فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۸۱ تا ۹٬۶۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
ترکیب در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زولا در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امیل زولا، پایه گذارمکتب ناتورالیست درقرن نوزدهم فرانسه، نویسنده ای است که ورای روش نوشتاری خودبه دردهای اجتماعی بسیاراندیشیده وازآن میان مضمون دست نخورده ای ازرفتارهای اصولی محیطی رادرمجموعه آثارش عرضه کرده است. آثار وی از ابعادمختلف ادبی، اجتماعی وسیاسی دارای اهمیت خاصی درادبیات جهان است. ترجمه اکثریت آثارزولا درایران نیزتحولاتی رابه دنبال داشته است. دراین مقاله برآنیم تاجایگاه امیل زولاو تاثیرافکاروآثارش را برروندداستان نویسی ایران بررسی کنیم
تفاخرهای تعلیمی مسعود سعد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آفرینش ادبی اصلی ترین امتیاز یک شاعر است. از آنجا که شاعر برای شعر که تحفة جان اوست، ارزش بسیار قایل است، هنرمندانه آن را به غنای ظاهر و باطن می آراید و با شیفتگی شگرفی، توانایی های تحسین برانگیزش را در عالم شاعری بر می شمرد تا یکّه سوار میدان سخنوری باشد و از سوی دیگر به صورت غیر مستقیم، خصلت های مثبت انسانی را عرضه نماید.
مسعود سعد سلمان، شاعر درباری غزنویان است؛ او بیش از دیگر شاعران روزگارش، خود را به هنر سخنوری ستوده و به ارجمندی موهبت سخنش صحه گذاشته است تا آن جا که گویی آموزگاری مفاهیم تعلیمی را بدو سپرده اند. در این جستار سعی بر آن است به مزیت هایی که وی سخن خود را به واسطة آنها برتر دانسته و با آن ها قصد ترغیب خوانندگان را به سوی فضایل داشته، به ترتیبِ بسامد موضوعی پرداخته شود تا دریچه تازه ای از هنر این شاعر بر ذهن خوانندگان گشوده گردد.
تحلیل حرکت تصوف اسلامی در مقایسه با جنبش های اجتماعی جهان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصوف اسلامی به عنوان یک حرکت اجتماعی تاثیرگذار در جوامع اسلامی، همواره توجه صاحب نظران را به خود جلب کرده است. بر اساس علم جامعه شناسی امروز، آیا این حرکت شتابنده و موثر با جریان های اجتماعی معاصر قابل مقایسه است؟ ویژگی های مشترک و متمایزکننده هر یک کدام است؟ آیا می توان تصوف را یک جنبش اجتماعی دانست؟ حرکت تصوف اسلامی، ابعاد اجتماعی گسترده ای دارد و به ویژه برخی زمینه های اجتماعی در ظهور و گسترش آن، نقش بسیار مهمی داشته است. همین اثر باعث شده که برخی، حرکت تصوف اسلامی را در بنیان خود، جریانی اجتماعی بدانند و عده ای نیز از آن با عنوان «جنبش اجتماعی» یاد کنند. مفهوم جنبش اجتماعی از مباحث پیچیده و پر تناقض در جامعه شناسی سیاسی جدید به شمار می رود. بررسی ها نشان می دهد که تصوف اسلامی، با وجود داشتن برخی وجوه اشتراک با جنبش های اجتماعی، در چندین شاخصه مهم، با آنها مغایرت دارد. همچنین نوع حرکت تصوف اسلامی با بسیاری از قیام ها و شورش های جهان قدیم نیز قابل انطباق نیست.
تحلیل مفاهیم و کارکرد ارتباطات غیرکلامی در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و ششم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۹ (پیاپی ۸۴)
157-184
حوزههای تخصصی:
ارتباطات غیرکلامی را می توان جزء نشانه های تصویری به شمار آورد که امروزه برای روان شناسان و جامعه شناسان، به دلیل اهمیت آنها در انتقال معنا و تنظیم روابط بینافردی، جایگاهی ویژه دارد. یکی از مهم ترین زیرشاخه های این مبحث «زبان بدن» نامیده می شود که درمیان همه جوامع بشری از دیرباز تاکنون وجود داشته است. این نشانه های غیرکلامی که برخی قدمتی چندهزارساله دارند در فرهنگ ها و سنن اجتماعی اقوام گوناگون، با وجوه مشترک و گاه اختلافی، کاربرد و کارکرد فرهنگی و بلاغی دارند. روشن است هرچه بستر ادبی چنین بازنگری و رویکردی کهن تر و البته جامع تر باشد، ارزش تحلیل های آن در بازشناسی فرهنگی و اجتماعی و حتی زیبایی شناسی متون بیشتر است. بی گمان، شاهنامه فردوسی که نماینده فرهنگ و تفکر ایرانی در عصر پیشاتاریخی تا ادوار تاریخی مقارن با ظهور اسلام است می تواند بهترین ظرف بازنمایی کنش های ارتباطی برون زبانی در تاریخ فرهنگی کهن ایران باشد. چنان که به سبب ماهیت پیش نمونی شخصیت های شاهنامه ، بسیاری از نشانه های غیرکلامی آنها را نیز می توان کهن الگوی بسیاری از کنش های رفتاری یا زبان بدن ایرانی در ساحت و هنگامه زندگی حماسی، یعنی شکل گیری هویت ملی و اجتماعی ایرانیان، محسوب کرد. در این جستار با واکاوی مفاهیم «زبان بدن» در کنش های غیرزبانی شخصیت های برجسته شاهنامه تلاش شده است این مفاهیم پوشیده و پیچیده فرهنگی رمزگشایی شود. از نتایج تحقیق برمی آید که بازنمایی زبان بدن شخصیت های شاهنامه نه از روی اتفاق که کاملاً آگاهانه به قصد جلب توجه مخاطب و بازاندیشی او در الگوهای رفتار فردی و اجتماعی اقوام ایرانی و غیرایرانی به قصد بازشناسی هویت فرهنگی ایرانیان، بیشتر از رهگذر کنایه سازی و نمادپردازی صورت گرفته است.
زبان و زمان در شعر
اخلاق در رمان
ذهن و زبان شعر
حوزههای تخصصی:
برخی نکات و بن مایه های داستانی منظومه پهلوانی- نقالی زرین قبا نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زرین قبانامهمنظومه بلندی در 23,133 بیت است که احتمالاً در عصر صفویه سروده شده است. سرایندة اثر گمنام است و موضوع آن با آمدن فرستاده حضرت سلیمان(ع) به نام زرین قبا به دربار کیخسرو و رویارویی او با ایرانیان آغاز می شود. پس از آن، حوادث متعددی به شیوه داستان در داستان پیش می آید و نقش ورزان اصلی آن ها نیز پهلوانان سیستان (رستم و فرزندان و فرزندزادگان او) هستند. ساختار، محتوا و زبان این منظومه به طور کلی نقالی- عامیانه است و از این نظر، بررسی نکات و مضامین داستانی مهم آن در بازشناسی و تکمیل بن مایه های ادب عامیانه- نقالی ایران در موضوع پهلوانی مفید خواهد بود. در این مقاله، شماری از این گونه موضوعات را ذیل چهار عنوانِ عناصر سامی و اسلامی، اشارات نادر و یگانه، موضوعات و مضامین دیگر، والگوگیری از داستان های دیگر بررسی کرده ایم.
بررسی تطبیقی وحدت وجود و موجود از نظر ابن عربی واوپانیشادها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسس نظریه ی «وحدت وجود » ابن عربی است. برخی باایشان هم عقیده اند وبرخی خیر. در این مقاله ،ضمن بیان معانی وجود و وحدت به اقسام آنها پرداخته می شود. ابن عربی معتقد است که وجود فقط خداست. در هستی غیر از خدا نیست ؛یعنی خدا موجود است وچیزی از عالم موجود نیست و شارحین ابن عربی به تبیین معرفت شناسی وحدت وجود پرداخته اند .اوپانیشاد ها به طور کلی در یک قضیه اصلی ثابت است وآن عبارت است از اینکه کل موجودات واشیاء خواه مادی وخواه معنوی همه در دریای حقیقت وحدت مستغرق است وآن عالم ، مافوق عالم محسوسات است وذاتی غیر محدود وقائم به خود دارد .پس هرچند در اوپانیشادها وحدت وجود به صراحت بیان شده واز این جهت مشابه« ابن عربی »می باشند اما یکی از تمایزات بین این دو دیدگاه اینست که ابن عربی معتقد است که غیر خدا معدوم است و عالم در جنب خدا وجودی متوهم است و وجود وموجود غیر از عین حق نیست اما در اوپانیشادها عالم معدوم انگاشته نمی شود و معتقدند که عالم وهر آنچه در آن است از اشیاء وموجودات همه تجلی وظهور اوست. در بحث اطلاق وتقیید اوپانیشاد ها معتقدند از همه اول هست مطلق بود (بی نام ونشان )یگانه وبی همتا (بی عیب).اماابن عربی معتقد است که وجود مطلقی که مقید نیست وجود خداوند است که واجب الوجود بالذات است. این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی انجام شده وگرداوری مطالب آن به صورت کتابخانه ای ونرم افزاری است.
ویژگی های نثر مطبوعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ۱۳۸۴ شماره ۵۵
حوزههای تخصصی:
اگرچه نقش مطبوعات بیشتر از منظر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی قابل بررسی است، این نکته را نمیتوان نادیده گرفت که پیدایش و گسترش مطبوعات، تأثیرات فراوان در نثر فارسی داشته که گرایش به ساده نویسی، از مهم ترینِ آنها است. بررسی ویژگیهای نثر مطبوعاتی ـ به عنوان یک نوع ادبی درتاریخ ادبیات معاصر ایران ـ نیازمند تحقیقات گسترده است. آنچه در این مقاله میخوانید، بررسی ویژگیهای نثر مطبوعات بین سال های 1357ـ1332 هجری شمسی است. علّت گزینش این دوره، یکی پختگی نثر مطبوعاتی این دوره و دیگر، رواج مطبوعات، به ویژه مجلاّت تخصّصی ادبی، است.
مبانی فهم حکمت دینی در گفتمان مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولوی معارف دینی و آسمانی را حکمت دینی نامیده است. دین نه تنها از نظر او معرفت است بلکه معرفتی محکم، استوار و بی رقیب است. حکمت دینی از نظر مولوی، حکمت متعالیه ای است که در پی تبیین و ارائه راهکارهای تعالی معنوی انسان است. دیگر حکمت ها، حکمت های دنیوی هستند و وظیفه تبیین معاش و مناسبات این جهانی را بر عهده دارند. مولوی حلقه واسط بین انسان و حکمت دینی را نیستی شناسی، هستی شناسی و متن شناسی می داند. به نظر مولانا کسی که این سه مقدمه که مجموعاً پیش نیاز فهم حکمت دینی و در حقیقت منطق فهم آن است را نشناسد، نباید انتظار فهم این حکمت را داشته باشد. مولانا که پیش فهم های خود را از عرفان گرفته است معتقد است بین عرفان و فهم حکمت دینی پیوند ناگسستنی وجود دارد چون از نظر او عرفان اصولاً متکفل تبیین پیش نیاز های هرمنوتیکی حکمت دینی است. از نظر او تفاوت بین عرفان و فلسفه این اس که فلسفه فاقد نیستی شناسی است و هستی شناسی آن نیز ناقص است بنابراین فلسفه با حکمت دینی قرابتی ندارد و نباید از آن انتظار فهم حکمت دینی را داشت. به نظر مولوی انسانِ نیست شده به هنگامِ شدت اشتیاق به وصل و پس از وصل به هست، وحی و حکمت را دریافت می کند. عالی ترین و ناب ترین این وحی ها که نصیب مشتاق ترینِ وصل جویان شده است حکمت دینی است، که نوعِ ختمی مرتبت آن، در قرآن تجلی یافته است. قرآن متن ناب و دست نخورده ای الهی برای نی های جدا افتاده از نِیِستان معنا و قطرهایِ طالبِ دریا و عاشقانِ وصل جویِ هستی است. مولوی معتقد است طالبان تجربه نبوی و حکمت دینی نباید این متن وحیانی را با دیگر متون مقایسه کنند چرا که اولاً این متن همچون دیگر متن ها نیست و ویژگی های خاص خود را دارد. ثانیاً فهم آن از منطق ویژه ای برخوردار است و مبانی و قواعد فهم خود را می طلبد.
ساختارگرایی و ساخت شکنی
نگاهی تطبیقی به مفهوم موسیقی در نگرش مولوی و نیچه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عناصر مورد بحث در تاریخ تصوّف و عرفان اسلامی، موسیقی و سماع است که از بدو شکل گیری این نهضت تا دوران شکوفایی و در نهایت، ساختار کنونی آن، موضوع موسیقی، سماع و رابطة آن با سلوک معنوی بوده است که مورد تحلیل و بررسی و نقد واقع شده و به صورت گسترده ای در ترازوی امر و نهی، تأیید و تکذیب و نیز انفعال قرار گرفته است. در این میان، مولوی با رویکردی نزدیک به اصحاب سکر و با خوانشی مؤیّدانه و تبلیغی، از این موضوع به عنوان یکی از مهم ترین ارکان سلوک و سیر الی الله یاد می کند.
در فرهنگ اروپای قرن نوزدهم، نیچه با قرائتی خاص از مفهوم تعالی و حرکت تکامل انسانی، به عنوان فیلسوفی شرق زده، در تلاش برای نجات انسان از غربت و بحران بی خدایی برخاسته از ضعف کلیسا عنصر موسیقی را اصلی مهم در تکامل انسانی و نجات وی برمی شمرد که با نگرش مولوی در خویشاوندی و همسویی نزدیک قرار می گیرد. الگوواره های مشترک اندیشگانی این دو متفکر در مواردی مشتمل بر: الف. آشنایی، هم ذات پنداری و منشأ جوشش؛ ب. ارتباط آن با موسیقی ازلی و نوای کائنات؛ ج. ایجاد صفای دل و تزکیة نفس؛ د. ارتباط موسیقی و زبان؛ ﻫ. ارتباط آن با مفهوم شور و وجد و اندیشة « آری گویی»، این نتیجه را در بر دارد که خوانش این دو متفکر در منشأ، هستی، کارکرد و نتیجة برآمده از مفهوم موسیقی، عموماً همساز با یکدیگر به نظر می رسد و دارای همسانی و پیوند ماهوی است.
ایرانشناسی در فرانسه (2)
حوزههای تخصصی: