از منظر عرفان ابنعربی، هستی ـ که همان حق است ـ در مراتب و مراحل مختلف با جلوههای متعددی خود را نمودار ساخته است. ویژگیهایی در آینه است که تامل در آنها بستر مناسبی برای تفسیر پدیداری حق و خلق فراهم نموده است. در مکتب ابنعربی؛ از جهتی حق آینهای است که جلوههایی را نمودار ساخته است و نظاره آن جلوات همواره با اختفاء آینه توام میباشد. خلق پدیدار شده نیز چیزی جز تصویر آینهای حق نمیباشد. مقاله ذیل پژوهشی است که استفاده از «آینه» در مکتب ابنعربی را به عنوان الگویی برای تفسیر و تبیین هستی مورد بررسی قرار داده است.
این مقاله اشاره به محبوبیت و مشهور بودن سعدی در دوران حیات خود دارد که به گواهی اسناد و مدارک موجود چندسالی پس از انتشار گلستان، نام سعدی در قلمرو زبان فارسی که در آن روزگاران از بنگاله تا روم شرقی گسترده بود، طنینافکن می شود و در گوشه و کنار این حوزه گسترده به اشعارش استناد می کرده و او را به بزرگی می ستودهاند. در این مقاله با بررسی چهار کتاب که در قرن هفتم و دهه نخست قرن هشتم در روم و بغداد و دهلی نوشته شدهاند میزان نفوذ سخن سعدی، نشان داده شده است.
واقعه برادرکشی به عنوان اسطوره دینی- تاریخی و با تاسی از کهن الگوی آن (قابیل و...) در ادوار مختلف و اشکال متنوع تکرار شده است. این کهن الگو با توجه به درآمیختن با اضطراب های سه گانه حاصل مرگ، گناه و بی معنایی؛ همواره در زمینه ای از ترس و بیم بیان شده و البته با توجه به جهان بینی ها و گفتمان های حاکم بر هر دوره به گونه خاص انعکاس یافته است. با توجه به انعکاس این واقعه در ادبیات کلاسیک فارسی، در ادبیات داستانی معاصر هم به دلیل خاصیت و قابلیت کم نظیر این ژانر، موضوع یاد شده این مجال را به نویسندگان معاصر داده که طرحی نو در بیان این کهن الگو درافکنند. در این مقاله نویسنده سعی می کند پس از بررسی این اسطوره تاریخی و ارتباط آن با اضطراب های انسان معاصر؛ یکی از مستحدث ترین داستان های این حوزه را در بستر ادبیات داستانی دفاع مقدس در کنار یکی از معروف ترین داستان های پس از انقلاب با عنایت به این بن مایه، بررسی و تحلیل کند. بر این اساس در گام نخست داستان کوتاه «بن بست» اثر احمد دهقان با توجه به تم غالب آن (برادرکشی) بررسی و نقد و در ادامه با رویکرد به رمان «سمفونی مردگان» تحلیل شده است.
لزوم پرداختن به جنبه های نمایشی آثار ادبیِ غنی فارسی برای استفاده در تولید فیلم های اقتباسی جذاب و پُرمحتوا، با عنایت به پیش رفت تکنیکی سینما از یک سو، و کمبود سوژه های جذاب و بکر از سوی دیگر، بر کسی پوشیده نیست. در این مقاله سعی شده است با تکیه بر جایگاه و اهمّیّت اقتباس از آثار ادبی در سینمای جهان و سابقه آن در ایران، سیرالعباد الی¬المعاد سنایی غزنوی به عنوان اثری واجد شرایط اقتباس بررسی و با توجه به برخی ویژگی های مطلوب داستان های سینمایی، برخی وجوه نمایشی آن تحلیل و نمایانده شود. با این توصیف، به ویژگی های این اثر در ساختار یعنی: نمود داستانی و روایتگونه، تصاویر بکر و بدیع، ماجراهای تصویری، به علاوه بخش های متمایز اما پیوسته متن که قابلیت تبدیل آن را به یک فیلم نامه سه پرده ای نشان می دهد، در تطابق با یک داستان خوب سینمایی برای اقتباس اشاره شده است. در ضمن به محتوای غنی و فلسفه اخلاقی اثر همراه و هم خوان با فضا و تصاویر ارائه شده در آن، به عنوان زمینه ای مناسب برای اقتباس فیلم نامه¬ای سینمایی و ساخت فیلمی ارزشمند توجه شده است
