فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۵۸۱ تا ۱۲٬۶۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
(درباره مجموعه شعر چای در غروب جمعه روی میز سرد می شود) سبکی به نام احمد رضا احمدی
حوزههای تخصصی:
بررسی پیوند میان جنبههای انسانی و فراطبیعی اژدهای «گندرو» بر مبنای ارتباط این اژدها با اسطوره آب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«گندرو» اژدهایی است که گرشاسب، پهلوان معروف ایرانی، او را در جنب دریای فراخکرت میکشد. این اژدها علاوه بر ایفای نقش در اوستا و کتب پهلوی، در کتب دورة اسلامی جنبة انسانی مییابد. گندرو در سنت اساطیری هند جنبة اهورایی دارد و به عنوان یک نیمه خدا مطرح میگردد. تا کنون کاری شایسته در زمینة ایجاد ارتباط بین دو جنبة فراطبیعی و انسانی او، و نیز ارتباط بین گندرو و گندهروای هندی صورت نگرفته است. این جستار کوشش کرده است تا گندرو را به عنوان حیوانی آبی که دارای ما به ازای خارجی است، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و همچنین ضمن ایجاد ارتباط بین دو رویه وجودی گندرو، ارتباط رویه انسانی این اژدها را با آب و نقش آن را به عنوان توتم گروهی از اقوام باستانی، در تمدن هند و ایرانی، بررسی کند.
اسطوره های ایرانی؛ برآیند دگرگونی های اجتماعی و جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله دیدگاه های مهم درباره اسطوره دی دگاهِ امیل دورکیم، جامعه شناس فرانسوی، است. دورکیم معتقد است که اسطوره ها ازلی نیستند، بلکه تابع عوامل تاریخی و به تبعِ آن، عوامل اجتماعی و جغرافیایی هستند. این دیدگاه درباره اسطوره های ایرانی نیز درست به نظر می رسد؛ از این رو، در این جستار اسطوره های ایرانی از این منظر بررسی شده اند. بر این اساس، باور به نخست از خاک بودن وجود انسان و آسمان در اسطوره های ایرانی ممکن است روایتی بازمانده از عصر حجر، از فلز بودن آن دو، اسطوره ای به جا مانده از دوره آهن، و باور به روییدن دو شاخه ریواس از نطفه گیومرت، اسطوره ای باقیمانده از زندگی کشاورزی اقوام هندواروپایی باشد. نظام مردسالارانه نیز اسطوره های خود را ساخته است؛ به این معنی که ایزد نرینه ای چون زروان، زاینده اورمزد و اهریمن است و این خویشکاری زنان را از آنان گرفته است؛ همچنین از آنجا که سرمای شدیدی بر سرزمین نخست آریاییان حاکم بوده است، به باور ایرانیان، برخلاف اورمزد که آتشین مزاج و مقدّس است، اهریمن برخاسته از آنجا و خود از جنس سرما است. کوچ آریایی ها و گریز آنان از سرما در وندیداد در داستان جمشید تجلّی یافته است. اسطوره تیشتر و ستیز او با دیو اپوش، دیو زندانی کننده آب ها، برآیندِ خشک سالی در ایران است. وضعیت ایزدان نیز ناشی از اوضاع سیاسی بوده است؛ چنان که اورمزد در هنگام تمرکز قدرت سیاسی در دوره ساسانی، تبدیل به خدای برتر مطلق می شود، درحالی که در حکومت ملوک الطّوایفی پارتی که پادشاه قدرت مطلق نیست، اورمزد چنین جایگاهی ندارد.
نقد کهن الگویی منظومه بانوگشسب نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای مهم نقد آثار ادبی، نقد کهن الگویی است که ریشه در نقد روان شناسی ژرفانگر دارد. این رویکرد که بر پایه اندیشه های کارل گوستاو یونگ شکل گرفته است، به بررسی انواع کهن الگوها در ضمیر ناخودآگاه بشر اختصاص دارد. به اعتقاد یونگ، علت تکرار مضمون های اسطوره ای را باید در نوعی تجربه همگانی جست وجو کرد که در همه نسل ها تکرار شده است. منظومه بانوگشسب نامه سرشار از کهن الگوهای مختلف است. بانوگشسب الگوی صورت مادر مثالی است که برای رسیدن به فردیّت، مراحل و موانع بسیاری را پشت سر می گذارد. وی به نبرد با سایه های درون خود در قالب نخچیر کردن و مبارزه با خواستگاران انیرانی می پردازد تا به خودیابی و یکپارچگی شخصیّت دست یابد. هدف نگارندگان این پژوهش تحلیل شخصیّت بانوگشسب براساس آرای یونگ و بررسی کهن الگوهایی چون فرآیند فردیّت یافتن، سایه و ماندالا در آن است.
عشق سالهای جنگ (1373)
نتایج ایلغار مغول در ایران
منبع:
ارمغان ۱۳۵۶ شماره ۸ و ۹
حوزههای تخصصی:
بابا افضل کاشانی
کند و کاو در مشکلات متون ادبی (نکاتی درباره بعضی از ترکیبات در زبان فارسی)
حوزههای تخصصی:
بعضی از کلماتی که از عربی به فارسی منتقل می شود، گاهی مفهومی جز آنچه گه از زبان اصلی از آنها مستفاد می شود، دارد. این گونه کلمات، در کاربرد متون فارسی، گاهی معنی شعر اصلی یا عبارت را دچار مشکل می کند، زیرا که در زمانی خاص، آن کلمه، به مفهومی خاص رایج شده و شاعر یا نویسنده، آن را به همان مفهوم به کاربرده است .از طرف دیگر، بعضی از فرهنگ نویسان معنی و مفهوم ترکیبی را بر اساس قیاس و گمان و با برداشت ذهنی از بیت یا عبارت، در کتاب خود، می آورند، که آن معنی یا کلا، اشتباه است و یا در حول و حوش معنی اصلی دور می زند. این گونه ترکیبات، نیاز به کند و کاوی دقیقتر و علمی تر دارد، که می تواند راه گشای دیگران در رسیدن به مفهوم اصلی و دقیق آن ترکیب باشد ...
تاثیر جهانبینی ایرانی و سامی در عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه امروزه به نام «عرفان اسلامی» شناخته شده، با پا نهادن به حریم فکری و فرهنگی اقوام و ملل مختلف، تحت تاثیر جهانبینی خاص آن اقوام، به گنجینه اندیشگی خود، تنوع و غنا بخشید. عرفان اسلامی، اگرچه آموزههای عبادی و خداشناسی خود را از منابع اصیل اسلامی - قران و کلام نبوی - گرفته است، اما از لحاظ جهانبینی، سخت تحت تاثیر افکار و اندیشههای سامی و ایرانی و فیلسوفان یونانی به ویژه افلاطون و نوافلاطونیان بوده است. در این گفتار در پی آنیم تا ابتدا اصول جهانبینی سامی و ایرانی را شناسایی کرده، سپس به نحوه تاثیر آن جهانبینی در مجموعه افکار و اندیشههای عرفان اسلامی بپردازیم. با این بررسی خواننده محترم میتواند علت اساسی «ناسازگاری عرفان ایران و جلوهها و مظاهر آن را با عقاید سایر جهان اسلام » آنگونه که بر تولد اشپولر در بررسی عرفان حلاج از آن خبر داده، دریابد.
ملکه سبا و زیبائیهایش (هدهد و شیدائی سلیمان)
حوزههای تخصصی:
تحلیل خطاب ادبی در مقامات همدانی (تحلیل الخطاب الأدبی فی مقامات الهمذانی)
حوزههای تخصصی:
إنّ البحث فی الخطاب الأدبی وصلته بالنقد استحوذ علی اهتمامات دارسی اللغة والأدب منذ منتصف القرن العشرین، بفضل ما قدمته الحقول المعرفیة الجدیدة کاللسانیات والأسلوبیة والسیمیائیة من مصطلحات وأدوات إجرائیة، أسهمت فی مقاربة الأثر الأدبی بعیداً عن المقولات النقدیة التی کانت مستعارة من کل الحقول إلا حقل الأدب. و هو أقرب أنواع الخطاب للتربیة و تعدیل السلوک و تعلیم الناس؛ حیث إنّه یرقی بالتفکیر و القلب و السلوک من خلال أسالیبه المختلفة، منها البیانیة کالتشبیه و المجاز و الرمز، أو الأسالیب التی تخصّ علم المعانی کالدعاء و الاستفهام و هی أسالیب تنبّه الحس الجمالیّ و المتعة فی النفوس و تحمل الفائدة المرجوّة فی ثنایا الخطاب الممتع، فتوصلها بطریقة محبّبة، بعیداً عن أسالیب الجدل الجافّ الذی لا تصبر له النفوس و لا ترغب فیه.
إنّ هذا المقال یسعی إلی دراسة الخطاب الأدبی فی مقامات الهمذانی و هی خطبةٌ یمتاز الخطاب الأدبی فیها بقدرته علی إیصال محتواه إلی طبقات المجتمع علی اختلاف شرائحها؛ حیث یکثر فیها اقتران اللفظ و المعنی أو الشعور و التعبیر؛ کذلک تهدف إلی دراسة الواقع الجمالی الذی یحدثه هذا العمل الأدبی فی المتلقی و ردود فعله إزاءه، حین یتأمله و یتفکّر فیه؛ و یتّبع المقال التحوّلات و التطوّرات التی یتداولها المتلقی أو المستمع.
یک نسخه خطی مصور دیوان حافظ
حوزههای تخصصی: