هنر ملی، قومی و اصلی ما ایرانیان شعر بوده و از میان احتمالاً حدود ده هزار شاعر در دوران بیش از هزار سال ده تن بخاطر نحوه کارشان نابغه نامیده شدند فردوسی، خیام، نظامی، سنایی، عطار، مولوی، سعدی و حافظ از آن جمله اند. در حافظ سه عنصر تشکیل دهنده نبوغ وجود دارد: عقل پخته و کامل، شور و شیدایی بسیار و سختکوشی خارق العاده. عقل او در اعتدال و انتخاب درست و دقیق راهش که شعر غنایی-تغزلی است، جلوه گر می شود. با توجه به سه عنصر فوق الذکر شباهتهای اشعار حافظ با مفاهیم مشاوره و زمینه کاربردی آن تبیین شده است.
بحث بازتاب شاهنامه در متون نظم و نثر ایران کارى بس پردامنه است. شاهنامه حکیم فردوسى، کتاب هویت فرهنگى ما ایرانیان با زبان استوار و سخن دلپذیر آنچنان در ادب فارسى ریشه دوانده که گویى رکن اساسى در تجدید حیات آثار مى باشد. شاهنامه اثر چه داعیه عرفانى بودن ندارد اما در متون مهم عرفانى ما حضورى زنده و پویا دارد. نگاه عرفا همچون شعرا به شاهکار ادبى فردوسى به گونه ای ست که تصور یک لحظه جدایى فرهنگ و سنن ایرانى را از دین و مذهب اسلامى به ذهن راه نمى دهد مولوى در بهره گیرى از پهلوانان و اسامى و رسوم شاهنامه جاى ویژه اى را در میان عارفان براى خود بدست آورده است. در مثنوى معنوى حضور شخصیتهاى اسطوره اى شاهنامه کاملأ هویداست. بعضى از جلوه هاى اسطوره اى شاهنامه در این مقاله بیان گردیده است.
در این مقاله بر مبناى نقد اسطوره اى به تئورى تناسخی گیاهى در شعر شاعران معاصر همچون سهراب سپهرى واحمد شاملو پرداخته ایم و جلوه هاى قداست گیاهان در پرتو استحاله روحانى و معنوى باز نموده شده است. همچنین نگرش اساطیرى و شاعرانه سپهرى و شاملو در این بعد با ارائه شواهد شعرى ایشان تبیین شده است. هدف از این پژوهش آن است که نشان دهیم آموزه هاى عرفانى و معنوى در قالب یک ارتباط تثلیثى متشکل از تئورى چرخه زایش، زنده بینى و آنیمیسم گیاهى و انگاره هاى انسانى، نباتات جهت بیدارى و اگاهى انسان و رسیدن به شناخت واقعى در تفکر برخى از شاعران بزرگ به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه نمودار شده است.
سده پنجم هجرى، قرن تلاقى فرهنگهاى گوناگون در سرزمینهاى اسلامى و نمودار گسترش زبان وادبیات عرب درپی کوششهاى دانشمندان اسلام است. زبان عربى ضمن تأثر از فصاحت و بلاغت قرآنى در لفظ و اثر پذیرى محتوایى از مفاهیم وگزاره هاى دینى، در عقیده وگفتار عالمان و شاعران ملل دیگر اثر گذاربوده است. کاربرد الفاظ قرآنی و مفاهیم اعتقادى به ویژه درآثار ادیبان و شاعران، بازتاب خاص یافته است. از جمله شاعران دین مدار در لفظ و معنى، ناصر خسرو قبادیانى شاعر و حکیم نامبردار قرن پنجم هجرى است. در این مقاله نویسنده بر آن است که تصویرى از دو مفهوم اصیل تولی و تبرى در دیوان این ادیب سترگ عرضه نماید.
در این مقاله موضوع "وصف اطلال و دمن " در شعر فارسى و عربى مورد بحث واقع شده است. پس از ذکر مقدمه اى کوتاه، ابتدا نمونه هائى از شعر عرب دوره جاهلى- مقدمه معلقات سبع- در این زمینه ذکر شده و سپس از شعراى فارسى زبان که اشعارى در این زمینه سروده اند یاد شده است. برجسته ترین شعراى مورد نظر، منوچهرى دامغانى، امیر معزى، عبدالواسع جبلى و لامعى گرگانى مى باشند. تحلیل برخى از مضامین اشعار شعراى فوق بخش بعدى مقاله را تشکیل مى دهد و در پایان، مقایسه اى تطبیقى میان ویژگى هاى محتوایى اشعار عربى و فارسى مورد بحث در این زمینه صورت گرفته است.
در این گفتار نگارنده بر آن است که پیوند شعرو موسیقى رادر چشم انداز علم عروض و موسیقى کلام بررسى کند و اوزان منتخب عنصرى را در ترازوى مضامین شعرش بسنجد و پیامهاى شاعرانه او راکه بیانگر دقیقى براى تعیین سبک سخنورى اوست در طیف جاذبه اوزان در مطالعه آورد و نقش بهگزینى الفاظ را در ترکیب کلام وى مورر تحلیل قرار رهد.
سخن گفتن از عشق هم دل انگیز و دل نشین است و هم سخت و دشوار‘دل انگیز از آن جهت که حدیثش زخمه بر تار دل می زند و نغمه بی قرار جان را به فراسوی زیباترین مطلوب به پرواز درمی آورد و فضای روح رابا شمیم خوشبوی آن عطرآگین می سازد و دشوار از آن رو که عشق پدیده ای نفسانی و روحانی است که جز به وسیله خود عشق به تعریف درنمی آید و محصول تجربیات شخصی است . غزل های جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی بیانگر حالات درونی اوست که از سوز دل عاشقش حکایت می کند و چنان لطیف و دل نشین است که شنونده را هرچند بی ذوق باشد ‘ مفتون می سازد. دراین مقاله سعی برآن گردیده است تاازمیان موضوعات بی شماری که در دیوان جمال الدین وجود دارد‘عشق وعاشق و معشوق در غزلیات وی مورد بررسی اجمالی قرار گیرد. آنچه دراین نوشتار می آید شامل :1- منشأ و تعریف عشق 2-صفت عشق 3- درونمایه عشق 4- فراق و هجران ناشی از عشق و جور و عتاب معشوق به عاشق 5- صفات عاشق و معشوق