فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۳۶۱ تا ۱۸٬۳۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
روایت شناسی شناختی (کاربست نظریه آمیختگی مفهومی بر قصه های عامیانة ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی شناختی از رویکردهای نظام مند در چند دهه اخیر است که با توجه به دستاوردهای زبان شناسی و معناشناسی شناختی، نقش مؤثری در تبیین ماهیت و کارکرد متون روایی داشته است. ج. فوکونیه و م. ترنر چارچوب نظری آمیختگی مفهومی را به تفصیل بررسی کرده اند. مقاله حاضر، پس از معرفی رویکرد نظری آمیختگی مفهومی، به تبیین چگونگی فرایند معناسازی و شخصیت پردازی در دو قصه عامیانه ایرانی می پردازد. فرض ما این است که خلاقیت و پویایی فرایندهای معناساز موجود در قصه های عامیانه با استناد به انگاره های نظریه آمیختگی قابل تبیین است. هدف این تحقیق، تبیین فرایند تخیل و فرایندهای معناسازی در قصه های عامیانه است تا شاید براساس آن بتوان به تحلیل و خوانش دقیق¬تری از این روایت¬ها دست یافت.
والتر بنیامین: اصالت زبان و نقش آن در نقد و نظریه ادبی هنری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
والتر بنیامین هرچند منسوب به مکتب فرانکفورت است، اما هم در مبانی تفکر و هم در مواجهه با مارکسیسم و سبک تأملات و سلوک زندگی، پدیده¬ای است متفرّد. تأملات او درباره زبان، ترجمه، تاریخ و... بر جریان¬های فلسفی، هنری، نقد و نظریه بسیار مؤثر بوده است. به-رغم نظر کسانی که تفکر او را فاقد انسجام و پیوستگی می¬دانند، دغدغه بنیادین بنیامین در نوشته¬هایش، تصویرِ «فقدان»، «فاصله» و «گمشدگی» به¬ قصد راهیابی به «رهایی و رستگاری» است. دو مضمون اصلی تفکر او، «فلسفه زبان» و «فلسفه تاریخ» است. «نظریه زبان» او به «نظریه ترجمه» و حوزه¬های دیگری چون معنا، تمثیل، تأویل، نقد ادبی، تراژدی، قصه و رمان راه یافت و بر همین مبنا او به نقد تاریخ باوری و فلسفه تحصّلی روی آورد و از زبان شناسی، نشانه¬شناسی و نقد به معنای متعارف یا مسلط فاصله گرفت. این تحقیق می-کوشد تا به کانون نظریه بنیامین، یعنی زبان و ترجمه، و به تبعِ آن به تأثیر آنها در عرصه-های ادبی بپردازد.
رمز در سه اثر نمادین شریعتی (کویر، هبوط، انسان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
والتر بنیامین: اصالت زبان و نقش آن در نقد و نظریه ادبی هنری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
والتر بنیامین هرچند منسوب به مکتب فرانکفورت است، اما هم در مبانی تفکر و هم در مواجهه با مارکسیسم و سبک تأملات و سلوک زندگی، پدیده¬ای است متفرّد. تأملات او درباره زبان، ترجمه، تاریخ و... بر جریان¬های فلسفی، هنری، نقد و نظریه بسیار مؤثر بوده است. به-رغم نظر کسانی که تفکر او را فاقد انسجام و پیوستگی می¬دانند، دغدغه بنیادین بنیامین در نوشته¬هایش، تصویرِ «فقدان»، «فاصله» و «گمشدگی» به¬ قصد راهیابی به «رهایی و رستگاری» است. دو مضمون اصلی تفکر او، «فلسفه زبان» و «فلسفه تاریخ» است. «نظریه زبان» او به «نظریه ترجمه» و حوزه¬های دیگری چون معنا، تمثیل، تأویل، نقد ادبی، تراژدی، قصه و رمان راه یافت و بر همین مبنا او به نقد تاریخ باوری و فلسفه تحصّلی روی آورد و از زبان شناسی، نشانه¬شناسی و نقد به معنای متعارف یا مسلط فاصله گرفت. این تحقیق می-کوشد تا به کانون نظریه بنیامین، یعنی زبان و ترجمه، و به تبعِ آن به تأثیر آنها در عرصه-های ادبی بپردازد.
نقد تطبیقی اسطوره آفرینش در شاهنامه فردوسی و مهابهاراتای هندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شباهت های فراوانی که در باورهای باستانی دینی و حماسی ایران و هند یافت می شود، نشانگر هم ریشه بودن فرهنگ و تمدن ایرانی و هندی است. بیشترین شباهت را میان ایران و هند می توان در حماسه مهابهاراتا و شاهنامه فردوسی یافت. حتی در آیین زردشت نیز شباهت هایی فراوان با آیین هندو به چشم می خورد. خوردن گیاه هوم و قربانی کردن ها همه به یکدیگر شباهت دارد. در دو حماسه ایرانی و هندی، بسیاری از شخصیت ها شبیه به یکدیگرند. زبان ایرانیان نیز با سنسکریت تفاوت های کمی دارد. در این پژوهش مسئله آفرینش در شاهنامه و مهابهاراتا مورد بررسی و تطبیق قرارگرفته است. آفرینش جهان، زمین، موجودات وانسان، که محور اصلی این پژوهش است، شباهت ها و هم ریشه بودن دو فرهنگ را به خوبی نشان می دهد.
در اسطوره های آفرینش، جهان با تقابل نیکی و بدی آغاز می شود و پایان جهان نیز با پیروزی نیکی همراه خواهد بود. این تقابل در شاهنامه و مهابهاراتا به خوبی تصویر شده است.
خورخه لوئیس بورخس و اسطورة گاومَرد (مینوتور) در داستان «خانه آستریون»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان کوتاه خانه آستریون، یکی از داستان های زیبای معاصر است که خورخه لوئیس بورخس، نویسنده و شاعر آرژانتینی، آن را نوشته است. بورخس در این داستان عملی فرااسطوره ای انجام داده، بدین معنا که اسطوره ای جدید برمبنای اسطوره ای قدیم ساخته است. داستان، اسطورة مینوتور(گاومرد) ـ فرزند یکی از پادشاهان یونان ـ است. این هیولا مجازات پوزئیدون خدای دریاهاست که شاه مینوس به دلیل نافرمانی بدان مبتلا شده است. شاه مینوس برای رهایی از شرم، این فرزند عجیب و هولناکش را در لابیرنت یا هزارتویی زندانی می کند. این هیولای مردم خوار سرانجام به وسیلة تزئوس کشته می شود. بورخس در بازسازی این اسطوره خودش را درجای گاومرد قرارداده و با راوی اول شخص، داستان را به گونه ای دیگر روایت کرده است. آنچه از روایت بورخس برمی آید، این است که انسان معاصر در چنبر هزارتوهای مختلف که محصول تجدد امروزی است، گرفتاراست. بورخس در این داستان می کوشد مخاطبانش را به درون این هزارتوها بکشاند تا باور کنند که راه خروج از آنها آسان است و تنها اندکی جسارت می خواهد. در این پژوهش عمل فرااسطوره ای بورخس از داستان مینوتور نقد و بررسی می شود
سبک و سبک شناسی و بررسی عناصر سبک ادبی از منظر قرآن کریم (الأسلوب والأسلوبیة وعناصر الأسلوب الأدبی من منظور القرآن الکریم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یشمل الأسلوب فی نظر القدماء والمعاصرین الناحیتین المعنویة واللفظیة، کما أن هناک أنواعا مختلفة من الأسلوب عالجها القدماء والمحدثون سواء فی ذلک الغربیون والمسلمون. بالإضافة إلی ذلک فإن مفاهیم الأسلوب ومعانیه مختلفة فی المنظور الغربی والإسلامی. فهناک العدید من التعاریف قدورد فی الکتب المرتبطة بالموضوع، ولا یخفى أن للإسلوب عناصر مختلفة من منظور المدارس الغربیة ومن المنظور الإسلامی.ولکن العناصر الإسلامیة للإسلوب لم یتم التعریف بها من قبل بشکل واضح منهجی من خلال الآیات القرآنیة المبارکة.
