ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲٬۶۴۱ تا ۵۲٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۲۶۴۱.

معرفی و بررسی نام آواهای فارسی وعربی در نفثه المصدور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
نام آوا (اسم صوت) از مقوله اسم است. به صداهای طبیعی و غیر طبیعی پیرامون انسان اطلاق می گردد. از عناصر زنده و پویای زبان است و متعلّق به هر قوم و ملّتی است که از زبان استفاده می کند. شهاب الدین محمد زیدری نسوی مؤلّف نفثهالمصدور (قرن هفتم)، درکنار جلوه های بلاغی فراوان از ظرفیت های زبانی (نام آواها) در این اثر بسیار استفاده نموده است. نفثهالمصدور به دلیل آمیختگی با زبان عربی از نام آواهای متعدّد عربی نیز در کنار نام آواهای فارسی بسیار بهره مند گردیده است. در پژوهش حاضر ابتدا نام آواهای فارسی و سپس عربی معرفی شده است، سپس تأثیرشان بر متن تحلیل گردیده است. هدف از پژوهش، با توجه به بسامد چشم گیر نام آواهای فارسی و عربی، تأثیر و جایگاه آن ها در یک متن ادبی- تاریخی است. نام آواهای عاطفی و غیر عاطفی در این متن به منظور توصیف حوادث تاریخی، مصائب و شکواهای فردی- اجتماعی استفاده شده است که بر فضاسازی، عینیت بخشی، تجسّم حوادث تاریخی و انتقال مفاهیم بثّ الشکوی تأثیر بسیاری گذاشته است. نام آواهای غیرعاطفی شامل اسامی حیوانات و صدای آن ها، مظاهر طبیعت، اشیاء و نیز اصواتی با منشأ انسانی هستند. افزون بر این استفاده از نام آواهای متفرقه فراوان فارسی و توالی نام آواهای عربی با منشأ اصوات انسانی، بر تأکید نویسنده و تأثیرگذاری این ظرفیت زبانی صحه می گذارد.
۵۲۶۴۲.

تحلیل روایی ترجمه سخنرانی شهید ابراهیم رئیسی در اجلاس ریاض بر مبنای نظریه مونا بیکر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۳۴
ترجمه به عنوان یک ابزار رسانه ای عامل ارتباط بین ملت ها و یک پدیده بینافرهنگی توسط دولت ها و سازمان ها برای تعیین خط مشی و روایت سازی از واقعیت های جهان مورد بهره برداری قرار می گیرد. بدیهی است در این مأموریت، مترجمان عاملی اثرگذار هستند که تنها واژگان و عبارات را ترجمه نمی کنند، بلکه براساس باورهای خود و سیاست های تعیین شده به ساخت روایت ها در زندگی روزمره مردم کمک می کنند. نظریه جامعه شناختی روایت که برای نخستین بار توسط مونا بیکر مطرح شد، مترجمان را به عنوان عوامل تأثیرگذار در روایت سازی از اتفاقات جهان پیرامون معرفی می کند. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی تلاش دارد ترجمه های عربی سخنرانی شهید ابراهیم رئیسی در شش رسانه با ایدئولوژی های متفاوت را برمبنای ابزار های نظره روایت به ویژه ابزار «قاب بندی» مورد تجزیه وتحلیل قرار دهد. پژوهش حاضر نشان می دهد چگونه مترجمان با استفاده از تصرف گزینشی، پیرنگ سازی علّی، تغییر موقعیت نقش آفرینان و زمان و مکان مندی، یک سخنرانی را باز روایت می کنند؛ از این رو، پس از تحلیل داده ها مشخص شد که نقش «روایت» و «قاب بندی» در ترجمه و بازتولید تصویر متن مبدأ، بسیار حائز اهمیت است و رسانه ها برای قبولاندن باور خود در بازتاب یک سخنرانی، آن را با کمک ابزارهای متنی و پیرامتنی دستکاری و قاب بندی می کنند. از دیگر یافته های پژوهش این است که ابزارهای قاب بندی با یکدیگر هم پوشی دارند. علاوه بر این، نمونه هایی از تحلیل داده های جمع آوری شده نشان می دهد تصرف گزینشی- الگوی حذف بیشترین بسامد را در قاب بندی یک ترجمه از سخنرانی دارا است.
۵۲۶۴۳.

Post-9/11 Iraq in Context: Reading American and Anti-American Politics in Inaam Kachachi’s The American Granddaughter

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۳
This study seeks to delineate the representation of post-9/11 in Iraq through employing a range of ideas and conceptions from Michael Hardt and Antonio Negri’s formulation of Empire to Agamben’s theorization of the state of exception so as to reveal the real cause of the US invasion of Iraq, the real significance of fundamentalism which arose in the wake of the violence resulting from the invasion, and the resistance role that fundamentalism played in Iraq. The study seeks to demonstrate how Islamophobia, terrorism, fundamentalism, and Empire are inextricably intertwined and the way they are represented in Inaam Kachachi’s The American Granddaughter. The findings of the study reveal the fact that the main intentions of the invasion arise out of the Empire’s attempts to spread its supranational sovereignty to the entire world, along the way giving rise to fundamentalism, which stands as the antithesis of the Empire and which does not have anything to do with going back to the roots of Islam but rather serves the losers of the process of globalization as the means through which they can contest its winners. The novel, thus, is an attempt at giving a narrative mode to the events that led to the fundamentalist renaissance in Iraq as a form of postcolonial confrontation and indicating how fundamentalism has been a form of resistance.
۵۲۶۴۴.

از روایت دینی به روایت مردمی: تحلیل روایت شناختی داستان یوسف و زلیخا در تفسیر میبدی و منظومه خانای قُبادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۷۲
تغییر روایت یک داستان به عنوان نشانه ای کلان از یک سو بر عدم مقبولیت روایت پیشین در جامعه فرهنگی موردهدف و تلاش برای حذف واقعیت بازنمایی شده در آن دلالت دارد، از سوی دیگر نیز این مسئله را نشان می دهد که با روایت آفرینی جدید، مطابق انتظارات آن جامعه واقعیت سازی انجام شده است. داستان یوسف و زلیخا که روایت آن در ادبیات تفاوت بنیادینی با منابع دینی دارد، مصداقی از مقوله تغییر روایت برای همسوسازی داستان با خواسته ها و انتظارات جمعی است. گفتمان و نظام معنایی ارزشی حاکم بر روایت دینی این داستان، اخلاقی تعلیمی است که بر نکوهش هوسرانی و خیانت زلیخا و نیز ارزش بخشی به پاکدامنی یوسف بنا شده است. با تغییرات و دستکاری هایی در این روایت، روایت دیگری برای داستان تولید شده است که ساختار و گفتمان کاملاً متفاوتی دارد. در روایت ادبی مردمی گفتمان عشق و دلدادگی حاکم است که در آن، زلیخا به عنوان سوژه با عشقی پاک برای رسیدن به معشوق تلاش می کند. هدف از این پژوهش، تبیین عوامل و انگیزه های دخیل در تغییر روایت این داستان و نیز تشریح تغییرات صورت گرفته در ساختار روایت و نشانه معناشناختی هرکدام از این تغییرات است. نتایج به دست آمده دالّ بر این است که به دلیل ماهیت این داستان، برای تغییر روایت آن نمی توان مبنای ایدئولوژیکی قائل شد تا منشأ این تغییر روایتی را به عوامل سیاسی، تاریخی و اندیشگانی نسبت داد، بلکه عوامل و انگیزه های عاطفی، روانی و ارزشی در این تغییر روایت نقش تأثیرگذار داشته اند.  
۵۲۶۴۵.

عناصر زبانیِ سبک ساز در سووشونِ سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۷
در این مقاله رمان سووشون سیمین دانشور بر اساس مؤلفه های ده گانه لسلی جفریز تحلیل شده است تا انعکاس ایدئولوژی نویسنده در زبان بررسی شود. این مؤلفه ها که بر پایه تحلیل های فرهنگی و جامعه شناختی طراحی شده اند، امکان مطالعه دقیق تر متن را فراهم می کنند. یافته ها نشان می دهد که مؤلفه های جفریز شامل نامیدن، توصیف، بازنمایی کنش ها، رخدادها و وضعیت ها، تقابل ها، ترادف ها، فرضیه سازی و بازنمایی زمان و مکان برای انتقال ایدئولوژی هایی چون "مقاومت" و "عشق به وطن" به کار رفته اند. تقابل ها با بسامد ۵۹/۲۳ درصد، بیشترین سهم را داشته و بیانگر تنش فراوان میان شخصیت ها و حتی مفاهیم انتزاعی مانند سنت و مدرنیته است. فرضیه سازی با ۸۷/۸ درصد، نشان دهنده تمایل نویسنده به بیان غیرمستقیم ایدئولوژی ها و جامعه آرمانی خود است تا کمتر در معرض اتهام قرار گیرد. در مقابل، اولویت بندی با کمترین بسامد ۵۷/۱ درصد، نشان دهنده آن است که نویسنده تمایلی به تحمیل دیدگاه یا ترتیب خاصی از مفاهیم بر خواننده ندارد و فضایی فراهم کرده است تا مخاطب خود بتواند درباره اهمیت و ترتیب موضوعات تأمل کند.
۵۲۶۴۶.

«نقش زنان در انتقال قدرت در خاندان کیانیان پس از عصر گشتاسپ»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۴
ازدواج با محارم و اختلافات موجود در داخل خاندان کیانیان بر سر تصاحب قدرت از دوره پادشاهی گشتاسپ تا اتمام پادشاهی کیانیان دو مقوله ای هستند که به نظر می رسد بی ارتباط با یکدیگر نیستند. نکته شایان توجّه سیمای دگرگون شده آنها در روایات غیردینی نسبت به روایات دینی است به گونه ای که در این گزارش ها مخصوصاً گشتاسپ و اسفندیار حریص قدرت نمایانده شده اند. از اینرو مقاله حاضر با بررسی ازدواج با محارم در ایران پیش از اسلام، قائل به وجود دو گونه ازدواج با محارم با انگیزه های متفاوت در این دوره های تاریخی است یکی بر پایه باور انتقال نسب و نژاد از طریق زنان در جامعه زن/ مادر سالاری و دیگری سنت خویدوده مزدیسنایی با هدف حفظ نژاد و خون و تحکیم و اتحاد جامعه مزدیسنایی در عصر ساسانیان است که به غلط به دین زرتشتی نسبت داده می شود و ممکن است این تصور را به وجود آورد که ازدواج های کیانیان با محارمشان از نوع خویدوده بوده است ولی با توجّه به شواهد موجود ظاهراً این وصلت ها مبتنی بر باور زن تباری صورت گرفته است و زنان این دوره نقش اساسی در رسیدن شاه بعدی بر مسند حاکمیت داشته اند.
۵۲۶۴۷.

The Problematic of Identity and Language in David Hare’s Skylight and Pravda(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۸۶
This article presents new outlooks toward gender transfiguration in David Hare’s Skylight and Pravda in the light of Judith Butler’s theory of Gender Performativity. It examines whether the linguistic performance of Hare's characters is an innate feature or a hallucinatory effect of their naturalized and gendered bodies. Butler asserts that performativity is a ritualized production and a constrained reiteration of cultural intelligibility under the prohibition pressed by power regimes. Surveying Skylight and Pravda elucidates that gender identity is an imitation, which leads Hare’s characters to resignify and recontextualize the parodic gender reproductions. Moreover, the gendered subjects were subordinated to the language that interpellated them, so that each individual became a linguistically stylized occasion. Therefore, the ever-shifting identities of Hare’s characters were established by the power of the injurious language that interpellated the subjects. Springing from the discussion about gender performativity of Hare’s characters, the article concluded that identity is a phantasmatic construction, and what an individual performs is a non-intrinsic parody of the culturally constructed regulations. As a result, the culturally acquired gender is crafted based on the socially recognizable standards, which shape the directionality of the self-representation.
۵۲۶۴۸.

تحلیل شخصیت های منظومه ویس و رامین بر اساس الگوی کارپمن (با تأکید بر شخصیت های ویس، رامین، موبد، دایه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۳۰
مثلث کارپمن که توسط استیون کارپمن طراحی شده است، الگویی روان شناختی بوده و بیانگر عملکرد افراد در یک مثلث روانی درام است. در هر ضلع مثلث کارپمن، یک نقش وجود دارد که افراد درطی تعامل با یکدیگر و با جابه جایی در نقش های سه گانه، در این مثلث، باقی می مانند. نقطه مقابل مثلث درام کارپمن، مثلث تد است که شخصیت های سه گانه با آگاهی ازطریق فکر و رفتار خود، از مثلث درام نجات می یابند. در این مقاله، شخصیت های اصلی منظومه ویس و رامین براساس الگوی شخصیتی کارپمن مورد بررسی قرار می گیرند. پیرو این تحلیل روان شناختی، چهار شخصیت موبد، ویس، رامین و دایه، در جایگاه های آزارگر، قربانی و ناجی، ایفای نقش کرده و با چرخش های رفتاری در این نقش های سه گانه در مثلث درام باقی می مانند. مطابق با نتیجه به دست آمده، الگوی ثابتی بر شرایط و روابط مختلف انسانی حاکم است که در داستان های مختلف نیز بازتاب دارد؛ بر این اساس، افراد در شرایط جبری محتوم، محکوم اند و جز با ذهن آگاه، قادر به تغییر شرایط و رهایی از مثلث درام نیستند.
۵۲۶۴۹.

