فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۱٬۳۲۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تمییزی جنسیت و تئوری ذهن در پیش بینی همدلی در بین دانش آموزان دختر و پسر بود. برای اجرای این تحقیق از روش توصیفی- همبستگی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کودکان پایه دوم و سوم دوره ابتدایی شهر اردبیل در سالتحصیلی 95-94 تشکیل دادند. از این جامعه آماری تعداد 200 دانش آموز 100 دختر ( 50 درصد )و 100 پسر (50 درصد ) بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. علاوه بر آن برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه (همدلی – بهر و تحلیل ) کودکان، پرسشنامه ذهن خوانی از روی چشم های بار آن و کوهن استفاده شد. و نتایج بدست آمده با استفاده از روش رگرسیون چندگانه از طریق ورود همزمان و همبستگی پیرسون، و T مسقل تحلیل گردید. نتایج نشان داد که بین تئوری ذهن و همدلی و همدلی و جنسیت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد .همچنین جنسیت و نظریه ذهن به خوبی توانستند همدلی را پیش بینی کنند و هم چنین معلوم شد تفاوت معناداری از لحاظ متغییر های تئوری ذهن و همدلی بین دانش آموزان دختر و پسر وجود دارد . بعبارت دیگر میانگین نظریه ذهن و همدلی در بین دانش آموزان دختر بیش از دانش آموزان پسر بود . بحث و نتیجه گیری: از آنجا که آموزش شناختی یکی از روشهای متداول آموزش است لذا برای افزایش همدلی می توان تئوری ذهن را خصوصا در بین پسران آموزش داد.
رابطه هیجان های منفی (افسردگی، اضطراب و استرس) با وسوسه و احتمال مصرف افراد وابسته به مواد دارای بازگشت: نقش واسطه ای حمایت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتیاد اختلالی مزمن و بازگشت کننده است که تأثیرات عمیق اجتماعی، روان شناختی، جسمی و اقتصادی در پی دارد. با توجه به تأثیرات آن بر جامعه و افراد هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای حمایت اجتماعی در رابطه ی بین هیجانات منفی با وسوسه و احتمال مصرف افراد وابسته به مواد دارای بازگشت بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری (PLS) به روش تحلیل مسیر بود. نمونه پژوهش 130 نفر از افراد وابسته به مواد افیونی مراجعه کننده به درمانگاه های ترک اعتیاد شهر زاهدان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های حمایت اجتماعی (SSAS)، هیجانات منفی (21-DASS) و پیش بینی از بازگشت (RPS) استفاده شد. داده ها با آزمون های آماری رگرسیون گام به گام و مدل یابی معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای 23-SPSS و Smart-PLS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که همبستگی معناداری بین متغیرهای پژوهش وجود دارد. از بین زیر مقیاس های هیجان منفی، افسردگی و اضطراب توان پیش بینی احتمال مصرف مواد را داشتند در صورتی که زیر مقیاس استرس توان پیش بینی قدرت میل افراد وابسته به مواد افیونی دارای بازگشت را داشتند (05/0>P). هم چنین الگوی مدل یابی ساختاری نشان داد که حمایت اجتماعی تأثیر منفی معناداری علیه پیش بینی از بازگشت دارد و اثر هیجان های منفی را بر پیش بینی از بازگشت کم می کند و به عنوان یک ضربه گیر عمل می کند درحالی که هیجان های منفی بر پیش-بینی از بازگشت مواد تأثیر مثبت می گذارند و باعث افزایش بازگشت افراد به مواد می شوند (05/0>P). نتیجه گیری: به طورکلی مصرف مواد و اعتیاد یکی از معضلات و نگرانی های عمده جهان امروز است و ازآنجاکه انسان موجودی اجتماعی است، به ارتباط با افراد و کمک و حمایت آنان نیازمند است؛ بنابراین حمایت اجتماعی با افزایش سلامت روان شناختی فرد همانند سپری علیه بازگشت پس از درمان عمل می کند. ایجاد حمایت اجتماعی برای معتادان در حال ترک یکی از عناصر مهم در کاهش وسوسه و ترک مواد است. واژه های کلیدی: هیجان های منفی، وسوسه و احتمال مصرف، مصرف مواد، حمایت اجتماعی، بازگشت اعتیاد
