۳۳/۰=β) و نارضایتی از بدن (01/0> p و ۳۸/۰=β) بر اضطراب و همچنین کمال گرایی (۰۱/۰> p و ۲۱/۰=β) بر نارضایتی از بدن، اثر مثبت و معنی دار دارند. نتیجه گیری: اضطراب در رابطه کمال گرایی و نارضایتی از بدن با نگرش خوردن در دانشجویان، نقش واسطه ای ایفا می کند. آگاهی از این نتایج در تدوین راهبردهای پیشگیرانه و مداخلات درمانی مناسب اهمیت زیادی دارد.
۲۲.

رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی با نقش تعدیل کننده شاخص توده بدنی در بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: ابتلا به بیماری های مزمن از مشکلات عمده مراقبت های بهداشتی در سراسر جهان است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی و با نقش تعدیل کننده شاخص توده بدنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کلیه بیماران مبتلا به بیماری های مزمن مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان (بیمارستان خورشید، سیدالشهدا، الزهرا و کلینیک تخصصی آریانا) در بازه سنی 45-20 سال بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 125 نفر از آن ها به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه مدیریت درد وندربیلت، پرسشنامه پذیرش درد مزمن، پرسشنامه روابط چند بعدی بدن-خود، پرسشنامه شکل بدنی، مقیاس قدردانی عملکرد و مقیاس قدردانی بدنی بود. به منظور تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس حداقل مجذورات جزیی و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص توده بدنی در رابطه راهبردهای مقابله با درد و تصویر بدنی نقش تعدیل کننده دارد. ابعاد تصویر بدنی (رضایت بدنی، ارزیابی ظاهر، قدردانی بدنی و ادراک عملکرد بدنی) با راهبرد مقابله ای فعالانه و پذیرش درد (مشارکت در فعالیت)، رابطه مثبت و معنی دار (P <0.01**) و با راهبرد منفعلانه و پذیرش درد (تمایل به درد) رابطه منفی و معنی دار (P <0.01** و P<0.05*) دارند. نتیجه گیری: از پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت در رابطه با تصویر بدنی، با افزایش شاخص توده بدنی، آسیب پذیری افراد نسبت به راهبردهای مقابله ای منفعلانه افزایش می یابد و کارآیی راهبردهای فعالانه و پذیرش درد کمتر می شود.
۲۳.

تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی-گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیالیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران بیماران دیالیزی بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران دیالیزی شهر کاشان از فروردین تا مرداد سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (2004)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ والش و همکاران (2006)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود رائس و همکاران (2011) و مقیاس تجربه توان خودمراقبتی کئرنی و فلیسچر (1979) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل داده ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم ذهن آگاهی (51/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (54/0=β و 001/0=sig) بر کیفیت زندگی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که رفتارهای خودمراقبتی در رابطه بین ذهن آگاهی (61/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (52/0=β و 001/0=sig) با کیفیت زندگی نقش میانجی و معنادار دارد. مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (03/0=RMSEA و 05/0>p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و اهمیت نقش ذهن آگاهی و شفقت به خود در کیفیت زندگی بیماران دیالیزی استفاده از آموزش ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر شفقت به خود برای بهبود کیفیت زندگی در این بیماران پیشنهاد می شود.
۲۴.

