سعدی را بعضی به عنوان یک جامعهشناس و حتی پدر جامعهشناسی مطرح کردهاند چرا که سعدی با آنچه ارایه کرده، نشان داده است که آگاهی او از لایههای پنهان و پیدای جامعه فراتر از شناخت عادی مردان همعصر او و حتی افرادی است که پس از او زندگی کردهاند. نویسنده این مقاله بر این باور است که سعدی را به حق مصلح الدین نامیدهاند زیرا او هم مصلح دین و هم مصلح اجتماعی است و اصلاح اجتماعی او متاثر از آموزه های دینی است که او از آن برخوردار است. جامعه مورد نظر سعدی جامعه ای مشحون از فضیلت های اخلاقی است، در صورتی که جامعه امروزی، جامعه گسسته از خالق هستی است. افراد زیادی به لحاظ فرهنگی از سعدی متاثر شدهاند. سخنان سعدی سراسر دستورالعملهای روزمره زندگی است.
با اینکه تقریباً همه صاحب نظران معتقدند که در زبان فارسی افعال مرکب نسبت به افعال ساده از تعداد و زایایی بسیار بیشتری برخوردارند، ولی در این میان، به آن دسته از افعال که با همکردهای مرکبی مانند قراردادن، قرارگرفتن، واردکردن، به عمل آوردن و مواردی از این دست می آیند، توجه چندانی نشده است؛ بر همین اساس در این نوشته به توصیف و بررسی ترکیباتی پرداخته شده است که با همکردهای مرکب قراردادن و قرارگرفتن در فارسی امروز به کار می روند. برای این منظور پس از بیان مقدمه ای کوتاه، برخی نظرات مرتبط با موضوع افعال مرکب معرفی و نقد گردیده است؛ در ادامه پس از درنظرگرفتن افعال قراردادن و قرارگرفتن به عنوان همکرد مرکب، طبقه بندی چندگانه ای براساس صورت، معنا و کاربرد ترکیبات معرفی شده و درباره ویژگی های هر گروه توضیحاتی ارائه می گردد. در پایان نیز با جمع بندی ویژگی دسته های چندگانه و ارائه چند فرض به عنوان دلایل استفاده از ترکیبات مورد بحث، پیشنهادهایی برای بررسی های بیشتر مطرح می شود.
مطالعه در حوزه عناصر اقلیمی و محیطی در ادبیات به شاخه جدیدی در تحقیقات ادبی مربوط می شود که از آن به عنوان نقد زیست محیطی یاد می کنند. تفاوت در خاستگاه های اقلیمی، تمایزات سبکی و فکری و ادبی در آثار نویسندگان را در پی دارد. هرچند دغدغه نقد زیست محیطی بیشتر ارتباط، تأثیر و تأثر ادبیات و محیط زیست است، بنابر گستره دامنه این نوع نگاه و تعریف گلوتفتلی از نقد بوم گرا، این نقد به ارتباط میان ادبیات و محیط فیزیکی می پردازد و ویژگی های اقلیمی هم یکی از عناصر محیط فیزیکی آفرینش های ادبی است و زیرمجموعه نقد بوم گرا به شمار می رود. این ویژگی ها در داستان های علی اشرف درویشیان نشانگر نگاه نویسنده به محیط اطراف و تأثیرپذیری او از حوزه اقلیم و جغرافیای تولید اثر ادبی است که اثر او را از اصالتی بومی و بوم گرایانه برخوردار می سازد. درویشیان یکی از نویسندگان قابل توجه در عرصه ادبیّات اقلیمی در مکتب داستان نویسی غرب (کرمانشاه) است. او غالباً در داستان هایش با توصیف عناصر بومی و اقلیمی، تأثیرات آگاهانه یا ناخودآگاه این عناصر بر ذهن و زبان خود را در قالب باورها و اعتقادات، آداب و سنن، طبیعت بومی، آب و هوا، شکل معماری، زبان و واژگان و اصطلاحات محلی و بومی و ضرب المثل ها بازتاب داده است.
این پژوهش به نقد و تحلیل پل معلّق،یکی از برجسته ترین رمان های مقاومت ایران، اثر محمدرضا بایرامی می پردازد. تحلیل پدیدارشناختی قصد دارد با نگاهی نوئماتیک (noematic) به رمان، به حقیقت هنری نهفته در آن دست یابد و با نفوذ در ژرف ساخت های ذهن نویسنده، که در قالب مضامین و انگاره های متن و گفت وگوها و حوادث و صحنه های به دقّت چینش یافته نمودار است، جهان زیسته او و مناسبات پدیدارشناختی من نویسنده یا ذهن شناسا و جهان به مثابه شیء پدیداری را آشکار کند؛ بدین منظور، ابتدا مبانی و نظریات گوناگون مطرح در این حوزه ارائه شده است. سپس روش تحقیق، یعنی توصیف معناشناختی پدیده ها و رفتارها و عواطف بر مبنای روی آورد و محتوای هر یک از آنها شرح گردیده و در ادامه، عناصر هریک از فرایندها استخراج و جایگاه آنها در تقویم معنا تحلیل و دسته بندی شده است. بنابر یافته ها، فرایند معنایی به تدریج در تعامل بین سوژه و پدیده ها در مقام دیگرسوژه ها اتّفاق می افتد و زبان نیز نقشی ویژه دارد. همچنین زیربنای اصلی عواطف منفی تردید و ابهام است، و فرآیند رهایی از این تردید در سفر و مواجهه با روی دادها و افراد دیگر رخ می دهد و رفته رفته بنیان شناختی و بار ارزشی منفی آنها دگرگون شده به سمت حالات طبیعی می رود. تحلیل بدین شیوه، نه تنها جایگاه داستان ها را در ادبیّات مقاومت از لحاظ معنابخشی مشخّص می کند؛ بلکه دست یابی به نتایجی دور از خطا و تا حد زیادی نزدیک به افق نویسنده را میسر می سازد.