ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۷٬۱۶۱ تا ۴۷٬۱۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۷۱۶۱.

مقایسه تطبیقی «تیپ های شخصیتی» در اشعار سیمین بهبهانی و غاده السمان بر اساس نظریه کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۴۵۱
تحلیل روانشناختی شخصیت، یکی از رویکردهای اساسی نقد ادبی معاصر است. روانکاوان بزرگی چون فروید، یونگ و آدلر به بررسی روانشناختی شخصیت پرداخته اند. نظرها و آرای کارن هورنای، هم مبتنی بر اندیشه های فروید است و این مفاهیم را با اندک اختلافی که اندیشه های فروید در زمینه زیست شناختی دارد بسط می دهد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی به مقایسه تطبیقی اشعار سیمین بهبهانی و غاده السمان بر اساس نظریه تیپ های شخصیتی کارن هورنای پرداخته ایم. این پژوهش در صدد پاسخ به این سوال است که شخصیت دو شاعر مورد نظر با توجه به اشعارشان، با کدام تیپ شخصیتی روانکاوانه کارن هورنای قابل انطباق است. نتایج تحقیق نشان می دهد که با توجه بسامد زیاد موضوع عشق در اشعار این دو شاعر و دلزدگی از اجتماع، تیپ های شخصیتی این دو شاعر، مهرطلب و عزلت طلب است. هر دو شاعر در عرصه مضمون از کلیشه های اجتماعی روزگار و پارامتر های عاشقانه ای که زن را به انحصار و انقیاد می کشاند، بیزاری جسته اند و دنیای پیرامون را برای اصالت دادن به تجارب و احساسات زنانه، دنیای فاقد صلاحیت می دانند، بنابراین مطابق نظرات هورنای، این اجحاف، ظلم و فشار سبب پناه بردن آن ها به درون و انزوا و ایده آل گرایی شده است و از همین جاست که عشق یکی از آرمان های مطرح شده در شعر دو شاعر محسوب می شود.
۴۷۱۶۳.

نقد روانکاوانه شخصیت «وهاب» در رمان «خانه ادریسی ها» بر اساس طرح واره ناسازگار اوّلیه با تکیه بر رویکرد «جِفری یانگ»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۴۰۳
در این پژوهش، شخصیت وهاب در رمان خانه ادریسی ها با تکیه بر نظریه جفری یانگ بررسی شده است. شخصیت وهاب بر اساس طرحواره های ناسازگار اوّلیه تحلیل، و نشان داده شده است که طرحواره های ناسازگار اوّلیه، چگونه بر ادراک وهاب از خود و دیگران اثر می گذارد و چگونه رفتار وهاب را به رخدادهای محیطی کنترل می کند. از جمله اهدافی که در این نوشتار دنبال می شود، این است که مهمترین علل پیدایی طرحواره های ناسازگار در شخصیت وهاب شناسانده، و معلوم شود که کدام طرحواره ناسازگار در شخصیت وهاب نمود بیشتری یافته است. روش این پژوهش، توصیفی – تحلیلی است و داده ها با استفاده از شیوه محتوا و کتابخانه ای بررسی شده است. از جمله نتایج این پژوهش، این است که مهمترین علل پیدایی طرحواره های ناسازگار در وهاب، بی مهری و غفلت مادر از تولد نسبت به او است؛ در نتیجه مهمترین نیاز هیجانی، که شامل نیاز به امنیت، ثبات، محبت و پذیرش است در وهاب ارضا نشده است. از بین پنج حوزه اصلی طرحواره، که توسط یانگ تقسیم بندی شده است، حوزه دوم، «خودگردانی و عملکرد مختل» در شخصیت وهاب فعالیت بیشتری دارد و این حوزه در قالب «وابستگی، خویشتنِ تحوّل نیافته و گرفتار و شکست» در شخصیت وهاب به منصه ظهور رسیده است.
۴۷۱۶۴.

وصف در شهنشاهنامه سلیمانی اثر فتح الله عارف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۴۳۹
شهنشاهنامه ها مجموعه ای حماسی هستند و حماسه گونه ای از اشعار وصفی است که به توصیف اعمال پهلوانی و افتخارات و بزرگی های قومی یا فردی می پردازد. شهنشاهنامه سلیمانی از آثار حماسی مصنوع است که بیست و یک هزار بیت دارد و به تقلید از شاهنامه فردوسی در قالب مثنوی و بحر متقارب و در ذکر سفرها و فتوحات سلطان سلیمان قانونی سروده شده است. از آنجا که ادبیّات را گاه در بیانی که شاید دور از اغراق نباشد معادل با توصیف دانسته اند، این مقاله کوششی است در جهت  بررسی توصیف های مشخص و متمایز این منظومه (مقدار، نوع، موضوع و کارکرد توصیفات) و بسامد آن ها در این منظومه مغفول. بر این اساس توصیف که از موضوعات و شگردهای مهم داستان پردازی در شهنشاهنامه سلیمانی است، در مقدارهای متنوع کمترین واحد (کمتر از یک جمله) و بیشترین واحد (جمله مرکب و چند جمله) و در نوع عینی و ذهنی و گاه تصویری با موضوعاتی چون: وصف میدان های نبرد و پهلوانان و آلات جنگی، وصف بهار و عناصر طبیعت، وصف زیبایی کنیزکان و جوانان، وصف سرما و... و در کارکردهای شعری (ایجاد احساس و تخیل و عاطفه) و گاه داستانی مورد بررسی قرار گرفته است. شاعر برای تصویرسازی از آرایه های اغراق، استعاره، تشبیه، کنایه و تشخیص استفاده نموده است.
۴۷۱۶۵.

واسازی و چالش های آن در تعامل با متن قرآنی بررسی موردی سوره توحید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۷۰
واسازی(Deconstruction) در اشکال گوناگون ظاهر می شود: گاهی یک موضع فلسفی است، گاهی یک استراتژی سیاسی و فکری و گاهی نیز یک شیوه خوانش است، اما به طور کلی از دو زاویه قابل بررسی است: 1. واسازی به عنوان ابزار تحلیل متن که به تفکیک و جداسازی عناصر اساسی یک ساختار از یکدیگر به منظور کشف روابط این عناصر و شناخت تناقض ها و نقاط ضعف و قوت آن ساختار به شکلی هرمی و از کل به جزء می پردازد. 2. واسازی به عنوان یک مکتب انتقادی و یک جریان فلسفی و ایدئولوژیک در واکنش به ساختارگرایی. این جریان انتقادی - فلسفی از دیدگاه دریدا کنکاشی دائمی در سیاق متن و تزلزل و تفکیک در تمامی معانی بخصوص معنی حقیقت است که منشأ و مبنای خود را از لوگوس (Logos) دریافت می کند و تناقض، نسبی گرایی، تکثر و تعدد معنی و باز بودن کامل متن برای تمامی احتمالات و معانی را برملا می سازد و بر این اساس، با خالی ساختن متن از مؤلفه های خارجی از جمله بافت و سیاق و مؤلف و تاریخ و... هر گونه حد و مرز، قداست و ثبات را از متن می زداید و دوگانگی ها و اصول ثابت و حقیقت آن را نادیده می انگارد. این شیوه خوانش متن علیرغم تفاوت های اصولی و گسترده خاستگاه آن با بستر فرهنگی و شرایط خاص جوامع اسلامی، توسط برخی از اندیشمندان اسلامی در خوانش متون اسلامی به کار گرفته می شود. در مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از رویکردی معرفت شناسانه، ضمن روش شناسی خوانشِ واساز و مبانی فلسفی و زبانی آن، به این مهم پرداخته ایم که افسار گسیختگی رابطه میان دال و مدلول، چالش بزرگی را در حوزه متن قرآنی (در اینجا سوره مبارکه توحید) به وجود می آورد که ناشی از تفاوت فاحش دو نوع جهان بینی است. واسازی یک ایدئولوژی بشری است که با مرکزگرایی و مطلق محوری توحید، هماهنگی ندارد، بلکه دقیقا نقطه مقابل اندیشه توحیدی و دینی است. بنابراین برخلاف دیدگاه واسازی مبنی بر تقدم ارزشی "نوشتار" بر "گفتار" و مرگ مؤلف و تعدد معنایی، ما در متن قرآن کریم به عنوان هم "کتاب" و هم "کلام" الهی، بیش از آن که با تعدد معنی روبرو باشیم، با عمق، گستره و لایه های معنایی مواجه هستیم که در ضمن نظامی خاص و با قصدمندی بیان شده و برخلاف پیش کشیدن "غیاب" در واسازی، "حضور" و "غیاب" در متن مرکزگرای قرآنی همزمان به تناسب سطح ادراک خواننده به طور محسوسی جلوه گر است.
۴۷۱۶۶.