نقش هوش اجتماعی و ذهن خوانی از طریق چشم و صدا در پیش بینی اضطراب اجتماعی بر اساس مدل کلارک و ولز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۰ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
97 - 118
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از مشکلات اساسی افراد مضطرب اجتماعی، ناتوانی آنان در شناسایی حالات ذهنی می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش اجتماعی و ذهن خوانی در پیش بینی اضطراب اجتماعی بر اساس مدل کلارک و ولز طراحی و اجرا گردید. روش: بدین منظور نمونه ای متشکل از 218 نفر زن و مرد بزرگسال به وسیله پرسشنامه اضطراب اجتماعی(SAQ)، پرسشنامه هوش اجتماعی ترمسو(TSIS)، آزمون ذهن خوانی از طریق چشم(RMET) و آزمون ذهن خوانی از طریق صدا(RMVT) مورد ارزیابی قرار گرفتند. به منظور تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج حاصل از همبستگی پیرسون نشان داد بین هوش اجتماعی و مؤلفه های آن و ذهن خوانی از طریق چشم با اضطراب اجتماعی رابطه منفی معنی داری وجود دارد. علاوه بر این بین هوش اجتماعی و ذهن خوانی از طریق چشم رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. ضمن این که هیچ رابطه معنی داری بین ذهن خوانی ازطریق صدا با اضطراب اجتماعی و هوش اجتماعی یافت نگردید. نتایج رگرسیون نشان داد مؤلفه های مهارت های اجتماعی و آگاهی اجتماعی از هوش اجتماعی و همینطور ذهن خوانی از طریق چشم قادرند 37 درصد از واریانس اضطراب اجتماعی را به طور معنی داری پیش بینی نمایند. نتیجه گیری: در مجموع می توان چنین نتیجه گیری نمود که افراد مضطرب اجتماعی در مؤلفه های هوش اجتماعی و توانایی ذهن خوانی از طریق مشاهده دیگران ضعیف تر عمل می کنند، موضوعی که می بایست در شناخت و درمان اضطراب اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
بررسی رابطه باورهای خرافی با سبک های پردازش اطلاعات و حس عاملیت در افراد مراجعه کننده به رمال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
38 - 23
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش ها نشان داده اند که سبک های پردازش اطلاعات تعیین کننده مهم برای باور به خرافات هستند و افراد خرافی احساس کنترل کمتری بر سرنوشت خود دارند، لذا هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه باورهای خرافی با سبک های پردازش اطلاعات و حس عاملیت در افراد مراجعه کننده به رمال است. روش: طرح پژوهش جزء تحقیقات توصیفی– همبستگی است.جامعه آماری پژوهش حاضر 425 نفر از افراد مراجعه کننده به رمال و فالگیر در شهرستان ارومیه است. نمونه پژوهش شامل 200 نفر می باشد که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های سبک های پردازش اطلاعات اپستین و پاسینی(1999)، اعتقاد به خرافات محقق ساخته(1398) و حس عاملیت) وودی و همکاران2013) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک پردازش خرد گرایی و حس عاملیت با باورهای خرافی رابطه منفی معنی دار و سبک پردازش تجربه ای با باورهای خرافی رابطه مثبت دارند و هر سه قادر به پیش بینی باورهای خرافی می باشند(01/0.> p). نتیجه گیری: با توجه به ارتباط باورهای خرافی با سبک های پردازش اطلاعات و حس عاملیت، نتایج این مطالعه دارای کارکردهایی برای کاهش گسترش خرافه گرایی و رمالی در جامعه است.
