رهی معیری از شاعران بنام و پرآوازه معاصر است که زبان عاطفی و پراحساسش، نظر مخاطبان فراوانی را از زمان حیاتش تا کنون، به سوی سروده های او جلب کرده است. همین رویکرد گسترده مخاطبان، چاپ مکرر آثار او را در پی داشته است؛ به گونه ای که در دو دهه اخیر، شمارگان و نوبت های چاپ آثار رهی به اشکال مختلف، در میان دیگر آثار ادب فارسی، برجستگی خاصی داشته است. بر اساس این امتیازها و توان مندی ها، در این مقاله در پی آنیم که: الف- جایگاه، رهی معیری را در میان شاعران معاصر، بویژه سنت گرایان مشخص کنیم. ب- مهمترین عواملی را که موجب پسندیدگی شعر وی در میان مخاطبان گردیده، بکاویم. بی تردید عوامل متعددی در پسندیدگی یک اثر ادبی موثر می افتد که ممکن است به حوزه لفظ یا معنا مربوط باشد؛ براساس مطالعه و تاملی که بدین منظور برروی سروده های رهی انجام گرفت، بدین نتیجه دست یافتیم که بیشتر زیبایی های شعر «رهی» به ساختار و فرم سخن وی مربوط است، لذا باید بیشتر از دیدگاه نقد ساختار گرایانه و فرمالیستی به اشعار وی نگریسته شود. بهره گیری رهی از عناصر موسیقی افزای سخن را باید از شگردهای موثر رهی در این حوزه به شمار آورد که بی تردید نتیجه آشنایی عمیق رهی از سال های آغازین نوجوانی با موسیقی بوده است.
مثنوی را قرآن منظوم هم نامیدهاند. به این اعتبار که سرشار از آیات قرآن کریم است و ذهن و زبان مولوی را بیش از هر چیز قرآن شکل بخشیده است. رویکرد مولوی به آیات به چهار گونه بوده است: 1- اقتباس لفظی 2- اقتباس معنوی 3- تفسیر 4- تاویل. در این مقاله به دو گونه اخیر اشاره میشود که آیا مولوی تماما دست به تاویل زده است یا تفسیر؟ تاویل از نگاه مولوی چه شرایط و خاستگاه هایی دارد؟
با بررسی تصویرپردازی پرندگان در شعر شاعران حبسیه سرا چنین استنباط میشود که مسایل زیباشناختی و روانشناختی چنان در هم تنیدهاند که نقد زیباشناسی آن بدون وارد شدن در حوزه نقد روانشناسی ممکن نیست. در این مقاله با بررسی عناصر «رنگ»، «موسیقی» و «حرکت»، در خیال آفرینی و مضمون پردازی شاعران از پرندگان در زنداننامهها، سعی میکنیم در دنیای ذهن و روان شاعران حبسیهسرا نفوذ کنیم و با بررسی تصاویر موجود در دیوان سه شاعر حبسیهسرا ـ مسعود سعد، خاقانی، بهار ـ به درک و کشف روحیات و دیدگاه های آنها نزدیک شویم.