تبیین رابطه خدا با انسان در آثار منظوم و منثور ملاصدرا و اسپینوزا: از فلسفه تا ادبیّات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۸۹
اسپینوزا و ملاصدرا، از جمله فیلسوفان برجسته ای هستند که با رویکردهای متفاوت به مسئله شناخت مستقیم خداوند پرداخته اند. یکی از نقاط تمایز مهم در اندیشه اسپینوزا و ملاصدرا، مفهوم بی نهایت و ذات در فلسفه آنهاست. اسپینوزا، که به شدت تحت تأثیر عقل گرایی و ماتریالیسم فلسفی بود، معتقد است که دانش بی واسطه تنها از طریق شناخت نسبی امکان پذیر است و حقیقت این نوع معرفت در ارتباط آن با نسبیت نهفته است. در مقابل، ملاصدرا که به سنت فلسفی اسلامی تعلق دارد، بر این باور است که شناخت مستقیم خداوند محدود به ذات و وجود مخاطب است و این شناخت، فراتر از هر گونه ادراک حسی و عقلانی، در سطحی از وجود تحقق می یابد که بالاترین مرتبه دانش و معرفت محسوب می شود. نویسنده در این پژوهش با شیوه اتوصیفی - تحلیلی به بررسی ارتباط خدا با انسان از دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از منظر ملاصدرا، علم بی واسطه به خداوند یک معرفت وجودی است که بر اساس وحدت وجود و شناخت مستقیم از طریق حضور و شهود به دست می آید.. در مقابل، اسپینوزا بر این باور است که معرفت بی واسطه از طریق ادراک شهودی از یکپارچگی طبیعت با خداوند حاصل می شود. در نهایت، مقایسه دیدگاه های اسپینوزا و ملاصدرا نشان می دهد که هر یک از این دو فیلسوف، با توجه به نظام فلسفی خود، به نوعی شناخت بی واسطه خداوند رسیده اند که در نهایت، عالی ترین نوع دانش و معرفت را تشکیل می دهد و به نوعی نشان دهنده بالاترین سطح تعامل انسان با حقیقت الهی است.
۵۲۶۵۰.

تصویر واقعیت های اجتماعی در آثار عبید زاکانی (اخلاق الاشراف، تعریفات، صد پند)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
عبید زاکانی اولین طنزپرداز جدی در معنای واقعی، و بزرگ ترین مبتکر گونه های نوآورانه در طنز است که نشان داده است، محتوا می تواند فرم های گوناگونی برای بیان داشته باشد. در یک جامعه ای که ارزش های اخلاقی و معنوی و انسانی به دلیل رفتارهای غیرانسانی ارکان قدرت، وضعیت وارونه ای یافته باشد، به گونه های مختلف می توان این دگردیسی ارزش ها و ارزشمندشدن ضد ارزش ها را نشان داد. در اخلاق الاشراف از روش کتاب های توضیحی و آموزشی برای نشان دادن این دگردیسی در رفتار جامعه استفاده کرده است. پاره ای از آن ارزش های اخلاقی که در رفتار مردم شکل وارونه ای پیدا کرده اند و بنیاد دین و ایمان و انسانیت را بر باد داده اند عبارت اند از: حکمت، شجاعت، عفت، عدالت، سخاوت، حلم و وقار، صدق و حیا و وفا و رحمت. در رساله تعریفات، دیگرگون شدن معنای کلمات در فرهنگ حاکم بر زبان زمانه نشان داده شده است تا مخاطب خود به عینه ببیند که وقتی فرهنگِ رفتاری جامعه دچار دگردیسی شد، کلمات رایج در زبان روزمره هم کاملاً از معنای اصلی خود تهی و معناهایی متفاوت تر از معنای قاموسی خود پیدا می کنند. رساله صد پند در عصر زاکانی، در حکم یک سیره فکری و راهنمای در جامعه ای است که رفتار و گفتار آن وضعیتی کاملاً وارونه پیدا کرده است. وقتی در جامعه ای اساس رفتار و گفتار بر بنیادی وارونه نهاده شده باشد، توصیه های اخلاقی، اعتقادی، و تعلیمی هم، در هم سویی با آن ها، به سوی منکرات و ضد ارزش ها سیر می کنند. این است که رساله صد پند، به شیوه معکوس و با معانی وارونه نوشته شده است.
۵۲۶۵۱.

