شباهت ظاهری و دشواری تمایز اصول و قواعد مکاتب ناتورالیسم و رئالیسم، منشأ اشتباهات فراوانی برای منتقدان بوده است. تا آنجا که گاهی آثار ناتورالیستی به عنوان آثار رئالیستی معرفی میشوند. در این مقاله اصول و قواعد مکاتب فوق، در دو اثر برجسته نانای امیل زولا و بابا گوریوی بالزاک، نقد و تحلیل شده است. اشخاص داستانی «نانا» در عین عادی و معمولی بودن، هر یک معرف قشر معینی از جامعهاند و نویسنده ناتورالیست اصراری بر تیپسازی ندارد. ولی در «باباگوریو» با وجود برگزیده شدن قهرمانان از میان افراد جامعه، به آنها برجستگی خاصی (تیپ) بخشیده میشود. انتقاد در آثار ناتورالیستی به مثابه مبارزه با بیماریهایی تلقی میشود که بر وحدت ارگانیک جامعه هجوم میآورد. اما در آثار رئالیستی عمیقترین ریشههای تضادهای اجتماعی عصر کاویده میشود. با وجود اینکه اصول علمی ناتورالیسم پرداختن به هر موضوعی را صرف نظر از طبقه مجاز میداند، موضوع آثار ناتورالیستی بیشتر طبقات متوسط و پایین جامعه را شامل میشود. اما نویسنده رئالیست در آثار خود با وجود به تصویر کشیدن هر دو طبقه بالا و پایین جامعه، بیشتر به واقعیتها و رنجهای مربوط به طبقه کارگر توجه میکند. اکثر رمانهای ناتورالیستی دارای پایانی اندوه بار، نگران کننده و فاجعهآمیز هستند و موجب ناراحتی خواننده میشوند. ولی آثار رئالیستی با وجود اینکه معمولاً پایانی غم انگیز دارند، تا حد آثار ناتورالیستی فاجعهآمیز نیستند.
حسین پژمان بختیاری (1353-1297) یکی از شاعران سنتگرای رمانتیک است که اشعارش را با توجه به الگوهای زیباشناختی شعر کهن ایران سروده است. چنانکه میدانیم شعر سنتی با قالبهای متنوع خود پس از نوگراییهای دوران معاصر، به حیات خود ادامه داده و شاعران نسبتاً برجستهای نیز به فرهنگ و هنر معاصر معرفی کرده است. پژمان بختیاری در ردیف شاعرانی مانند رعدی آذرخشی، رهی معیری، امیری فیروزکوهی، وحید دستجردی و بدیعالزمان فروزانفر قرار میگیرد. او از جمله شاعران معاصر است که تاکنون بررسی دقیقی در مورد شعرش صورت نگرفته است. مقاله حاضر عنصر موسیقی و تخیل را در دیوان اشعار وی تبیین و تحلیل کرده و به این نتیجه رسیده است که از میان عوامل اصلی شعر؛ یعنی زبان، موسیقی و تخیل، در آثار این شاعر موسیقی برتری چشمگیری دارد.
مناسبات نسلی و تفاوت و تقابل نسلها، از دغدغههای اصلی همه ملل در طول تاریخ بشر بوده و همواره توجه مصلحان اجتماعی را به خود معطوف کرده است. تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و به طور کلی تکامل جوامع و مخصوصاً پدیده صنعتی شدن، تأثیرات محسوسی بر هنجارهای رفتاری نسلها داشته است که از این میان، با توجه به اقتضائات خاص دوره جوانی، این تفاوت رفتاری در این نسل محسوستر و ملموستر جلوه کرده است. سعدی، در ضمن داستانها و حکایات کوتاه با اشاره به پارهای از این تفاوتها و تقابلها، آن را امری طبیعی و عادی برشمرده، هرچند درصدد بیان علل و عوامل این گسست برنیامده است. او میکوشد با تکیه بر آموزههای اخلاقی، جوانان را به طاعتپذیری و تجربهاندوزی از پیران دعوت کند و اغلب با دفاع از ارزشها و سنتهای اجتماعی، پیران را در شیوههای رفتاری محقتر میداند. در ادامه مقاله پارهای اندرزها و نصایح سعدی به دو نسل جوان و پیر احصا شده و قضاوت نهایی را به خواننده واگذار کردهایم که تا چه حد آموزههای اخلاقی ادبیات تعلیمی گذشته، میتواند امروزیان را در ترمیم گسست نسلی یاری نماید.