دوره ادبی را که همزمان با روزگار صفوی در ایران رواج داشت، عدّه ای دورة انحطاط ادبی می دانند و گروهی برخلاف آنان معتقدند این دوره از دوره های پویا و پُررونق ادب فارسی است که علاوه بر تداوم سنّت های ادبی رایج در دوره های بعد، زمینه ظهور تجارب جدیدی فراهم آمد. در این مقاله، بی آنکه این دو دیدگاه ارزیابی شود، یکی از این تجربه های جدید به نام واقعه سرایی بررسی و تحلیل می شود. از شواهد و قرائن برمی آید که مبدع این خُرده نوع ادبی، شاعری است به نام آقامحمّد شیخا متخلّص به مقبل اصفهانی (م. 1157 ق.) که از شاعران متعهّد و معتقد شیعی بود. وی در ایّام آشفته و ناامن اواخر عهد صفوی به تته و دکن پناه برد و دردستگاه نوّابان و سخنوران آن دیار با اکرام و احترام روزگار را به سر برد. شیوة شاعری او در دوره های مختلف با اقبال بسیاری از شاعران مرثیه سرا روبه رو شد. مقبل در ساحت شعر فارسی سنّتی بنیادی گذارد که امروز به «واقعه» شناخته می شود. واقعه را می توان از فروع «مرثیه» به شمار آورد. در این مقاله، ساختار و ویژگی های واقعه تببین می شود و نقش مقبل در شکل گیری و رواج این سنّت ادبی بررسی و تحلیل می گردد
ابن هانى همچون بسیارى از شاعران بزرگ ضمن حفظ اشعار و اخبار عرب، از آیات قرآن کریم تأثیر پذیرفته و در اشعار خود بدانها، استناد نموده و حقانیت اهل البیت (ع) و مظلومیت آنان را یادآور شده است. گفتنى است او شاعرى بود دربارى و مداح خلیفه هایى چون المعزلدین الله و بسان دیگر شاعران، مدیحه بیشترین قسمت دیوان او را به خود اختصاص داده است. او از زاویه اى به مدیحه نگریسته است که شاید دیدگاه شاعران دیگر به مدیحه بدین گونه نباشد. او با توصیف جنگها و مدح ممدوحان خود، در حقیقت، مناقب و فضایل اهل البیت (ع) را به گونه اى شیوا، زیبا و دلنشین با ابیاتى پرمغز وگوش نوأز و به دور از ابهام و تعقید براى مخاطبان خود در هر عصر و زمان به تصویرکشیده است. در این مقاله سعى شده است ضمن بیان شمه اى از زندگینامه شاعر، دیدگاه ادیبان در مورد وى، اغراض شعرى او، آیات به کار رفته در اشعار او و اعتقاد قلبیش به اهل البیت (ع) به تصویرکشیده شود.
سیمین دانشور در ادبیات داستانی ایران جایگاه ارجمندی دارد. او در آثارش به عموم گونه های ادبیات پرداخته است. چگونگی کاربست گونه ادبیات پایداری در داستان های این بانوی نویسنده و تحلیل آنها بر اساس جستارهای کهن الگویی، ظرفیت موضوعی یک پژوهش دانشگاهی را دارد؛ از طرفی تاکنون آثار داستانی دانشور، از این منظر مورد واکاوی قرار نگرفته است. با توجه به جایگاه کارل گوستاو یونگ در روانشناسی اعماق، پس از نمونه یابی ، مبانی تحلیلی تحقیق بر پایه آرای این روانشناس استوار گردید. چون موضوع پژوهش، بینا رشته ای (ادبیات و روانشناسی) است، پیش از ورود به بحث به قدر ضرور، زندگی و آثار داستانی دانشور و نظریات یونگ تبیین گردید تا به درک مفاهیم کمک کند. یافته های پژوهش، اعتنامندی نویسنده به ادبیات پایداری با زمینه های کهن الگویی و کاربست ویژه آن را در رمان سووشون آشکار می نماید و مشخص می کند که بن مایه این رمان بر پایه ادبیات پایداری است.