ارزیابی تصحیح اخلاق ناصری به کوشش مینوی و حیدری براساس کهن ترین نسخه شناخته شده از کتاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
اخلاق ناصری از مهم ترین کتاب های اخلاقی فارسی است. خواجه نصیرالدین طوسی این کتاب را به سال 633 ق. نوشت، اما در دهه های بعد اندکی در مطالبش بازنگری کرد. اخلاق ناصری در زمان حیات مؤلف شهرت یافت. در طی زمان، نسخه های متعددی از آن کتابت شد و بر آثار اخلاقی پس از خود تأثیر مهمی نهاد. همچنین بعداً به ویژه در هندوستان بارها به طبع رسید. معتبرترین تصحیح آن را مجتبی مینوی و علیرضا حیدری ترتیب دادند. آنان در این تصحیح از پنج دست نویس متعلّق به قرن هفتم هجری قمری استفاده کردند. در حال حاضر، نسخه های خطی دیگری از این اثر شناخته شده که مهم ترین آنها مورّخ 656 ق. (محفوظ در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه شیراز) و قدیمی تر از همه نسخه های استفاده شده مصحّحان است. در این پژوهش برای نخستین بار، این دست نویس به صورت تفصیلی معرفی و بررسی شده است. از ویژگی های مهم آن می توان به برخی ضبط های کهنه تر به نسبت چاپ مینوی و حیدری، رسم الخط کهن و نیز حرکت گذاری تعدادی از کلمات اشاره کرد. در این مقاله، در اثر مقابله دقیق و کامل متن اخلاق ناصری به تصحیح مینوی و حیدری با این نسخه، نکات درخور توجهی استخراج شده است. ضمن اینکه با تکیه بر دیگر منابع، در متن تصحیح شده، توضیحات و واژه نامه های کتاب چاپی، اصلاحاتی ضرورت دارد؛ البته نسخه مورّخ 656 ق. همواره بهترین ضبط ها را ندارد و در آن افتادگی ها و اشتباهات متعددی دیده می شود. این نکته هم حاصل مقابله با متن تصحیح شده مینوی و حیدری است. درنهایت، می توان چنین نتیجه گرفت که تصحیح اخلاق ناصری به کوشش مینوی و حیدری همچنان اعتبار و ارزش والایی دارد. با این حال، براساس دست نویس های قدیم که در آن زمان ناشناخته بوده و نیز منابع گسترده تر و پژوهش های بیشتر، برخی اصلاحات در مندرجات آن لازم است.
۵۲۶۵۲.

تجلی اصالت هایدگری در تحلیل بصری شعر «تنها صداست که می ماند» اثر فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۹۱
اشعار فروغ فرخزاد عمدتاً از منظر زندگی نامه ای یا فمینیستی مورد بررسی قرار گرفته و اغلب محتوای زبانی یا معنایی آنها تحلیل شده است. این مقاله با مطالعه عناصر بصری شعر «تنها صداست که می ماند» از فرخزاد ، سعی دارد نشان دهد چگونه زیبایی شناسی شاعر با درهم شکستن مرز واقعیت و فراواقعیت، می تواند انسان را در پرتو وضعیت هستی گرایانه (اگزیستانسیال) خود آشکار سازد. دراین راستا، پرسونای شعر به ارائه معادل تصویری برای مفاهیم هایدگری همچون «ترس آگاهی اگزیستانسیال»، «فناپذیری»، «هستی -به- سوی- مرگ»، «ندای وجدان» و «شدن» می پردازد که نقشی کلیدی در دغدغه اصلی این مطالعه، یعنی اصالت، دارند. درواقع، فرخزاد با القای معانی چندگانه به تصاویر عینی شعر، آنها را به سوی انتزاع سوق داده، دنیای شاعرانه را مملو از حس ترس آگاهی و اضطراب می نماید. این ناتوانی کلمات در برپایی معنا، پرسونای شعر فرخزاد را از هرگونه هویت ثابت محروم ساخته، او را به سوی بازتعریف «بودنِ» خود به عنوان «شدن» سوق می دهد. به علاوه، ظهور تصاویر انتزاعی نور و صدا این امر را برای پرسونا ممکن می سازد تا از دنیای غیر اصیل «همگنان» فراتر رفته، به حالت ناپایدار اصالت دست یابد.
۵۲۶۵۳.