پیش بینی سالم خواری عصبی براساس اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: از آنجایی که داشتن رژیم غذایی سالم مرتبط با سلامت جسمی و روان شناختی همیشه مورد توجه پژوهشگران است، لذا هدف پژوهش پیش بینی سالم خواری عصبی براساس اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز میاندوآب  بود که با روش نمونه گیری در دسترس 282 (180 زن، 102 مرد) نفر انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسش نامه سالم خواری عصبی (دونینی و همکاران، 2005)، پرسش نامه اضطراب سلامتی (ساکویس و همکاران، 2002)، پرسشنامه وسواس فکری عملی (فوا و همکاران، 2002) و پرسش نامه نگرانی پنسیلوانیا (مایرو همکاران، 1990) بود. داده های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون به روش گام به گام با کمک نرم افزار SPSS-27 انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی با 9/46 درصد واریانس قادر به پیش بینی سالم خواری عصبی هستند. اضطراب سلامتی (01/0 ˂P، 301/0=β)، پیامدهای منفی ابتلا به بیماری (01/0 ˂P، 295/0=β)، احتمال ابتلا به بیماری (01/0 ˂P، 278/0=β)، وسواس (01/0 ˂P، 516/0=β) و نگرانی آسیب شناختی (01/0 ˂P، 334/0=β) توانایی پیش بینی سالم خواری عصبی  را داشتند. نتیجه گیری: اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی بر سالم خواری عصبی تأثیر منفی دارد که نیازمند توجه و حساسیت بالا است و از طرفی شناخت عوامل اصلی مؤثر بر سالم خواری عصبی، می توان جهت کاهش سالم خواری عصبی و افزایش سلامت افراد، دست به برنامه ریزی و اقدامات مداخله ای زد.
۲۵.

The Mediating Role of Sexual Sensation Seeking in the Marital Relationships in Individuals with Attention Deficit Hyperactivity Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
Objective: Extramarital relationships pose challenges to family life and can affect the mental health and well-being of family members. The purpose of the present study was to investigate the mediating role of sexual sensation seeking on marital infidelity, sexual performance, and sexual satisfaction in individuals with attention deficit hyperactivity disorder. Methods: The present research was conducted based on a correlation and structural equation design. Among all married individuals referring to counseling and psychological service centers in Qazvin in 2022, 216 were selected through purposive sampling and participated as subjects. Data were collected using the self-report scale of Attention Deficit Hyperactivity Disorder, the Infidelity Scale, the Sexual Satisfaction Questionnaire, the Sexual Function Questionnaire, and the Kalichman and Rompa Questionnaire. Data analysis was performed using SPSS version 25, Smart PLS version 3.3, and structural equation modeling. Results: The results showed that the relationship between sexual performance and the mediating variable of sexual excitement (β=0.25, t=4.20), sexual satisfaction and the mediating variable of sexual excitement (β= 0.18, t=3.87), the relationship between sexual performance and extramarital relationships (β=0.12, t=3.17), the relationship between sexual satisfaction and extramarital relationships (β=0.20, t=3.53), and the relationship between sexual excitement and extramarital relationships (β=0.25, t=5.28) were significant. Conclusion: The results of the study showed that sexual satisfaction, sexual function, and sexual sensation seeking can predict attitudes toward marital infidelity. Therefore, it is necessary to provide this information to couples in premarital counseling so that they can discuss sexual problems with a marriage counselor and a sex therapist in couples and receive specialized counseling for treatment if needed, to prevent the tendency toward marital infidelity.
۲۶.