یکی از کاربردهای اصول و قواعد و مفاهیم زبان شناسی، در ویرایش است؛ جنبه ای که با وجود اهمیت فوق العاده، کمتر به آن توجّه شده و بیشتر جنبه های دیگر کاربردی این شاخه از علوم انسانی که به حق آن را علم (از نوع تجربی)(1) نامیده اند، عطف توجّه بوده است، جنبه هایی چون نقش و رابطة زبان شناسی با ادبیات و آموزش زبان و مسائل یادگیری زبان، و استفاده از آن در مطالعات گویش شناختی، واژه شناختی، ریشه شناختی، بررسیهای تطبیقی زبان ها و بسیاری موارد دیگر از این دست. در این مقاله، دربارة یک مبحث کوچک از نحو در زبان شناسی ـ گروه اسمی ـ و بهکارگیری این مفهوم در ویرایش و ترجمه (همراه با یک بررسی تطبیقی در دو زبان فارسی و انگلیسی) بحث شده است؛ باشد تا راهی گشوده شود که در آینده دربارة گروه های دیگر نحوی و مفاهیم دیگر زبان شناسی به طور مشخّص در حوزة ویرایش تحقیق صورت گیرد
بخش اعظم گلستان سعدی در نوع ادبی تعلیمی از گونه اخلاقی است. اشتمال آثار تعلیمی بر باید ها و نباید های اخلاقی و ارتباط آن با مفهوم اجبار می تواند موجب ایجاد لحنی صریح و آمرانه در سخن و در پی آن، سبب انزجار مخاطب و بی تأثیر ماندن کلام بر او گردد. این مقاله می کوشد تا در محدوده مقوله دستوری وجه نمایی، در چارچوب زبان شناسی نقش گرای نظام مند و به عنوان مطالعه ای سبک شناختی، به این پرسش پاسخ دهد که سعدی در گلستان، در تبیین مضامین تعلیمی از چه شگرد هایی بهره جسته است که سخنش نه تنها ملال انگیز نیست، بلکه در طول تاریخ، موفق به جلب مخاطبان بی شماری شده است. در این پژوهش، پس از بیان مسئله، مرور پیشینه مطالعات وجه نمایی در ایران و معرفی مختصر سبک شناسی نقش گرا، به توصیف مقوله وجه نمایی از دیدگاه هلیدی پرداخته ایم. پس از آن، نمونه هایی از تجزیه و تحلیل سبک شناختی که در چند متن گزینش شده از گلستان بر اساس متغیر وجه نمایی صورت گرفته است، به همراه نمودار آمار داده ها ارائه شده و سپس تجزیه و تحلیل داده ها آمده است و در پایان نیز نتایج و یافته های تحقیق ذکر شده است. نتایج آماری این پژوهش حاکی از آن است که در گلستان، در تبیین مضامین تعلیمی، امکاناتی از حوزه وجه نمایی به کار رفته است که در عین حفظ صبغه تعلیمی سخن، کلام را غیر مستقیم می سازند و از میزان صراحت بیان می کاهند و بر ملایمت لحن سخن و در نتیجه بر تأثیر گذاری آن می افزایند.
درجهان باستان گروه هایی از سرایندگان و چامه سرایان و داستان پردازان و سرود گویان و خنیاگران دوره گردی بودند که هریک بنابر شرایط اجتماعی و زیستی و جغرافیایی ویژه خود،از پدیدآورندگان سرودها و داستان هایی بودند که امروز با پاره ای از آنها آشنایی داریم و در دسترسمان است و برخی نیز از میان رفته و تنها نامشان و یا بخش کوچکی از آنها برجای مانده است. به سخن دیگر می توان گفت این سرایندگان و خنیاگران و سرودگویان به گونه ای منشا و خاستگاه ادبیات غنایی((Lyrik و حماسی (پهلوانی )((Epik بودند که با نام ها و پاینام های گوناگون در جهان شناخته می شوند.
نهج البلاغه علاوه بر جذابیت های بسیار معنایی و تعلیمی از وجهه هنری ویژه ای نیز برخوردار است. چنین انتظار می رود که کلمات قصار در این اثر ارجمند فقط از بعد معنایی حائز اهمیت باشد و به دلیل محدودیت فضا نمود هنری قابل اعتنایی نداشته باشد اما با بررسی بیشتر به این نتیجه می رسیم که این بعد از کلام حضرت نیز از بلاغت عالی و اعجاز هنری کلام وی حکایت می کند بنابراین در این مختصر کلمات قصار نهج البلاغه را از سه منظر آهنگ، تصویر و معانی مورد بحث قرار می دهیم.