نقد و برسی رمان موت صغیر محمد حسن علوان، بر پایه نظریه گفتمان محور ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۲۷۳
شخصیت ها در رمان و اثری روایی یا داستانی عنصر مهمی از روایت قلمداد می شوند. این عنصر، افزون بر جنبه ساختاری، ازنظر مضمون پردازی نیز بخش بزرگی از بار ایدئولوژیک داستان را بر عهده دارد. ون لیوون در نظریه گفتمان کاوی خود، به پیوند عنصر شخصیت و گفتمان اثر پرداخته و از نحوه بازنمایی و عدم بازنمایی ایفاگران و ارتباط آن با گفتمان اثر، سخن گفته است. این مقاله باتکیه بر همین نظریه، به بررسی رمان معروف «موت صغیر» از محمدحسن علوان می پردازد. رمانی شخصیت محور که به پردازش زندگی ابن عربی، صوفی مشهور قرن ششم، در قالب روایتی آمیخته از تخیّل نویسنده و واقعیت می پردازد. ابن عربی در سیروسلوک عرفانی و در سفرهایی که برای دستیابی به اهداف و مقاصد عرفانی دنبال کرده، با شخصیت های مختلفی مواجه شده است و راوی داستان نیز باتوجه به صبغه تاریخی اثر و اثرگذاری هرکدام از تیپ های شخصیتی در شکل گیری گفتمان، به بازنمایی آنها باتکیه بر شیوه های مختلف حذف و اظهار پرداخته است. نتیجه نشان می دهد که علوان در اثر خود، در بازنمایی شخصیت ها به گونه فنّی و مطابق با گفتمان اثر عمل کرده است و شخصیت هایی که در خدمت این گفتمان عرفانی هستند، بخش عمده ای از بازنمایی را به خود اختصاص داده و به شیوه های مختلفی به نمایش درآمده اند؛ درحالی که شخصیت های تاریخی، باوجود صبغه تاریخی رمان، سهم کمتری از بازنمایی دارند. روش پژوهش در این مطالعه، توصیفی – تحلیلی است.
۴۷۱۶۷.

