فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۵۰۱ تا ۱۶٬۵۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بازنمایی هویت طبقة متوسط مدرن شهری در آثار مصطفی مستور (تحلیل گفتمان رمان های استخوان خوک و دست های جذامی و من گنجشک نیستم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله شناسایی گفتمان های طبقة متوسط در آثار مصطفی مستور است. شناسایی این گفتمان ها در نهایت یکی از مهم ترین گونه های بازنمایی زندگی شهری در ادبیات داستانی دهة 80 را تحلیل کرده است. در بخش تحلیلی این مقاله، با استناد به دو رمان مشهور این نویسنده، شیوه های بازنمایی زندگی طبقة متوسط شهری بررسی شده و با استفاده از نظریة گفتمان لاکلا و موفه، دال های محوری و شبکه های معنایی برسازندة روایت های این دو رمان شناسایی شده است.
این بررسی نشان می دهد که گفتمان برسازنده روایت در این دو رمان، هویت طبقة متوسطی را بازنمایی کرده که متعلق به گفتمان های کلان تر سنت و تجدد در ایران است. پاسخ به این پرسش که این بازنمایی تا چه حد مخدوش یا انحرافی آشکار از واقعیت زندگی طبقة متوسط مدرن در ایران است، نیازمند انجام پژوهش های گسترده تر و عمیق تر جامعه شناختی و ادبی است.
دراسة علم أسلوب النثر التفسیری والعرفانی فی رسالة ""شرح رباعیات جامی فی وحدة الوجود"" (بررسی سبک شناختی نثر تفسیری ـ عرفانی رساله ""شرح رباعیات جامی در وحدت وجود"")(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نثر عرفانی فارسی همواره از ساده ترین امکانات زبانی و بیانی برای انتقال مفاهیم دشوار و درونی بهره جسته، و در عین حال غالبا از دل آویزترین گونه های نثر ساده فارسی در همه ادوار به شمار رفته است. نثر جامی نیز در تمام آثار مفسرانه و تعلیمی و عرفانی، در عین بهره مندی از امکانات استحکام بخش نثر کهن فارسی سرشار از لطافت، مهارت و استادی است. نثر رساله ""شرح رباعیات در وحدت وجود"" نیز دارای تمام ویژگی های یاد شده می باشد.
در این مقاله پس از نگاهی اجمالی به زندگی و آثار جامی به معرفی رساله ""شرح رباعیات جامی در وحدت وجود"" پرداخته، سپس به کوتاهی به سبک نثر در عصر جامی اشارت رفته است، آنگاه پربسامدترین ویژگی های سبکی نثر رساله از جمله (ایجاز، کاربردهای سبکی کهن، حذف افعال به قرینه، کاربرد ئیت مصدری، مبحث ایراد مترادفات، مطابقت صفت و موصوف و استناد به آیات قرآن کریم) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در پایان نیز به جمع بندی و نتیجه گیری مباحث پرداخته شده است.
دراسة موازنة لصورة الروم فی الأشعار الحربیة لأبی تمام و أبی فراس الحمدانی (بررسی و مقایسه بین تصویر رومیان در اشعار جنگی ابو تمام و ابوفراس الحمدانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر عباسی علاوه بر جنگ های بین قبیله ای، جنگ های بسیاری بین خلفای عباسی با رومیان و خُرّمیان، وهمچنین بین حَمدانیان و رومیان در گرفته، این مقاله که شیوه وصفی ـ تحلیلی را دنبال کرده برای بررسی جنگ های عرب با روم اشعار جنگی دو شاعر برجسته ی قرن 3 و4 هجری را مد نظر قرار داده است، دو شاعری که در محیطی مشابه زیسته اند و دینشان اسلام و دشمنشان روم بوده است.
یکی از آنها ابوتمام الطائی است که با زبان گویای خود و با اشعارش در جنگ شرکت کرده ودیگری ابوفراس الحَمدانی است که با تمام موجودیتش در جنگ حضور یافته است.
اما ابو تمام بیشتر در قصیده های مدحی خود به وصف جنگ مسلمانان با رومیان پرداخته است برای همین بیشتر این قصیده ها را با غزل گویی یا وصف خرابه ها شروع کرده و همچنین ناچار بوده که جنگ را همانطور که ممدوحانش می پسندیدند وصف کند، ولی به هرحال او توانسته با این اشعار خود یاد فرماندهانی مثل ابو سعید الثَّغری را که تاریخ به فراموشی سپرده بود زنده کند. ولی ابو فراس در قصیده های فخری و مدحی خود مستقیما و بدون تکیه بر غزل گویی و مفصل گویی به وصف جنگ پرداخته است.
إطلالة نقدیة علی نشأة المسرحیة التاریخیة فی إیران (نگرشی منتقدانه بر پیدایش نمایشنامه تاریخی در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمایش ایرانی از آغاز پیدایش، با تاریخ و موضوعات تاریخی همراه بود، و نمایشنامه نویسان از زمان آشنایی با نمایشهای غربی با انگیزه های مختلف، در نمایشنامه های خود از تاریخ الهام می گرفتند؛ انگیزه هایی چون شوق و اشتیاق به گذشته که آکنده از داستان های شگفت انگیز و قهرمانان بزرگ و شخصیت های نادر است، و نیز به انگیزه آگاهی بخشی به مردم و شوراندن آنها علیه حکومتهای طاغوتی و ظالم و کشورهای استعمارگر، و یا به هدف بهره گیری از تاریخ برای به نمایش گذاشتن حوادث معاصر و یا بررسی حوادث امروزی با نقاب تاریخ و برانگیختن مخاطبان برای موضع گیری در برابر اتفاقات روز از طریق تصویرسازی و تجسم گذشته و تاریخ.
مقاله پیش رو، با نگاهی به پیدایش نمایشنامه تاریخی در ایران، به بررسی عوامل گرایش نمایشنامه نویسان به این نوع از نمایشنامه می پردازد، و در ادامه روند پیشرفت این نوع ادبی در مراحل مختلف را رصد می کند و در نهایت نمایشنامه های تاریخی آن دوره را با روش توصیفی و تحلیلی نقد و بررسی می کند.
مقاله به زبان انگلیسی: ارتباط خرد و کلان در نگارش علمی: بررسی چکیده های مقالات علمی (Interfaces of Macro and Microstructure in Academic Writing: The Case of Research Article Abstracts)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرچه مطالعات زیادی به تحقیق درباره چکیده مقالات تحقیقی اختصاص یافته است اما هنوز پژوهش های زیادی لازم است تا رابطه میان نقشهای بلاغی و عناصر زبانشناختی آنها را آشکار کند (مثلا فراگفتمان). برای بررسی این رابطه‚ مطالعه کنونی 60 چکیده انگلیسی را مورد تجزیه و تحلیل قرارداده است که توسط دو گروه فرهنگی انگلیسی زبان و فارسی زبان نگاشته شده است. در مرحله اول‚ ساختار بلاغی چکیده ها بر اساس مدل هایلند (2000) بررسی می شود. سپس عناصر فراگفتمان با کمک مدل حرکت هایلند a)2005 ) تعیین می گردد. ما الگوهای متفاوتی را در هر دو گروه فرهنگی مشاهده کردیم. در گروه انگلیسی زبانان چکیده ها بیشتر با مدل هایلند (2000) سازگار بودند. در حالیکه فارسی زبانان ترجیح می دهند بعضی از این حرکتها ها را حذف کنند همچنین نتایج نشان دادند که یک رابطه نزدیک میان نقش ارتباطی حرکتها ها و انتخاب فراگفتمان در هرحرکت وجود دارد. بر اساس یافته های این مطالعه می توان گفت که عناصر فراگفتمان برای ایجاد ارتباط موثر با خواننده تغییر می یابند. این مطالعه می تواند کاربردهای آموزشی ارزنده ای برای حوزه های EAP/ESP مخصوصا دوره های نگارش در بر داشته باشد.
بررسی ماهیت و مفهوم درد و رنج در اشعار طاهره صفارزاده
منبع:
پژوهش های ادبی و بلاغی سال اول پاییز ۱۳۹۲ شماره ۴
11 - 25
حوزههای تخصصی:
«درد و رنج» یکی از مفاهیم مهم و مسأله اصلی انسان در طول تاریخ بوده و هست؛ شاعران و نویسندگان به عنوان نمایندگان فرهنگ و هنر هر دوره به این مسأله مهم آگاهی داشته و در آثار خویش به آن پرداخته اند تا جایی که می توان گفت یکی از دلایل ماندگاری و راز بقای یک اثر ادبی، توجه عمیق و دقیق صاحب اثر به مسأله درد و رنج بشریت و نحوه بیان هنری آن است. در میان شاعران معاصر، شعر طاهره صفارزاده از این نظر قابل توجه و بررسی است؛پژوهش حاضر که به روش کتابخانه ای و به شیوه تحلیل محتوی انجام گرفته است، می کوشد تا ضمن آشنایی بیشتر با مفاهیم شعری صفارزاده، موضوع درد و رنج را در اشعار او و در چهار حوزه ماهیت شناسی، وجودشناسی ، غایت شناسی و وظیفه شناسی درد و رنج بررسی نماید. نتیجه بیانگر آنست که با توجه به اینکه صفارزاده شاعری اجتماعی و رسالت مدار است، روحیه مبارزه طلبی و ظلم ستیزی اش او را بر آن داشته تا نسبت به دردها و آلام بشری واکنش نشان دهد و با همه دردمندان جهان ابراز همدردی نماید؛ بنابراین درد و رنج مطرح شده در شعر او بیشتر از نظر اجتماعی قابل بررسی است.
بررسی و تحلیل «رنگ سیاه» در اشعار نیما و محمود درویش
منبع:
پژوهش های ادبی و بلاغی سال اول پاییز ۱۳۹۲ شماره ۴
64 - 77
حوزههای تخصصی:
عنصر رنگ، با ادبیات، پیوند تنگاتنگ و عمیقی دارد. رنگ ها، احساسات و نشانه های گوناگونی را القا می کنند که از طریق آن می توان بسیاری از راز و رمزها را کشف نمود و از اوضاع سیاسی – اجتماعی عصر شاعر پرده افکند. نیمایوشیج در ادبیات معاصر فارسی و محمود درویش در ادبیات معاصر عربی، با هوشیاری و هنرمندانه از امکان برجسته رنگ ها در تصویرسازی های خویش بهره جسته اند. در این نوشتار برآنیم تا بازنمود «رنگ سیاه» را در تصاویر شعری این دو شاعر بررسی و تحلیل نماییم. نگاه های تقریباً همسان و دریافت های همگون در به کارگیری رنگ سیاه، بیانگر استفاده آگاهانه این رنگ، در روانشناسی هر دو شاعر است و نشان می دهد که در لایه های پنهان ذهن این دو شاعر، خوش بینی چندانی به تحولات اجتماعی وجود ندارد. در تصویرسازی نیما، عنصر رنگ گسترده ترین سمبل ها و سیاه پربسامدترین رنگ ها است. سیاه اختناق جامعه، ظلم و فساد و استبداد و بى عدالتى حاکم بر آن، و همدردی با فقرا است. در رمزگرایى محمود درویش نیز، عنصر رنگ وسیعترین عنصر تداعى است. شاعر، همچون شاعری چیره دست، عمق غم، خشم، آوارگى، و خفقان حاکم بر وطن خود را به وضوح به تصویر مى کشد. واژگان کلیدی: نیمایوشیج، محمود درویش، رنگ سیاه، خفقان، غم و اندوه، شب.
ریخت شناسی قصه های ایرانی با تمرکز بر نقش زن و قصه های منطقه آذربایجان
حوزههای تخصصی:
در سال 1920ویلادیمیر پراپ با عرضه ی نظریه ی ریخت شناسی باب جدیدی را به روی قصه پژوهان سراسر جهان گشود. نگاه او به ساختار قصه ها امکان مطالعه ی آن ها را به شیوه ای علمی و کاربردی به پژوهشگران می داد. در این شیوه پژوهشگر با مطالعه ی ساختار قصه به الگوهای مشخصی دست می یابد که در همه ی قصه ها یکسان است. این الگوها وجود نظامی سازمانی را نشان می دهد. این نظام از اجزای مشخصی تشکیل می شود که شامل شخصیت های قصه، نوع ورود ایشان به قصه و کارکردهایشان در طول قصه است. نظام مذکور در همه ی قصه ها تکرار می شود اما نکته ی قابل توجه در این مورد چگونگی به کارگیری عناصر دنیای واقعی در این قالب و سازمان توسط راویان قصه هاست. برای مثال، قهرمان در همه ی قصه ها وجود دارد، ولی این که او چه کسی باشد و چه بکند نشان دهنده ی نوع نگاه راوی و جامعه ایست که او به آن تعلق دارد. هدف این مقاله ریخت شناسی قصه های ایرانی است. قصه های انتخاب شده به عنوان نمونه ی آماری این مقاله از قصه های روایت شده در منطقه ی آذربایجان است که شامل استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، زنجان و اردبیل است. این نمونه ی آماری شامل صد قصه ی غیر تکراری است که به شکل تصادفی انتخاب شده است. با بررسی ساختار این قصه و چگونگی پردازش شخصیت زن در قصه ها می توان به الگویی از نقش او در جامعه دست یافت.
بازتاب فرهنگ ایران باستان در اشعار حکمی ناصرخسرو (با تکیه بر منابع عربی)
حوزههای تخصصی:
ناصرخسرو، یکی از سخن سرایان مشهور و شاعران حکیم قرن پنجم ادبیّات فارسی است. وی در اشعار خویش از دو فرهنگ اسلامی و ایرانی تأثیر پذیرفته است که البته به تأثیر پذیری او از فرهنگ ایرانی کمتر توجه شده است. این نوشتار، نیز بر آن است تا با تکیه بر منابع اصلی و دست اوّل عربی و ایرانی به بررسی تأثیر پذیری ناصرخسرو از فرهنگ و حکمت ایران باستان بپردازد. اهداف و محورهای اصلی این نوشتار عبارتند از: الف. پیشگفتار مختصری در مورد ارزش حکمت در ایران باستان و ذکر کلیّات پژوهش.ب. تحلیل اشعار ناصرخسرو و بیان تأثیر پذیری ناصرخسرو از حکمت ایران باستان و حکمت متنبّی. یافته ی اساسی این پژوهش در این است که ناصرخسرو به واسطه ی آگاهی از فرهنگ ایران باستان که نسل به نسل از نیاکانش به او منتقل شده، از حکمت ایران باستان تأثیر پذیرفته است. همچنین ناصرخسرو، از فرهنگ عباسی و ادبیّات عرب و شاعران آن به ویژه متنبّی تأثیر پذیرفته است که البته ریشه ی اصلی این حکمت ها در ایران باستان قرار دارد
نگاهی جامعه شناختی به شعر کلیم کاشانی بر مبنای نقد تکوینی
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف نقد تکوینی اشعار کلیم کاشانی نگارش یافته است. اسن شیوه از نقد روش خاص گلدمن در جامعه شناسی ادبیات است که با عنوان جامعه شناسی ادبی نیز شناخته می شود.بر مبنای اسن روش نخست جهان نگری شاعر بررسی شده است سپس ویژگی ها و عناصر سبکب شعر کلیم در سه سطح زبانی فکری و ادبی در توازی با مسادل اجتماعی جامعه ی معاصر شاعر بررسی و ارتباط هر یک از آنها با آنچه در آن جامعه به عنوان مسئله ی اجتماعی قابل مشاهده است تبیین و تشریح شده گاه این مسائل از پیش آشکار بوده اند و فقط چگونگی اثرگذاری آنها بر شعر کلیم مشخص شده است از جمله ی این مسائل تغییر مذهب رسمی کشور از تسنن به تشیع رفاه اقتصادی و فرد گرایی را می توان نام برد گاه نیز بررسی برخی ویژگی های سبکی شعر کلیم منجر به کشف بعضی مسادل اجتماعی شده است که ردپایی از آنها در کتب تاریخی و اجتماعی مرتبط با عصر صفوی قابل مشاهده نیست مسائلی از قبیل کاهش اعتماد اجتماعی و شکل گیری فاصله ی اجتماعی در این زمره اند
قیام بهرام چوبین در شاهنامه ی فردوسی
حوزههای تخصصی:
در نوشتار حاضر سعی شده است، گزارشی مختصر از قیام بهرام چوبین در شاهنامه داده شود و دیدگاه فردوسی درباره ی چگونگی این قیام مطرح گردد. علاوه بر استفاده از شاهنامه ی فردوسی، نگاهی اجمالی به سایر منابع شده و مقایسه ای بین آن ها صورت گرفته است؛ و در این مقایسه نگاه خاص و منحصر به فرد فردوسی در قیام بهرام چوبین بررسی می گردد، زیرا فردوسی در بخش تاریخی شاهنامه با رسیدن به این داستان، دوباره روحیه ای حماسی به آن تنیده و توصیفات او از بهرام چوبین، یادآور قهرمانان بخش حماسی به خصوص رستم است. به همین سبب برخی گزارش ها و دیدگاه های او با سایر موّرخین درباره ی این داستان متفاوت است.
زمینه های بدبینی و یأسِ فلسفی در اشعارِ تعلیمی و غناییِ ایرج میرزا
حوزههای تخصصی:
بدبینی و یأس حالتی روانی است که در ساحتِ عقلی و عاطفیِ اشخاص روی می دهد و در اغلبِ جوامع متداول است. شکلِ حادِّ آن را در بین شاعران و روشن فکران می توان دید که به آن «یأسِ فلسفی» می گویند. زمینه های این حالات را در رویدادهای زندگیِ خصوصیِ افراد و تحوّلاتِ سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ جامعه می توان جستجو کرد. در آغاز سده ی بیستم، در ایران و پس از شکست نهضت مشروطه بخشی از درون مایه های شعر این دوره به بدبینی و یأس گرایید. ایرج میرزا، از شاعرانِ برجسته ی این دوره است که اندیشه و آثار تعلیمیِ او متأثّر از یأس و بدبینی است. زمینه های این بدبینی از بی مهریِ دوستان، مرگِ فرزندِ جوان، فقدانِ موقعیّت های اجتماعی، از دست دادن مناصبِ دولتی و افولِ جایگاهِ اشرافیِ خاندانش متأثّر است.
عشق، وطن و آزادی در اندیشه خلیل جبران و امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲۶
47 - 67
حوزههای تخصصی:
آزادی، وطن و عشق مهم ترین مؤلفه هایی هستند که شاعران و نویسندگان کلاسیک و معاصر، آنها را در آثار و نوشته هایشان به تصویر کشیده اند. جبران خلیل جبران و قیصر امین پور مانند هر شاعر دیگری از محیط و اوضاع سیاسی اجتماعی زمان خویش تأثیر گرفته اند؛ و به خوبی توانسته اند مضامینی مانند وطن، طبیعت، آزادی، عشق، درد و رنج، سیاست و... را به تصویر بکشند. این مقاله کوشش تطبیقی است در بررسی دیدگاه دو شاعر معاصر جبران خلیل جبران و قیصر امین پور تا تفاوت و شباهت فکری آنهابه تصویر کشیده شود. این پژوهش بر چند فرضیه استوار است. اینکه؛ جبران و قیصر شباهت فکری بسیاری دارند. و دیگر اینکه، هر دو شاعر را می توان در زمره شاعران رمانتیک و نوستالژیک قرار داد. همچنین مؤلفه هایی مانند آزادی، عشق، وطن به خوبی در اشعار آنها مشهود است. از رهگذر این پژوهش چنین به نظر می رسد که این دو شاعر در زمینه های بسیاری با یکدیگر شباهت فکری دارند.
از فنا تا وحدت در اندیشه مولانا و ابن فارض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۷
7 - 29
حوزههای تخصصی:
ابن فارض از بزرگ ترین سرایندگان شعر صوفیانه در ادبیات عرب است؛ از طرفی مولانا خداوندگار عشق و عرفان در ادبیات فارسی است. این دو عارف بزرگ در بسیاری از موضوعات عرفانی تشابه دارند. مولانا و ابن فارض بر این باورند که فنا در نهایت به وحدت می انجامد و وحدت را در فناء فی الله می جویند. آن دو معتقدند برای رسیدن به وحدت، سالک در ابتدا از هستی ظاه ری خود جدا می شود، سپس در معش وق چنان غرق می شود که خودی از او باقی نمی ماند، با گذشتن از این مرحله عارف در وحدتی عاشقانه محبوب ازلی خود را در می یابد. اهمیت این موضوع و شباهت هایی که میان اندیشه های ابن فارض و مولانا در این زمینه وجود دارد طلب می کند تا مفهوم فناء فی الله و بقاء بالله در آثار این دو عارف بررسی و مطابقت داده شود.
پیوند میان شعر و هنر نقاشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۷
155 - 170
حوزههای تخصصی:
ادبیات مقابله ای در مفهوم فراگیرش در بر گیرنده پیوند ادبیات با دیگر هنرهای زیباست. دیدگاه های نظریه پردازانی چون ارسطو و هوراس درباره گونه های هنر مبنای پژوهش های مقابله ای و بررسی پیوند و همانندی میان هنرها شده است، و به ورود اصطلاحات تصویرپردازی و کنده کاری و مجسمه سازی در حوزه شعر انجامیده است. در این جستار به کاربرد هنر مجسمه سازی و کنده کاری در شعر پرداخته می شود، و مفاهیم بدیع برآمده از این پیوند به خواننده ارائه خواهد شد. بر این پایه به واکاوی دو قصیده أبو ریشه و کیتس با عنوان های «معبد کاجورائو» و «گلدان یونانی» پرداخته، و مصادیق تأثیر و الهام را بررسی می کنیم.
جامعه شناسى ارزشها و ضد ارز شها در اشعار قیصر امین پور
حوزههای تخصصی:
بررسی ترجمه های حیات الحیوان و کتب بیطاری در ایران از آغاز تا روزگار قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ دامپزشکی و بیطاری در ایران قدمتی دیرینه دارد. تدوین کتاب های جانورشناسی پس از اسلام به همراه ترجمه آثار ارسطو درین باب نظیر اجزاء الحیوان و طباع الحیوان و همزمان با بهره وری از آیات و روایاتی از پیامبراکرم (ص) و اهل بیت(ع) که در آن به رابطه انسان با جانوران و احکام و آداب صید و ذبح می پردازد، راهی دراز دامنه طی کرده است تا آنجا که تعداد نسخ دامپزشکی و جانورشناسی موجود را سیصد نسخه ذکر کرده اند. درین میان حیات الحیوان دمیری جایگاهی ممتاز دارد و پس از آن چندین ترجمه به فارسی و ترکی؛ از جمله ترجمه محمد بن سلیمان، عبدالرحمن بن ابراهیم و حکیم شاه قزوینی از کتاب صورت گرفته که بعض آنها تا کنون ناشناخته باقی مانده، هنوز تصحیح کاملی از هیچ یک ازین ترجمه ها صورت نگرفته است. تحقیق حاضر به ذیل ها، مختصرها و ترجمه های حیات الحیوان دمیری به زبان های مختلف به طور کلّی و بویژه به فارسی، نگاهی انداخته است.
نقد ودراسه الألوان فی أشعار نازک الملائکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال پنجم بهار ۱۳۹۲ شماره ۱۷
9 - 25
حوزههای تخصصی:
شغلت الألوان حیّزاً بارزاً من اهتمام الأدباء لإستخدامها فی النص الأدبی خدمهً للصور الشعریه عندهم؛ لأنّ الألوان تعتبر من العناصر الأساسیه للصور الحسیه فی الشعر، والألوان تحدث الثراء والجاذبیه فی فضاء الصور البصریه، والشعراء المعاصرون یرسمون بالألوان صوراً تجلب المتعه والجمال. وإنّ حضور الألوان فی أشعار نازک الملائکه کغیرها من الشعراء المعاصرین یتکوّن رکناً فنیاً أساسیاً من الأرکان التعبیریه والبلاغیه، و نازک الملائکه قامت بتوظیف الألوان فی أشعارها علی مستوی وسیع ومنها اللون الأزرق والأصفر والأبیض؛ فتربط نازک الملائکه دلاله اللون الأبیض بالطهاره والنقاوه والأمل کما یحمل اللون الأزرق عندها معنی الهدوء، والصفاء، والصدق وترمز باللون الأصفر إلی الذبول، والفناء، وسوء الحال.