چه چیزهایی مایه ایستادگی و پیروزی رزمندگان بر دشمن مهاجم بود؟ در این مقاله این مهم در رمان های دفاع مقدس ریشه یابی و تقسیم بندی شده است.شخصیت، یکی از عناصر اصلی رمان است که با محتوا و درون مایه و شکل اثر، رابطه نزدیکی دارد. انگیزه و عمل شخصیت، بازتابی از مسایل اجتماعی است. بررسی شخصیت در رمان دفاع مقدس، کلید درک انگیزه و اندیشه مبارزان در طول هشت سال جنگ تحمیلی است. آنچه در شخصیت های رمان دفاع مقدس بیشتر نمود دارد؛ چرایی دفاع است نه چگونگی دفاع. این نکته در فکر و عمل کاملا آشکار است.
سطوح فکری و کنشی مبارزان، بیانگر دلایل و نوع مقاومت در برابر دشمن است و عوامل و مولفه های پایداری ملت ایران را نشان می دهد. فکر و عمل شخصیت های رمان، زمینه های عقیدتی و اجتماعی و تاریخی مقاومت را بیان می کند. در بررسی شخصیت ها، هویت دینی و عرفانی رزمندگان در ارتباط با امام و مردم و انقلاب اسلامی، عوامل اصلی پایداری در برابر دشمن هستند و وحدت عقیدتی و عاطفی رزمندگان با خود و خانواده ها، تقویت روحیه مقاومت است. ماهیت رمان دفاع مقدس نیز چیزی جدای از این مولفه ها نیست. در این نوشتار سعی شده است این عوامل، به عنوان مهمترین مولفه های پایداری مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.
کودتای مارکسیستی و به دنبال آن ورود نیروهای ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان، تحولات عمیقی در همه شئون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این کشور ایجاد کرد.شعر افغانستان نیز پس از این واقعه، تا روی کار آمدن دولت «حامد کرزی» از نظر صورت و مضمون دگرگونی های زیادی را پشت سر گذاشت.این مقاله به روش تاریخی-تحلیلی می کوشد، ضمن بررسی جریان های موثر شعری سه دهه پسین افغانستان، شعر پایداری این کشور را-به عنوان جریان غالب-در حوزه های جغرافیایی و تاریخی گوناگون، مورد بررسی قرار دهد. مهمترین نتیجه این پژوهش آن است که جریان شعر پایداری افغانستان با آغاز مهاجرت شاعران به سایر نقاط جهان، متاثر از بافت سیاسی، اجتماعی و زبانی کشورهای میزبان، به جهش های کیفی متفاوتی دست یافته است. این تاثیر پذیری از ادبیات کشورهای میزبان، به تدریج جریان شعری داخل افغانستان را نیز تحت الشعاع قرار داده است.
« پیش درآمد» نخستین فصل تشکیل دهنده یک نمایشنامه کلاسیک به شمار می رود. در این قسمت قهرمانانی که نویسنده پیش از شروع نمایش به صورت فهرست وار آنان را معرفی کرده است به بیان مشکلاتی می پردازند که به تدریج باعث بروز بحران در عمق ماجرا می شود و موضوع تراژدی از آن شکل می گیرد.
در قرن هفدهم «پیش درآمد» از جمله دشوارترین بخش های تشکیل دهنده یک نمایشنامه محسوب می شد و نویسندگان برای پرداختن به این قسمت ناگزیر از رعایت قوانین دست و پا گیر دوران بودند. با این حال این فصل در تراژدی های راسین، از پرجاذبه ترین و کاملترین نمونه های آن است و نویسنده موفق می شود از همان ابتدای نمایش خواننده/بیننده خود را تحت تاثیر قهرمانانی قرار دهد که در رویارویی مستقیم با بحران، تهدید و تنش، نومیدانه می کوشند تا خود را از بند مشکلات رها سازند.
در اینجا با نگاهی بر چهار نمایشنامه معروف راسین: آندروماک، بریتانیکوس، برنیس و فدر تلاش می کنیم به بررسی شیوه راسین در ساخت این قسمت از تراژدی بپردازیم و دریابیم که وی چگونه با اهداف حساب شده و کم نظیر تماشاگر خود را آماده می کند که اندوه حاصل از یک نمایشنامه تراژیک، که به عقیده نویسنده «تمام لذت تراژدی ناشی از آن است» را باور کند و آن را بپذیرد.
در تحلیل گفتمانی «شازده کوچولو» تلاش بر این است که از نشانه ها ی منفرد، کلان نشانه ها ، خرد نشانه ها و یا مجموعه ای از نشانه ها عبور کنیم تا بتوانیم به ورای نشانه ها یعنی آنجایی که نشانه ها با یکدیگر تعامل برقرار می کنند برسیم تا به خوانشی گفتمانی دست یابیم. بدین منظور، تلاش می کنیم تا این روایت را به عناصر سازنده آن تقلیل دهیم تا به این هدف برسیم که معنا چگونه در این روایت ظاهر می شود. بر این باوریم که «شازده کوچولو» روایتی اســت با ساختاری منســجم که دلالت معنایی واحدی را می توان از آن دریافت کرد. به همین دلیل می خواهیم بدانیم که چرا این انسجام معنایی و تعامل بین عناصر وجود دارد؟ و چرا ساختار این روایت تسلسلی، تودرتو و تکراری است؟ و چرا گفته پرداز القاء تکثر ساختار را دارد؟
از آغاز قرن گذشته در کنار آن دسته از ادیبانی که ادبیات را از طریق متون ادبی مورد بررسی قرار داده اند، گروهی دیگر بـرای بررسی چگونگی آفرینـشهای ادبی، از ابـزارهـای زبان شناسی نیز مدد گرفته اند و روشهایی را در بررسی و تحلیل ادبیات به دست داده اند که دیگر نمی تواند نادیده انگاشته شود. در رشته پر سابقه زبان و ادبیات فارسی، در کنار توجه به متون فخیم ادب فارسی و کاویدن آنها، علی القاعده می بایست به مطالعه جنبه های زبان شناختی این زبان کهن نیز پرداخته شود تا از این رهگذر، بتوان دانشجویان را با ابزارها و روشهای تحلیل زبان شناختی متون ادبی نیز که امروز در ادبیات جهان، امری معمول می باشد، آشنا کرد. شاید درک همین واقعیت و ضرورت فراهم سازی بستر های لازم برای آن باعث شده است که در سالهای اخیر، شاهد اصلاحاتی در سه کتاب درسی زبان و ادبیات فارسی در دوره متوسطه باشیم؛ به نحوی که با استقلال کتاب زبان فارسی از ادبیات فارسی، مجال پرداختن به آموزش جنبه های مختلف زبان فارسی به دانش آموزان بیشتر فراهم شده است. این مقاله بر آن است ضمن معرفی اجمالی زمینه های ارتباط زبان شناسی و ادبیات، به سابقه مطالعات زبان شناختی ادب فارسی پرداخته، سپس به منظور ارزیابی کمی رویکردهای زبانی در پژوهشهای ادبی دانشگاهی، با بررسی همه پایان نامه های زبان شناختی رشته زبان و ادبیات فارسی در 31 دانشگاه دولتی و آزاد کشور (در فاصله زمانی 1333 تا 1385) و تحلیل آماری و موضوعی آنها، میزان واقعی این تحقیقات را در مراکز آموزشی مشخص کند. با این بررسی می توان، جایگاه مطالعات زبانی را در پژوهشهای رشته زبان و ادبیات فارسی به طور مستند نمایان ساخت تا در برنامه ریزیهای آموزشی این رشته مورد توجه قرار گیرد.
مثنوی مولوی و بوستان و گلستان سعدی از آثار تعلیمی زبان فارسی هستند و «تربیت عرفانی» یکی از جنبه های مشترک تعلیمات مولانا و سعدی است. هدف اصلی مکاتب تربیتی، دینی و عرفانی فراهم نمودن زمینه های تحول روحانی انسان است که با شناخت آلودگی ها و بیماری های نفسانی و از بین بردن آن ها و تجلی انوار الهی در وجود انسان هدف تربیتی آنان، محقق می شود. چنین تربیتی ساده و سطحی نیست و تمامی جنبه های وجود انسان را در برمی گیرد و نیاز به حرکت و تحولی همه جانبه دارد. بنابراین در تربیت عرفانی علاوه بر ظاهر و رفتارهای ظاهری، باطن و زوایای پنهان آن نیز مورد توجه قرار می گیرد. به همین سبب عارفانی چون مولانا در تعالیم تربیتی خویش، همانند عالمِ تربیتی و روان شناسی حاذق به درمان بیماری هایی می پردازند که در لایه های زیرین وجود آدمی ریشه دوانده است و مسلمانی چون سعدی نیز با گرایشی عارفانه تأثیر پنهان آن ها را در اخلاق و رفتار انسانی به تصویر می کشد.
در این نوشتار، تأثیر ترجمه رمان های مدرن بر هنجار سبکی طول جمله را در رمان فارسی مورد واکاوی قرار داده ایم. در این تحقیق، سه رمان کلاسیک(امیرارسلان، حسین کرد و سمک عیار)، سه رمان مدرن معاصر (جن نامه، سال های ابری و شاه کلید) و سه رمان انگلیسی (گتسبی بزرگ، وداع با اسلحه و موبی دیک) به همراه ترجمه های آنها مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. فرضیه اصلی این تحقیق آن است که ترجمه رمان های مدرن( به سبک غربی) یکی از عوامل افزایش طول جمله در رمان های فارسی است. دلیل این افزایش، گرایش مترجمان ایرانی به ترجمه در سطح جمله و بلندتر بودن جملات انگلیسی از جملات فارسی است. نتایج تحلیل های آماری نشان داد میانگین طول جملات در رمان های انگلیسی، حدوداً یک واژه بلندتر از میانگین طول جملات در رمان های فارسی است. از سوی دیگر، مترجمان ایرانی به طور میانگین، 33/89% جملات انگلیسی را در فارسی به جمله برگردانده اند. علاوه بر این، میانگین طول جمله در رمان های مدرن معاصر، حدوداً 5/0 واژه بیشتر از رمان های کلاسیک است. با تحلیل داده های فوق می توان چنین نتیجه گرفت که ترجمه رمان های مدرن، در کنار ویژگی های سبکی و فردیِ رمان نویسان ایرانی، یکی از عوامل موثر در افزایش طول جمله در رمان های مدرن فارسی بوده است. با این همه، ترجمه رمان های مدرن، تاثیر چندانی بر هنجار طول جمله در رمان های تالیفی فارسی نداشته است. سبک فردی مترجمان و تاثیر جملات متن اصلی از جمله عواملی بوده اند که به تفاوت هنجار طول جمله در رمان های فارسی ترجمه ای و تالیفی انجامیده اند. از این رو، توصیف هنجارهای حاکم بر کنش مترجمان، بدون واکاوی متغیرهای تاثیرگذار بر فرآیند ترجمه- مانند عادتواره مترجم، ابزارهای خاص کنش ترجمه و نیازهای جامعه مقصد- امکان پذیر نمی گردد.
موضوع میثاق گرفتن خداوند از بندگان خود در آیه 172 سورة اعراف آمده است، اما این آیه مفهومی کلی را بیان کرده و درباره تمام جزئیات آن بحث نکرده است. همین عامل باعث شده تا مثل بعضی از دیگر مفاهیم قرآنی، مفسران، متکلمان، فقها، اندیشمندان و عارفان برداشت ها و دیدگاه های مختلفی را مطرح کنند. حتی با اینکه در این آیه به صراحت به بعضی از موارد این میثاق ازلی، از جمله عهدگرفتن از بنی آدم، اقرارگرفتن از مردم به خدایی خود و جواب «بلی» دادن بنی آدم اشاره شده است، اما مفسران و عارفان در این مسائل نیز برداشت های مختلف و حتی متناقضی داشته اند. این جستار با بررسی و تحلیل فرآیند شکل گیری مفاهیم و اندیشه های مختلف، از اولین مفسران تا کتاب های عرفانی ادب فارسی، حول مفهوم «الست» و مسائل مربوط به آن، بحث جامع و دقیقی ارائه کرده است.
تذکرة الاولیا همانند بسیاری دیگر از تذکره های عرفانی، تا حدودی ویژگیِ کشکول گونگی دارد؛ از این رو، حتّی اگر امروز همه نسخه های اقدم و اصحّ این کتاب نیز وجود داشت، باز هم تصحیح آن با دشواری های زیادی مواجه بود. نویسنده یا نویسندگان این کتاب، غالباً در حُکم مدوّن و گزینشگرِ مقامات و یا کُتُب شرح احوال بوده اند و این احتمال که به دلایل گوناگون، در منابع آنها تصحیفات و تحریفاتی راه یافته باشد، تقریباً قطعی به نظر می رسد. ممکن است نویسنده و یا نویسندگان تذکره نیز تصحیفی را وارد متن کرده باشند؛ این احتمال در باب پیرانی چون خرقانی که به لهجة محلّی خود سخن می گفته اند و مریدان نیز سخنان آنها را با کمترین تغییر ثبت می کرده اند، بسیار قوی تر می شود. در مقاله ای که فراروی خوانندگان است، به تصحیح دو تصحیف در تذکرة الاولیا پرداخته شده و سعی گردیده است صورت اصلی متن برپایة برخی شواهد بازیابی شود.