پیوند ادبیات بومی و ادبیات عامه در داستان بلند باغ زیتونی چشم نوشته حسین میر کاظمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۷
ادبیات داستانی وجوه و جنبه های گوناگونی دارد که یکی از وجوه آن صبغه اقلیمی است. در این گونه داستان ها علاوه بر زبان، طبیعت و تصاویر برآمده از اقلیم خاص نویسنده، همچنین افسانه های محلی، موسیقی و ملودی های بومی، باورهای عامیانه، ضرب المثل ها، آیین ها و مناسک بومی و محلی و ... بروز و ظهور دارد. فرهنگ عامه با ادبیات اقلیمی رابطه وثیقی دارد. فرهنگ عامه در تقابل با فرهنگ رسمی و نخبگانی است که برعکس فرهنگ عامه که غالباً شفاهی است،  مربوط به توده مردم و امری مکتوب است و هرگاه این عناصر در ادبیات به کار گرفته شود رنگ و صبغه خاصی به آن آثار می دهد که به آن ادبیات اقلیمی گویند. از ضرورت های فهم و تحلیل ادبیات داستانی، تحلیل و بررسی نسبت نویسنده و محیط است؛ تأثیراتی که خودآگاه و ناخودآگاه مؤلف از محیط و اقلیم خویش می پذیرد و در ساخت و معنای اثر و گسترش و پیشبرد روایت دخالت دارد. سید حسین میرکاظمی از جمله داستان نویسان معاصر است که صبغه اقلیمی شمال در داستان های او حضور چشمگیر دارد. در این مقاله سعی شده است صبغه اقلیمی یکی از آثار ایشان باغ زیتونی چشم، به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد که حاصل این بررسی حضور فراوان عناصر اقلیمی شمال ایران خصوصاً حوزه گرگان در این اثر است: عناصر طبیعت و تصاویر برآمده از آن ها، عناصر زبانی و واژگانی، باورها و آداب و رسوم، جای ها، مشاغل و ... حتی حوادث اجتماعی و سیاسی خاص که همگی در خدمت طبیعی کردن فضا و حوادث داستان و نیز حقیقت مانندی شخصیت هاست.  
۵۲۶۵۴.

Bio-capital Decentered Subjectivity in Kazuo Ishiguro’s Never Let Me Go: Cyborgian Biotechnological Literary Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
The present paper intends to study Kazuo Ishiguro’s Never Let Me Go from the perspective of Cyborgian concepts of hybridized subjectivity, speed, metamorphic becoming, bio-narrative and bio-discourse, which intersect with cyborg biotechnology to create the bio-capital characters. Ishiguro portrays the non-unitary bio-subjectivities along with challenges of clones through tracing the main character’s memories. The Cyborgian theories of Donna Haraway, Paul Virilio and Rosi Braidotti are mainly used to analyze the genetic organs of the selected novel in bio-discourse. Cyborg biotechnology drains its bio-power, merges borderlines between the conventional polarities, de-politicizes it by destroying inequality in a natural history of transhumanism and, ultimately, makes hybridized privileged – unprivileged subjectivity. Cyborg bio-capital body is a kind of genetically modified object with a shifted boundary; a bio-semiotic body, not the human physiological body. In the novel, this study explores that cyborgian bio-capital subjectivity is the imitation of the original one due to three reasons: first, it has lost its human uniqueness; second, its self-automation is changed into a possible being; and, finally, its biological facet has constructed the equal bio-subjects. A cyborgian bio-capital subject is partly organ and partly machine in the cyborg biotechnology. The thematic features of Ishiguro’s novel as the quintessence of cyborg bio-narrative, including nomadic bio-subjectivity, development of fabricated trans-subjects, bio-animals, trans-genetic organisms, decentered subject, bio-molecule and mechanical body, are the focal points of analysis in this study.
۵۲۶۵۵.

قدرت جادویی اشیا در شاهنامه: طبقه بندی و تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۸۴
شیوه تعامل شخصیت های شاهنامه با بسیاری از اشیا، و باورهای آنها درباره این اشیا نشان می دهند که برای بسیاری از این اشیا قدرت هایی جادویی و خارق العاده قائل شده اند. هدف اصلی این مقاله تحلیل و طبقه بندی منشأ قدرت های جادویی این اشیا بر مبنای علیت های جادویی است. روش ما تحلیل محتوای کیفی (قیاسی-استقرایی) است. برای تعیین و استخراج نمودهای باورجادویی در باب قدرت جادویی اشیا از نظریات صاحب نظرانی چون کاسیرر، سابوتسکی، موس، فریزر و... استفاده کردیم. در مرحله بعد بر مبنای همین بنیاد نظری به پیگیری منشأ قدرت جادویی این اشیا در شاهنامه پرداختیم. یافته های ما نشان می دهد این نیروی جادویی همواره از طریق واسطه هایی به این اشیا منتقل می شود. این واسطه های انتقالِ قدرت جادویی را در شاهنامه به این صورت طبقه بندی کردیم: شخصیت های غیرانسانی (حیوانات، گیاهان و دیوان)، شخصیت های انسانی (نیاکان فرهمند، شاهان فرهمند، پیامبران، اشخاص مرتبط با اهریمن)، مکان های خاص (افلاک و آسمان ها، مکان های ماورایی، مکان های دربردارنده عناصر مقدس). در برخی نمونه ها، اشیای جادویی با چند واسطه به منشأ قدرت متصل می شوند. این واسطه ها همگی مستقیم یا غیرمستقیم به منشایی رازآلود و مبهم می رسند که واجد دو وجه اهورایی یا اهریمنیست و ما آن را منشأ اصلی قدرت جادویی، و واسطه های فوق را منشأهای فرعی نامیدیم.
۵۲۶۵۶.

بررسی جایگاه صورت های فلکی منطقة البروج در آیین ها و باورهای عامیانه ی مردم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
پژوهش در اعتقادات و باورهای اقوام گوناگون، جز با کنکاش در اسطوره ها و آیین های اولیه ی آن ها کامل و جامع نخواهد بود. تمدن های کهن با نگاه ویژه ی خود در جهت توجیه حوادث طبیعی پیرامون خود برمی آمدند. منطقه البروج و صورت های فلکی آن نیز به عنوان گروهی از اجرام سماوی در فرهنگ ایران، همواره به عنوان عناصر و عواملی برای انتقال سرنوشت بشر از آسمان به زمین تلقی می شده است. این باور را می توانیم در متون پهلوی به جای مانده بیابیم و امتداد آن در متون تنجیمی و یا احکام نجوم در دوره ی اسلامی نیز قابل پیگیری است. در این متون نمادهای متفاوتی را به بروج دوازده گانه منتسب کرده اند و از آن ها نتایجی را برای اعمال روزمره ی مردمان گرفته اند و یا پیشگویی هایی را برای موارد مختلف از آن ها استنتاج کرده اند. به علاوه در برخی از باورها و رسومات عامیانه نیز ردپای صورت های فلکی منطقه البروج و اعتقادات بیرونی آن قابل تشخیص است. این پژوهش با رویکرد کیفی است که به روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی با استفاده از داده های کتابخانه ای و تصاویر مرتبط صورت گرفته است.
۵۲۶۵۷.

معرّفی و بررسی نسخه خطّی میامن التّرجمان و مونس الانسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
ابومطیع مکحول بن فضل نسفی (م 318 ه..ق) کتابی با نام لؤلؤئیّات به زبان عربی در موضوع زهد و عرفان و تصوّف دارد که تاکنون به چاپ نرسیده است. محمود بن حسن قاضی اعرج لؤلؤئیّات را در قرن هشتم به فارسی برگردانده و آن را میامن التّرجمان و مونس الانسان نام نهاده است. در این اثر حدود 3436 گفتار از بزرگان صدر اسلام و عارفان نخستین قرون اسلامی با طبقه بندی موضوعی در 127 باب گردآمده و به نام بیش از 800 سالک، عارف و زاهد اشاره شده است. علاوه بر آن قاضی اعرج آیات متعددی از قرآن کریم، ابیات عربی، فارسی و احادیث نبوی را برای تبیین موضوع های مختلف به عنوان شاهد، آورده است. میامن التّرجمان و مونس الانسان از زمان مترجم تاکنون ناشناخته مانده و در کتاب های فهرست نسخ خطّی، هیچ یک از نسخه های مختلف این کتاب معرّفی نشده است. این کتاب بی شک جزو منابع دست اوّل زهد و اخلاق اسلامی - ایرانی است. از ترجمه محمود بن حسن قاضی اعرج سه نسخه در دست است که هر سه در کتابخانه ملی تاجیکستان موجودند و نیز دو نسخه یکی در لاهور و دیگری در ماوراءالنهر دیده شده که هیچ کدام در دست نیست. در این مقاله پس از معرّفی اجمالی قاضی اعرج و نسخه های میامن التّرجمان، برخی از ویژگی های رسم الخط نسخه اساس و مشخّصات فکری، زبانی و ادبی آن با ذکر نمونه هایی ارائه می شود. روش پژوهش حاضر به شیوه اسنادی و کتابخانه ای و برپایه مقابله نسخ بدل با نسخه اساس و ثبت اختلاف نسخ است.
۵۲۶۵۸.

شهِ نوذری در روایات ملی (طوس در اسطوره، حماسه و تاریخ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۶
روایات طوس، پهلوان و شاه زاده نوذری، از روزگار اوستا تا دوران تدوین متون تاریخی و حماسه ملی ایران، دست خوش دگرگونی های بسیاری شده است. طوس که در اوستا، پهلوانی نام آور و یلی جنگ جو معرفی شده، در شاهنامه فردوسی شاه زاده ای است که از پادشاهی دور مانده و به بی خردی و سبک سری شهره شده است. این دوگانگی شخصیتی می تواند برآمده از تفاوت هایی باشد که در روایات خاندان نوذر دیده می شود. شرح فردوسی از روایات نوذریان با متون پیش و پس از شاهنامه تفاوت های بسیاری دارد. کردارهای گوناگون شخصیت های اسطوره ای-حماسی در حوزه تغییرات ناشی از سیر اسطوره، فرایند تکامل حماسه و نیز اختلاف روایات قابل بررسی است. در این پژوهش با بررسی روایاتِ مربوط به طوس (از اوستا تا متن های تاریخی)، تصویر روشن تری از او ارائه و درباره تغییرات کار و کردار طوس در گذار از اسطوره به حماسه و دلایل این دگرگونی بحث شده است.کلیدواژه: طوس، شاهنامه، اسطوره، حماسه، متون تاریخی.
۵۲۶۵۹.

طرح منحصر به فرد سیر و سلوک عرفانی در منظومه هفت پیکر نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۶۲
نظامی از معدود شاعرانی است که با اشراف به ساحت های گوناگون سخن، توانسته در مرز میان ادبیّات عرفانی و غنایی، اقلیمی خاص برای خود برپا سازد تا الگوی همیشگی این نوع ادبی بعد از او واقع شود. نگاهی به منظومه هفت پیکر از منظر نمادشناسی عرفانی و بازکرد رمزهایی که خود راوی به کنایه و بعضاً به تصریح به ما می دهد، کلّ داستان را فضایی سخت عرفانی می بخشد. امری که تا به حال علی رغم پاره ای کوشش ها و تحلیل های کلّی چندان توجّهی بدان نشده است و عمده پژوهش ها بر این تأکید دارند که هفت پیکر، متنی غنایی-داستانی است و مباحث عرفانی به صورت پراکنده و در پس زمینه آن قرار دارد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی در پی بازکرد مفاهیم چندلایه ای است که راوی در سیر این داستان نهاده است تا بر اساس آن بتوان به صورتی مستدل و با تشریح جزئیات، ابعاد عرفانی و شیوه منحصر به فرد آن را در طرحی از سیر و سلوک عرفانی هویدا کرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد نظامی در این منظومه که از ساحت بیرونی جهان آغاز می شود و در فرآیندی رمزآلود به درون می گراید و تمام نشانه های مهم روایی را در خدمت تحوّلی معنوی و معنایی قرار می دهد، ضمن حفظ لایه اوّلیه، طرحی خاص و منحصر به فرد از سلوک عرفانی را پی انداخته است.
۵۲۶۶۰.

بررسی و مقایسه فرآیندهای شادی از دیدگاه اپیکور و مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۶۴
مفهوم شادی همواره موضوع اخلاق و عرفان بوده است. این مفهوم در فلسفه درقالب دو دیدگاه لذت گرایی اپیکوری و سعادت گرایی ارسطویی بررسی شده است. اپیکورس (341- 270 ق.م) فیلسوف دوره هلنیستی یونان باستان، با تلقی لذتِ پایدار به منزله خیر نهایی انسان، شیوه ای عملی ارائه کرده است که به سعادت منتج می شود و پایدار است. در نظرگاه مولانا (604-672 ه .ق) نیز شادی پایدار است و با عوامل بیرونی و درونی زوال نمی یابد. در این مقاله سعی شده است به روش مطالعه کتابخانه ای و مقایسه و تحلیل داده ها، بررسی شود که آیا بین شادی گرایی اپیکور با شادی گرایی مولانا ارتباطی وجود دارد یا خیر. روش ارائه اطلاعات مقایسه چند مؤلفه از دیدگاه اپیکور و مولانا درباره شادی برپایه تبارشناسی تاریخی است. نتایج نشان داد که لذت از نگاه اپیکور نه تنها زودگذر نیست، بلکه او غایت را با عنوان اودیمونیا یا شادی (سعادت) بیان کرده است. هدف فلسفه او رسیدن به شادی پایدار است. بدین ترتیب که انسان با ایجاد محدودیت هایی برای لذت جویی های موقتی و ناپایدار خود، تلاش می کند به آتاراکسیا دست یابد. ازسوی دیگر، فلسفه عملی اپیکور به بیان مؤلفه هایی می پردازد که با برخی از دیدگاه های عارفان مسلمان، ازجمله مولانا، دارای وجوه اشتراک است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان