فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۲٬۰۹۱ مورد.
مقایسه تولید واکه های ساده فارسی در کودکان کاشت حلزون شده براساس سن کاشت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"هدف: سن کاشت حلزون یکی از عوامل مؤثر در میزان موفقیت به کارگیری این پروتز جهت کسب مهارتهای گفتاری و زبانی کودکان کم شنوا است. از آنجا که تولید صحیح واکه ها به عنوان یک توانمندی ارتباطی در گفتار شاخص مهمی است، لذا هدف این پژوهش، مقایسه تولید واکه های ساده فارسی بین کودکان کم شنوایی که قبل و بعد از سن دو سالگی مورد عمل کاشت حلزون قرار گرفته اند و بررسی تفاوتهای بین آنها می باشد.
روش بررسی: این تحقیق، به صورت مقطعی – مقایسه ای، بر روی 70 کودک که قبل از 2 سالگی و 70 کودک که بعد از 2 سالگی مورد عمل کاشت حلزون قرار گرفته و به صورت ساده از نمونه های در دسترس در بیمارستانهای امیراعلم و حضرت رسول (ص) تهران و با توجه به معیارهایی مثل داشتن صحت جسمی و ذهنی کامل، تک زبانه بودن، گذراندن 1±9 ماه توانبخشی، نداشتن والدین کم شنوا و عدم سابقه بیماریهای خاص انتخاب شده بودند، انجام شد. همچنین 238 کودک طبیعی به عنوان گروه معیار به صورت تصادفی ساده از مهدکودکهای شهر تهران انتخاب شدند. شش واکه ساده فارسی /ای، اِ، اَ، آ، اُ، او/ براساس نمره میانگین فورمنت فرکانسهای اول و دوم واکه ها بین سه گروه مقایسه گردید. جهت تجزیه و تحلیل فورمنت فرکانسهای واکه ای از ویرایش 2/1 نرم افزار اکوستیکی SFSwin و جهت تحلیل داده ها از آزمون آماری تی مستقل استفاده شد.
یافته ها: میانگین فورمنت فرکانسهای واکه ای F2/u/ (006/0P=)، F2/o/ (012/0P=)، F2/a/ (012/0P=) / F2/æ (039/0P=)، F2/e/ (005/0P=)، F1/e/ (011/0P=) و F2/i/ (046/0P=) در دو گروه دارای اختلاف معناداری بود، ولی اختلاف نمره میانگین فورمنت فرکانسهای واکه ای F1/u/، F1/o/، F2/a/، F2/æ/ و F1/i/ بین دو گروه معنادار نبود (05/0P>). فورمنت فرکانسهای واکه ای هیچ یک از شش واکه ساده فارسی بین گروه زیر دو سال کاشت شده و گروه طبیعی تفاوت معناداری نداشت (05/0P>).
نتیجه گیری: با توجه به وجود اختلاف معنادار در تولید واکه ها بین دو گروه کودکان کاشت حلزون شده و عدم اختلاف معنادار بین کودکانی که زیر 2 سالگی کاشت حلزون شده اند با کودکان طبیعی، می توان نتیجه گرفت که انجام کاشت حلزون در سنین زیر 2 سال در کودکان کم شنوا، از بسیاری مشکلات احتمالی در مهارتهای گفتاری و زبانی و خراب گویی های واکه ای آنها جلوگیری خواهد کرد.
"
مقایسه خودگردانی دانش آموزان مدارس تیزهوشان و عادی و نقش پیش بینی کنندگی ابعاد خودگردانی برای عملکرد تحصیلی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه خودگردانی دانش آموزان مدارس تیزهوشان و عادی و نقش پیش بینی کنندگی ابعاد خودگردانی برای عملکرد تحصیلی آنان بود. نوع تحقیق علی ـ مقایسه ای و جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه مدارس تیزهوشان و عادی شهر شیراز بود. 84 دانش آموز از مدارس تیزهوشان و 82 دانش آموز از مدارس عادی به شیوه همتاسازی انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها پرسشنامه ام اس ال کیو و آزمون پیشرفت تحصیلی علوم زیستی (فولاد چنگ، 1383) بودند. پایایی پرسشنامه ام اس ال کیو با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 93/0 برآورد گردید. برای بررسی روایی سازه مقیاس یاد شده از روش تحلیل عوامل استفاده شد و شش عامل به دست آمد. پایایی آزمون پیشرفت تحصیلی علوم زیستی با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ 87/0 تعیین شد. روایی محتوایی این آزمون نیز براساس متون تخصصی، مورد تایید دبیران متخصص قرار گرفت. از روشهای آماریt مستقل و تحلیل رگرسیون برای تحلیل یافته ها استفاده شد و نتایج زیر به دست آمد: الف) بین دو گروه دانش آموزان مدارس تیزهوشان و عادی از نظر باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خودگردانی، تفاوت معنادار بود، ب) از میان ابعاد باورهای انگیزشی، بعد «جهتگیری هدف درونی» و از میان ابعاد راهبردهای یادگیری، بعد «خود بازبینی» بهترین پیش بینی کننده برای عملکرد تحصیلی دانش آموزان بود.
بررسی ویژگی های خواندن و نوشتن و طبقه بندی نارساخوان های رشدی فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نارساخوانی رشدی، یکی از مباحث مهم و ناشناخته مسائل اختلال در خواندن است. شماری از پژوهشگران در پی این بوده اند که میتوان برای این اختلال، طبقه بندی ارائه کرد. این تحقیق، با هدف بررسی و طبقه بندی کودکان نارساخوان رشدی فارسی زبان، با استفاده از تجزیه و تحلیل خطاهای خواندن و نوشتن انجام شده است. این پژوهش از نوع مقطعی تحلیلی بود که با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای انجام گرفت. آزمودنی های تحقیق از میان کودکان فارسی زبان پایه دوم دبستان شهر تهران و با استفاده از آزمون تشخیصی خواندنِ شیرازی- نیلی پور انتخاب شدند. برای مشخص شدن انواع نارساخوانی رشدی؛ خطاهای خواندن و نوشتن کودکان در فعالیت های خواندن ونوشتن آن ها، مورد بررسی قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل مسیرهای خواندن و نوشتن آزمودنی ها، از آزمون های «تی» مستقل و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد (05/0>p) در این پژوهش بیش ترین خطاها در نوشتن کلمات به خطاهای بینایی و بیش ترین تعداد خطاهای خواندن متن، به خطای امتناع تعلق داشت. نتایج این تحقیق نشان داد که به طور مشخص و واضح نمی توان مرزهای طبقات نارساخوانی را تعیین کرد. این یافته ها، همخوان با نظریاتی است که نارساخوانی را یک سندرم می دانند و معتقدند که نارساخوانی رشدی دارای تنوعات مختلف است.
تاثیر مداخلات به هنگام روان شناختی و آموزشی خانواده محور، بر سلامت روانی مادران دارای فرزند با نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این تحقیق ، بررسی علل عدم پیشرفت متناسب با استعدادهای دانش جویان درخشان در زبان انگلیسی و ارتباط این عدم پیشرفت با ویژگی های شخصیتی ایشان بوده . بدین منظور یک گروه نمونه از بین دانش جویان درخشان دانشگاه اصفهان و گروهی دیگر از بین دانشجویان عادی همین دانشگاه به طور تصادفی انتخاب گردید . مقایسه نمرات زبان انگلیسی دانشجویان دو گروه در کنکور ورودی دانشگاه نشان داد که دانشجویان درخشان در زبان انگلیسی بهتر از دانشجویان عادی بودند . سپس برای بررسی میزان پیشرفت دو گروه در زبان انگلیسی نمرات پایان ترم اول تحصیلی ایشان که درس زبان انگلیسی عمومی دریافت نموده بودند مورد استفاده قرار گرفت . مقایسه نمرات دو گروه نشان داد که اگرچه بازهم دانشجویان درخشان از نظر دانش زبانی بهتر از دانشجویان عادی بودند اما پیشرفت گروه درخشان کمتر از گروه عادی بود است . برای یافتن علت این مسئله آزمونهای سنجش خلاقیت ، شخصیت ، هوش و پرسشنامه فردی اجرا گردید . تجربه و تحلیل های نشان داد که پیشرفت در زبان انگلیسی فقط با هوش دارای همبستگی مثبت معنی دار است و با دیگر و با ویژگی های شخصیتی همبستگی ندارد .
مقایسه مهارتهای اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان استثنایی در مدارس تلفیقی و استثنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر مقایسه مهارتهای اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان آسیب دیده شنوایی و بینایی در مدارس تلفیقی و استثنایی استان قزوین است. روش: در پژوهش پس رویدادی حاضر، از بین دانش آموزان استثنایی، کلیه دانش آموزان طرح تلفیق (85 نفر) انتخاب و از دانش آموزان استثنایی مشغول به تحصیل در مدارس استثنایی (1376 نفر) نیز تعداد 115 نفر از آنهایی که بیشترین شباهت را باتوجه به متغیرهای کنترل مثل سن، جنس، پایه تحصیل و نوع معلولیت داشتند به عنوان گروه همتا شده با دانش آموزان تلفیقی انتخاب شدند. برای ارزیابی مهارتهای اجتمایی دانش آموزان از مقیاس درجه بندی مهارتهای اجتماعی گرشام و الیوت (1990) فرم ویژه ارزیابی توسط معلم استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین میانگین نمره مهارتهای اجتمایی و همچنین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مشغول به تحصیل درمدارس استثنایی و مدارس عادی (تلفیقی) تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین مقایسه دو گروه نشان داد که تفاوت معناداری بین دانش آموزان دختر و پسر ناشنوا در موقعیت تلفیقی و استتثنایی وجود دارد. و این تفاوت نشان می دهد که دختران از نظر مهارت اجتماعی و پیشرفت تحصیلی نمرات بالاتری کسب کرده اند. نتیجه گیری: از یافته های پژوهش نتیجه گیری می شود که تلفیق دانش آموزان استثنایی در مدارس عادی این استان تاثیری در جهت افزایش مهارتهای اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ندارد و باید همراه با این اقدام به عوامل موثر در تلفیق دانش آموزان نیز توجه شود.
مقایسه توانایی استریوگنوز دهانی کودکان کم شنوا و کودکان شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: از این پژوهش بررسی توانایی استریوگنوز دهانی به مثابه شاخصی برای عملکرد حسهای داخل دهانی در کودکان کم شنوای ٩-٦ ساله در مقایسه با کودکان سالم همسن است. روش: در این پژوهش مقطعی- مقایسه ای١٠ کودک کم شنوای شدید تا عمیق 9-6 ساله با ٢٠ کودک سالم همسن از طریق آزمون تشخیص شکل از لحاظ توانایی استریوگنوز دهانی مورد مقایسه قرار گرفتند، برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری ٥/١١ spssو آزمون t در سطح معناداری٠٥/٠ استفاده شد. یافته ها: میانگین و انحراف معیار استریوگنوز دهانی در کودکان کم شنوا٢٠±٨٠/٠و در کودکان سالم٩٧/٠±٩٥/٠ بود که این تفاوت معنادار بود(٠٠1/٠=P) و میانگین وانحراف معیار مدت زمان صرف شده برای تشخیص اشکال برحسب ثانیه در کودکان کم شنوا٥٤/٠±٠٢٧/٢و در کودکان سالم ٣٣/٠±٤٢/١ بود که در این مورد هم تفاوت معنادار بود (٠٠1/٠=P). نتیجه گیری: همان طور که یافته های این پژوهش نشان داد، در کودکان کم شنوا به علت استفاده کمتر از گفتار وهمچنین رشد ناقص صداهای گفتاری، گیرنده های حسی داخل دهان در آنها نیز به اندازه کافی تحریک نمی شوند و در نتیجه عملکرد این حسها نیز دچار اختلال می شود، که این خود به مثابه عامل تاثیرگذار منفی بر تولید گفتار آنها خواهد بود؛ بنابراین باید ارزیابی و تقویت حسهای داخل دهانی لمس- فشار و حرکتی در برنامه های گفتار درمانی این کودکان مد نظر قرار گیرد.
تعیین عوامل اختلالهای هیجانی موثر بر نارساخوانی دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، به منظور تعیین عوامل اختلالهای هیجانی مؤثر در نارساخوانی دانش آموزان مقطع ابتدایی صورت گرفته است. روش: به منظور انجام این پژوهش، ابتدا تعداد 105 نفر از دانش آموزان مشکوک به نارساخوانی از میان جامعه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر تهران در پایه های سوم، چهارم و پنجم به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به صورت تصادفی انتخاب و سپس از میان آنها تعداد 70 دانش آموز نارساخوان پس از اجرای آزمونهای تشخیصی (از جمله آزمون هوشی وکسلر کودکان، آزمون اختلال خواندن، نصفت و همکاران، 1380) به صورت هدفمند برگزیده شدند. همچنین برای ارزیابی اختلالهای هیجانی همراه در دانش آموزان نارساخوان از پرسشنامه رفتاری راتر استفاده شد. اعتبار و رو ایی این آزمون را مهریار (1373) با به کاربردن روش دو نیمه کردن و باز آزمایی، 85/0 گزارش کرده است. در این پژوهش به منظور تعیین اینکه تمام متغیرهای پیش بین تا چه اندازه قدرت پیش بینی متغیر ملاک را دارند، از روش تحلیل رگرسیون پس رونده استفاده شده است. در این تحقیق سرعت، دقت و درک خواندن به صورت متغیر ملاک و متغیرهای اضطراب-افسردگی، بیش فعالی-پرخاشگری، نارسایی توجه، ناسازگاری اجتماعی، رفتار ضد اجتماعی به مثابه متغیرهای پیش بین وارد مدل رگرسیون شدند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که از بین مؤلفه های اختلالهای هیجانی، متغیر های اضطراب-افسردگی، بیش فعالی، پرخاشگری و نارسایی توجه در پیش بینی نارساخوانی و مؤلفه های آن (سرعت، دقت و درک خواندن) نقش تعیین کننده ای داشته اند. نتیجه گیری: بر مبنای نتایج این پژوهش می توان به متخصصان اختلالهای ویژه یادگیری پیشنهاد کرد که اقدام به تدوین و اجرای برنامه های درمانی ترکیبی برای دانش آموزان نارساخوان همراه با اختلالهای هیجانی کنند.
تأثیر سه روش درمانی بوبت، آموزش نمونشی و آموزش به والدین بر فعالیتهای روزمره زندگی کودکان فلج مغزی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"هدف: این مطالعه به منظور مقایسه تأثیر سه رویکرد درمانی بوبت، آموزش نمونشی و آموزش به والدین بر فعالیتهای روزمره زندگی کودکان فلج مغزی 5-3 ساله آموزش پذیر انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی و مداخله ای که به صورت قبل و بعد انجام شد، جامعه هـدف کودکان فلج مغزی 5-3 سال شهر تهران و نمونه های در دسترس کودکان مراجعه کننده به کلینیک های بنیاد توانبخشی ولعیصر(عج) بودند که از بین آنها 45 کودک که شرایط ورود به مطالعه را داشتند، با در نظر گرفتن شرایط همگنی (سن، جنس، هوشبهر و نوع اختلال) به صورت ساده و هدفمند انتخاب و به روش تصادفی ساده به سه گروه 15 نفره تخصیص یافته و مداخلات درمانی بوبت، آموزش نمونشی و آموزش به والدین بر روی آنها صورت گرفت. ابزارهای مورد استفاده شامل آزمونهای گودیناف جهت تعیین میزان هوشبهر و آمـوزش پـذیر بودن کودکان و گـزارش ارزیابی پیشرفـت مـددجو (CDER) جهت ارزیابی عملکرد فعالیت های روزمره زندگی((ADL بودند. تجزیه وتحلیل آماری با استفاده از آزمونهای آماری ویلکاکسون، کروسکال – والیس و من- ویتنی انجام شد.
یافته ها: هر سه گروه پیشرفت معنی داری در انجام فعالیتهای روزمره زندگی بعد از انجام مداخلات نسبت به قبل از آن داشتند )001/0(P<. تفاوت معنی داری بین سه گروه از لحاظ عملکرد کلADL وجود داشته(001/0P<) و روشهای درمانی به ترتیب اثرگذاری عبارت بودند از: آموزش نمونشی، آموزش به والدین و بوبت. رابطه معنی داری بین اختلاف عملکرد سه گروه، در 13 خرده مهارت از 17خرده مهارت فعالیتهای روزمره زندگی وجود داشت (05/0P<).
نتیجه گیری: رویکردهای بوبت، آموزش نمونشی و همچنین آموزش به والدین موجب پیشرفت مهارتهای فعالیتهای روزمره زندگی می شوند، اما در رویکرد درمانی آموزش نمونشی، تأکید برآموزشهای گروهی به مددجویان، سبب بهبود بیشتر تعاملات اجتماعی و ارتباطی وهمچنین وجود برنامه و آموزشهای عملی، باعث پیشرفت آنها در انجام مهارتهای روزمره زندگی می گردد.
"
تاثیر درمان یکپارچگی حسی بر مهارت های حرکتی درشت و ظریف کودکان 5 تا 7 ساله با نشانگان داون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" هدف: کودکان مبتلا به نشانگان داون دچار کژکاری در پردازش و یکپارچگی حسی هستند که می تواند موجب تاخیر در رشد مهارت های حرکتی درشت و ظریف آنها شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر درمان یکپارچگی حسی بر مهارت های حرکتی درشت و ظریف کودکان 5 تا 7 ساله مبتلا به نشانگان داون بود.
روش بررسی: شرکت کنندگان در این مطالعه تجربی شامل 60 کودک 7-5 ساله با نشانگان داون بودند که به صورت تصادفی از چند مرکز توانبخشی شهر تهران انتخاب و با انتصاب تصادفی ساده در گروه های مداخله و کنترل قرارگرفتند. مقیاس های رشد حرکتی پی بادی به عنوان پیش آزمون و پس آزمون برای ارزیابی مهارتهای حرکتی درشت و ظریف به کار گرفته شد. داده های حاصل با استفاده از آزمون های آماری از جمله آزمون لون، آزمون تی مستقل و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون حرکات درشت شرکت کنندگان در گروه های مداخله و کنترل از لحاظ آماری تفاوت معناداری وجود داشت . در حرکات ظریف این تفاوت فقط در گروه مداخله معنادار بود و در گروه مقایسه تفاوت معناداری مشاهده نشد . همچنین بین میانگین اختلاف نمرات پیش آزمون و پس آزمون شرکت کنندگان در گروه های مداخله و کنترل در حرکات درشت و ظریف تفاوت معناداری وجود داشت.
نتیجه گیری: یافته های حاصل نشان می دهد که درمان یکپارچگی حسی موجب بهبود مهارت های حرکتی درشت و ظریف کودکان 5 تا 7 ساله با نشانگان داون می شود. پیشنهاد می شود که این رویکرد درمانی با التفات به نیازهای این کودکان در برنامه های توانبخشی آنها گنجانده شود.
"
تاثیر آموزش راهبردهای شناختی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نارسانویس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این تحقیق، بررسی تاثیر آموزش راهبردهای شناختی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با نارسایی ویژه در یادگیری در زمینه بیان نوشتاری است. روش: جامعه آماری شامل 480 دانش آموز نارسانویس از 30 مدرسه در شهر ایلام است که از میان آنها 60 نفر به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش جایگزین شده اند. گروه آزمایش طی 25 جلسه راهبردهای شناختی را با استفاده از مدل انگلرت در پنج مرحله مجزا که به منظور تحلیل بیان نوشتاری تهیه شده بود، دریافت کردند. از آزمون پیشرفت تحصیلی فارسی دوره ابتدایی، خرده آزمون خواندن و نوشتن، آزمون تحلیل نوشتاری به منظور تشخیص مشکلات خواندن و نوشتن دانش آموزان و از آزمون راتر به منظور بررسی مشکلات عاطفی و رفتاری جهت همتا کردن دانش آموزا ن استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی در بهبود و کاهش اختلال موثر بود و تفاوت بین گروه آزمایش و گواه معنا دار است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که گروه آزمایش عملکرد تحصیلی بهتری نسبت به گروه گواه دارد، اما بین دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معنا داری در عملکرد تحصیلی بعد از دریافت آموزش راهبردهای شناختی مشاهده نشد.
بررسی تاثیر آموزش حرکات ریتمیک ورزشی بر کارکرد حافظه عددی دانش آموزان مبتلا به اختلالات ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی تاثیر آموزش حرکات ریتمیک ورزش کاراته بر کارکرد حافظه عددی دانش آموزان مبتلا به اختلالات ویژه یادگیری پرداخته شده است. همه دانش آموزان شرکت کننده در این پژوهش از طریق مدارس مقطع ابتدایی شهر مشهد به علت بروز مسایلی در فرآیند آموزش رسمی ایشان به سازمان آموزش و پرورش کودکان استثنایی ارجاع شده اند و پژوهش گران با به کارگیری شیوه تمام نگر بالینی به ارزیابی اختلال در این افراد پرداخته اند و به شیوه علمی اختلالات ویژه یادگیری در این افراد محرز گردیده است. تعداد افراد 58 نفر بود که به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گروه گواه تقسیم شدند. هر دو گروه قبل از ارایه متغیر مستقل از لحاظ عملکرد حافظه عددی با به کارگیری آزمون حافظه عددی و کسلر مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس، گروه آزمایش طی 4 ماه، هر هفته 3 جلسه، جمعا 48 جلسه و هر جلسه معادل 5/1 ساعت، با به کارگیری حداکثر 60% ضربان قلب تحت تاثیر متغیر مستقل بوده اند. پس از اتمام دوره آموزشی، هر دو گروه از لحاظ کارکرد حافظه عددی مورد ارزیابی مجدد قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد که بین آموزش حرکات ریتمیک کاراته و پیشرفت حافظه عددی دانش آموزان مبتلا به اختلالات ویژه یادگیری رابطه مثبت معناداری وجود دارد.