یتناول هذا المقال الأسلوب الأدبی وعناصره وآراء القدماء فی ذلک بالإضافة إلی الأسلوب ومعانیه من منظور المدارس الغربیة المعاصرة وذکر الفوارق الرئیسة بین المواقف العلمانیة والإسلامیة فیما یتعلق بعناصر الأسلوب الأدبی، ومن جملتها الفطرة والنیة والإیمان والتوحید والعقل والعاطفة والشعور والموهبة والمیول والرغبات وکذلک دور المسؤولیة فی هذا الأدب مستعینا بالمنهجین التوصیفی والتحلیلی مع الاستشهاد بالآیات القرآنیة کما تطلب الأمر ذلک.
بازشناسی مفهوم قرب در آثار عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مباحث مهم و مشروح تصوف، مقامات و احوال است که صوفی و عارف در طریق وصول به حق و کمال حقیقی باید مقامات را طی کند و حالات را که در درون او وارد میشود، دریابد. یکی از مهم ترین احوال عرفانی، قرب است. قرب، استغراق وجود سالک و نزدیکی او به خداوند و جمع خود با غیبت از صفات خود و تقرب الی الله است تا جایی که از خود غایب باشد و به فنا برسد، حتی تقرب خود را نیز نبیند. تمام تعاریف قرب بر دو محور اساسی متمرکز است که از آن به «قرب با وجود» و «قرب لا وجود» تعبیر میشود. برخی از شاعران شعر را در خدمت عرفان اسلامی قرار داده و به طرح مباحث و مبانی عرفان و تصوف پرداخته اند. عطار از جمله شاعرانی ست که آثار مختلف خود را با زبانی شیرین و روان و متاثر از مباحث عرفانی سروده است. مقامات و احوال عرفانی و به ویژه قرب الهی در آثار منظوم عطار بازتاب گسترده ای پیدا کرده است.
در این مقاله ضمن تعریف مختصر قرب از دیدگاه عرفا، بازتاب این حال عرفانی در آثار منظوم عطار که بخش عمده ی تالیفات وی را در برمی گیرد، بررسی می شود.
تحلیل دیدگاههای ابوحیان توحیدی در کتاب «الامتاع و المؤانسة» و مقایسه آن با دیگر منابع کهن و جدید (تحلیل مواقف أبی حیان التّوحیدی فی کتاب ""الإمتاع والمؤانسة"" (ومقارنته بغیره من المصادر القدیمة والجدیدة))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ کتاب ""الإمتاع والمؤانسة"" ممتع مؤنس کاسمه، یلقی أضواء ساطعة علی العراق فی النصف الثانی من القرن الرابع- أعنی فی العصر البویهی- وهو عصر موصوفٌ بالظّلام، فإنه یعرض لکثیر من الشؤون الاجتماعیة فی ثنایا حدیثه، فیصف الأمراء والوزراء ومجالسهم ومحاسنهم ومساویهم، ویصف العلماء ویحلّل شخصیاتهم وما کان یدور فی مجالسهم من حدیث وجدال.
دأبُ أبی حیّان فی هذا الکتاب هو أنّ ابن سعدان کان یسأله وأبوحیّان یُجیبه، وأحیاناً یطرح علیه السؤال ویمهله إلى الغد لیجیب، أو یمهله إلى أجل غیر معلوم، حتى یقرأ ویسأل ویباحث غیره، ثمّ یُجیب شفهیا أو کتابیة.ولم یکن ابن سعدان یکتفی بالسّماع، بل کان أحیانا یشارک فی البحث برأیه ویناقش ویفنّد.
إنّ کتاب الإمتاع والمؤانسة یصوّر حیاة الأرستقراطیین، کیف یبحثون، وفیمَ یفکّرون، ویصوّر هذه الحیاة فی شکل قصصیّ مقسّم إلى لیالٍ، ولکن حظّ الخیال فی الإمتاع والمؤانسة أقلّ منه فی کتاب ""ألف لیلة ولیلة"".
فیتفق الکتاب مع بقیة المراجع بصورة عامّة فی إبراز الخصائص العامّة فی ذلک العصر. أمّا الاختلافات الموجودة بین الإمتاع والمؤانسة وبین غیره من الکتب، فإنّما هی اختلافات جزئیة تخصّ دقّة بعض المعلومات أو وضوح بعض الصّور، ولذا فإنّنا نقرّ بوجود قیمة وثائقیة عامّة للکتاب رغم النقص الذی نری فیه.
جایگاه گی یار در ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: این جستار دو بخش اصلی دارد: بخش اول درباره پیشینه ادبیات تطبیقی در فرانسه و معرفی مختصر ماریوس فرانسوا گی یار و کتاب معروفش ادبیات تطبیقی است. بخش دوم ترجمه تقریظ ژان ـ ماری کاره بر کتاب ادبیات تطبیقی گی یار است که خود از دو بخش تشکیل می شود: اول، مقدمه مؤلفان کتاب مرجع ادبیات تطبیقی چاپ دانشگاه پرینستن بر تقریظ کاره؛ دوم، مقدمه بر ادبیات تطبیقی نوشته ژان ـ ماری کاره. بخش دوم جستار برگرفته از کتاب مرجع ادبیات تطبیقی چاپ دانشگاه پرینستن تألیف دیوید دمراش و دو تن از همکاران اوست. مؤلفان این کتاب که درباره فراز و فرود ادبیات تطبیقی و ادبیات جهان از اروپای عصر روشنگری تا دهکده جهانی امروز است، مقدمه های کوتاه و روشنگری بر مقالات کتاب نوشته اند که ترجمه مقدمه آنان را نیز در اینجا آورده ایم.
قراءه نقدیه فی کتاب النقد الثقافی للدکتور عبد الله الغذامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یهدف کتاب النقد الثقافی إلى الکشف عن المضمر النسقی فی النصوص الأدبیه التی تشکل بنیه الثقافه السائده، ویطرح مشروعه النقدی بوصفه بدیلاً من النقد الأدبی الذی تقتصر مهمته على البحث فی جمالیات هذه النصوص، لیمارس فعل التعمیه على مضمراتها التی تمثل جوهرها الحقیقی.
من هنا یأتی النقد الثقافی لیکشف عن تلک الأنساق الثقافیه، ویقوم بتعریه مضامینها، وکشف أنماطها التی تتداخل مع أنماط المجتمع، فترسخ من خلال ذلک هیمنتها علیها، ثم تعمم هذه الهیمنه عبر وسائل الإنتاج الثقافی والاجتماعی المختلفه. وقد قمنا بمناقشه مضمون هذا الکتاب فی أهم مفاصله وعملنا على تصویب بعض مساراته.
ادبیات روستایی در رمان های عربی و فارسی؛ بررسی تطبیقی الأرض شرقاوی و جای خالی سلوچ دولت آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیّات جوامع مختلف، ادبیّات روستایی به عنوان یکی از زیرشاخه های مهمّ ادبیّات داستانی مطرح بوده و بسیاری از نویسندگان بزرگ در این مورد آثاری را به رشتة تحریر درآورده اند. در ادبیّات عربی می توان از عبدالرّحمن الشّرقاوی نویسندة مصری خالق رمان الأرض نام برد که روستای کودکی خود را با ماجراهایش به تصویر می کشد؛ و از نویسندگان مشهور ادبیّات فارسی در این عرصه محمود دولت آبادی است که آثارش او را به عنوان نویسندة اقلیمی و منطقه ای، معروف ساخته است؛ او در رمان جای خالی سلوچ روستایی به نام «زمینج» را با مشکلات خانوادة سلوچ به تصویر می کشد.
این مقاله با رویکردی تطبیقی پس از تحلیل دو رمان مذکور، به موضوعاتی همچون: جایگاه زنان، فقر روستائیان، آب و آبیاری، نقش زمین و ظلم دولت مردان می پردازد و واقع گرا بودن دو نویسنده، توجّه آن دو به آثار بومی، اهمیّت جایگاه زنان در دو رمان، روحیة استواری روستائیان در برابر ظالمان را بازمی نماید.
نقد کتاب صرف ساده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه جایگاه و اهمیت نقد صحیح و عالمانه در بهبود سطح کیفی علوم و فنون مختلف بر کسی پوشیده نیست. به ویژه آن جا که نقد، متوجه ارکان مهم و زیربنایی جامعه نظیر بخش های آموزشی نیز باشد، از اهمیتی دوچندان برخوردار می شود. بر این اساس نقد کتاب های درسی و متون آموزشی نیز به دلیل دامنه وسیع کاربردی و نقش آن در ارتقای سطح علمی کشور، ضرورتی اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. بررسی انتقادی کتاب صرف ساده بیان گر این است که این کتاب، به رغم برخورداری از ویژگی های مثبت و ارزش علمی، در برخی زمینه ها همچون کاربردی کردن تمرین ها و تعدیل آن، نگارش صحیح رسم الخط عربی و رعایت اصول روش علمی پژوهش از قبیل مقدمه نویسی، ارجاع درست مطالب و ارائه فهرست منابع و نیز رفع ابهام از برخی مباحث، که یکی از ویژگی های اصلی متون علمی است، نیازمند اصلاح و بازنگری به نظر می رسد.
گذشته زشوّال ده با چهار تأملی در یک بیت تاریخ دار شاهنامه
حوزههای تخصصی:
فردوسی در آغاز داستان اشکانیان می گوید: محمود خراج یک سال را به نیم کاهش داد و خبر آن در چهارده شوّال به طوس رسید و مردم محمود را دعا کردند. کاستن از خراج در چه سالی و علت آن چه بوده است؟ استاد تقی-زاده صدور این فرمان را به مناسبت قحط و غلای خراسان در سال 401 دانسته است. امّا دکتر زریاب خویی برآن بوده است که محمود خراج سال 400 را کاهش داده بود و انگیزة آن غنایمی فراوان بوده است که محمود پس از فتح قلعة بهیم نگر در آن سال بدست آورد. دکتر امیدسالار که سال400 را مستند به قول دکتر زریاب برای تاریخ فتح بهیم نگر پذیرفته اند، در یادداشت های شاهنامه این دو نظر را با یکدیگر تلفیق کرده، تباینی میان آن دو ندیده اند. چون این موضوع به تاریخ نظم نهایی شاهنامه ارتباط می یابد، در این مقاله پس از بحث و بررسی، نتیجه گیری شده است که فتح قلعة مزبور در اوایل ذی قعده 399 یعنی حدود 24 ماه پیش از بروز قحطی خراسان در شوّال 401 پایان گرفته بود. بنابراین نمی توانسته است انگیزه ای برای کاهش خراج در آن سال بوده باشد. کاهش خراج سال 400 نیز بنابر دلایلی پذیرفتنی نیست. بلکه فقط نظر استاد تقی زاده درست است و قرینه ای بیرون از متن شاهنامه نیز آن را تأیید می کند.
روضه خوانی؛ نقل مذهبی ـ شیعی در ایران و تمهیدهای ادبی ـ اجرایی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«روضه خوانی» از گونه های مرسوم قصه گویی نمایشی مذهبی ایرانی است که اساساً کارکردی تبلیغی داشته، با گذشت زمان فراگیر شده و به رسمی مذهبی بدل گشته است؛ چنان که از چندین قرن پیش تاکنون به طور مستمر و همه ساله، روضه خوانی های عمومی و خصوصی بسیاری در سطح شهرها و روستاهای ایران در کنار دیگر آیین های عزاداری ماه های محرم و صفر برگزار می شده است. برقراری این مجالس و همچنین حضور در آن، به شکلی خودانگیخته بوده و با استقبال فراوانی از سوی اهل شیعه روبرو می شود و این به دلیل علاقة بسیار شیعه به امامانش و یادآوری مصائب ایشان در راه نجات دین و شریعت شان است. از این رو شیعیان حضور در این مجالس و گوش سپردن به روضه را ثوابی بزرگ می دانند. روضه خوانی به عنوان پدیده ای فراگیر که چندین قرن از عمر آن می گذرد، مستلزم توجه بیشتر و شناخت عمیق تر است؛ بنابراین این مقاله فرصتی است برای پرداختن به رایج ترین گونة نقل مذهبی در ایران یعنی روضه خوانی و بررسی هرچه بیشتر این موضوع که آیا نقل های مذهبی همچون روضه خوانی، علاوه بر کارکرد دینی و اجتماعی گسترده شان، از منظر زیبایی شناسی نیز غنی بوده و در شأن یک هنر محسوب می شوند؟
تحلیل جایگاه زبان فارسی در زبان و ادبیات سواحیلی
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی طی هزارة گذشته بر مناطق مختلفی
از جهان تأثیر نهاده است. اکثر محققان گسترة نفوذ زبان فارسی را، آسیای میانه و
شبه قارة هند می دانند. در این خصوص پژوهش های زیادی نیز صورت گرفته است با این
حال کمتر اطلاعاتی دربارة جایگاه زبان و ادب فارسی در منطقة شرق آفریقا وجود دارد.
در واقع آفریقای شرقی (به ویژه کشور تانزانیا، جمهوری خودمختار زنگبار و بخش های
جنوبی کنیا) از جمله مناطقی است که با وجود فاصلة بسیار با کشور ایران، طی چند قرن
گذشته تأثیری در خور توجه از زبان و ادبیات فارسی پذیرفته و تعداد نسبتاً زیادی از
واژه های اصیل فارسی را در خود جای داده است.
تأثیر سمبولیسم در شیوه های بیانی اندیشه های نیما یوشیج
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با مطالعه برخی رویکردهای سیاسی شاعران سمبولیست اروپایی و بازخوانی نحوه تعامل «نیما» با جریان های روشنفکری زمانه خود، به دنبال آن خواهیم بود تا نشان دهیم که جهت گیری های سیاسی نیما و نوع رابطه او با ایدئولوژی ها و گفتمان های روشنفکری زمانه، قرابت فراوانی با رویکردهای کلی حاکم بر اندیشه و عمل سمبولیست های اروپایی دارد. به عبارت دیگر سمبولیست بودن نیما – البته نه به عنوان تنها مؤلفه - تأثیر فراوانی بر نوع موضع گیری ها و انتخاب های سیاسی او داشته است. در این میان، گفتمان های روشنفکری حاکم بر زمانه و نوع مواجهه نیما با این گفتمان ها نیز نقشی تعیین کننده در تقویت این جهت گیری ها ایفا کرده است.
حوزه های پنج گانة اقلیمی نویسی در ادبیات داستانی معاصر ایران
حوزههای تخصصی:
تقسیم بندی نویسندگان و آثارشان بر اساس جغرافیای مکانی و زادگاه آنان فقط زمانی پسندیده و درست است که ویژگی های مشترکی نیز آنها را به یکدیگر پیوند دهد، وگرنه نام گذاری سبک و مکتب بر آثار گروهی از نویسندگان با تکیة صرف بر تعلّق اقلیمی شان به یک منطقه، امری بی معنا خواهد بود و نویسنده اعتقادی به آن ندارد. داستان های اقلیمی، داستان هایی هستند دارای مشخّصه های مشترک و هماهنگ و در پیوند با یک اقلیم خاص و نیز متناسب با خاستگاه نویسندگان آنها و تأثیری که از آن محیط اقلیمی خاص پذیرفته اند. همین گونه تأثر ها از محیط اقلیمی و بازتاب آن در داستان هاست که سبب اشتراک میان آثار چند نویسندة هم اقلیم با یکدیگر و در عین حال تمایز با آثار دیگر نویسندگان اقلیمی سایر اقلیم ها می شود. در این مقاله، نویسنده پس از بیان سابقة مکتب بندی های متعدد در داستان نویسی معاصر ایران و نقد آنها، به ارائة یک تقسیم بندی تازه، دقیق و روشمند از داستان نویسی اقلیمی، بر اساس معیارهای مشخص و شناخته شده می پردازد و بر این اساس، پنج حوزه یا شاخة داستان نویسی اقلیمی شمال، جنوب، خراسان، غرب (کرمانشاه) و آذربایجان را در ادبیات داستانی معاصر ایران- از مشروطه تا انقلاب اسلامی- مشخص می کند.