مجاز یکی از مهم ترین پدیده های زبانی است که شناخت ویژگی های آن می تواند نقش به سزایی در شکل گیری فهم صحیح از سخن متکلم داشته باشد. این پدیده زبانی همواره از جنبه های مختلف ادبی، اصولی و کلامی بررسی شده است. ابن جنی یکی از مشهورترین نحویان و زبان شناسان قرن چهارم است که در این باب دیدگاه بسیار ویژه و متفاوتی دارد. در نگاه ابن جنی، مجاز گستره کاربرد بسیار وسیعی دارد چنان که بیشتر واژگان یک زبان را به خود اختصاص داده و تمییز آن از حقیقت بسیار دشوار می نماید. برداشت خاص او از مجاز افزون بر تأثیراتی که بر ادبیات و علم کلام می گذارد، می تواند بر یکی از مشهورترین نظریه های اصول فقه در مباحث الفاظ یعنی اصل ترجیح حقیقت بر مجاز یا «اصالت حقیقت» نیز تأثیر گذار باشد. در این مقاله برآنیم تا در کنار شرح نظریه ابن جنی، با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، تأثیر آن را بر اصالت حقیقت مورد مطالعه قرار دهیم. به نظر می رسد با پذیرش دیدگاه ابن جنی، عمومیت اجرای «اصل حقیقت» آنگونه که اصولیان ادعای آن را دارند، با محدودیت های جدی روبه رو شود و بر خلاف نظر ایشان، می بایست به هنگام شک در اراده متکلم از «اصالت مجاز» بهره برد.
پروین اعتصامی شاعر نامدار معاصر، بیشتر به سبب گرایش های تعلیمی و اخلاقی اش شناخته می شود. وی کوشش داشته است از شعر برای دانش افزایی و حکمت سرایی یاری بگیرد. بی تردید شاعران پش از پروین هم، همین رویه و رویکرد را دنبال می کرده اند و به طور کلی یکی از شباهت های وی با کسانی مانند ناصرخسرو، سعدی، ابن یمین و... همین روند اخلاقی کردن فضای شعر است. متأسفانه برخی منتقدان ادبی سطح کار پروین را در این زمینه، تا حد شاعری مقلد پایین آورده اند؛ درحالی که چنین نیست. وی بی آن که از نظریات ادبی جدید در روزگار ما باخبر باشد، به شیوه ای کاملاً هنرمندانه توانسته است خود را از سطح تأثیرپذیری صرف و معمولی نجات دهد و در حد شاعری توانمند و صاحب سبک ظاهر شود. گرایش پروین به ادب تعلیمی آن هم با رنگ و بویی کاملاً زنانه، نقطه آغاز توفیق او در شاعری است. در مقاله حاضر با نگاهی به نظریه «اضطراب تأثیر هرولد بلوم»، سعی شده است هنر ورزی های پروین اعتصامی در بیرون آمدن از سایه اضطراب تأثیر شاعران پیش از او نشان داده شود؛ نتیجه این ارزیابی نشان می دهد وی با در نظر داشتن تحولات سیاسی و فکری روزگار خود، همه راه شاعری را با شاعران متقدم- و البته مرد- نپیموده است و بر اساس سبک شخصی خود، مبتکرانه رفتار کرده است.
مسلمانان از همان آغازین روزهای بعثت رسول الله(ص) با تأسی از وجود مبارک ایشان به اقامه نماز همّت گماشته و درآن اختلافی نداشتند. با رخت بربستن رسول الله(ص)ازجهان خاکی اندک اندک اندیشه «حَسبُنا کتاب الله» درذهن برخی دگراندیشان – به ویژه خوارج – ریشه دواند و با گرایش به رأی، در تعداد رکعات نماز اختلاف نمودند. جریان قرآن گرایی اگرچه نوظهور و حاصل رویکرد بخشی از جنبش های نوگرایانه در دو قرن اخیر می باشد، اما شواهدی بر بروز رگه هایی از قرآن بسندگی و بی اعتنایی به سنّت، در قرن اول و دوم هجری گزارش شده است. نوشتارحاضر با روش توصیفی-تحلیلی به طرح ونقد استدلال های قرآنیّون درباره نماز از آیات قرآن پرداخته و ضمن آسیب شناسی دیدگاه ها، نتیجه می گیرد: قرآن گرایان با انکار حجیّت سنّت باب رأی گروی و عقل گرایی افراطی را به روی خود گشوده و با نادیده انگاری نقش سنّت و عقل برهانی دست به برداشت های ذوقی از آیات قرآن کریم زدند. آنها در بسیاری موارد از ظواهر معتبر قرآنی دست کشیده و به تأویل جهت دار و توجیه رأی مدارانه و غیر متکی به عقل برهانی روی آورده اند.گرچه آنها نام «اهل قرآن» را بر خود گذاشته اند، اما تفکر و عمل آنان بر خلاف نص و مضامین قرآن می باشد.
