ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۲۰۱ تا ۸٬۲۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۸۲۰۱.

بررسی تطبیقی وجوه نوستالژی گرایی در منظومه های محلیِ معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰ تعداد دانلود : ۱۳۶۳
یکی از بارزترین مظاهر فرهنگ عامه اقوام ایرانی، اشعار محلی است که به زبان و گویش محلی سروده می شوند. منظومه بلند نوستالژیک، گونه نوپدیدی از شعر محلی است که نشانه های آن از نیمه دوم قرن اخیر، در اقوام مختلف ایرانی مشاهده می شود. این منظومه ها که عمدتاً روزگار ماقبل تجددِ عصر پهلوی را بازتاب می دهند، نمایشگر غم غربت و نوستالژی گرایی شاعران محلی و به تبع آن اقوام ایرانی اند. در مقاله حاضر، وجوه نوستالژی گرایی در 40 منظومه برجسته محلی بررسی شده است. واکاوی این منظومه ها نشان می دهد که بازگشت به کودکی و بازگشت به طبیعت، برجسته ترین وجوه نوستالژی گرایی در این اشعار است و شاعران محلی می کوشند از طریق اشاره به جغرافیای بومی، آداب و رسوم، بازی ها، ابزارها، اشخاص و اماکن نوستالژیک، خاطره جمعی مردم خویش را بیدار کنند و بر حفظ مؤلفه های هویت بومی تأکید ورزند. برخی دیگر از وجوه نوستالژی گرایی نظیر اسطوره گرایی و شکایت از روزگار، با فراوانی کم تر در این منظومه ها بازتاب یافته اند. بازنمایی عناصر فرهنگ عامه اقوام ایرانی در این پژوهش نشان می دهد که این مؤلفه ها، با وجود تنوع و تفاوت، دارای جنبه های مشترک بسیاری هستند.
۸۲۰۲.

رهیافتی پدیدارشناسانه به آیین «شاه شتر قربانی» در عصر قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۲ تعداد دانلود : ۴۹۳
آیین «شاه شتر قربانی» یکی از آیین هایی است که گزارش های متعددی از برپایی آن در دوره قاجاریه ثبت شده است. در این آیین، فردی که شبیه شاه آرایش شده بود، در روز عید قربان بر شتری می نشست و پس از نحر شتر، به زیر می افتاد و سلطنت ظاهری اش را ازدست می داد. پرسش آن است که چرا حکومت اجازه می داد فردی که آرایشی کاملاً شبیه شاه داشت، این گونه تحقیر شود و چرا این مراسم در روز عید قربان برگزار می شد؟ فرض پژوهش آن است که این آیین در امتداد آیین پادشاهی های موقت برگزار می شده است. این باور که ضعف یا بیماری پادشاه سبب ساز خشک سالی، بیماری های همه گیر و قحطی می شود، مردمان را به قتل پادشاه، پیش از بروز نشانه های ضعف در او وامی داشت تا روحش در سلامتی کامل به جانشینش منتقل شود. پس از مدتی، قتل شاه نما یا پادشاه موقت جایگزین قتل پادشاه اصلی شد و با گذر زمان، قتل او نیز به تحقیر تخفیف یافت. در برخی فرهنگ ها نیز حیوانی به جای او قربانی می شد.در این میان، آیین «شاه شتر قربانی» به گونه ای منحصر به فرد هم تحقیر و تنبیه شاه نما را دربر دارد و هم قربانی کردن یک حیوان را . تشابه قربانی کردن حیوان در این آیین و سنت اسلامی عید قربان، سبب شده است، برگزارکنندگان از مشروعیت عید قربان برای استمرار این آیین بهره ببرند. روش پژوهش، پدیدارشناسی هوسرل است.
۸۲۰۳.

بررسی و نقد تعاریف حُسن تعلیل ارائه کارکردها و تقسیم بندی های تازه و پیوند آن با دیگر آرایه های ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۱۵
حُسن تعلیل، یکی از آرایه های بدیع معنوی، همواره مورد توجه اهل بلاغت قرار گرفته و اغلب آنان در آثار خویش، به تعریفی کوتاه و ذکر چند شاهد مثال از آن بسنده کرده اند. در این پژوهش، ضمن تحلیل و نقد تعاریف مذکور و اشاره به برخی از نارسایی های آن ها ، دو تقسیم بندی تازه از این آرایه ارائه شده که برمبنای آن، این ظرفیت هنری شامل دو رکن اساسی و یک رکن غیراساسی است. در تقسیم بندی معنوی، این ارکان ممکن است به چهار حالت مختلف ظاهر شود. در تقسیم بندی لفظی، براساس وجود چند رکن در هر سوی حُسن تعلیل، به سه حالت پدیدار می شود که البته هریک از این ها ارزش بلاغی و هنری متفاوتی دارد. در این پژوهش، آشکار می شود که برخلاف نظر بلاغیان، حُسن تعلیل پیوندی خاص با علم معانی دارد؛ زیرا ساخت آن برمبنای جملات پرسشی و خبری است که هدف گوینده معانی ثانو ی نهفته در آن جملات است. به علاوه به مهم ترین اهداف به کارگیری حُسن تعلیل با ذکر شواهد پرداخته شده که شامل کارکردهایی همچون «مدح، توصیف، صحنه آرایی، حُسن تعلیل برای حُسن طلب و...» است. در بخش پایانی نیز، به پیوند حُسن تعلیل با دیگر آرایه های بلاغی اشاره و تأکید شده که این آرایه بدون حضور عناصر بلاغی دیگر موجودیت ندارد و درواقع کاربرد این آرایه ها در قالب جملات پرسشی و خبری به شکل گیری حُسن تعلیل می انجامد.
۸۲۰۴.

The Voices towards Identity: Heteroglossia and Polyphony in Mrs. Dalloway and Things We Left Unsaid(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۹ تعداد دانلود : ۴۷۹
The present study attempts to apply Bakhtin’s theories of voice to Virginia Woolf's Mrs. Dalloway and Zoya Pirzad’s I Turn off the Lights which is translated into English under a new title: Things We Left Unsaid. In the light of Bakhtinian reading, this paper carries out a comparative study of these two novels in order to specify the differences between the voices existing in the novels written by two women writers from two different cultures. For that purpose Bakhtin’s conceptualizations and theories on Heteroglossia and Polyphony are focused upon. Although these two novels have been analyzed by variety of frameworks related to different critics, the study on the characters identity in the light of Bakhtinian theoretical concepts seems new and the comparativeness side of the research adds to the importance of the present work. By comparing these two works, some cultural differences and similarities regarding both women writers are being revealed. It seems that the authorial intentions towards the role of the characters stem from the similar viewpoints although they have been created in different social and cultural discourses. In the novels written by two writers, the process of identity creation of each character which is the product of various existing voices that are linked to one another through the social nature of language, is examined and observed in the light of Bakhtinian theory.
۸۲۰۵.

بررسی تطبیقی وطن دوستی در اشعار اقبال لاهوری و خلیل مطران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۲۷۶
اقبال لاهوری و خلیل مطران یکی اهل پاکستان و دیگری از لبنان است. این دو شاعر در مورد وطن دوستی اشعاری سروده اند که مردم را به دور از وطن پرستی بی حد و مرز بلکه به وحدت و یکپارچگی در زیر یک پرچم برای رهایی از ظلم و آن ها را برای کمک به هم نوعان فرا خوانده اند. در این مطالعه تحلیلی- توصیفی با بررسی دیوان دو شاعر می خواهیم به هم عقیدتی این دو شاعر برسیم. اقبال می گوید که اگر تمام مردم به یک محبوب حجازی روی بیاورند و پیرو آن شوند عشق به وطن فقط منتهی به مکان زندگی افراد نمی شود و تبدیل به عشق در یک جامعه بزرگ که تمام مسلمین را در بر می گیرد، می شود. این مطالعه کوشیده است تا با گردآوری مطالب و یکپارچه ساختن این مطالب مردم را در فهم مطالب ذکر شده توسط شاعران یاری دهد تا رسالت شاعران به خوبی انجام شود و همچنین مردم جامعه بتوانند از آن استفاده کنند.
۸۲۰۶.

عقل و عشق از دیدگاه مولانا و حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۳۳۹
عشق در خلق شاهکارهای ادبی نقش بسزایی داشته و خود نیز در این آثار جلوه های گوناگونی یافته است. مقاله حاضر به بررسی نظریه مولوی و حافظ درباره عقل و عشق است. طنازی شنیدنی و خاطر نوازی مکرر که ذائقه فرد را شیرین می کند. در این مقاله به شیوه تطبیقی، عشق در غزلیات دو شاعر بررسی و بر مبنای گزینش برخی غزلیات آنان، ابیات حاوی نظرات مشترک و متفاوت بیان شده است. اگرچه می توان گفت عشق زمینی و آسمانی دو رنگ اصلی عشق هستند و عشق به قدمت عمر و گستردگی اش، وسیع و مبهم است اما تطبیق عقاید بزرگان ادبیات همچون مولانا و حافظ درباره عشق می تواند در روشنگری پیچیدگی های این موضوع جهانشمول مؤثر باشد. همچنین با بررسی دیدگاه آنان علت شهرت هر یک در گونه ای از غزل عاشقانه مشخص خواهد شد. بحث عقل و عشق از مباحث بسیار مهم و کلیدی شعر مولانا و حافظ است. لذا در این نوشتار به بحث و تفحص در خصوص عقل و عشق در این دو اثر پرداخته شده است.
۸۲۰۷.

دراسه البنیه فی شعر التوقیعات لعزالدین المناصره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۷۷
یعد النقد البنیوی فی النقد الحدیث، أحد منهاج النقد الکثیره الاستخدام حیث یقوم الناقد من خلاله بدراسه وتحلیل العناصر الأساسیه للنص. توجد صله قویه وأهمیه فائقه بین دراسه وتحلیل بنیه النص والإتجاهات المعاصره للشعر. علی هذا الأساس اتخذ المنهج الوصفی- التحلیلی فی دراسه أشعار عزالدین المناصره القصیره جداً(التوقیعات) شکلاً ولغهً. ففی هذه المحاوله الغایه أن نصل إلی الکشف عن القانون الذی ینتج نسق البنیه ویتحکم فی صمیم العلاقات الباطنیه بین عناصرها وهذا یتم حین یستطیع الباحث إنشاء النموذج أو النماذج البنیویه التی یعمد علی طریقها إلی تبسیط الواقع وإحداث التغیرات التی تسمح لنا بإدراک البنیه للنص. تؤکد هذه الدراسه علی أن بنیه التوقیعات فی شعر المناصره تفتح المجال لطرح السؤال أمام القارئ وتمنحه لذه الکشف من خلال أهم میزه فی شعر توقیعات المناصره. و أهم نتیجه لهذه الدراسه هی أن هذا الانحراف عن المألوف اللغوی و القواعد العامه هو الرکن الأساس فی شعر توقیعات عزالدین المناصره .
۸۲۰۸.

گسستی در سنّت حماسه سرایی ایران در عصر مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۳ تعداد دانلود : ۶۲۸
حماسه، یکی از انواع ادبی است ک ه در ایران همواره مورد توجه بوده و خلق آثار حماسی، در دوره های مختلف و از ادبیات کهن تا ادبیات معاصر ایران ادامه یافته است. محققان، اصلی ترین ویژگی ها و زمینه های هر اثر حماسی را «داستانی بودن، زمینه قهرمانی، صبغه قومی و ملّی و خرق عادت» می دانند. این ویژگی ها کم و بیش در تمام منظومه های حماسی ایران دیده می شود و تقریباً هیچ تفاوت ماهوی و جوهری میان اولین و آخرین آثار حماسی تا عصر مشروطه وجود ندارد. اما در این دوره، با منظومه هایی مانند میکادونامه حسین علی تاجر شیرازی و قیصرنامه ادیب پیشاوری روبرو می شویم که در آنها «زمینه ملی» نادیده گرفته شده است به گونه ای که شخصیت هایی غیر ایرانی در جایگاه قهرمان اصلی داستان، نقش ورزی می کنند. در این جستار، تلاش شده است با پیش چشم داشتن شرایط سیاسی و اجتماعی دوره مشروطه، چرایی این گسست در سنت حماسه سرایی ایران تبیین گردد. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد نظام مشروطه به دلایلی همچون: بحران های شدید اقتصادی، ضعف ساختاری، مداخله بیگانگان و عدم توازن قدرت و... قدم به قدم به سوی اضمحلال پیش رفت. روشنفکران عصر با آگاهی از پیشرفت های غرب، تلاش کردند با تولید گفتمانی جدید، راه حل مناسبی برای برون رفت کشور از این مهلکه بیابند. مدرنیته ای که این بار روشنفکران پیشنهاد دادند با مفاهیمی چون «استبداد منوّر» و «دیکتاتور مصلح» پیوند خورد؛ این نوع حکومت که در روسیه با پطر کبیر، در آلمان با قیصر و در ژاپن با میکادو به پیشرفت های عظیمی نائل شده بود، در ایران پیشینه ای نداشت، لذا این شخصیت های غیر ملی در ذهن و اندیشه روشنفکران و ادیبان ایرانی جایگاه ویژه ای یافتند و نتیجه آن شد که در دوره مشروطه، شاهد کمرنگ شدن زمینه ملی و گسست در سنت کهن حماسه سراییِ ایران باشیم.
۸۲۰۹.

تحلیل مقطوعتین غزلیتین للشاعرین عالمی درابجردی وسعدی الشیرازی على أساس النقد الشکلانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۱ تعداد دانلود : ۶۲۷
لطالما قامت مدارس النقد الأدبی بدراسه نصوص أدبیه ونقدیه لمثل هذه الأعمال. حیث أنشأت فی القرن العشرین مدرسه تسمى الشکلیه أو الشکلانیه وعرفت فیما بعد بالنقد الأدبی الحدیث. کانت الدراسه النقدیه للعمل الأدبی فی هذه المدرسه ترکّز فقط على الشکل والأغراض البنیویه وتقوم على المقاربات اللغویه. فی هذه المقاله یقوم الباحثون بدراسه مقارنه بین مقطوعه غزلیه لسعدی (690ه ) ومقطوعه غزلیه أخرى لمیرزا سهراب درابجردی الملقب بعالمی (975ه ) بمنهج وصفی تحلیلی على أساس النقد الشکلی. واستنتج الباحثون بعد دراسه کل من المقطوعتین الغزلیتین والمصادر المتعلقه بالنقد الشکلی، أن الألفاظ المستخدمه بالشحنه العاطفیه السلبیه والموسیقى (الخارجیه والداخلیه والجانبیه) وکذلک الصناعات البدیعیه والتعبیریه فی النص الشعری، لعبت دوراً هامّاً فی تقدیم المعنى والمحتوى المقصود لدى سعدی وعالمی على النحو الذی أراد الشاعران إیصاله إلى الجمهور. ویبدو أن عالمی درابجردی أخذ بأسلوب سعدی ولغته فی مقطوعته الغزلیه وقد تأثر بشکل وبنیه مقطوعه سعدی ونجح فی تصویر المعنى وهو الحزن وهجر الحبیب بالشکل المطلوب.
۸۲۱۰.

تجلیات النسویه ولغتها فی أعمال کولیت خوری (لیله واحده وأیام معه) ومنیرو روانی بور (دل فولاد وکولی کنار آتش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۰ تعداد دانلود : ۷۲۵
تهدف الحرکه النسویه إلى تکریس حقّ المرأه وظهرت کتیار لتحقیق مآربها فی بدایه القرن التاسع عشر. تمکّنت الحرکه النسویه اقتحام عالم الأدب وتکوین نظره مختلفه فی هذا المضمار. حیث تحوّل الأدب النسوی سلاحاً لمحاربه الظلم والتهمیش الذی یفرضه المجتمع الأبویّ والثقافه الذکوریه على المرأه. کولیت خوری ومنیرو روانی بور کاتبتان من سوریا وإیران سعیتا إلى إظهار انتمائهما النسویّ ومواجهه المجتمع الذکوریّ بأعمالهما الأدبیّه. وبما أنّهما عاشتا فی مجتمع شرقی وفی فتره زمنیّه مشترکه فلا بدّ أن یحصل بعض التشابه فی أعمالهما الأدبیّه. والسؤال الذی یطرح نفسه هو ما هی أوجه التشابه ما بین أعمالهما الأدبیّه؟ وما هی افتراقاتهما؟ فی هذا المقال نسعى إلى الإجابه عن هذین السؤالین اعتماداً على المنهج الوصفی- التحلیلی ومن منظور الأدب المقارن. هذا ومن خلال هذه الدراسه تمّ التوصّل إلى النتائج التالیه: إنّ أهم المشترکات فی أعمال هاتین الکاتبتین هی: النظره التشاؤمیه والسوداویه إلى الرجال وعدم الثقه بهم والتمییز بین الرجل والمرأه وسیطره المجتمع على النساء وخضوع النساء لقوانین المجتمع وإجبار المرأه على الزواج والنظره التقلیدیه إلى المرأه. وأما ما یمیزهما فهو أن المرأه فی روایات منیرو روانی بور أقل شأناً ومکانه من المرأه التی تذکرها کولیت فی روایاتها، هذا ومنیرو روانی بور تشیر فی أعمالها إلى تقالید وسنن خرافیه نابعه عن عقلیات ساذجه فی مجتمع تقلیدی کما وتتحدث بصراحه عن الدعاره التی تعانی منها المرأه بسبب مکانتها المتدنیه فی المجتمع بینما کولیت خوری راعت الإنصاف فی شرح تجارب النساء وتحتل المرأه مکانه اجتماعیه مرموقه فی روایاتها لذا تتعرض للإهانه بشکل أقل، کما أنها تستخدم لغه أکثر بساطه فی طرح قضایاها وأسلوبها واقعی بحت ولغتها بسیطه نثریه ویحتل الوصف مکانه هامه فی روایاتها، فی الوقت الذی تتمیز روایتی منیرو روانی بور بلغه أکثر حده ومراره فی وصف الحیاه الیومیه للنساء وتستخدم أسلوب الواقعیه السحریه فی روایاتها وتهتمّ بالوصف الدقیق للتفاصیل.
۸۲۱۱.

التفاؤل فی مدائح المتنبی؛ دراسه فی الاتجاه السیکولوجی لسلیجمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۴۴۵
فی النصف الثانی من القرن العشرین، ابتکر عالم النفس الأمریکی مارتن سلیجمن نظره جدیده فی علم النفس واتخذ اتجاهاً جدیداً فی هذا العلم. فی هذا الاتجاه الجدید أخذ علماء النفس النظر فی النصف الممتلئ من الکأس (التفاؤل) بدلاً من النظر فی النصف الفارغ منها (التشاؤم)، ویسعى من خلال تنمیه مواهب الأشخاص وقدراتهم إلى تنویر جو الأفکار والأنفس. والتفاؤل فی هذا الاتّجاه ینقسم إلى قسمین، التفاؤل الطبیعی والتفاؤل التبیینی. والتفاؤل الطبیعی هو أنّ الشخص یرى کلّ شیء فی المستقبل متفائلا ویبرّره للتخلص من الضغوط النفسیه. أمّا التفاؤل التبیینی فهو أن یُنسِب الشخص النجاح إلى قواه النفسیه وأسباب نفسیه داخلیه وأن ینسب الفشل فی حیاته إلى أسباب خارجیه. إنّ معرفه الکاتب لهذا الاتجاه السیکولوجی ساقه إلى البحث عن هذا الاتجاه حتى یتطرق البحث إلى دراسه شعر المتنبی معترفا بفرضیه أنّ المتنبی یتسم بنظره إیجابیه وتسلیط الضوء على موضوع التفاؤل فی مدائحه وفق اتجاه سلیجمن السیکوجی فی ظل دراسات متعدده التخصصات. واعتمد البحث منهج الدراسات المکتبیه وجمع المعلومات والبیانات وإثبات الفرضیه المذکوره، متوصلاً إلى الإجابه على سؤال رکّز علیه البحث حول التفاؤل إذا ما کان قد ظهر فی مدائح المتنبی وفق الاتجاه السیکولوجی الذی سلکه سلیجمن، وقد توصل البحث إلى أن هناک نوعین من التفاؤل فی شعر المتنبی وهما کما مضى؛ التفاؤل الطبیعی أو الفطری والتفاؤل التبیینی (الخارجی).
۸۲۱۲.

تحلیل ساختاری داستان «ضحاک» بر مبنای الگوی منطق نقش های کلود برمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۳ تعداد دانلود : ۶۹۸
ساختارگرایی کوششی برای کاربرد نظریه زبانی در زمینه موضوعات و فعالیت های غیرزبانی است. یکی از جنبه های موفقیت ساختارگرایانْ روایت شناسی یا بررسی روایت است. این گروه از ساختارگرایان با بررسی عناصر روایت و قوانین ترکیب آن توانستند ساختار حاکم بر اشکال روایی را واکاوی کنند.در این مقاله یکی از روایت های اساطیری شاهنامه، ضحاک ماردوش، براساس نظریه کلود برمون، روایت شناس ساختارگرای فرانسوی، بررسی می شود. برمون پی رفت را عنصر اساسی روایت روایی می داند. الگوی او بر مبنای رویکرد دوگانه پیروزشدن یا پیروزنشدن قهرمان بنا شده است. در این الگو قهرمان لزوماً همیشه پیروز نیست و ممکن است گاهی شکست خورد. هدف این پژوهش تحلیل طرح روایی روایت ضحاک با الگوی کنشی برمون است. در این مقاله با روش توصیفی   تحلیلی، روایت بررسی شده است. پس از بررسی این نتیجه به دست آمد که روایت طرح روایی نظام مند دارد و از شیوه روایت به صورت خطی بهره برده است؛ همچنین با یک موقعیت پایدار و متعادل اولیه آغاز می شود؛ سپس حادثه ای این تعادل و توازن را برهم می زند؛ سرانجام با به وجودآمدن کنش هایی برای حل مشکل، روایت به یک نتیجه مشخص و موقعیت پایدار اولیه بازمی گردد. طرح روایی روایت مطابق با نظریه برمون، متشکل از پی رفت ها یا ترکیبی از جریان روایی و کشمکش است. هر پی رفت سه کارکرد امکان و فرایند و پیامد دارد. در روایت، هر دو نوع شخصیت منظور برمون کارگزار (فاعل) و کارپذیر (مفعول) و تغییر موقعیت آنها برپایه کنش را می توان دید.
۸۲۱۶.

بازنمود عقلانیت زنانه در افسانه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۴ تعداد دانلود : ۶۴۶
در فرهنگ مردسالار و رسمی گذشته و تقسیم بندی کلیشه های جنسیتی، عقلانیت همواره امری مردانه بوده است. به همین دلیل، تفکر، تصمیم گیری و ارائه راه حل مشکلات، عموماً به مردان نسبت داده می شد و درمقابل، زنان افرادی منفعل، وابسته و نظاره گر تعریف می شدند و اگر برای زنان نقش فعالی در عرصه های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی قائل می شدند، عموماً جنبه منفی یا «مکارانه و دسیسه گرانه» داشته است؛ اما در فرهنگ عامه فارسی که افسانه ها به منزله یکی از برجسته ترین اشکال ادبی در بطن آن بالیده اند کلیشه مذکور، یعنی انتساب عقلانیت به مردان شکسته شده است و در این افسانه ها زنانی ظاهر شده و به ایفای نقش پرداخته اند که به مدد تدبیر (عقلانیت) آنان گره کارها گشوده می شود. گره گشایی های زنان و دختران را در افسانه ها می توان به «عقلانیت زنانه» تعبیر کرد. در این پژوهش، با استفاده از نظریه یونگ و در قیاس با کهن الگوی «پیر فرزانه» زنان خردمند روایت های عامه ایران را با عنوان کهن الگوی «زن خردمند» نام گذاری کرده ایم. تحقیق حاضر به روش توصیفی تحلیلی، به بررسی چگونگی بازنمود عقلانیت زنانه در افسانه های ایرانی پرداخته و نشان داده شده است که چگونه خلاف باورهای کلیشه ای جهانی که خود یونگ نیز در تحلیل کهن الگوها در دام آن ها افتاده است، زنان «عقلانیتی ایجابی» از خود بروز می دهند و نقش هایی مثبت در راستای یاریگری به قهرمانان و سایر شخصیت های داستانی ایفا می کنند. این پژوهش می تواند الگویی مناسب برای بررسی و کاوش های مجدد در فرهنگ های دیگر درنظر گرفته شود؛ بدین معنا که نقش و حضور واقعی زنان در تاریخ فرهنگ ها بازخوانی شود تا واقعیت هایی را که مردسالاری طی هزاره ها سرکوب کرده بود، برملا سازد.
۸۲۱۷.

مناسبات بین اسطوره و باورهای عامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۱ تعداد دانلود : ۸۵۹
باورهای عامه که یکی از عناصر اساسی و قوام بخش فرهنگ جامعه به شمار می روند، با اساطیر پیوندی ناگسستنی دارند. برای ریشه یابی این گونه باورها باید به دوران اساطیری بازگردیم و اندیشه های پیشینیان را درباره پدیده های جهان هستی مرور کنیم. می توان گفت بسیاری از آیین هایی که امروزه در زندگی روزمره مردم رواج دارند، همان اعتقادات اسطوره ای اند که به مرور زمان، تغییر کارکرد داده اند و با گذر از اسطوره به آیین، با حفظ بن مایه های اسطوره ای خود، با تغییر و تحولاتی کلی یا جزئی به باورهای عامه تبدیل شده اند. ازجمله باورهای عامه ای که بن مایه های اسطوره ای پررنگی دارند، می توان به سه آیین «ازدواج با چشمه»، «شکستن تخم مرغ برای دفع چشم زخم» و «عبور بیمار از سوراخ دیوار» اشاره کرد که از دیرباز در میان اقوام مختلف ایرانی رواج فراوانی داشته اند. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی، سه باور مذکور را ریشه یابی و پیوند آن ها را با اساطیر تبیین کرده است. برایند پژوهش نشان می دهد که هر سه آیین یادشده خاستگاهی اسطوره ای دارند؛ بدین معنی که آیین ازدواج با چشمه بازمانده باور اسطوره ای قربانی کردن برای چشمه به منظور خشنود کردن موکل آب هاست که پس از نقل مکان از اسطوره به آیین، به ازدواج با چشمه تبدیل شده است. آیین شکستن تخم مرغ نیز با اسطوره اعتقاد به تخم کیهانی پیوند دارد و می توان آن را به مفهوم باززایی آفرینش نخستین تفسیر کرد و سرانجام، عبور دادن بیمار از سوراخ دیوار، تداعی کننده بازگشت به زهدان و تکرار عمل زایش و ولادت اولیه است که از دیدگاه اساطیری به دلیل ارتباطش با صنع الهی، لحظه ای پاک و آرمانی محسوب می شود.
۸۲۱۸.

واکاوی ساختار اسطوره ای سفر «قهرمان درون» قصه بهرام و گل اندام با تکیه بر نظریه جوزف کمپبل، پیرسون و کی مار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۹ تعداد دانلود : ۹۹۷
شباهت ساختار اسطوره و قصه به پیدایی نظریه های منجر شده است که بر مبنای آن ها می توان عناصر تکرارشونده میان اساطیر و قصه ها را کشف و تحلیل کرد. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و بر اساس چارچوب نظری تحلیل روان شناختی کهن الگویی کارول. اس. پیرسون و هیو.کی مار در نظریه «بیداری قهرمان درون» و در بستر نظریه «سفر قهرمان» جوزف کمپبل تلاش کرده است روند سفر «قهرمان درون» در قصه «بهرام و گل اندام» را واکاود. پژوهشگران تلاش می کنند تا ضمن بررسی روند سفر قهرمان درون، چگونگی تجلی کهن الگوها را در مراحل سفر تحلیل کنند تا نشان دهند قهرمان قصه های عامه نیز همچون شخصیت های هشیوار با تجلی این کهن الگوها می توانند در فرایند تفرّد گام نهند و سفر قهرمانی را پیش گیرند. از تحلیل ساختار اسطوره ای این قصه چنین بر می آید که قصه با بهره از سه مرحله «عزیمت»، «تشرف» و «بازگشت»، زمینه را برای ظهور کهن الگوها فراهم می سازد. قهرمان نیز سفر خود را با ترک خانه و کهن الگوی «جست وجوگر»آغاز می کند و در روند سفر بنا بر موقعیت های داستانی، کهن الگوی درون قهرمان با دگردیسی مواجه می شود و سایر کهن الگوها پدیدار می شوند. تغییر کهن الگوی درون قهرمان سبب نمودهایی در کنش های بیرونی شخصیت می شود. بارزترین کهن الگوهای بهرام، «عاشق»، «جست وجوگر» و «جنگجو» است که درنهایت، با تشکیل خانواده که به نوعی «بازگشت» به محیط خانه است کهن الگوی «حاکم» بیدار می شود . نتایج این تحقیق نشان می دهد قصه «بهرام و گل اندام» ساختاری اسطوره ای دارد و به دلیل رویکرد روان شناختی خود بر پایه نظریات کهن الگویی قابل تحلیل و انطباق است.
۸۲۱۹.

تحلیل گفتمانی داستان «خانه روشنان» گلشیری با استفاده از نظریه راجر فالر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۱ تعداد دانلود : ۷۱۳
یکی از رویکردهایی که در نقد داستان از منظر زبان شناختی بسیار متحول شده، نظریه راجر فالر است. این نظریه آمیزه ای از نظریات دستورزبان گشتاری چامسکی و زبان شناسی نقش گرای هالیدی است. ازآنجاکه داستان «خانه روشنان» گلشیری به شیوه جریان سیال ذهن نوشته شده و فالر نیز معتقد است، در چنین داستان هایی، روساخت به فهم ژرف ساخت کمک می کند، در مقاله حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و با رویکرد زبان شناختی برمبنای نظریه زبان شناختی فالر، داستان «خانه روشنان» تحلیل شده است. نتایج این تحقیق حاکی است نوع گشتار و شیوه جریان سیال در این اثر باعث به هم ریختگی ساختار نحوی جملات، عدم پیروی از قواعد دستوری، تکرار مرجع ضمایر، ایجاد ضرباهنگ و موسیقی در کلام، کاربرد تضادهای تداعی گر و تکرارهای مبتنی بر تأکید، سردرگمی مخاطبان، و ایجاد تعلیق و تعویق در کلام می شود. شخصیت اصلی این اثر، کنشگر و راویانِ جمع، همگی، منفعل و حسی ادراکی اند. گویی، نباید کلامی ضدایدئولوژی غالب متن بر زبان رانند که باعث برهم خوردن فضای تک صدای متن شود. گلشیری در این اثر نیز خواسته مانند بقیه آثارش به مشکلات جامعه نقب بزند و قضاوت های مداخله جویانه اش را در متن حاکم کند. از حیث نگاه به متن، نویسنده گاه از منظر بیرونی به متن پرداخته و خود را قادر به فهم ادراکات اشخاص داستان ندانسته و گاه از منظر درونی متن را کاویده و گرایش های شناختی خود را با متن همگام کرده است. از حیث بازنمود گفتار و اندیشه نیز این اثر هم از گفتار باواسطه (مستقیم آزاد) استفاده کرده است و هم از گفتار بدون واسطه و مستقیم. هردوی این شیوه ها توانسته تا حد امکان مکنونات درونی و کلامی شخصیت های اصلی و فرعی را بازنماید.
۸۲۲۰.

هویت یابی واژه ها در غزل های حافظ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۲ تعداد دانلود : ۳۲۵
زبان به عنوان یک جریان سیال و تاویل پذیر ، از توانش ها ی پنهان و آشکاری بر خورداراست .استمرار حیات واژگان یک زبان عمدتا با عدم تطابق سطوح زبانی آن ارتباط دارد،بنا بر این بعضی از شعرا با توسل به هنر استعاره ، ضمن تحکیم جایگاه واژه ها در زبان ، معنی آن را از هرگونه گمانه زنی های عجولانه دور نگه می دارند. غرض نگارنده ازهویت یابی واژه ها، توجه شاعر به اهمیت وجه کم رنگ سازی و بعضا پنهان سازی معنی قطعی واژه هاست که در پرتو استعاره حاصل می شود. حافظ از جمله شعرایی است ، که نه تنها برخی از واژه ها را از سیاه چاله های گمنامی نجات داد،بلکه با بازنمایی جدیدی از فضای عصر خود و با رویکردی مبتنی بر استمرار؛ مدل فرهنگی و اجتماعی نوی را بنا می نهد. در همین راستا در شعر او به واژه های متعددی از جمله:« وحشی و ضع ، هر جایی ، چشم دریده،دهان گشاده، انگشت نما،خود فروشی ، هرزه گرد، جماش و ....» بر می خوریم که با کم رنگ سازی معنای قاموسی؛ هر یک ازآن ها را بر صدر می نشاند..و بنا به تعبیر خود، قبای حسن فروشی را برازنده آن ها می نماید.لذا این مقاله بر آن است تا نمونه هایی از این جریان هنری را در غزل های حافظ تحلیل نماید.و به این پرسش پاسخ دهد که :چگونه می توان با توسل به هنر استعاره به چنین هویتی در واژه ها دست یافت؟

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان