سعدی شاعر سترگ و بلند آوازة نامی ایران است که سخنوری بی بدیلش چنان از مقبولیت عام برخوردار است که بسیاری از خواص و عوام عمر بی بدیل را در سرِ کار او و خواندن و فهم کردن اشعار و آثار ماندگارش صرف نموده اند. این امر را می توان به وضوح در ضبط و شرح و ترویج میراث سعدی به دست نخبگان اقالیم فارسی زبان بازیافت؛ از این شمار، یکی پرداختن ادیبان «اقلیم پارس» به آثار اوست که به همکاری در تصحیح کلیات سعدی و به اشراف شاعر شیرازی «شوریده» صورت گرفته است. در این مقاله کوشیده شده تا به معرفی ویژگی های این اثر پرداخته شود.
انسان ابتدایی اسیر طبیعت و جغرافیای زیستی خود بود و هر چیزی در اطرافش، رمز و راز غریبی داشت؛ به همین سبب برای زیستی کم خطرتر، باتوجه به دانش اش به بسیاری از ترس ها تقدّس بخشید. باورهای توتمی برخاسته از چنین ضرورت و اقتضایی است. انسان ابتدایی ای که به توتم باور دارد بر آن است که برخی حیوانات و گیاهان تأمین کنندة خوراک آدمی، حامل روح اجداد قبیله و نگهدار و نگاهبان آن قوم و قبیله اند و بنابراین از ارزش و تقدّس ویژه ای برخوردار هستند. هدف این پژوهش، بررسی توتم و نشانه های آن در منظومه های حماسی پس از شاهنامهاست. این منظومه ها دربردارندة بسیاری از باورها و آیین های کهن ایرانی پیش از ورود اسلام به ایران هستند؛ برخی از مهم ترین آنها مانند گرشاسب نامه، سام نامه، کوش نامهو برزونامهاساس کار این پژوهش قرار گرفته است. با ردیابی باورهای توتمی در این منظومه ها، نشانه های بسیاری از قداست جانورانی مانند گاو، اسب، سیمرغ و پرستش گیاهان و درختان، هم چنین نمونه هایی از توتم گرایی گیاهی و افسانه های مربوط به گیاه تباری و نقش درمانگری درختان و گیاهان مشاهده می شود که نشان دهندة وجود توتمیسم در اسطوره ها و باورهای ایرانیان باستان است؛ چنین اندیشه ای توجیهی برای نمونه های تابویی مثل منع کشتن و خوردن موجودات توتمی، در جامعه است.
ادبیات داستانی پایداری با بهره گیری از قالب های مختلف و متنوع، در فضایی واقع گرا و به شیوه «پس رویدادی» به بیان حوادث و وقایع دوران دفاع مقدس پرداخته و جاودانه نمودن دلاوری ها و سلحشوری های از جان گذشتگان و دلاوران سرزمین ایران اسلامی را وجهه همت و هدف والای خود قرار داده است. گره خوردگی کنش های داستانی با احساس، عاطفه و تجربه راویان این نوع ادبی، سبب شده که بسیاری از وقایع و حوادث تحت تاثیر اصل تداعی معانی به ذهن نویسندگان وارد شود و از آنجا در پهنه بیان و داستان، بروز و ظهور یابد. در رمان «دا» که یکی از رمان های بسیار تاثیرگذار ادبیات پایداری است، راوی و نویسنده هر یک به نوبه خود، تحت تاثیر فضای معنوی اثر قرار گرفته اند و با بهره گیری آگاهانه یا ناخودآگاه از تکنیک های گوناگون داستانی، به آفرینش این اثر ارزشمند پرداخته اند. در این گفتار، نویسنده با استفاده از روش سندکاوی و به شیوه تحلیلی - توصیفی، جایگاه و نقش «تداعی معانی» را در فراخوانی حادثه ها و شکل دهی به آنها در مرکز توجه خود قرار داده و پس از تبیین اصول و مبانی حاکم بر این اصل، نقش ها، زمینه ها و کارکردهای آن را در کتاب «دا» نشان داده است.
اثر، نوشته امیل زولا، (1886) صرف نظر از روایت محیط هنری نیمه دوم قرن نوزدهم در فرانسه و جدال بین آوانگارد و فرهنگستان گرایی، به تعبیری، نقلی است از داستان دوستی زولا و پل سزان، نقاش مطرح آوانگارد فرانسوی. اما، در ورای این جدال آشکار، این رمان توصیفی است کامل، هرچند جانبی در قیاس با پیرنگ اصلی، از پدیده کیچ. چنین به نظر می رسد که زولا به هنگام نگارش اثر از معنای این واژه که در سال 1870 ابداع شد اطلاع نداشته است. با این همه، این داستان-پرداز با فراست فراوان و عطف به نگاه دقیقی که به جامعه و بارزه های آن دارد خصایص متنوع و پنهان این پدیده را نیز روایت می کند. از همین رو می توان مدعی شد که این رمان می تواند چشم اندازی گسترده از محیط فرهنگی ـ اجتماعی دوران خود عرضه دهد.