بررسی تطبیقی عناصر داستان در دو رمان «الباحث عن الحقیقه» و «او سلمان شد»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۶۴
ادبیات داستانی در سال های اخیر بخشی مهم از آثار ادبی را به خود اختصاص داده و با استقبال کم نظیر مواجه شده است. یکی از حوزه هایی که در نقد معاصر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، بررسی تطبیقی داستان ها و رمان های مشابه در ادبیات فارسی و عربی می باشد. از آن جا که میان رمان «الباحث عن الحقیقه» اثر محمد عبدالحلیم عبداللّه و «او سلمان شد» اثر سید ناصر هاشم زاده از نظر محتوایی و ساختاری شباهتی فراوان وجود دارد، در این مقاله سعی شده تا با روش تحلیل متن و مقایسه ای، عناصر ساختاری و محتوایی دو اثر به صورت تطبیقی مورد تحلیل قرار گرفته و عناصر داستانی، مانند شخصیت، پیرنگ، زاویه دید و دیگر موارد در دو رمان واکاوی و مقایسه شود. در یک نگاه کلی می توان گفت برخی از ارکان عنصر پیرنگ هم چون گره افکنی، کشمکش، نقطه اوج و گره گشایی در هر دو اثر در سطحی تقریباً یکسان به کار گرفته شده و شباهتی بسیار در این زمینه وجود دارد؛ در حالی که برخی دیگر از ارکان پیرنگ چون آغاز و آستانه ورود، تعلیق و فرجام در سطحی متفاوت پردازش شده است. در زمینه عنصر شخصیت و شخصیت پردازی نیز باوجود برخی شباهت ها در هر دو رمان، تفاوت هایی نیز وجود دارد که در مقاله به آن ها اشاره شده است.
۴۷۱۶۸.

بررسی تطبیقی-انتقادی تعریف سنت و نوآوری در نقد ادبی ایران و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۳۷۹
مفهوم سنت از مفاهیم پرکاربرد در علوم انسانی است و در هر یک از حوزه های آن معنای اصطلاحی خاصی دارد . در این میان، سنت ادبی و نوآوری، به عنوان مفهوم متقابل آن، از اهمیت ویژه ای در ادبیات به ویژه نقد ادبی برخوردار است. این پژوهش با نگاهی انتقادی تعاریف سنت و نوآوری را در آراء صاحب نظران ایرانی بررسی کرده و نتایج به دست آمده را با مهم ترین نظریات منتقدان غربی و عربی تطبیق داده و وجوه شباهت و تفاوت آن ها را نشان داده است. بر اساس نتایج این پژوهش ، در یک نگاه کلی می توان گفت که این تعاریف دارای اختلافاتی از دو جنبه گستردگی عناصر تشکیل دهنده و الزامی بودن یا نبودن شرط تکرار در شکل گیری سنت اند . بر این اساس ، تمامی ویژگی های صوری و محتوایی که در آثار ادبی وجود دارند و پس از گذشت دوره های زمانی کوتاه یا طولانی تکرار و تدوام می یابند، سنت ادبی را تشکیل می دهند . در باب نوآوری نیز باید گفت رابطه پویای آن با سنت، جوهره اصلی آثار ادبی و ضامن موفقیت نوآوری-های ادبی و سبب نوزایی مداوم سنت است.
۴۷۱۶۹.

بررسی مضمون زهد در اشعار ابوالعتاهیه و عطار نیشابوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۶۶۴
مقاله حاضر به بحث پیرامون «مفهوم زهد در اشعار ابوالعتاهیه و عطار نیشابوری» می پردازد. ابوالعتاهیه از برجسته ترین شاعران منحصر به فرد عرب در زمینه زهد است، وی نقش مهمی در تکوین زهدیات فارسی دارد. در ادبیات فارسی نیز عطار نیشابوری از شاخص ترین چهره های زهد و عرفان است که در سراسر دیوان او مفهوم زهد موج می زند. این مقاله بر اساس شیوه توصیفی –تحلیلی قصد دارد تا پس از اشاره مختصری به زیست نامه های این دو شاعر علل گرایش به زهد و میزان تأثیر و تأثر احتمالی آنان را از یکدیگر مورد بررسی قرار داده و وجوه مشابهت ومغایرت مفاهیم و موضوعات زهدی این دو شاعر و نیز تقریب اندیشه های اسلامی و سبک و اسلوب این دو را مورد بررسی تطبیقی قرار دهد. تأثیر فرهنگ اسلامی به ویژه قرآن و حدیث هم در محتوا و هم در صور بلاغی زهدیات این دو شاعر نمود بارزی دارد. زهدیات ابوالعتاهیه حاوی درون مایه های دینی خاصی است که بر شعر زهد فارسی تأثیری شگرف داشته است. این درون مایه های دینی عمدتاً ناظر به مرگ و ظلم و دگرگونی روزگار و رنج های فردی و اجتماعی و دنیا طلبی هستند.
۴۷۱۷۰.

تحلیل شعر کیفر احمد شاملو بر اساس نظریه مربع ایدئولوژیک ون دایک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۳۹
احمد شاملو در شعر کیفر که بازتابی از واقعیت موجود زندگی اوست و این شعر را در زندان قصر در سال 1334 سروده است، به توصیف فضای زندان می پردازد. راوی در این شعر، دیگر زندانیان را قاتل و دزد معرفی می کند و خود را مبرا از آن صفات و ویژگی ها می بیند. نگارندگان در این پژوهش برآنند ایدئولوژی حاکم بر این سروده را بررسی کنند. بر اساس نظریه مربع ایدئولوژیک ون دایک که یک نظریه در حوزه تحلیل انتقادی گفتمان محسوب می شود با روش تحلیلی توصیفی به شگردها و تمهیدات به کاربسته شده از جمله، تمهیدات بلاغی، گزینش واژگان و تعدی در نحو برای برجسته کردن عیوب دیگری و فروکاستن عیوب خود و رفع آن عیوب از خود بپردازند. برآیند این پژوهش نشان می دهد، راوی در این سروده نه تنها تمام کاراکترهای روایت را با صفاتی که دارای بار معنایی منفی هستند، توصیف و ویژگی های منفی را از خود رفع می کند، بلکه با به کارگیری شگردهای فوق بر آن ها تأکید می کند و شخصیت های فرعی موجود در سروده را نیز با ویژگی های منفی به تصویر می کشد.
۴۷۱۷۱.

تفسیر و تحلیل نگرشی تطبیقی به ریشه های سه جنبش حرکه الاحیاء، کلاسیسم و بازگشت ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۴۴۷
در ادبیات غرب از آغاز قرن شانزدهم تا هفدهم، نهضت کلاسیسم یا سنت گرایی پیدا می شود و شاعران و نویسندگانی چون مولیر، راسین و ... از آثار بزرگ ادبی یونان و لاتین، تقلید می کنند. در ادبیات عرب هم چیزی شبیه به این جریان تحت عنوان حرکه الاحیاء یا جنبش بازآفرینی وجود دارد. دوره بازگشت در ایران نیز خلاصه ای از همه سبک ها و جریانات مهم ادبی دوره قبل است. گویی ادبیات این سه دوره به مروری همه جانبه در میراث خود احتیاج داشته است. در این جستار با نگاهی تطبیقی به اصول و قواعد ریشه های این سه جریان و همچنین بررسی ویژگی های مشترک موجود در این آثار اثبات خواهیم کرد که در ریشه های شعر این سه دوره، از نظر اصول و قواعد فکری و هنری و کاربرد تکنیک های بلاغی، مشابهت های فراوانی وجود دارد؛ همچنین با ریزبینی و مداقه در عناصر شاعری به کار رفته در آثار این دوران، به آشکارسازی این دقیقه پرداخته می شود که دلایل مشترک روی آوردن شعرای سه دوره بازگشت، حرکه الاحیاء و کلاسیسم به گذشته و دوختن نگاهشان به شکوه ادبیات قدمای خود چه چیز بوده است.
۴۷۱۷۲.

چگونگی تأثیرگذاری شاهنامه فردوسی بر دلگشانامه بر اساس نظریه بینامتنیت

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۱۶۸۸
حماسه دینی دلگشانامه، یکی از ذخایر ارزشمند نُسخ خطی است که علاوه بر جنبه های ادبی، اهمیت تاریخی نیز دارد. درون مایه این اثر علاوه بر ذکر حوادث کوفه از واقعه عاشورا تا شهادت مختار، تحمیدیه و منقبت حضرت رسول و ائمّه معصومین، توصیف ارزش سخن، وصف ساقی و ساقی نامه ها، اشاره به مسائل اخلاقی، پند و اندرز، بی اعتباری دنیای فانی است. این تحقیق بر آن است با شیوه توصیفی - تحلیلی و از دید بینامتنی و اثرگذاری متنی بر متن دیگر، ابتدا به معرفی دلگشانامه و جایگاه آن در حماسه سرایی دینی بپردازد و سپس دلگشانامه را با شاهنامه از جنبه ادبی، زبانی و فکری مقایسه کند و از این رهگذر، چگونگی تأثیر شاهنامه بر دلگشانامه را بیان کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که سراینده این اثر هر جا که فرصت یافته است، به بزرگداشت فردوسی و تضمین اشعار وی پرداخته است. شاعر ازنظر محتوا و مضمون به صورت پنهان و آشکار از شاهنامه فردوسی تأثیر پذیرفته و بارها در این منظومه، به قهرمانان شاهنامه و سرگذشت آنان اشاره و ممدوحان و پهلوانان داستان های خود را به شاهان و پهلوانان شاهنامه تشبیه کرده و در برخی موارد برتر از آن ها دانسته است؛ بنابراین می توان شاهنامه را پس متن و راهنمای دلگشانامه از دیدگاه زبانی، ادبی و ساختاری دانست.
۴۷۱۷۳.

سنجه ای برای بازشناسی استعاره با تکیه بر زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۴۴۴
«استعاره» جوهر خلاقیت است و «حیرت» جوهر استعاره. انسان، در جاده شناخت، همواره با اطلاعات و داده های حسی و تجربی و کلامی مواجه است که به مدد توانایی های شناختیِ ذهن (مقوله بندی، توجه، پندارینگی، حافظه و ...) دانشِ شخص از جهان را شکل می دهند. دانسته ها و تجربیات ما از جهان پیرامونمان بواسطه وجوه اشتراک و افتراق میان دریافتهای جدید و پیشین در قالب حوزه ها و قاب هایی دسته بندی می شوند که به نوبه خود سنگ بنایی می گردند برای تولید بواسطه ترکیب و یادگیری بواسطه قیاس. آنجا که آفرینشهای ما، اعم از کلامی و غیر کلامی، حاصل آمیزشهای ناآشنا، غیرقابل پیش بینی و یا بهتر بگوییم، «نشاندار» در آن بافت فرهنگی-اجتماعی باشند. جایی است که «استعاره» و قابلیت «استعارینگی» ذهن درگیر است. در این مقاله جستاری که منتج از پژوهشی در خصوص «ترجمه استعاره» است، پژوهشگران، پس از بررسی استعاره از نگاه سنتی و امروزین و تبیین کاستیهای موجود، در صدد برآمده اند که تعریفی فراگیر از استعاره ارائه داده و به شیوه ای ساده و همه کس فهم فرمولی برای بازشناسی آن به دست دهند که زمینه را برای نوعی دسته بندی جدید از انواع استعاره فراهم می آورد.
۴۷۱۷۴.

نگاهی به سبک شعری ، شعرای آذربایجانی عهد قاجاریه با اتکا به تذکره بهجت الشعرا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۰۶
از دیدگاه سبک شناسی نظم ، شعر دوره قاجاریه ، شعر دوره بازگشت نام دارد . این نامگذاریها در آغاز کار سبک شناسی مناسب و مفید بودهاند. اما حقیقت اینست که اگرچه شعر هر دوره ای ویژگیهای مشترکی دارد که بر اساس آن ، برای آن دوره نام گذاری کرده اند ولی در عین حال ، نمیتوان شعر هر شاعر یا هر منطقه ای را که در آن بازه زمانی بوده است دارای همان مشخصات ثابت دانست . برای رفع این نقیصه لازم است تا با دقت و حوصله سبکهای فردی و دوره ای هر منطقه یا زمانی را جداگانه واکاوید . در این پژوهش سعی شده است تا با شرح و معرفی یک نسخه خطی چاپ نشده به نام بهجت الشعرا که در سال 1294 ﻫ . ق. در شرح حال شعرای آذربایجان سروده شده ، ویژگیهای شعر آن منطقه در زمان قاجاریه بررسی گردد و از سوی دیگر علاوه بر بحث سبک شناسی شعر ، این مقاله را میتوان نوعی معرفی نسخه خطی نیز درنظر گرفت .
۴۷۱۷۵.

