ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶٬۰۴۱ تا ۲۶٬۰۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۶۰۵۴.

ریشه های ایرانی امثال و حکم عربی در شعر بهار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵۲ تعداد دانلود : ۱۰۹۹
محمدتقی بهار مشهور به ملک الشعرا در دوران کودکی و نوجوانی زبان و ادبیات عربی را فرا گرفت. تاثیر آشنایی او با این زبان در اشعارش کاملا مشهود است. وی از امثال و اشعار و سخنان عربی در آثار خود، به صور گوناگون، بهره جسته است. با تامل در تاثیرپذیری بهار از امثال و حکم عربی، آثار آن را به صورت های زیر می توان باز شناخت: - مضامینی که به نظر می رسد مستقیما از منابع عربی گرفته شده اند. - مضامینی که در آثار گویندگان پارسی زبان دیده می شود و بهار نیز آنها را در شعر خود به کار برده است. - بخشی از اقتباس ها که ظاهرا به حکمت و ادب عربی تعلق دارد اما منبع آنها اندرزنامه های پهلوی است و احتمال دارد بهار آنها را مستقیما از منابع پهلوی گرفته باشد.
۲۶۰۵۵.

تذکراتی درباره ترجمه دو مقاله در گلچینی از دیرینه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۵ تعداد دانلود : ۶۱۵
ترجمه نامه دومنار [?نامه فرهنگستان، شماره 32، ص 107-110] مفید بود و مخصوصا برای اسامی نسخه هایی که ذکر کرده است (برای من). تصور می کنم معجم الحکمه (رقم 9) اگر هم در نوشته و خط او چنین بوده باشد درست نیست به قرینه آنکه آن را دانشنامه معارف شرقی دانسته است. این کلمه تصحیف یا تحریف مجمل الحکمه است که ترجمه گونه ای است از مجموعه رسایل اخوان الصفا. نسخه رقم (12) که به نوایی (امیر علیشیر) منسوب داشته است شاید مراد کتاب کوچک او به نام محاکمه اللغتین باشد ورنه اگر نسخه ای از فرهنگ ترکی - فارسی تالیف او را دیده بوده است تازگی دارد.
۲۶۰۵۶.

شطحیات منظوم مولانا در غزلیت شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۴۰ تعداد دانلود : ۱۴۴۹
من چه گویم یک رگم هشیار نیست وصف آن یاری که او را یار نیست هر که گلزار نهانی دیده است غارت عشقش زخود ببریده است در نظر صوفیان، شطح عبارت از کلمات و سخنانی است که در حالت سکر و بیخودی و غلبات شور و وجد و مستی و جذبه بر زبان جاری می شده است. غلبه وجد و بیخودی در صوفی به جایی می رسد که او خویشتن داری را از دست می دهد و ناگزیر به افشاری راز می شود. حاصل این افشارگری شطح است. کاوش در بسیاری از غزل های مولانا جلال الدین مولوی نشان می دهد که این اشعار محصول لحظات از خود بی خود نشان شاعر است که، در آن، ضمیر ناخودآگاه به فعالیت می افتد و بسیاری از تابوها و موانع ذهنی را در می نوردد تا بتواند آزادانه و رها و بی پروا دریافت های مکاشفه آمیز خود را بیان کند. اشعاری از این دست دارای برخی ویژگی های سوررئالیستی و قوانین و نظام خودند که بر اساس آنها می توان سخنان شطح آمیز را بازشناخت.
۲۶۰۵۷.

انواع ادبی در شعر فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۶۰۸
تقسیم بندی متون ادبی به انواع گوناگون به قصد شناخت و التذاذ بهتر از این متون، صورت می گیرد. اما معیار برای تقسیم بندی متفاوت بوده است. گروهی صورت ظاهر و قالبهای شعری را مدنظر داشتند که با این معیار انواعی مثل قصیده غزل، رباعی و ... نامگذاری می شود. معیار دیگر بر اساس معنای درون متن است که با این معیار تنوع و نامهای بیشتری برای متون ادبی به وجود می آید. در این مقاله موضوع سخن تقسیم بندی بر اساس محتواست و تاکید بر سه نوع شعر حماسی، غنایی و حکمی و تعلیمی و ارتباط آن با روان انسان و چگونگی به وجود آمدن هر کدام و نیز نقش هر کدام در ایجاد ارتباط و نقش عاطفی به عنوان نقشهای مهم زبان.
۲۶۰۵۸.

زبان شعر نیما

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی سبک شناسی مفاهیم کلی سنتی سطح زبانی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات سبکها و جریانهای ادبی معاصر نیما و شعر نو
تعداد بازدید : ۲۲۶۵ تعداد دانلود : ۱۵۲۰
نوآوریهای نیما محدود به وزن و قالب و قافیه نیست. زبان شعر او نیز تازه است. وی تا آنجا که میتواند، زبان شعر را ساده می سازد و آن را به زبان نثر و نمایش نزدیکتر میگرداند. پرداختن به طبیعت و به کارگیری عناصر طبیعی و و بهره گیری از مفاهیم نمادین آنها در آفرینش تصاویر شعری نیز موجب محسوس تر و ملموس تر شدن اندیشه و احساس او میگردد. هرچه در شعر نیما هست ، طبیعی و از تحمیل و تکلف به دوراست. کلماتی که در شعر خود به کار میبرد یا تخیلی که آن را به تصویر میکشد ، غالباً با انگیزه ها و شور و شوق شاعرانه او متناسب است. زبانی زنده و خلاق که حقیقت مفهوم ذهنی شاعر را یکراست و آنچنان که هست، به ذهن هوشیار خواننده انتقال میدهد. وی سخنی را میپسندد که برخاسته از دل و جوشیده از جان باشد. او شعر را جدا از شاعر نمیداند و آن را جزئی از زندگانی میشمارد ، بنابراین زبان شعر او به زبان مردمان عادی نزدیکتراست. البته پرداختن به مسائل اجتماعی و بیان مفاهیم و مضامین مربوط بدان نیز از این لحاظ بیتاثیر نیست. توسل به شیوه تمثیل، حکایت پردازی و روایتگری نیز نزدیکی بیش از اندازه او به فرهنگ و زبان عامه را نشان میدهد. وی زیبایی را در سادگی میجوید. از پیچیدگیهای زبانی بیزار است و آن را نوعی انحراف میداند. سادگی زبان شعر نیما در نمونه های غنایی او مشهودتر است. حتی در سخنان بسیار عادی نیز روح شاعرانگی میدمد و بدانها زندگانی دوباره میبخشد. از این رو، دنیایی که در شعر خود میآفریند، آکنده از لطافت، طراوت، زیبایی و آکنده از زندگی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان