در نوشتار حاضر با قبول این واقعیت که زبان قدمتی بس دیرینه داشته و در اصالت و تقدم آن بر خط جای شبهه نیست نگارنده فرض بر این نهاده که در طول فرایند یادگیری – یاددهی زبان فارسی ( به ویژه در پایه های ابتدایی ) برخی از دشواریها بروز می نماید که رابطه چندانی با هوش و تواناییهای یادگیری و فراگیران ندارد ‘ بلکه بخش اعظم مشکلات ریشه در کاستیهایی دارد که به علتهای مختلف زبان فارسی را ( همانند بسیاری از دیگر زبانهای دنیا ) مخدوش و آموزش این زبان را با مشکلاتی مواجه می سازد .
فرهنگ تطبیقی نهج البلاغه که حاصل و نتیجه سنجش (( فهرس الالفاظ الغربیه المشروحه )) دکتر صبحی صالح و پنج ترجمه کهن و نواست بیشتر خوانندگانی را به کار می آید که بخواهند با توجه به مبنای اصلی واژگان کلیدی نهج البلاغه و ترجمه نزدیک به معنای اصلی آن در ترجمه کهن و سنجش آن با ترجمه های نوین که بیشتر به رساندن مفهوم و یا انعکاس سجع زیبای کلام مولا توجه دارند به معنای شفاف تر و دقیق تر کلمات کلیدی دست یابند و همچنین برای بررسی کنندگان تطور زبانی مفید خواهد بود .
نگارنده در این نوشتار به بررسی بخشی از ساختمان جمله یعنی وابسته های پیشین گروه اسمی پرداخته و آنها را به انواعی تقسیم کرده است. وی پس از ارائه پیشینه ای مختصر از مطالعات انجام شده در این باره ، به توصیف و طبقه بندی برخی از وابسته های پیشین گروه اسمی موسوم به "کمی نما" که پیش از هسته گروه اسمی قرار می گیرند ، پرداخته است. این پژوهش بر مبنای داده های گرد آوری شده از نوشته های نشریات و جملات گفتاری انجام شده است تا بتوان از هر دو گونه گفتار و نوشتار را فراهم آورد.
از آن جا که خالق اسطوره ذهن آفریننده انسان و خالق ادبیات، عالم ذهنی شاعر و نویسنده است، میتوان اسطوره و ادبیات را دارای خاستگاه مشترکی دانست . شعر معاصر فارسی به عنوان یکی از جلوههای ادبی علاوه بر این خاستگاه مشترک، نمود دیگری از پیوند با اسطوره را در خود جای داد که در این مقاله به بررسی آنها پرداخته شده است.