Nélida Le visage retouché de la mère-auteure(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۰۷
Jouer le rôle de la mère et son incompatibilité avec le métier d'écrivain est l'un des sujets de discussion de la littérature française du XIXe siècle. Pourtant, il y a eu des femmes à combiner les deux et cela pour faire reconnaître leur rôle social en tant que mère cultivée. Elles l'ont fait avec des stratégies dont l'une et peut-être la plus efficace, est d'adopter un nom masculin pour publier des œuvres littéraires. Le nom masculin prive l'auteur de son identité maternelle et lui délègue la nature et le statut juridique d'un auteur. Pour cela, nous avons choisi Nélida, le roman publié par Marie d’Agoult en 1846 sous la fausse signature de Daniel Stern. Le titre de l’ouvrage, dans interaction avec l’alias de l’auteure, appelle le lecteur à une méta-lecture du texte et contribue à la réhabilitation du prestige de la mère-auteure. Dans ce processus de lecture, qui se fait à partir du nom de l’écrivain et de sa vie et de son choix du titre de l’œuvre, le lecteur atteint à une nouvelle conception de la littérature féminine qui se considérait jusqu’au présent comme immorale et hors norme. Au fait, ce que la mère-auteur entend par l'adoption d'un prénom masculin et ce que le lecteur en perçoit, reflètent à la fois les conditions qui régissent la vie sociale d'une femme intellectuelle qui, ironiquement, est aussi une mère.
۴۷۱۷۶.

بررسی عنصر شخصیّت در حکایات مشترک هفت اورنگ جامی و مصیبت نامه عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۷۰
جامی شاعر عارف قرن نهم، برای بیان موضوعات اخلاقی، تعلیمی و عرفانی در هفت اورنگ، به طریقی مؤثر و هنرمندانه از دویست حکایت و تمثیل استفاده کرده است. از میان این حکایات یازده حکایت در مصیبت نامه عطّار وجود دارد. یکی از راه های سنجش قدرت خلّاقیت و سبک شاعران، بررسی و مقایسه تمثیل های داستانی آن ها با یکدیگر است. دراین پژوهش به بررسی و مقایسه یازده حکایت مشترک هفت اورنگ و مصیبت نامه با تکیه برعنصر شخصیّت پرداخته ایم. عطّار گاه با پندواندرز و گاه با بیان ظرافت های اخلاقی، از زبان دیوانگان(عقلای مجانین) جهت عبرت شاهان و ظالمان حاکم بر مردم به انتقاد می پردازد و برتری و خلاقیّت خود را با استفاده از عنصر شخصیّت و شخصیّت پردازی در ساختار حکایات، در جهت تبیین مقاصد و اندیشه های خود به کارگرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از تفوّق، قدرت و خلاقّیت عطّار است زیرا وی از عنصر شخصیّت به عنوان ابزاری اساسی برای پیشبرد اهداف و اندیشه های خود بیشترین بهره را برده است.
۴۷۱۷۷.

نقد تطبیقی طبقه بندی استعاره های مفهومی از دیدگاه لیکاف و جانسون با طبقه بندی جدید با شواهدی از آثار افغانی و ایشی گورو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۳۲
پژوهش حاضر به نقد و بررسی دیدگاه معاصر استعاره در برابر طبقه بندی جدید آن می پردازد. نظریه ی معاصر استعاره که توسط لیکاف و جانسون(1980)، به طور نظام مند مطرح شد مطالعه ی استعاره را به استعاره ی مفهومی که هسته ی اصلی زبان شناسی شناختی است، تبدیل کرد که فرایندهای تفکر و تجربه ی انسان را در بر می گیرد. اخیراً به دلیل عدم دسته بندی اسم نگاشت ها در برخی موارد، طبقه بندی جدیدی توسط افراشی و حسامی(1392)، مطرح گردید که بر اساس آن، طبقه های ساختاری و هستی شناختی در سه طبقه ی جدید عینی به ذهنی با زیر طبقات آن، ذهنی به ذهنی و عینی به عینی معرفی گردید. هدف از پژوهش حاضر، نقد و بررسی دو دیدگاه استعاره ی مفهومی و بیان وجوه اشتراک و افتراق آن ها با ذکر شواهدی از افغانی و ایشی گورو است. روش پژوهش تحلیلی-توصیفی است. یافته های تحقیق نشان داد با وجود این که کاربست طبقه بندی لیکاف و جانسون، بنیان بسیاری از پژوهش های امروزی است، در مواردی پاسخگوی کافی در طبقه بندی استعاره ها نیست. از این رو کارایی طبقه بندی جدید در این پژوهش با ذکر شواهدی از افغانی و ایشی گورو مورد تأیید است.
۴۷۱۷۹.

عروسی ابد «بررسی مرگ اختیاری یا تولدی دیگر در شعر تعلیمی مولانا»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۳۹۹
مرگ و مرگ اختیاری از مبانی عمیق عرفان و ادب تعلیمی است. مولانا نگاهش به مرگ از نوع نگاه سنایی است. امّا ظرافت ها و باریک اندیشی های مولانا و اشاراتی از آیین بودایی و یونانی و ایران باستان، به نگاه مولانا لطافت و معنویتی خاص عطا فرموده است. این مقاله برآن است تا با روش تحلیلی توصیفی نگرش مولانا را نسبت به مرگ به طوراعم، و به مرگ ارادی به طور اخص، باز نماید؛ و نشان دهد که مولانا چگونگی تجلّی از مرگ را در ترکیباتی از قبیل: «افشارش مرگ، بحر بی پایان مرگ، بیخ مرگ، تب مرگ، تلخی مرگ، جان مرگ اندیش، خدنگ مرگ، خمار مرگ، دود مرگ، سراب مرگ، شراب مرگ، شربت مرگ، گردن مرگ، مرغ مرگ اندیش و...» در اشعارش نمایان ساخته تا بتواند با آرامش قلبی، جلوه های وصال حق را ارائه نماید.
۴۷۱۸۰.

کاربرد ارسال المثل(مثل) در حکایات هزار و یک شب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۴ تعداد دانلود : ۴۲۷
مثل ها در زبان و ادبیات فارسی دارای جایگاهی ارزشمند هستند. گاه یک ضرب المثل در عین اختصار به اندازه ی یک کتاب حکمت آمیز، در بر گیرنه مطالب مهم و عمیقی از حکمت و دانش است. ضرورت و اهمیّت مثل ها از آن روی است که آن ها بیان کننده ی شیوه زندگی اجتماعی، طرز اندیشیدن و عادات و رسوم ملت ها هستند و بررسی آن ها شناخت عمیق تری از باور ها و اعتقادات نیاکان در قرون گذشته را نشان می دهد. در خصوص کاربرد، نقش و چگونگی مثل ها در متون نظم و نثر فارسی پژوهش های مختلفی صورت گرفته است. این مقاله به روش کتابخانه ای و شیوه تحلیلی-توصیفی فراهم آمده است و هدف آن بررسی نقش، چگونگی و تأثیر ارسال المثل در داستان های هزار و یک شب است. نتایج نشان می دهد که در کتاب هزار و یک شب به تناسب از ارسال المثل (مثل/ضرب المثل) های رایج در زبان و ادب فارسی و به روش غیر مستقیم جهت تقویت و غنای بیشتر کلام استفاده شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان