نامتعدی بودن تنها در افعال لازم متجلی نمی شود بلکه ساخت های لازم یکی از انواع نامتعدی ها در زبان فارسی میباشد. ضمنا تنها مظهر نامتعدی بودن،عدم حضور مفعول در جمله نیست، بلکه مشخصه های دیگری نیز میتواند در این سنجش ملاک قرار گیرد مثل : ایستایی، نمود، لحظه ای بودن، ارادی بودن، وجه و عاملیت. هم چنین ، بر خلاف نگرش سنتی که در آن افعال به دو گروه لازم و متعدی تقسیم می شد، افعال را بایستی در رابطه ای پیوستاری لحاظ نمود که در دو انتهای آن متعدی ترین و نامتعدی ترین افعال با توجّه به ملاک های مورد نظر قرار می گیرند و در حد فاصل آنها افعال دیگر با رابطه ای تدریجی مرتب می شوند.
شبلى از عرفاى ایرانى الاصل و مشهور قرن سوم هجرى الست که حیات دوگانه اى داشته است. او نیز چون بعضى از بزرگان ایرانى مانند ناصر خسرو و سنایى درآغازکار از دولتیان عهد خود بود ولى به جهت تأثیر تعلیمات صوفیان از طریق پیشین خود قطع تعلق نمود. شبلى در سال 247 هجرى در سامرا بدنیا آمد و در 334 در بغداد فوت نمود. او تحصیلات مدرسه اى داشت و به قولى موطاى مالک را از بر نموده بود. پس از تغییر حال در محضر خیر نساج توبه کرد و شاگردى جنید بغدادى را در پیش گرفت. شبلى با حلاج قرابت فکرى داشت. از این رو بزرگترین مبلغ اندیشه هاى حلاج پس از مرگ اوست. شبلى براى دست یابى به هدت خود و نیز مصون ماندن از آسیب طرفداران خلیفه و طاعنان طریق تصؤف، هر ازگاهى خود را دیوانه مى ساخت. از این عارف شوریده اقوال و اشعار پراکند ه اى درکتب تذکره برجاست.