جنبه خیر و شر در ایران باستان تقریباًدر تمام پدیدهها وجود دارد. آب این عنصر حیاتبخش در عین حال میتواند ویرانگر نیز باشد؛گاهی جنبه درمان دارد وگاهی تبدیل به آب مرگ میگردد. این دوسویگی و دوگانگی در شاهنامه، چون اکثر اسطورههای ایران باستان نمودار گشته است. اسطوره آب حیات و داستان چشمه سو از بارزترین نمونههای دوسویگی نماد آب در شاهنامه است. از طرفی در این مبحث،آنمیسم یا جاندارپنداری آب بیان شده است که نمونههای آن در شاهنامه و به خصوص داستان یزدگرد دیده میشود.
یکی از موضوعات اساسی در عرفان جمالی جایگاه برجسته ی معشوق و توصیف حالات گوناگون اوست. احمد غزالی و سعدی ، که هر دو از برجستگان عرفان جمالی هستند ، در توصیف حالات معشوق دارای مشترکاتی هستند. اما با وجود درک مشترک از حالات معشوقی، بیان این دو بزرگ متفاوت است. نگارندگان در این جستار، درک مشترک حالات معشوقی را در سوانح العشاق غزالی و غزلیات سعدی، درباره کرشمه ی معشوقی و کرشمه ی حسن ،که از نکات ظریف در شناخت زیبایی است، مورد بررسی قرار داده اند و همچنین تفاوت نگاه آنان را در این باره، تبیین کرده اند. در حقیقت فرضیه تحقیق این است که مشترکات بین این دو اثر در حالات معشوقی بسیار چشمگیر است و این نکته در نتیجه گیری نیز به خوبی تبیین گردیده است. با این تفاوت که آنچه غزالی با بیانی انتزاعی مطرح کرده است در غزلیات سعدی بیانی محسوس و زنده دارد.
سیمای تابناک مولانا و شعر عارفانه وی در هندوستان همیشه برای منتقدین ادب و اهل سلوک جاذبه خاصی داشته و دارد. در اینجا شرح های بسیاری بر مثنوی نوشته شده و به زبانهای مختلف مانند اردو، هندی، انگلیسی، و غیره ترجمه شده است. شاعران هند در مثنوی نگاری ازو بهره برده اند. اکنون نیز فضلا و دانشوران آثار گرانبهایی در باره وی می نگارند.
علامه شبلی در شعر العجم درباره احوال و آثار مولانا بحث کرده است و کتابی به نام « سوانح مولانا روم» نگاشته است. در این مقاله کوتاه نظرات شبلی در باره ویژگی های شعری مولانا بررسی شده است.
جلال الدین محمد بلخی» مولاناس و او با افتخار تمام مولای متقیان علی (ع) را مولاست و این را از جای جای دیوان و مثنوی پیداست و من بر آنم که در این مقال فروغی از آن کانون مهر، بر دل های مشتاقان برتابانم و خرگه خورشید را منور گردانم. تا زمین و آسمان خندان شود/ عقل و روح و دیده چندان شود.کم نیستند کسانی که نه با مولانا آشنایند و نه از طریق و طریقت او آگاهند، اما این مصراع را ورد زبان دارند که: «از علی آموز اخلاص عمل» و این برای آنان علاوه بر بیان ارادت به مولا، تجسم اندیشه، باور و حتی مذهب مولاناست اما اصل آن چیست و از کجاست؟ این، مصرع نخستین از بیتی است که 281 بیت دیگر را نیز به دنبال دارد و تحت عنوان «خدو انداخت خصم در روی امیرالمومنین علی – کرم ا... وجهه – و انداختن علی شمشیر را از دست»، حسن ختامی است برای دفتر اول مثنوی معنوی.به تصریح استاد فقید، بدیع الزمان فروزانفر، (ره) در ماخذ و تمثیلات مثنوی، این روایت به صورتی که در مثنوی نقل شده است در هیچ ماخذی نیست و ظاهرا حکایت مذکور با تصرفی که از خصایص مولاناست ماخوذ است از گفته غزالی در احیا علوم الدین که: «عمر مستی را دید، خواست او را بازداشت و تعزیر کند. مست او را ناسزا گفت عمر از این کار منصرف شد. گفتندش که ای امیرمومنان چون ناسزایت گفت او را وا نهادی؟! گفت آری او مرا به خشم آورد و اگر در آن حال او را تعزیر می کردم برای فرو نشاندن خشم بود و من دوست ندارم مسلمانی را برای ارضای خویشتن بزنم»