فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۴۸۱ تا ۱۶٬۵۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
نمادهای اسطوره ای ملی و دینی در شعر دفاع مقدس
حوزههای تخصصی:
اسطوره، در تمام فرهنگ ها الهام بخش شاعران و نویسندگان بوده است و شاعران و نویسندگان در هر دوره با توجه به مقتضیات زمان و میزان قبول در آن دوره از آن بهره جسته اند. این است که در دوره ای اسطوره ها به دیده احترام و در دوره ای خوار و زبون نگریسته شده اند.
یکی از این دوران، دورانی است که عمدتاً از آن به عنوان ادبیات دفاع مقدس و یا ادبیات جنگ نام برده می شود. شاعران و نویسندگان دوران دفاع مقدس از اسطوره های ملی و مذهبی در بیداری روحیه مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن بهره جسته اند. نمادها و اسطوره ها در شعر این دوره به مثابه یک رسانه عمل کرده اند. تهییج مخاطب به حضور در میدان نبرد در اکثر مواضع مدیون همین نمادها و اسطوره هاست.
مقاله حاضر عهده دار بحث درباره حضور اسطوره های ملی و مذهبی در شعر دفاع مقدس و نوع نگاه شاعران دفاع مقدس به اساطیر است و می کوشد تا روشن کند تا چه میزان نام های اسطوره ای در تحریک مخاطب در مقابله با دشمن سهیم بوده است.
استعارة دستوری: شاخصی نو در تمایز زبان ادب و علم
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیم مطرح در دستور نقش گرای نظام مند هالیدی، استعارة دستوری است که نوعی از استعاره معرفی شده است. هالیدی سه نوع استعارة دستوری - اندیشگانی، بینا فردی و متنی- را معرفی و متمایز کرده است. هدف این مقاله، بررسی میزان و شیوة کاربرد انواع استعارة دستوری در متون ادبی و علمی است. بدین منظور نویسندگان یک اثر علمی با عنوان «درآمدی بر جامعه شناسی زبان» نوشتة یحیی مدرسی و یک اثر ادبی با عنوان «تنگسیر» نوشتة صادق چوبک را برای نمونه انتخاب و تجزیه و تحلیل کرده اند. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که میزان استفاده از انواع استعارة دستوری در متون علمی و ادبی یکسان نیست. به نظر می رسد که نویسندة متون علمی برای غنی سازی محتوای عبارات، فشرده کردن اطلاعات، تخصصی ساختن متن برای مخاطب مخصوص خود، گویاتر ساختن مطالب و دلایل دیگر از استعارة دستوری استفاده کرده است. در مقابل نویسندة متن ادبی، استعارة دستوری را بسیار کم به کار برده است. دلایل یادشده درباره متون ادبی صادق نیست و کاربرد اندک آن را موجه می سازد. بنابراین مقاله با ارائه شواهد کافی از دو متن تلاش دارد تا استعارة دستوری را به عنوان یک شاخص برای تمایز متون علمی و متون ادبی معرفی کند.
تحلیل سیر تاریخی سراینده- راویان و نقش سنت روایت شفاهی در روند نظم روایات پهلوانی در ایران
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه هایی که سرایندگان و راویان از عهد باستان تا دورة اسلامی در روند تکوین تاریخی آن نقش داشته اند، شاهنامه سرایی و حماسه های شفاهی بوده است. سرایش سرودها و تشکیل روایات و داستان های حماسی از طریق ترکیب و گسترش نقلی این روایات، داستان های حماسی را ایجاد می کرده است. طبقات کهن راویان چون گوسان ها و خنیاگران که جای خود را به راویان اعصار بعد چون بلبل ها و نقّالان می دهند و شکل گیری ادبیات مکتوب بر مبنای ادبیات شفاهی، مهم ترین ویژگی های این حوزه است. این جستار، بر مبنای شواهد متنی و تاریخی موجود، به جایگاه سنت روایت شفاه ی در ایران باست ان و تداوم سنت های ادبی مربوط بدان در شاهنامه سرایی و شکل گیری حماسه های شفاهی فارسی در ادبیات عصر اسلامی پرداخته، نقش تاریخی این راوی- سرایندگان را در روند نظم روایات پهلوانی بررسی کرده است
تحلیل جنبه های ادبی تاریخ بیهقی بر اساس نظریّة «والتر بنیامین»
حوزههای تخصصی:
«والتر بنیامین»، فیلسوفی که نامش با «مکتب فرانکفورت» پیوند خورده است، یکی از اندیشمندانی است که برای زبان، ساحتی فراتر از ساحت کارکردی و ارتباطی آن قائل است و در تقابل با تلقّی تقلیل گرایی که زبان را به ابزار ارتباط بیناذهنی کاهش می دهد - به نظریّه پردازی پرداخته است.
به نظر بنیامین، زبان از کنش ارتباطی انسانی فراتر می رود و موقعیتی هستی شناسانه می یابد و اگر زبان را به منش ارتباطی و ابزاری آن تقلیل دهیم، تنها متن های نوشته شده را خواهیم خواند و هرگز قادر به درک «نوشته های بین سطرها» نخواهیم شد. او در تقابل با منش ارتباطی زبان، اصطلاح «منش بیانگری» زبان را به کار گرفت و بر این باور بود که نویسنده با ورود به ساحت بیانگری زبان، یک اثر ادبی خلق می کند. تاریخ بیهقی به عنوان یک اثر هنری ناب، توانش بالایی برای نزدیک شدن به زبانی که از منش ارتباطی زبان گذشته و برای بیان معانی پنهان در پس کلمات، به منش بیانگری زبان رو آورده، دارد. در این مقاله به طرح و بررسی این موضوع پرداخته و به این نتیجه رسیده ایم که بیهقی با توجه به منش بیانگری زبان، اثری ادبی خلق کرده و با استفاده از ابزارهای برجسته سازی در حوزة واژگانی و معنایی زبان و به کارگیری جوهر شعر و نظم در زبان اثرش، توانسته به میزانی از توانش ادبی برسد که بتوان از آن تلقی شعری داشت .
واکاوی ریشه های ادبیات تطبیقی در ادبیات قدیم عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیّات تطبیقی به عنوان یک علم، در دو قرن اخیر در کشورهای اروپایی و عربی و اسلامی ظهور کرد؛ ولی مفهوم تطبیق از قرن ها پیش در ادبیّات ملل مختلف وجود داشته است و ادبا و ناقدانی بوده اند که نوعی مقایسه، موازنه و تطبیق را میان ادبا و ادبیّات ملل مختلف انجام می دادند. بررسی ریشه های ادبیّات تطبیقی؛ به ویژه در کشورهای اسلامی و عربی، از این رو اهمّیّت دارد که بدون واکاوی میراث اسلامی در زمینه ادبیّات تطبیقی، نمی توان برنامة شفّافی برای تحوّل و پیشرفت ادبیّات تطبیقی در کشورهای اسلامی طرّاحی کرد. از سوی دیگر، ظهور نظریة ادبیّات تطبیقی اسلامی و ضرورت توجه بیشتر بررسی های تطبیقی به ادبیّات ملل اسلامی در عصر معاصر، بر اهمّیّت واکاوی ریشه های میراث اسلامی در این زمینه می افزاید.
این مقاله کوشش دارد از طریق بررسی برخی از آثار جاحظ، ابوالفرج اصفهانی، ابن قتیبه، ابن ندیم، ابن أثیر، شروح دیوان متنبّی و بیرونی، به واکاوی نشانه های ادبیّات تطبیقی در ادبیّات و نقد عربی قدیم بپردازد.
یافته های پژوهش نشان می دهند که نشانه های ادبیّات تطبیقی در نقد عربی قدیم، ابتدا در مرحلة «سنجش ادبی درون ادبیّات عربی» نمود پیدا کرد و بعد از آن به صورت بارزتر، در مرحلة دوّم یعنی مرحله «سنجش ادبی برون مرزی ادبیّات عربی» ظهور یافت.
فرهنگ نویسی فارسی در هند جنوبی (دکن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوند دیرینه ایران و شبه قارّه هندوپاکستان به زمان های دور می رسد. اسناد و مدارکی از دوره هخامنشی در دست است و تصاویر غارهای اجانتا در جنوب هند حکایت از ارتباط ایران و هند در دوره ساسانی دارد.
با نفوذ و گسترش اسلام در ایران در دوران حکومت سلطان محمود غزنوی و لشکرکشی های او به هند، اسلام به همراه زبان فارسی و تصوّف وارد آن سرزمین پهناور شد و به مرور ایّام با تشکیل حکومت هایی از مسلمانان و بعضاً ایرانی زبان فارسی در شبه قارّه هند گسترش یافت، تا جایی که زبان فارسی در حدود چند قرن زبان دین و سیاست و فرهنگ و ادب و هنر گردید.
