فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۶۴۱ تا ۸٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
عشق، آن شگرف شیرین
عروض مولوی
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی و تحلیل ساختاری روایت یوسف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت و روایت شناسی، که در روزگار ما توجه پژوهشگران و منتقدین بسیاری را در حوزه های مختلف به خود جلب کرده، در عرصه ادبیات نیز بخش وسیعی را به خود اختصاص داده است. بررسی متون ادبی از دیدگاه روایت شناسی، پژوهشگر را متوجه نکات ظریف و ارزنده ای می کند که جز از این راه، دستیابی به آنها میسر نیست. حال اگر یافته های روایت شناسان و ساختار گرایان را با نظر به این که از دل مکتب ساختارگرا نوعی دانش روایت شناسی ظهور کرده است، با هم در این بررسی به کار بریم، تجزیه و تحلیلی راهگشا و دقیق حاصل خواهد شد...
بررسی تطبیقی ور جم در اساطیر ایرانی و طوفان نوح در تورات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اسطوره های رستاخیزی ویرانی و آبادانی جهان امری ناگزیر می نماید. همان گونه که جهان در آغاز از جفتی اوّلیّه تکثیر شد، در اساطیر پایان جهان نیز سخن از جفتی در میان است که جهانِ نو را از تخمه خود پر خواهند کرد. با توجّه به اینکه در بینش اسطوره ای، واقعیّت عبارت است از عمل تقلید از یک نمونه مینوی یا ازلی، این جفت های نرینه و مادینه عمل آفرینشِ زوج نخستین را تجدید و تکرار می کنند. از دیگر سو عمل آفرینشِ کیهان و انسان تنها در مرکز که سرچشمه هر واقعیت و نیروی زندگانی است، رخ می دهد. حادثه طوفان نوح در روایت تورات و ماجرای ور جمکرد در اساطیر ایرانی در زمره اساطیر رستاخیزی به شمار می روند؛ کشتی نوح و ور جم نمادهایی از مرکز(فضای قدسی) قلمداد می شوند که ورود بدان ها معادل با مرگ آیینی انسان قدیم و تولد انسان نو است؛ این بازگشت به آغ از، نیروهای ق دسی را که نخست بار در مرکز ظه ور ک رده بودند، فعال می سازد و جامعه انسانی را به همان وضعیت نخست خود، یعنی پاکی و خلوص باز می گرداند. در این جستار اسطوره ور جم در اساطیر ایرانی و طوفان نوح به روایت تورات از دید نماد شناسی با هم سنجیده شده اند.
تحلیل و بررسی مفاهیم سبک در شعر شاعران پارسی گوی تا اوایل قرن نهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر دیوانهای شاعران زبان فارسی را از نظر توجه به مفاهیم و اصطلاحات ادبی، بررسی کنیم؛ در مییابیم آنان در خلال اشعارشان درباره بسیاری از اصطلاحات و مفاهیم ادبی نظر داده اند؛ جالب اینکه دیدگاه آنان، یا با نظر منتقدان و صاحبنظران ادبی یکی است یا به آن بسیار نزدیک است؛ امّا متأسفانه کمتر بدان توجّه شده و گویا روش بر این بوده و هست که مسائل ادبی تنها از منظر ناقدان نگریسته شود نه از دیدگاه خالقان آن. در حالی که به نظر می رسد، یکی از راههای درست درک مفاهیم و مسائل ادبی، بررسی و تحلیل آنها از دید شاعران و نویسندگان به عنوان خالقان و مؤلفان آثار ادبی، است. پژوهش حاضر مفاهیم و اصطلاحات مرتبط با سبک را در آثار شاعران پارسی زبان- تقریباً به صورت کامل- تا اوایل قرن نهم بررسی کرده است؛ دراین تحقیق ضمن تبیین اهمیت مفهوم سبک، اصطلاحاتی را که ناظر بر این مفهوم است، تحلیل کرده ایم؛ این اصطلاحات، که می توان گفت قدیمترین آنها طرز، در اشعار بازمانده از صایغ هروی است، عبارتند از: طرز، طریق، نمط، طور، شیوه و راه. نکته درخور تأمّل اینکه خود اصطلاح سبک در این دوران رایج نبوده است، شاعران هنگام کاربرد اصطلاحات مذکور، ابتدا از شاعران پیشین که به نظر سبکشان در خور تقلید است یاد کرده سپس سبک (طرز، طریق و شیوه) خویش را برتر از آنان دانسته اند؛ در بیان ویژگیهای سبک خود تنها به صفاتی مانند: غریب، عجیب، نادر و نظایر آن اکتفا نموده و مختصّه دیگری که به صورت عینی نمودار سبک آنان باشد، یاد نکرده اند؛ گاهی نیز بررسی سبک ناظر بر محتوا و درونمایه آثار است که می توان در این حیطه از خاقانی و سعدی یاد کرد
واکاوی جامعه شناختی سیمای زن در اشعار ملک الشعراء بهار و سیّد اشرف الدّین گیلانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زن ونقش آن در اجتماع یکی از موضوعاتی است که همواره در آثار منظوم و منثور ادبیّات فارسی مورد توجّه واقع شده و جایگاهی درخور یافته است؛ امّا زن در ادبیّات کلاسیک فارسی چهرة چندان مثبت و درخور ستایشی ندارد؛ زیرا در میان اشعار شاعران کلاسیک، هویّت زن مخدوش و تیره و دیدگاههای منفی نسبت به او بر سیمای زن سایه افکنده است. از زمان مشروطه و با آشنایی مختصر ایرانیان با فرهنگ غرب و اندیشه های مدرن، نقش و هویّت زنان به عنوان یکی از کُنشگران مهمّ اجتماعی در شعر مشروطه مورد توجّه واقع شده و جایگاه درخوری یافته است. این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و مقایسة تجلّی سیمای زن در اشعار ملک الشعرا بهار و نسیم شمال در عصر مشروطه بپردازد. از مهم ترین یافته های این پژوهش آن است که نگرش شاعران به سیمای زن در شعر دورة مشروطه تغییر کرده؛ برای اوّلین بار مضامین شعر این دوره به مسائل حقوقی و اجتماعی زن می پردازد و زن از معشوقه بودن مطلق خارج می شود و عقلانیّت، شخصیّت و انسانیّت او مورد تبیین و تحلیل قرار می گیرد. همچنین هر دو شاعر در دست یابی زنان به دانش، حقوق فردی و آموزه های مدرن با یکدیگر هم عقیده اند؛ امّا در مورد آزادی پوشش و مسألة حجاب، بهار راهکار رهایی از جهل را کشف حجاب می داند، درحالی که نسیم شمال، حجاب را برای حضور زنان در اجتماع لازم می داند.
حذف در قرآن و تأثیر آن در ترجمه های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع حذف یک یا چند عضو از اعضای جمله های قرآنی، اهمیت ویژه ای دارد. چون از یک سو جنبة بلاغی دارد و از سوی دیگر موجب اختلاف در ترجمه ها گردیده است. ما در این گفتار کوشیدهایم به سؤالهای زیر پاسخ گوئیم: حذف یعنی چه؟ چگونه حذف می تواند در قرآن کاربرد بلاغی داشته باشد؟ به یاری چه معیارهایی می توان محذوف را تعیین نمود؟ آیا وظیفة مترجم هنگام مواجه شدن با مواضع حذف، ذکر است یا خیر؟ آیا در مواضع حذف، نوع حذف و تعیین محذوف اتفاق نظر وجود دارد؟ و آیا ذکر محذوف در ترجمه با مراد گوینده و شیوه های بیانی قرآن منافاتی ندارد؟
رنج از نگاه مولانا
حوزههای تخصصی:
چهار راه سرچشمه تهران
حوزههای تخصصی:
آینه؛ جنگ ابزاری ناشناخته در آوردگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان ابزارهای نبرد، که از روزگاران دیرین در آثار پارسی بر جای مانده است، آینه از جمله ابزاری است که پژوهشگران کم تر بدان توجه کرده اند و در فرهنگ ها نیز اطلاع چندان کاملی درباره آن نیامده است. در این پژوهش سعی کرده ایم تعاریف، کاربرد، و سابقه استفاده از آینه را، با توجه به مآخذ متعدد، بیان کنیم و در پایان نشان دهیم که بی توجهی به این کاربرد از آینه چگونه برخی از شارحان متون را دچار اشتباه کرده است. پس از بررسی متون، مشخص شد که تقریباً، از سده چهارم تا سیزدهم هجری، آینه در آوردگاه ابزاری بوده که بر پیشانی فیل و اسب بسته می شده برای بازتاباندن نور در دیدگان هماورد. علاوه بر آن، یکی از انواع طبل ها و زنگ های جنگی بوده که بر پشت فیل گذاشته یا از گردن آن آویخته می شد. گاه نیز نوعی زره بر تن جنگ جویان بود؛ هم برای محافظت بیش تر و هم برای بازتاباندن نور در دیدگان مبارز.
« بازخوانی» ذکر خروج تارابی براساس رویکرد شالوده شکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طنز حافظ: تأملی انتقادی بر مقاله ی استاد شفیعی کدکنی (بخش دوم)
منبع:
حافظ دی ۱۳۸۴ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
رده بندی و آسیب شناسی پژوهش های سبک شناسی فارسی و راه حل های پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محور اصلی مقاله حاضر رده بندی پژوهش های انجام شده در حوزه سبک شناسی فارسی و شناخت آسیب های این مطالعات است؛ با هدف شناسایی شاخه های مربوط به هریک از مطالعات و پژوهش های انجام گرفته در سبک شناسی فارسی، بررسی کاستی های موجود در این حوزه، و پیرو آن، ارائه راه حل هایی برای خروج از وضعیت رکودی که سبک شناسی فارسی دچار آن است. بدین منظور، ابتدا مطالعات و پژوهش های مربوط به سبک شناسی در دو شاخه سبک شناسی تاریخی و صورتگرا دسته بندی شده است، سپس غلبه ذهنیت تاریخی، فقدان پشتوانه نظری و استفاده نکردن از دانش زبان شناسی در مطالعات سبک شناسانه، بریده بودن ارتباط متن از بافت موقعیتی اش، بی توجهی به نقش یا کارکرد ویژگی های سبکی در درک و دریافت عمیق تر و بهتر متن و منفرد و سرگردان بودن پژوهش ها به عنوان آسیب های سبک شناسی فارسی تشخیص داده شده است. در پایان، توجه پژوهشگران به کارآمدی دانش سبک شناسی، شناخت و به کارگیری شاخه های جدید سبک شناسی و بازیابی ابزارهای مناسب جهت تجزیه و تحلیل متون فارسی، آشنایی با مهم ترین رویکردهای سبک شناسی، صورتگرایی، نقش گرایی، زنانه، انتقادی، شناختی و تاریخی، و در اولویت قرار دادن سبک شناسی گونه ها را به عنوان راه حل های پیشنهادی ارائه شده است.