اثر برداشت مثبت یا منفی بر ارزیابی درد توسط پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
مقدمه: ارزیابی درد بیمار ممکن است تاثیر قابل توجهی بر سطح مراقبتی داشته باشد که بیمار دریافت می کند. بسیاری از مطالعات نشان داده اند که عوامل زمینه ای ممکن است بر تخمین درد ناظر تأثیر بگذارد؛ ازجمله مشخص شده است که چگونگی برداشت مثبت یا منفی درباره فرد دردمند ممکن است موجب ارزیابی بیشتر یا کمتر درد در آنان شود. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثر برداشت مثبت و منفی درباره فرد دردمند بر ارزیابی درد آنها در پرستاران و افراد عادی است. روش: 60 فرد پرستار و عادی زن و مرد (هرگروه 30 نفر) روایت هایی را درباره چهار شخصیت مثبت و چهار شخصیت منفی (مرد و زن) همراه با نام و عکس آنها شنیدند. سپس ویدیوهای از چهره دردمند همان افراد در چهار سطح (خنثی، خفیف، متوسط، شدید) مشاهده کردند. از آنان خواسته شد تا میزان درد هر کدام را از 1 تا 100 ارزیابی نمایند. داده های دو گروه با کمک نرم افزار SPSS-21 مقایسه شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر (4×2) در دو گروه مشخص نمود که اولاً افراد عادی، درد شخصیت های مثبت را بیش از شخصیت های منفی ارزیابی نموده بودند؛ درحالی که ارزش گذاری مثبت یا منفی در پرستاران تفاوتی ایجاد نکرده بود. دوماً پرستاران درمجموع سطح درد کمتری را گزارش کرده بودند. نتیجه گیری: این نتایج در کنار تاکید بر اهمیت برداشت ناظران عادی از فرد دردمند، همچنین مشخص نمود که تجربه و دانش حرفه ای پرستاران در زمینه های درمانی، اثر سوگیری برداشت را در آنان کاهش داده است.
۲۷.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر تنظیم شناختی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو انجام شد. روش: پژوهش نیمه آزمایشی حاضر، با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری ۴ماهه با گروه کنترل، روی ۳۰ زن مبتلا به اختلال کندن مو مراجعه کننده به مراکز مشاوره درود (سه ماهه آخر ۱۴۰۲) که تشخیص موکنی بر اساس DSM-5 توسط دو روانشناس بالینی دریافت کرده بودند، انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اختلال کندن مو محققان بیمارستان عمومی ماساچوست (1980)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1990)، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱) بود. افراد به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی با استفاده از نرم افزار اختصاص تصادفی به دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش هشت جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی طبق پروتکل سگال و همکاران (2013) دریافت کرد، درحالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر در SPSS26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو به طور معناداری مؤثر است (۱/۰>p). نتیجه گیری: شناخت درمانی مبتنی بر  ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مؤثر برای بهبود تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو مورد استفاده قرار گیرد.
۲۸.

اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: سرطان پستان یکی از شایع ترین انواع سرطان در میان زنان در سراسر جهان است. تغییرات فیزیکی شدید ناشی از این بیماری و درمان های آن، مانند ماستکتومی، شیمی درمانی و پرتودرمانی، می تواند موجب کاهش اعتمادبه نفس و مشکلات روان شناختی شود. پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان که به معنای پذیرش، عادی سازی و غلبه بر این تغییرات فیزیکی است، نقش مهمی در کاهش پیامدهای منفی آن دارد. این پژوهش باهدف اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC) انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی و اعتباریابی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان در ایران در سال ۱۴۰۳ بود که ۴۵۷ نفر از آنان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به روش آنلاین جمع آوری شد. ابزارهای به کارگرفته شده شامل مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC؛ آن و سو، 2023)، پرسش نامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (SF-36؛ ویر و شربورن، 1992) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن (MBSRQ؛ کش و همکاران، 1987) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها نیز توسط نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-24  تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان با ۱۷ گویه دارای ۶ عامل (مواجهه، درک، سازگاری، بازگشت به زندگی روزمره، انتقال موفقیت آمیز و جهش به سوی آینده) است و پایایی پرسش نامه (ضریب آلفای کرونباخ) ۰٫۸۴ به دست آمد. نتایج بررسی روایی همگرا نیز نشان داد که بین مقیاس پذیرش بدن (BAS-BC) و مقیاس کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن ( MBSRQ) همبستگی معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS - BC)  از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار بوده و از اعتبار و پایایی مناسبی برای سنجش میزان پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان برخوردار است. بنابراین، این ابزار می تواند به عنوان یک مقیاس استاندارد در پژوهش های علمی و کاربردهای بالینی جهت ارزیابی ابعاد روان شناختی پذیرش بدن در این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
۲۹.

اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان در دختران مبتلا به بلوغ زودرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان در دختران مبتلا به بلوغ زودرس انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دختران ۱۱ تا ۱۳ سال مبتلا به بلوغ زودرس مراجعه کننده به کلینیک غدد کودکان شهرستان ساری بودند، که از بین آن ها تعداد 30 نفر از دختران به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه نگرانی از تصویر بدن (لیتلتون و همکاران، 2005)، پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی (ﻟﺮی، 1983) و پرسشنامه روابط با همسالان (هادسون، 1992) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 2 ماه در 8 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت هفتگی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به نقل از بحرینی و همکاران (2022) را دریافت نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل کوواریانس چند متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بعد از اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در متغیر های نگرانی از تصویر بدنی (05>0P = ، 07/21F = )، ترس از ارزیابی منفی (05>0P = ، 29/50F = ) و روابط با همسالان (05>0P = ، 19/58F = ) در دختران مبتلا به بلوغ زودرس وجود داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند سبب کاهش نگرانی از تصویر بدن، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان دختران دارای بلوغ زودرس شود و می توان این مداخله را به دختران دارای بلوغ زودرس، روان شناسان و مشاوران کودک و نوجوان  توصیه کرد.
۳۰.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی و رفتار درمانی گروهی دیالکتیک بر سبک زندگی و پیروی از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
مقدمه: مطالعات متعددی در زمینه اثربخشی واقعیت درمانی و رفتار درمانی دیالکتیکی انجام شده است. اما مطالعاتی که به مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک زندگی و تبعیت از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو مغفول مانده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک زندگی و تبعیت از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری به مدت دو ماه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به یک کلینیک تخصصی دیابت در شهر شیراز (1403) بودند. که تعداد 45نفر ( 15 نفر در گروه آموزشی واقعیت درمانی، 15 نفر در گروه آموزشی رفتار درمانی دیالکتیکی و 15 نفر در گروه کنترل) به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گماشته شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک زندگی (لالی و همکاران، 1391)، پرسشنامه تبعیت از درمان (مدانلو، 1392)، استفاده شد. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و روش تحلیل واریانس مختلط تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بین واقعیت درمانی  و رفتار درمانی دیالکتیکی با گروه کنترل در سبک زندگی و تبعیت از درماندر زنان مبتلا به دیابت نوع دو تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P) اما تفاوت میانگین حاکی از آن است که واقعیت درمانی نسبت به رفتار درمانی دیالکتیکی منجر به بهبود سبک زندگی و تبعیت از درمان شد اما این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گیری کرد هم واقعیت درمانی و هم رفتار درمانی دیالکتیکی را به عنوان یک روش درمانی کارآمد جهت بهبود سبک زندگی و تبعیت از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو پیشنهاد داد.
۳۱.

اثربخشی آموزش برنامه بهبود سرطان مبتنی بر ذهن آگاهی بر فاجعه سازی درد و استرس ادراک شده بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۰۶
مقدمه: سرطان یکی از انواع بیماری های مزمن محسوب می شود که توجه پژوهشگران زیادی را به خود جلب کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش برنامه بهبود سرطان مبتنی بر ذهن آگاهی بر فاجعه سازی درد و استرس ادراک شده بیماران مبتلا به سرطان بود. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به سرطان بود که در سال 1400 در مرکز شهید رجایی شهرستان بابلسر تشخیص بیماری سرطان دریافت نمودند. نمونه مورد مطالعه به حجم30 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه 15 نفر (گروه کنترل 15 نفر و گروه آزمایش 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت آموزش برنامه بهبود سرطان مبتنی بر ذهن آگاهی کارلسون و اسپکا که در قالب 8 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای یک بار برگزار می شد قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فاجعه سازی درد سالیوان و همکاران (1995) و مقیاس استرس ادراک شده کوهن، کمرک و مرملستین (1983)  استفاده شد. داده های بدست آمده نیز با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره در نرم افزار 27SPSS- مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیش آزمون تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای فاجعه سازی درد و استرس ادراک شده وجود داشت (05/0p<). نتیجه گیری: بنابراین نتیجه گرفته می شود که بهبود سرطان مبتنی بر ذهن آگاهی مداخله ای مطلوب و مناسب جهت تاثیرگذاری بر فاجعه سازی درد و استرس ادراک شده بیماران مبتلا به سرطان است
۳۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر حساسیت اضطرابی، شدت درد ادراک شده و مدیریت هیجان در زنان سالمند مبتلا به آرتریت روماتوئید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۰۲
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر حساسیت اضطرابی، ادراک درد و مدیریت هیجان در زنان سالمند مبتلا به آرتریت روماتوئید انجام شد.روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش- پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان سالمند مبتلا به آرتریت روماتوئید مراجعه کننده به کلنیک درد وابسته به بیمارستان میلاد شهر تهران در سال 1401 بود، که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 28 نفر انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه مساوی 14 نفری گمارش شدند. درمان پذیرش و طی 8 جلسه گروهی و هر جلسه به مدت 90 دقیقه (5/1 ساعته) برای افراد گروه آزمایش اجرا شد، اما گروه کنترل این برنامه مداخلاتی را دریافت نکردند. گردآوری داده ها با پرسشنامه حساسیت اضطرابی (پترسون و ریس، 1992)، پرسشنامه استاندارد شدت درد (کیوبک و همکاران، 1995) و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان (گرتز و رومر، 2004) انجام شد. به منظور تحلیل داده ها از آزمون های t مستقل و زوجی تحلیل کواریانس چندمتغیری با کمک نرم افزار آماری SPSS/26 استفاده شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که میانگین نمره حساسیت اضطرابی در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون نسبت به گروه کنترل تفاوت معناداری داشته است (05/0>P). همچنین، تحلیل کوواریانس نشان داد بین میانگین نمره شدت درد ادراک شده و مدیریت هیجان آزمودنی های دو گروه در مرحله پس آزمون تفاوت از نظر آماری معنادار بوده است (05/0>P).نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند تلویحات کاربردی برای درمانگران جهت کاهش مشکلات عاطفی-رفتاری مبتلایان به آرتریت روماتوئید به ویژه در زنان سالمند در کنار دارو درمانی ارایه دهد.
۳۳.

The Role of Coping Strategies as a Mediator Factor in the Relationship Between Stressful Events and Resilience(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۳
Objective: When individuals encounter stressful and potentially life-threatening situations, they often experience significant tension that can be challenging to manage without adequate emotional regulation and effective coping mechanisms. This study seeks to explore the function of coping strategies as a mediating factor in the connection between stressful experiences and resilience in university students. Method: The research population consists of all university students enrolled in the academic year 2017-2018, characterized by a basic correlation approach. A total of 373 students were chosen using Morgan’s table and a multi-stage cluster sampling method. Data collection was done utilizing the resilience questionnaire (CD-RSC), the coping strategies questionnaire (CISS), and the stressful events questionnaire (LEQ-12). Research hypotheses were tested using correlation analysis, path analysis, and simultaneous multiple regression techniques. Results: The findings indicate a significant negative correlation between stressful events and resilience (p < 0.01), while a positive correlation exists between problem-oriented strategies and resilience (p < 0.01). Additionally, there is a negative association between emotion-oriented strategies and resilience (p < 0.01), as well as between avoidance strategies and resilience (p < 0.01). Furthermore, a negative relationship is observed between problem-oriented strategies and stressful events (p < 0.01), alongside a positive correlation between emotion-oriented strategies and stressful events (p < 0.01), and a positive relationship between avoidance strategies and stressful events (p < 0.01). Conclusions: According to the results, teaching coping strategies can lead to increased resilience.
۳۴.

رابطه مولفه های تعامل مادر- کودک در کودکان مبتلا به اختلال مصرف غذای دوری جو/ محدود کننده با نشانه های ترسیمی آزمون ترسیم خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۱۰
مقدمه: هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط مولفه های تعامل مادر-کودک در کودکان مبتلا به اختلال مصرف غذای دوری جو-محدودکننده با نشانه های ترسیمی آزمون ترسیم خانواده بود. روش: جامعه آماری این پژوهش کودکان 4تا 7 ساله در شهر تهران در سال 1401 بودند. براساس معیارهای پنجمین نسخه دستنامه ی تشخیصی و آماری اختلالات روانی و مقیاس غربالگری نه موردی اختلال مصرف غذای محدودکننده/ اجتنابی (نسخه ی گزارش توسط والدین) تشخیص اختلال را دریافت کرده اند. 18 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روش پژوهش حاضر، تحلیل کمی است که در بخش اول با استفاده از آزمون ترسیم خانواده، مولفه های تعامل مادر و کودک کدگذاری شد. سپس با استفاده از پرسشنامه تعامل والد-فرزند پیانتا، همبستگی مولفه های نقاشی و پرسش نامه تعامل والد-فرزند بررسی شد. تجزیه وتحلیل های آماری این پژوهش با نرم افزار SPSS22 انجام گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد ارتباط بین تعارض مادر و کودک در پرسش نامه تعامل مادر-کودک و حذف مادر، حذف پدر و حذف خواهر و برادر در نقاشی مثبت و معنادار است (01/0˂p). همچنین همبستگی بین تعارض با مادر با رنگ نکردن نقاشی، شکل کوچک یا بزرگ، کشیدن نقاشی گوشه صفحه و نداشتن جزییات پس زمینه با مثبت و معنادار بود (01/0˂p). در نهایت عامل وابستگی کودک به مادر که یک عامل منفی در تعامل مادر و کودک بود، ارتباط مثبت معناداری با حذف پدر و حذف خواهر و برادر داشت (01/0˂p). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، پیشنهاد می شود برای بهبود علائم اختلال مصرف غذای دوری جو-محدودکننده، بر بهبود تعامل مادر و کودک تمرکز شود.
۳۵.

اثربخشی برنامه ذهن آگاهی بر کارکردهای اجرایی ورزشکاران بدن ساز حرفه ای دارای آسیب جسمانی با بررسی نقش واسطه ای نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۴۰
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کارکردهای اجرایی ورزشکاران بدن ساز حرفه ای دارای آسیب جسمانی با بررسی نقش واسطه ای نشخوار فکری بود. روش: در یک مطالعه نیمه تجربی و از نوع مطالعات کارآزمایی کنترل شده تصادفی، تعداد 40 نفر ورزشکار بدنساز حرفه ای دارای آسیب جسمانی از جمعیت بدنسازان ساکن شهر تهران بزرگتر از 20 سال به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. طبق روش نمونه گیری و ملاک های ورود و خروج آزمودنی ها در دو گروه آزمایش و کنترل گماشته شدند. جهت گردآوری داده ها مطابق طرح پژوهش، آزمودنی های هر دو گروه در مرحله ی پیش آزمون به پرسشنامه های نشخوار فکری (RRS) و کارکردهای اجرایی (EFQ) به عنوان پیش آزمون پاسخ دادند. سپس گروه آزمایش به مدت 12 جلسه یک و نیم ساعته برنامه ذهن آگاهی را دریافت نمود. بعد از اتمام جلسات مداخله، نهایتا از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و به منظور تعیین اثربخشی مداخله از تحلیل کواریانس استفاده شد و برای تعیین نقش واسطه ای نشخوار فکری در اثربخشی مداخله بر کارکردهای اجرایی از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن است که روش مداخله ذهن آگاهی بر کارکردهای اجریی و نشخوار فکری اثربخش می باشد (01/0P<) همچنین نتایج نشان داد که نشخوار فکری در اثربخشی برنامه ذهن آگاهی بر کارکردهای اجرایی ورزشکاران بدنساز حرفه ای دارای آسیب جسمانی نقش واسطه ای ایفا می کند. به نظر می رسد برنامه مداخله ذهن آگاهی کارکردهای اجریی را بهبود می بخشد و نشخوار فکری را نیز در ورزشکاران کاهش می دهد. نتیجه گیری: بر این اساس لازم است مراکز و روان درمانی فعال در حوزه روان شناسی ورزشی برای ارتقای سلامت روانی ورزشکاران از برنامه مذکور استفاده نمایند.
۳۶.

بررسی تاثیر اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی بر تمایل به جراحی زیبایی و عزت نفس دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۴۵۷
مقدمه: تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر اصلاح سوگیری شناختی دختران نسبت به ظاهر فیزیکی بر تمایل آنها به جراحی زیبایی و عزت نفس اجرا گردید. روش: روش تحقیق در این پژوهش نیمه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان دختر دانشگاه غیر انتفاعی صنعتی فولاد در سال تحصیلی 1401 بودند که 200 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و پرسش نامه تصویر بدنی را تکمیل نمودند. سپس تعداد 45 نفر از دانشجویان که نمره پرسش نامه آنها بالاتر از میانگین بود، انتخاب شده و با استفاده از روش گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی (22 نفر) وکنترل (23 نفر) قرار داده شدند. ابزار پژوهش عبارت بودند از: پرسش نامه عزت نفس کوپراسمیت، پرسشنامه گرایش به جراحی زیبایی، آزمایه پروب دات. در ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد و سپس برای گروه آزمایش به صورت انفرادی، 10 جلسه 30 تا 40 دقیقه ای (8 جلسه برای اصلاح سوگیری شناختی و 2 جلسه برای سنجش سوگیری و پر کردن پرسشنامه ها) برگزار شد. در این مدت گروه کنترل تحت هیچ آموزشی نبودند. بعد از اتمام آموزش از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد و داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی باعث، کاهش سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی (P<0.01) و کاهش تمایل به جراحی زیبایی در دختران دانشجو (P<0.01) می شود؛ ولی تاثیر اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی بر عزت نفس مشاهده نگردید (P<0.01). نتیجه گیری: اصلاح سوگیری شناختی می تواند به عنوان یک روش موثر مورد استفاده قرار گیرد.
۳۷.

The Mediating Role of Health-Promoting Lifestyle in Stressful Life Events and Health Indicators of Patients with Irritable Bowel Syndrome: a Salutogenic Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۶۰
 Objective: Irritable bowel syndrome is a chronic psychosomatic disease. Stressful events play a critical role in this disease, and lifestyle modification is one of the treatment priorities for these patients. The present study aimed to examine the role of health-enhancing lifestyles among stressful life events and salutogenic health indicators in these patients. Method: Data analysis was done by structural equation modeling. The statistical population included all patients with irritable bowel syndrome referred to Imam Sajjad Hospital in Tehran in 2019 and 2020. The statistical sample was 229 patients selected through Purposive sampling and diagnosed by a psychiatrist based on ROME-IV criteria. Research tools included the Bringsen Salutogenic Health Indicators Scale, Sarason Life Events Inventory, and Walker HealthPromoting Lifestyle Profile-II. Data analysis was done by SPSS-20 and LISREL-8 software. Ethical considerations based on confidentiality, respect for the rights of individuals, human dignity, and avoiding harming the participants and distorting information were observed. Also Participants had full authority to withdraw from the study at any time. Results: The relationship between lifestyle (t=2.723, ß=0.17) and stressful events (t=-2.31, ß=-0.42) with salutogenic health indicators was significant. The mediating role of lifestyle between life events and salutogenic health indicators was meaningful at P<005 and a standard coefficient (0.0-13.11). Conclusion: It seems that lifestyle and control over stressful events affect the health indicators of patients with irritable bowel syndrome. Therefore, it is suggested to provide appropriate training programs to control and manage stressful events and provide strategies to modify lifestyle to improve health. 
۳۸.

ارتباط بین سبک دلبستگی ناایمن و کیفیت زندگی در مبتلایان به درد مزمن: نقش میانجی ناگویی هیجانی و تعدیل گری تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۳۱
مقدمه: درد مزمن به عنوان یک مشکل شایع می تواند بر سلامت جسمانی، بهزیستی روانی و کیفیت زندگی بیماران تأثیر گذارد. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گری ناگویی هیجانی و تعدیل کنندگی تاب آوری در رابطه بین سبک های دلبستگی ناایمن و کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مبتلایان به درد مزمن مراجعه کننده به کلینیک های درمانی شهر کاشان در سال 1401  بودند که از میان آن ها تعداد 181 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات پرسشنامه های سبک دلبستگی (کالینز و رید، 1989)، پرسشنامه ناگویی هیجانی (تورنتو، 1992) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003) و پرسشنامه کیفیت زندگی-فرم کوتاه به کاربرده شد. یافته ها: نتایج نشان داد ناگویی هیجانی رابطه بین دلبستگی ناایمن اضطرابی و کیفیت زندگی (۰1/۰p<،347/۰-β=)  و دلبستگی ناایمن وابستگی و کیفیت زندگی (۰5/۰p<،188/۰-β=) مبتلایان به درد مزمن را میانجی می کند. همچنین تاب آوری رابطه بین ناگویی هیجانی و کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن را تعدیل می کند (۰5/۰p<،121/۰-β=). نتیجه گیری: در بیماران مبتلا به درد مزمن سبک دلبستگی ناایمن می تواند از طریق ناگویی هیجانی بر کیفیت زندگی تأثیر بگذارد و تاب آوری عامل محافظت کننده تأثیر منفی ناگویی هیجانی بر کیفیت زندگی این بیماران است. این نتایج تلویحات مهمی برای متخصصان بالینی و تحقیقات در زمینه روانشناسی سلامت دارد
۳۹.

اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر طرح واره اسلامی معنوی بر افزایش خوش بینی مادران باردار و سلامت نوزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۴۸
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر طرح واره اسلامی معنوی بر افزایش خوش بینی مادران باردار و سلامت نوزاد انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهرستان فردوس در نیمه اول سال 1397 می باشند که تعدادشان 492 نفر می باشد. از میان آن ها 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ذهن آگاهی مبتنی بر طرح واره اسلامی معنوی طی 8 جلسه بر روی گروه آزمایش اعمال شد. جهت گرداوری اطلاعات از آزمون جهت گیری زندگی (LOT) و آزمون آپگار استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، مادرانی که در جلسات ذهن آگاهی مبتنی بر طرح واره اسلامی معنوی شرکت داشتند، از نظر خوش بینی نسبت به مادرانی که در این برنامه حضور پیدا نکرده بودند و در گروه کنترل بودند، در سطح بالاتری قرار داشتند. نتیجه گیری: نمره های آپگار دقیقه اول و پنجم در نوزادان مادرانی که در جلسات ذهن آگاهی مبتنی بر طرح واره اسلامی معنوی شرکت داشتند، نسبت به نوزادان مادرانی که در این برنامه حضور پیدا نکرده بودند و در گروه کنترل بودند، در سطح بالاتری قرار داشت.
۴۰.

پیش بینی حساسیت اضطرابی براساس تحمل پریشانی با نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در بیماران بهبودیافته از کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۷۸
مقدمه: حساسیت اضطرابی یک ساختار خطر تشخیصی است که مورد مطالعه قرار گرفته است و اعتقاد بر این است که پاسخ به انواع مختلف استرس را تقویت می کند. همه گیری کووید-۱۹ یک عامل استرس زای گسترده با تهدیدات جسمی و اجتماعی قابل توجه است لذا پژوهش حاضر باهدف تعیین نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه تحمل پریشانی با حساسیت اضطرابی بیماران بهبودیافته از کرونا انجام شد. روش: پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. بدین منظور از بین بیماران بزرگ سال بهبود یافته از ابتلا به کرونا در شهر تهران در سال 1400، 201 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های تنظیم هیجان شناختی گرنفسکی، کریج و اسپین هاون (2001)، حساسیت اضطرابی فلوید، گارفیلد و لاسوتا (2005) و تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) جمع آوری شد. یافته ها: تجزیه وتحلیل یافته ها از طریق تحلیل مسیر نشان دادند که تحمل پریشانی بر حساسیت اضطرابی تأثیرگذار است (44/0-) و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مثبت (31/0) و منفی (30/0-) در رابطه بین رابطه تحمل پریشانی با حساسیت اضطرابی نقش میانجی دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، می توان گفت هدف قرار دادن سه مؤلفه تحمل پریشانی و تنظیم شناختی مثبت و منفی هیجان در ارتباط با درمان ها و کمک های روان شناختی برای حساسیت اضطرابی بیماران بهبودیافته از کرونا می تواند مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان