رمان چراغ ها را من خاموش می کنم چهارمین اثر زویا پیرزاد پس از خلق آثاری چون یک روز مانده به عید پاک، طعم گس خرمالو و مثل همه عصرهاست، که توجه محافل ادبی و خوانندگان عادی را جلب کرده است. این اثر، با نثری دلنشین و طنزی ملایم، در انتقال پیام نویسنده و برخی نوآوری های بیانی بسیار موفق است. رمان آن چنان ساده و روان و توصیفات چنان طبیعی و عینی است که گاه تمیز آن را از واقعی بسیار دشوار می سازد. ساختار ساده و منسجم آن نیز، که از افراط در کاربرد شگردهای ادبی متداول به دور است، این خصلت را برجسته تر می سازد. رمان زندگی خانوادگی زنی ارمنی را در آبادان دهه چهل، به روایت خود او، وصف می کند. «کلاریس آیوازیان» سی و هشت ساله، همسر «آرتوش»، کارمند ارشد شرکت نفت، همراه دو دختر دوقلوی یازده ساله، و «آرمن» پسر پانزده ساله اش، در یکی از خانه های شرکتی در محله باوارده، زندگی آرام و یک نواختی را می گذراند. دنیای کلاریس در رسیدگی به امور خانه و همسر و فرزندانش و دیدارهای همیشگی با مادر و خواهرش، «آلیس»، سپری می شود. اما، کلاریس، در حصار یک نواختی ها و روزمرگی ها، درگیر کشمکش ها و تضادها و گفتگوهای درونی است. او، که به خود سانسوری و وقف وجود خویش برای خدمت به خانواده و جلب رضایت اطرافیان خو گرفته است، کمتر به علائق شخصی و شخصیت حقیقی خود توجه دارد، هر چند از تحصیلات و قابلیت برخی فعالیت های فرهنگی و اجتماعی برخوردار است.....
در زبان فارسی ، قاعده تضعیف ، همخوان سایشی /v/ را به ناسوده {w} تبدیل می کند . این فرآیند ، زمانی اتفاق می افتد که همخوان /v/ در پایانه هجا بعد از وا که /a/ قرار گیرد . همچنین فرآیند مذکور ، خود درون داد قاعده دیگری واقع می شود که وا که /a/ را به وا که {o} تبدیل می کند . برای مثال ، ستاک «رو» /rav/ در فعل می روم /mi-rav-am/ تغییر نمی کند ، اما در وجه امری «برو» {bo-row} قاعده ضعیف به کار رفته است . .....
انتشار ترجمه فارسی خمسه المتحیرین، به کوشش دوست گرامی مهدی فرهانی منفرد و به همت نامه فرهنگستان، خدمت فرهنگی ارزنده ای است که یکی از مهم ترین اسناد ادبی قرن نهم هجری را در اختیار اهل تحقیق گذاشته و یاد یکی از خادمان صادق فرهنگ و ادب این مرز و بوم، شادروان محمد نخجوانی، را زنده کرده است. طرفی از این اثر، به ویژه منظومات آن را از نظر گذراندم و اشتباهاتی دیدم که ذیلا به ذکر آنها می پردازم: - به تصریح مترجم و مصحح، این ترجمه در سال 1319 انجام یافته، اما بر روی جلد و صفحه عنوان 1320 آمده است. - مترجم، در مقدمه و موخره، تاریخ اسفند 1319 آورده که قید «اسفند» و نیز سال های حیات مرحوم نخجوانی، از شمسی بودن این تاریخ حکایت دارد، اما مصحح، در مقدمه، 1319 هجری قمری آورده است. - مصراع «کردم اصلاح آن من از خط خوش» (ص 17، بیت سوم)، به صورت «کردم اصلاح آن من از خط خویش» صحیح است. - در بیت «نی کلکت شکر معنی را کرده چو نیشکر از جوف برون» (ص 21، قطعه آخر)، «چون نیشکر» صحیح است. - در بیت «قصه کوته شب دراز مرا پاره پاره به روز آورده» (ص 22، بیت سوم)، اضافه «قصه» به کلمه بعد، به اقتضای وزن و معنی نادرست و نشانه اضافه زاید است.....