به دنبال عمیق شدن ریشه های زبان فارسی در سرزمین هند و فهم معارف اسلامی و متون ادبی و حیات اجتماعی دانستن زبان فارسی در سرزمین هند یک نیاز حیاتی شد تا جایی که بساط درس و یادگیری و تألیف کتاب های دستور زبان فارسی و تدوین فرهنگ های مختلف فارسی از مهّم ترین کارها به شمار می آمد. از این رو نوشتن فرهنگ های لغت در سراسر شبه قارّه به ویژه در حیدرآباد و بعضی ایالات دیگر رونق گرفت چون فراگیری زبان بیشتر معلول دو امر است: 1. دانستن لغات و 2. آگاهی از دستور زبان در این دو مسئله است که می بینیم هند در تألیف این دو موضوع حدّاکثر آثار را حدّاقل تا سال 1965 میلادی دارد. تألیف فرهنگ های اساسی و بعضاً متفاوت در دکن گویای این مسئله مهّم است.
انتقاد بیهقی با انتخاب هدفمند اشعار دیگران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معاییرُ تقییم الشّعر من منظار قدامه بن جعفر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
أحدثَ قدامه بن جعفر، وهو النّاقدُ المرموقُ فی العصر العباسیّ، تطوّراً فی النّقد الأدبیّ العربیّ لکونه أوّلَ من حاولَ المزاوجه بین الشّعر والفکر. إنّه حاولَ الثوره علی حاله النّقد الذوقی، بنقدٍ یقوم علی مبادئ وقواعد لها مصطلحها العلمیّ؛ المبادیء والقواعد والمصطلحات الّتی تجمعُ بین النّقد الفنّیّ من جهه والقاعده المنطقیّه الفلسفیّه من جهه أخری. سعی قدامه لأن یصِل إلی مبادیء النقد الأدبیّ وإلی صیاغه المعتقدات النّقدیّه والجمالیّه، أی إلی ما یُسمّی الیوم بالنّقد النّظریّ ( theoritical criticism ).
تهدُف هذه المقاله إلی دراسه آرائه النّقدیه والمعاییر الّتی قرّرَها فی نقد الشّعر. یدورُ معظم بحثه حول عناصر الشّعر وهی: اللّفظ والوزن والقافیه والمعنی. علی ضوء هذا الأمر، فإنّ للشّعر عند قدامه درجاتٌ، هی:1- غایه الجوده، حین یکون کلٌّ من الأسباب ومکوّنات الشّعر فی غایه التّجوید، 2- غایه الرّداءه، حین یکون کلُ سببٍ من الأسباب فی غایه الضّعف، 3- الأوسط بین الجوده والرّداءَه، حین تکون النّعوت والعُیوب فی الشّعر متکافئه.
رویکردی روایت- شناختی به لیلی و مجنون نظامی و رومئو و ژولیت شکسپیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکیم نظامی گنجوی به مدد قریحه و تخیل شاعرانة خویش از داستانی محلی به نام لیلی و مجنون شاهکاری جاودانی در ادب فارسی خلق نمود که خیل وسیعی از شاعران را به تقلید و نظیره گویی از آن برانگیخت. ویلیام شکسپیر نیز با الهام از داستان رومئو و ژولیت که از دیرباز بخشی از ادبیات انگلیسی شمرده می شد، اثری زوال ناپذیر در عرصة ادبیات آفرید. در مقالة حاضر با معرفی رویکرد روایت شناسی به ویژة الگوی گریماس، بر آن هستیم تا با درنظرگرفتن مؤلفه های رویکرد یادشده، به مقایسه منظومة لیلی و مجنون اثر نظامی و رومئو و ژولیت اثر شکسپیر بپردازیم. در ابتدا، خلاصه ای از روایت این دو اثر را ارائه کرده ایم و سپس، شباهت های روایت شناختی آن ها را بررسی کرده ایم. افزون براین، در چارچوب کنش ها و کنشگرهای شناسایی شده در آن ها، به بررسی نگرش این آثار به جایگاه زن پرداخته ایم.
شکل شناسی داستان های کوتاه مجید قیصری (بر اساس مجموعه داستان«طعم باروت»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل دو غزل از خاقانی و حافظ بر مبنای زبان شناسی نقش گرای سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا به بررسی و تبیین دیدگاه تحلیلی هلیدی در قالب زبان شناسی نقش گرایِ سیستمی پرداخته شده است و مفاهیمی نظیر فرانقش های سه گانه اندیشگانی، بینافردی و متنی تبیین شده و فرایندهای مادی، کلامی، رفتاری، ذهنی و رابطه ای توضیح داده شده است. سپس به نقش مشارکین فرایند، کنش گران، کنش پذیران و حامل و محمول پرداخته شده و در پایان، عناصر پیرامونی فرایند نیز از نگاه هلیدی توضیح داده می شود. بر مبنای دیدگاه فوق، تحلیلی از دو غزل خاقانی و حافظ ارائه شده است، این غزل ها از نظر وزن و قافیه و موضوع به یک دیگر بسیار نزدیک اند. خاقانی از دوازده فرایند مادی، چهار فرایند رابطه ای، سه فرایند رفتاری و یک فرایند وجودی در غزل خود بهره گرفته و حافظ از سیزده فرایند مادی، پنج فرایند رفتاری، سه فرایند رابطه ای و کلامی و یک فرایند وجودی استفاده کرده است، هر دو شاعر بیشتر از افعال حال بهره جسته اند. مشارکین فرایند در هر دو غزل بیشتر شامل شاعر، بادصبا، صبحدم و معشوق است و رابطه کنش گرها و کنش پذیرها نیز در دو غزل درخور توجه است. عناصر پیرامونی در دو غزل شامل عناصر مکانی، زمانی، چگونگی و علت است و خاقانی و حافظ بیشتر از عنصر مکانی و چگونگی در غزل های مذکور استفاده کرده اند.
بررسی روان شناختی داستان سیاوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار، با بهره گیری از نظریه های زیگموند فروید و کارل یونگ، به بررسی روان شناختی شخصیت سیاوش در شاهنامة فردوسی می پردازد؛ سیاوش دوران کودکی خود را در پرتو سرپرستی و آموزش های رستم، سپری می کند. با مطالعة ساختار توصیفی روان سیاوش، خصیصه های اخلاق مداری و عواطف غایی انسانی در وجود او به وضوح دیده می شود. این امر شاید از «فراخود» و فعالیت عالی آن در وجود سیاوش نشأت گرفته است، بر خلاف پدرش، کیکاوس که او زیر سیطرة مطلق «نهاد» است. آموزه های تعلیم و تربیت و فرهنگ خودمان با استناد به قرآن، از فراخود به «نفس لوامه» و از نهاد به «نفس اماره» تعبیر می کند. در این پژوهش مطابق با نظریات یونگ، درون گرایی سیاوش در شاهنامه طرح و اثبات شده است که از این منظر، سیاوش از خشونت و جنگ بیزار و جلوه ای کامل از انسان معتدل و حتی آرمانی اخلاقی است و نیز به شباهت و اشتراک شخصیت سیاوش با همتایان خود در اساطیر ملل دیگر اشارت شده است و مقوله های روان شناسی مانند کهن الگوی گیاه خدا، خورشید خدا، مادر زمین و تولد دوباره طرح و به تفصیل بیان شده است و این فرضیه طرح شده است که سیاوش نمودگار و مظهر خورشید و نور و گرما که از ویژگی های اساطیری باستان هستند نیز تلقی می شود.
خودمرگنامه: ویژگی ها و کارکردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خودمرگنامه شیوهای نامعمول از روایت است که در برابر یا در امتداد خودزندگینامه قرار میگیرد. خودمرگنامه، روایت یک راوی مُرده از مرگ و پس از مرگ خویش است که اغلب دربرگیرنده بخشهایی از زندگی وی نیز هست. این نوع روایت، ویژگیها و قابلیتهای معنایی منحصربهفردی دارد و از نوعی راوی متفاوت با قابلیتهایی ویژه و کارکرد همزمان درون داستانی و برونداستانی بهره میبرد. در این مقاله ابتدا به بررسی خودمرگنامه و معرفی ویژگیها و کارکردهای آن پرداخته شده و سپس سه داستان کوتاه فارسی که به شیوه خودمرگنامه نوشته شدهاند، تحلیل و بررسی شده است. نتیجه این پژوهش نشان میدهد که علیرغم توانمندیهای معنایی این شیوة روایی، در داستانهای بررسی شده بهره چندانی از کارکردهای خودمرگنامه و بهویژه راوی متفاوت آن گرفته نشده است.