ارائه ی مدل علّی گرایش به رفتارهای پرخطر بر اساس نگرش مذهبی و سبک های فرزند پروری والدین: با میانجیگری چشم انداز زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : رفتارهای پرخطر، رفتارهایی هستند که سلامت و بهزیستی نوجوانان و جوانان را در معرض خطر قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر ارائه ی مدل علّی گرایش به رفتارهای پرخطر بر اساس نگرش مذهبی و سبک های فرزند پروری والدین با میانجیگری چشم انداز زمان بود. روش : پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت کاربردی، نوع کمی و ازنظر فرآیند و روش جمع آوری و تحلیل داده ها توصیفی-پیمایشی است. روش تجزیه و تحلیل داده ها، روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری پژوهش موردنظر، کلیه دانش آموزان دختر متوسطه ی شهر تهران در سال تحصیلی 1399-1398 به تعداد 251000 نفر بودند. نمونه پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرزند پروری ادراک شده بوری (PAQ)(1991)، نگرش سنج مذهبی گلریز و براهنی (1353)، پرسشنامه چشم انداز زمان زیمباردو (ZTPI) (1999) و مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی زاده محمدی و همکاران (1390) استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش بیانگر آن است که گرایش به رفتار پرخطر با نگرش مذهبی رو سبک های فرزندپروری ابطه مستقیم دارد. همچنین گرایش به رفتار پرخطر بر اساس نگرش مذهبی با میانجیگری چشم انداز زمان رابطه غیرمستقیم دارد. نتایج نشان داد که گرایش به رفتار پرخطر بر اساس سبک فرزند پروری با میانجی گری چشم انداز زمان رابطه غیرمستقیم دارد. نتیجه گیری : نتایج نشان داد که چگونه عوامل درون فردی در یک مدل بر گرایش به انواع رفتارهای پرخطر در نوجوانان تأثیر می گذارند. در نهایت نتایج نشان داد که مدل کلی تحقیق از برازش قوی برخوردار است.
روان شناسی در خدمت پزشک و اجتماع
حوزههای تخصصی:
چرا از انتقاد می ترسیم
حوزههای تخصصی:
مرزهای یک جنون
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش قدردانی بر همدلی و مهارت های ارتباطی نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۰ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۸
151 - 166
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش اثربخشی آموزش قدردانی بر همدلی و مهارت های ارتباطی نوجوانان بود. روش: این پژوهش به روش آزمایشی و طرح پژوهش پیش آزمون– پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تعداد 3258 از دانش آموزان دختر پایه هشتم شهرستان رشت در سال تحصیلی 99-1398 بود که از بین آن ها نمونه ای به تعداد 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه های مهارت های ارتباطی کوئین دام (2004) و همدلی جولیف و فارینگتون (2006) و آموزش قدردانی ایمونز و مک کالوگ (۲۰۰۳) استفاده شد. داده های پژوهش با تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش قدردانی بر افزایش همدلی (028/0P˂) و مهارت های ارتباطی دختران نوجوان اثرگذار است (001/0P˂). نتیجه گیری: بر اساس نتایج یافته های این پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که دوره نوجوانی دوره بسیار حساس و با اهمیتی است که دارای ویژگی های منحصر به فرد می باشد و در این زمینه آموزش قدردانی می تواند مؤثر باشد.
شبکه های اجتماعی مجازی و نقش آن در پیش بینی اهمال کاری تحصیلی، احساس تنهایی و سلامت روان دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از مطالعه ی حاضر بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در پیش بینی اهمال کاری تحصیلی، احساس تنهایی و سلامت روان در دانش آموزان بود.
روش: جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان سوم دبیرستان قم بود از میان آنها که 334 نفر با روش نمونه گیری ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها؛ پرسش نامه ی محقق ساخته ی میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، پرسش نامه های اهمال کاری تحصیلی سواری، احساس تنهایی (UCLA) و سلامت عمومی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد استفاده کردن از شبکه های اجتماعی مجازی می تواند اهمال کاری تحصیلی، احساس تنهایی و سلامت روان را در دانش آموزان پیش بینی می کند. همچنین اهمال کاری تحصیلی، احساس تنهایی و سلامت روان با مدت استفاده از شبکه های مجازی، رابطه ی مثبت معنادار دارد.
نتیجه گیری: شبکه های اجتماعی مجازی به واسطه ی درگیر کردن کاربران خود، ممکن است موجب بروز مشکلاتی در زندگی و وضعیت روان شناختی فرد شود.
بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی درون گروهی و شادی در بین شهروندان شهرتهران در سال 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی در افزایش خلاقیت و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان در شهر تبریز انجام شد. روشپژوهش نیمه آزمایشی و طرحپژوهش پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه اول دوره متوسطه بودند که 30 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. راهبردهای فراشناختی در 8 جلسه گروهی به آزمودنی های گروه آزمایش آموزش داده شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های خلاقیت عابدی و عملکرد تحصیلی در تاج جمع آوری و با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی می تواند مؤلفه های خلاقیت را به طور معنی داری افزایش دهد و خودکارآمدی، برنامه ریزی و تأثیرات هیجانی را در عملکرد تحصیلی دانش آموزان به طور معنی داری بهبود بخشد(P<0.01) و در فقدان کنترل پیامد و انگیزش تغییری ایجاد نشد. نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که آموزش راهبردهای فراشناختی روش مناسبی برای افزایش خلاقیت و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان می باشد. لذا پیشنهاد می شود به منظور افزایش مؤلفه های خلاقیت و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ممکن است مفید باشد که سطح راهبردهای فراشناختی دانش آموزان تقویت شود.
جلوی عصبانیت بچه ها را نگیرید: بچه ها را وقتی عصبانی شده و داد میزنند با توپ و تشر آرام نکنید
منبع:
پیوند ۱۳۵۹ شماره ۸
روان شناسی و اجتماع: این جا و اکنون راهبردی موثر در روان شناسی
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش مهارت حساسیت اخلاقی بر کاهش مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۰ بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۷
123 - 139
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به شیوع بالای قلدری و تأثیر مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی در افزایش نرخ ارتکاب به قلدری پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت حساسیت اخلاقی بر کاهش مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری تدوین یافت. روش: مطالعه حاضر با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعه آماری در این مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر ابهر در سال تحصیلی 99-98 بودند و از میان مدارس مقطع متوسطه اول به روش تصادفی خوشه ای دو مدرسه انتخاب و پرسشنامه خودگزارش دهی رفتار اجتماعی کودکان - کریک و گروتپتر (1995) در آن ها اجرا شد، همچنین با همکاری کادر مدیریتی و مشاور مدرسه 31 دانش آموز برای هر گروه، انتخاب شدند. سپس یکی از مدارس به صورت هدفمند به عنوان گروه آزمایش جهت اجرای برنامه برگزیده شد و مدرسه دیگر به عنوان گروه کنترل هیچ برنامه مداخله ای دریافت نکرد. برنامه مداخله ای با محتوای مهارت حساسیت اخلاقی اندیکات، باک، میشل و ناروائیز (2001) به مدت 9 جلسه 45 دقیقه ای در گروه آزمایش اجرا شد همچنین، پرسشنامه بی تفاوتی اخلاقی بندوراو همکاران (1996) و پرسشنامه خودگزارش دهی رفتار اجتماعی کودکان کریک و گروتپتر (1995) پیش و پس از برنامه مداخله ای اجرا گردید و داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مانکوا نشان داد که دریافت آموزش حساسیت اخلاقی در گروه آزمایش، موجب کاهش نمرات پس آزمون های مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری نسبت به گروه کنترل گردید. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، پیشنهاد می گردد که موضوع رشد اخلاقی و مهارت های مرتبط با آن در جهت توسعه چندوجهی مهارت های کودکان و نوجوانان درزمینه پیشگیری و کنترل خشونت و قلدری مدنظر قرار گیرد.
پیش بینی نشانه های حساسیت اضطرابی با میانجیگری ذهن آگاهی بر اساس اضطراب اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی حساسیت اضطرابی با نقش میانجیگری ذهن آگاهی با اضطراب اجتماعی دانش آموزان انجام شد. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه ی آماری شامل دانش آموزان دختر کرمانشاه بود که 350 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای جهت نمونه انتخاب شده و با استفاده از مقیاس حساسیت اضطرابی نوجوانان (دیکون، 2002)، مقیاس اضطراب اجتماعی برای نوجوانان (SAS-A، لاجرسا، 1998) و مقیاس ذهن آگاهی براون وریان (2003) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین حساسیت اضطرابی و ذهن آگاهی، بین حساسیت اضطرابی و اضطراب اجتماعی و همچنین بین ذهن آگاهی و اضطراب اجتماعی در سطح 001/0 >P رابطه ی معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که 18 درصد ذهن آگاهی توسط حساسیت اضطرابی و 49 درصد اضطراب اجتماعی توسط ذهن آگاهی و حساسیت اضطرابی تبیین می شود. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها نتیجه می گیریم اختلال های اضطرابی چندعاملی هستند و افزون بر این در شکل گیری، تداوم و درمان اختلال های اضطرابی همچون حساسیت اضطرابی و اضطراب اجتماعی، باید به نقش ذهن آگاهی توجه داشت.
پیش بینی حمایت اجتماعی دانشجویان بر اساس مولفه های سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی در بحران همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
179 - 163
حوزههای تخصصی:
هدف: شیوع بیماری کرونا و اجرای قانون های پیشگیرانه، تاثیرات گوناگونی بر ابعاد روانی و اجتماعی افراد جامعه گذاشته است. هدف از این پژوهش مطالعه ارتباط حمایت اجتماعی دانشجویان با مولفه های سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی در بحران همه گیری کرونا بود. روش: پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری را کلیه دانشجویان استان چهارمحال و بختیاری در نیمسال دوم سال تحصیلی 99-1398 با تعداد بالغ بر 40000 نفر تشکیل می دادند. گروه نمونه 402 دختر و پسر دانشجو بودند که توسط پرسشنامه حمایت اجتماعی(زیمت و همکاران، 1998)، پرسشنامه سرمایه اجتماعی(پاتنام، 2000) و پرسشنامه سرمایه روانشناختی(لوتانز و همکاران، 2007) به شکل اینترنتی و از طریق درگاه های مجازی ارزیابی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون هم زمان استفاده شد. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی بصورت مثبت با حمایت اجتماعی دانشجویان، همبستگی دارند. همچنین مشخص شد که سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی، به ترتیب 24 و 48 درصد از تغییرات حمایت اجتماعی را پیش بینی می کنند(001/0p <). نتیجه گیری: به نظر می رسد می توان گفت حمایت اجتماعی دانشجویان با مؤلفه های سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی قابل پیش بینی است و دارای تلویحات کاربردی در تهیه مداخله های در بحران در زمان شیوع بیماری کرونا و بعد از آن است.
پیکربندی و اعتباریابی الگوی روانی اجتماعی هویت نوجوانان پسر ایرانی: یک مطالعه روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۶
79 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه : شواهد بیشماری حاکی از تغییرات رفتاری اساسی در نوجوانان ایرانی است. به احتمال زیاد بتوان این تغییرات را به مسائل هویتی آنان نسبت داد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتباریابی الگوی روانی اجتماعی هویت نوجوانان ایرانی و تعیین رابطه احتمالی آن با تغییرات رفتاری آنان انجام شد.
روش : این پژوهش از لحاظ رویکرد آمیخته بود. در مرحله کیفی از روش روایت پژوهی و در مرحله کمّی از روش همبستگی استفاده شد. در بخش کیفی، جامعه آماری پژوهش نوجوانان پسر 15 تا 20 ساله بعلاوه روان شناسان و جامعه شناسان شهر تهران در سال 1399 بود. 19 نفر از نوجوانان با نمونه گیری داوطلبانه و 6 نفر از متخصصان با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش نوجوانان پسر 15 تا 20 ساله شهر تهران در سال 1399 بود که از بین آن ها 218 نفر با نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. گردآوری داده ها در بخش کیفی از طریق مصاحبه داستان زندگی مک آدامز (1995) و در بخش کمی به وسیله پرسشنامه محقق ساخته صورت پذیرفت. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد.
یافته ها : نتایج تحلیل محتوا بعلاوه تحلیل عاملی نشان داد که مدل کلان روایت نوجوانان شامل مؤلفه هایی چون تعلق به خانواده، پایبندی به ارزش های دینی و اطاعت از والدین است و مدل ضد روایت نیز مؤلفه هایی چون سبک زندگی اختیاری، حس منحصر به فرد بودن، استقلال خواهی و رقابت جویی را در بردارد.
نتیجه گیری : می توان تغییرات رفتاری نوجوانان پسر ایرانی را به دو عامل عمده نسبت داد: 1- تضاد میان برخی مؤلفه های ضد روایت و کلان روایت آن ها 2- وضعیت نسبتاً افراطی برخی مؤلفه های روایت های آن ها.