نگارنده در این مقاله سعی دارد نقش روی جلد قلمدان را در بوف کور صادق هدایت در قالب نقد اسطوره ای مورد بررسی قرار دهد . در این داستان هنرمند نقاش که راوی داستان نیز هست ، نقشی را روی جلد قلمدان تصویر می کند که انعکاسی از نا خودآگاه جمعی خود اوست . این تصویر ؛ از این منظر دامنه ارجاعی وسیعی را برای نقاشی فراهم می آورد و آن را از تصویری ساده به نقشی جهانی و اساطیری تبدیل می کند . در این نوشتار ، نقش کهن الگوهایی اصلی این تصویر (زن ، پیرمرد ، گل نیلوفر ، درخت سرو و جوی) و نمادهای مرتبط با آنها (پستو ، شراب ، مار و مرگ) به طور اجمالی مورد بررسی قرار گرفته است .
جهان بینی صوفیان، آشکار دیالکتیکی است و این امر در آثار عرفانی و بخصوص در مثنوی مولوی مجال تجلی می یابد و از رهگذر نمادها و استعارات، صور گوناگون می پذیرد. آنچه به دنبال می آید، کوششی است زند آگاهانه برای تاویل و تفسیر داستان دژهوش ربا یا قلعه ذات الصور؛....
ابوالفرج اصفهانی (184-356 ه) از چهره های شناخته شده و مطرح در تاریخ علم و ادبیات عرب است . نام او تداعی بخش مجموعه بیست و چهار جلدی کتاب الاغانی است که به گفته خودش در تدوین و تالیف آن نیم قرن رنج برده است . اگر چه ابوالفرج به عنو ان «ناقد» و این دایر؟ة المعارف وی به عنوان «کتاب نقد» شهرت ندارند ، اما این اثر گرانبها ، آکنده از مباحث نغز و شیرین نقدی است . در این مقاله سعی شده به معرفی جنبه جدیدی از شخصیت ادبی ابوالفرج یعنی نقادی وی پرداخته شود .
بدون شک بزرگترین شخصیت تاریخ جهان عرب پیامبر اکرم (ص) است . اگر نام «پیامبر» و واژه «شعر» را به عنوان یکی از تجلیات ادب - در دو راس مثلثی قرار دهیم ، بدون تردید راس سوم این مثلث را نام حسان بن ثالث انصاری پر خواهد کرد . در تاریخ ادبیات عرب ، نام وی با نام پیامبر گره خورده است . در ادبیات ما نیز علاوه بر حضور فرهنگ اسلامی و تجلی ستایش پیامبر ، خاقانی شروانی چکامه های بسیاری از دیوان خود را به مدح رسول اکرم (ص) اختصاص داده است و خود را «نائب حسان» «ثانی حسان» و «حسان عجم» خوانده است . ....
در این مقاله برآنیم به این پرسش محوری پاسخ بدهیم که چه رابطه ای میان شخصیت شاعر و شعر وجود دارد و این که از روی شعر یک شاعر تا چه حد می توان با شخصیت او آشنا شد. ابتدا شعر را به دو نوع خودآگاهانه و ناخودآگاهانه تقسیم کرده ایم، سپس به تبیین لایه های شخصیتی شاعر پرداخته ایم.....
از زمانی که حکیم فردوسی شاهنامه را تقدیم سلطان محمود غزنوی کرد و محمود در حق آن ناسپاسی کرد، گوهرشناسان سخن سنج رنج سی ساله وی را ارج نهادند و ارزش واقعی این اثر ماندگار جهانی را دریافتند و این اثر سترگ به زودی در میان طبقات، از سلاطین و امرا گرفته تا قصه خوانان و معرکه گیران، شهرت و معروفیت تمام یافت و در دل مردم نشست و به سینه ها سپرده شد و نقل محافل گردید. نساخان، خوش نویسان، تذهیب کاران، نگارگران و کتاب آرایان نسخه های نفیس بی بدیل از آن پدید آوردند که زینت بخش کتاب خانه ها و موزه ها شد. سوداگران هر برگش را چون زر ناب خریدند و سلاطین به داشتن یک نسخه از آن فخر فروختند. در دوره تیموری توجه به هنر و تذهیب و ظریف کاری شدت یافت، خاصه در عصر شاهرخ و میرزا بایسنقر، با تجمع هنرمندان در هرات، مکتب هرات پدید آمد و خطاطان و تذهیب کارانی چون بهزاد و میرعماد آثاری بی نظیر آفریدند، که امروزه زینت بخش موزه های جهان است. در میان فراورده های هنری مکتب هرات، نسخه شاهنامه فردوسی درخشش دیگری یافت. این نسخه به دستور بایسنقر میرزا، که خود شاهزاده ای هنرمند هنرپرور بود، به خط جعفر بایسنقری تهیه شد که امروزه از شاهکارهای مسلم فن کتابت، تذهیب و نگارگری به شمار می رود. مشخصات این نسخه بی نظیر در فهرست آتابای چنین آمده است: قطع نیم ورقی در ابعاد 26×38 سانتی کاغذ خانبالغ نخودی رنگ، خط نستعلیق - کوفی تزئینی - ثلث - کتابت خفی بسیار خوش. صفحات: مجدول زرین زوج تحریر مشکی و لاجوردی، اشعار به وسیله پنج جدول زرین بند مشکی به شش مصرع تقسیم شده است. عناوین و سرحکایات در کتیبه های مستطیل شکل مذهب مرصع به اشکال و رنگ های گوناگون به خط ثلث به آب زر و برخی به سفیدآب با تحریر مشکی نگاشته شده است. در ظهر صفحه قبل از شروع شاهنامه یک شمسه مذهب مرصع ممتاز نقش است که در متن زرین آن به خط رقاع و به آب زر با تحریر مشکی اسم بایسنقر بهادرخان نوشته شده است و در بالای همین شمسه یک ترنج مدور دور کنگره مذهب متوسط است که به منظور پوشانیدن سجع مهر یا مطلبی نقاشی شده است. چهار صفحه از اول شروع شاهنامه و دو صفحه از پایان کتاب متن و حاشیه مذهب مرصع مزدوج ممتاز و بسیار دلفریب و زیبا نقش است که از بهترین نمونه های فن تذهیب و ترصیع به شمار می رود. نسخه جمعا 22 مجلس مینیاتور آب رنگ ممتاز به محتوای داستان های شاهنامه طرح و نقش است که به سبک مکتب هرات و در نهایت کمال استادی و دلربایی است. این نسخه دارای 700 صفحه که هر صفحه 31 سطر و صفحات مصور بین 4-6-10 سرکتابت دارد ...
محمود دولت آبادی ، مقتدرترین نثر نویس ایران در سالهای پس از انقلاب است که از طریق ترکیب امکانات گونه های مختلف زبان ادبی و گویشی موجود در گذشته و حال ، یعنی پاره هایی از نثر ساده عصر سامانی ، شماری از امکانات زبان شعری و ادبی قدیم ، برشهایی از زبان ادبی و شعری معاصر ، گزینشهایی از امکانات گویشی منطقه خراسان و ابتکارات کلامی خود ، پیکره این نثر پخته را پدید آورده است . او در کلیدر ، با ترسیم توامان سه دوره تاریخی دامپروری و چادرنشینی ، کشاورزی و فئودالیته ، و شهرنشینی و سرمایه داری ، در قالب یک ماجرای مفصل ، از یک سو بر حضور و زیست همزمان این دوره ها که به قول خود او روزگار سپری شده مردم سال خورده است تاکید می کند و در سویه دیگر ، مقاومت نظامهای سنتی در برابر قانون تکامل و تغییر را به تصویر می کشد و از جانب سوم نیز شیوه معیشت و فکر و فرهنگ حاکم بر روح این نظامها را که زبان نیز جزیی از آن است در یک بافت و فضای شاعرانه ، حماسی ، پر احساس و حزن انگیز به نمایش می گذارد .