مکتب انسان ساز اسلام ،براساس تعالیم والای قرآن کریم و سیرة رسول وحی (ص) و در مقام دینیسمحه و سهله، اختلاف بین امّتها و مذاهب را امری طبیعی و جایز و آن را از مقتضیّات حکمت بالغةالهی دانسته و پیروان خویش را از مجادلههای خصومت بار با دیگر طریقتها بر حذر داشته است. باوجود این، گاه اختلاف قولی و فعلی امّتها، بدلیل انحراف از معیار حقیقت، دستمایة نوعی عصبیّت خشونت بار و احیاناً جنگ و خونریزی شده است و هر گروهی با توسّل به استدلال و برهان، خود رامحک و معیار تمام حقیقت دانسته و دیگران را به بدعت و الحاد و کفر متّهم کرده است. در این میان،عارفان روشن بین و صاحب بصیرت، با تکیه بر آموزههای دین، با تکیه بر شعار >الطّرق الی الله بعددنفوس الخلایق< مقصود و مقصد هم طریقتها را یکی دانسته و آنان را به مدارا و تسامح و تساهل فراخوانده و کوشیدهاند آرمانشهری جهانی بنیان نهند که همة مردم با هر باور و اعتقادی بتوانند با یکدیگردر کمال صلح و آرامش زندگی کنند. این مقاله، در پی آن است به پارهای از اصول و مفاهیم آموزههایعرفان اسلامی در اتّحاد و اتّفاق طریقتها اشاره کند.
در باب دوم اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، نوشته محمدبن منور، در ضمن حکایتی، آمده است: دیگر روز این مرد را چشم بر دریا افتاد. چیزی عظیم دید. چون نزدیک آمد، کشتی عروس بود. تاکنون در خصوص معنی و مقصود از «کشتی عروس» تحقیقی انجام نگرفته و نخستین بار آقای دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، مصحح و شارح اسرارالتوحید بر آن درنگ روا داشته و در تعلیقات کتاب آورده است: کشتی عروس: گویا نوع خاص و ممتاز کشتی بوده است و در فرهنگ ها بدان توجه نشده است. در تاریخ بیهقی آمده است: و امیررضی الله عنه پیوسته اینجا به نشاط و شراب مشغول می بود و روز آدینه دو روز مانده از جمادی الاولی تا به الهم (محلی است) رفت کرانه دریای آبسکون و آنجا خیمه ها و شراعی ها زدند و شراب خوردند و ماهی گرفتند و کشتی های روس دیدند کز هر جای آمد و بگذشت و ممکن نشد که دست کس بدیشان رسیدی، که معلوم است که هر کشتی بکدام فرضه بدارند. (تاریخ بیهقی، 601) نسخه بدل هایی که از کلمه «کشتی های روس» شادروان استاد فیاض داده است. بدین گونه است: «کذا در N. k: کوشت های عروس. بقیه: کشتی های عروس.» پس به جز نسخه K بقیه نسخه ها «عروس» دارند. در نزهه القلوب، ذیل «نیم مردان» گوید: جزیره ای است مردم بسیار در آنجا ساکن اند. کشتی ها که از اروس (نسخه بدل ها: ارس، الوس) و گیلان و مازندران می آیند، آنجا می آیند و از آنجا سه فرسنگ است تا استراباد و محصول بسیار از کشتی ها دارد. (نزهه القلوب، چاپ لسترنج، 160)...
بعد از شهریور 1320 با رونق بازار کتاب و مجله در ایران، ترجمه ی آثار غربی به فارسی بیش از پیش رواج یافت. از جمله زمینه هایی که از این زمان به فارسی منتقل شد، شعر معاصر فرانسه بود که به واسطه ی آن بسیاری از شاعران ایرانی به مطالعه و ترجمه ی آثار شعری فرانسوی پرداختند. احمد شاملو از شاعرانی است که اشعار چند شاعر فرانسوی، از جمله پل الوار، را به زبان اصلی خوانده و برخی را ترجمه کرده است و از آنها تاثیراتی نیز پذیرفته است. در مقاله ی حاضر سعی شده است به شیوه ای روشمند، و بر اساس رویکردی تطبیقی، تأثیرپذیری شاملو از الوار در سطح فرم شعر مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و برای پرسش هایی پیرامون اشکال مختلف تأثیرپذیری شاملو از الوار پاسخ هایی ارائه گردد. حاصل پژوهش حاضر، بیانگر این است که: شاملو، در سطح واژگان، ترکیب ها، حروف ربط، تکرار، کاربست خاص صفت و قید در موسیقی شعر، حذف و سبک شروع شعر از الوار تأثیر پذیرفته است. البته این تأثیرپذیری به شکلی نیست که شاملو را مقلدی صرف بدانیم، بلکه او با استادی تمام، ساختارهای شعر الوار را به فارسی منتقل کرده، با در هم آمیختن آن با ساختارهای متون کهن فارسی، نقش خاص خود را رقم زده است.