در این مقاله ابتدا نشان داده ایم که در مقامات های صوفیان، کلان ساختاری وجود دارد که در این ژانر همواره تکرار می شود. آن گاه نقش ایدئولوژیک هر یک از عناصر این کلان ساختار را تشریح نموده و به نقش آن در روابط قدرت نیز پرداخته ایم. کلان ساختاری که شاکلة مقامات های صوفیان است از ذکر اصل و نَسَب مشایخ آغاز می شود و با بیان پیشگویی های دیگران دربارة درخشش معنوی آن ها، ریاضت های طاقت فرسا و کرامت ها ادامه می یابد و با مرگ شگفت انگیز آن ها به پایان می رسد. در این ساختار، کرامت نقشی برجسته دارد و کل ساختار را تحت تأثیر قرار می دهد. اصل و نسب سازی ها و پیشگویی ها و ریاضت ها همگی در حکم «تمهیداتی» برای ظهور کرامت عمل می کنند و مرگ-های شگفت و تنازع های گفتمانی در حکم «امتداد» نیروی کرامت اند. نقش عمده این کلان ساختار در مقامات های صوفیان این است که ضمن اثبات کرامت و امور خارق عادت برای مشایخ تصوف، دسترسی دیگران را به منبع قدرت گفتمان تصوف؛ یعنی کرامت، محدود یا غیرممکن سازد. این کارکرد ویژه موجب می شود تا در مفصل بندی گفتمان تصوف تغییراتی پدید آید و خُرده گفتمانی جدید به نام «گفتمان اهل کرامت» شکل بگیرد. همین گفتمان راه را برای ورود گفتمان تصوف در مناسبات سیاسی و اجتماعی هموار می سازد.
در این مقاله ، ضمن توصیف توانایی هنری در مرحله تکرار الفا توجه اصلی به فرآیند تکرار در دیگر حوزه های زبانی همچون تکرار در سطح نحوی زبان (ساختهای متوازی) معطوف می شود . پر واضح است که راز اصلی ابداع و هنر خلقت گری ادبی در همین تکرارها نهفته است . توازی و تقارن در یک اثر ادبی را می توان در چهارچوب یکی از فرآیندهای زبانشناختی زیر مدنظر قرار دارد : 1- ساخت سازگاری (وجهی)(Mood structure) ......
مهدی اخوان ثالث علاوه بر اشعار و تحقیقات ادبی، خودآزمایی هایی هم در داستان نویسی دارد که از آنها به «ناپرهیزی» تعبیر نموده است. این داستان ها، هرکدام مؤلفه ها و شناسه هایی دارند. درنگ بر زبان و محتوای آنها، ضمن تبیین چندوچون هنر داستان نویسی و تعریف تعلیق و شخصیت پردازی، از دیالوگی که در ابواب اندیشگی و زبانی میان داستان ها و شعرهای وی برقرار شده است پرده برمی دارد. همچنین هرکدام از آنها را می توان در ساحت های گوناگون بررسی کرد. در جنب داستان ها، مقدمة اخوان ثالث بر درخت پیر و جنگل نیز به قدر خود درباره نگرش او به مدرنیسم داستانی محل تأمل است که بررسیدن آن با برخی مسائل دیگر، خود از سرگردانی روشنفکریِ ایرانی در میان سنت و مدرنیته خبر می دهد. درنهایت آنکه با وجود قدر و قربی که می شود برای داستان های اخوان ثالث در نظر گرفت، باید پذیرفت که اخوان ثالث صرفاً با این داستان ها صرف نظر از شعرها و برخی از نوشته های تحقیقی، با اخوان ثالثی که می شناسیم و می ستاییم، قابل مقایسه نیست.
با توجه به اهمیت پژوهش های مبتنی بر مقایسه ی زبان های مختلف و تاثیر بسزای آن در کشف حلقه های ارتباطی زبان ها و رشد فکری و فرهنگی گویش وران آن، پژوهش حاضر با اتخاذ روش تحلیلی تقابلی و با تکیه بر مطالعات دستورپژوهان و فرهنگ نویسان دو زبان عربی و فارسی، به بررسی مفهوم انتهای غایت در جایگاه یکی از مهم ترین معانی مشترک میان حروف جر عربی و حروف اضافه ی فارسی می پردازد تا بدین وسیله، حروف نمایان گر این معنی و نحوه ی کاربرد آن در دو زبان عربی و فارسی، آشکار شود. ضمن آن که وجوه افتراق، اشتراک و اثرپذیری دو زبان، نمایان خواهد شد. مهم ترین دستاورد مقاله ی حاضر آن است که حروف جر و اضافه، همیشه در بیان یک معنی خاص، رابطه ی یک به یک ندارند، به گونه ای که گاه یک حرف در یک زبان با دو حرف از زبان دیگر، برابریابی می شود. اهمیت این مطلب در ترجمه ی متون عربی و فارسی، نمود می یابد.
زبان عبرانیان مهاجر و تبعید شده به ایران در دو مرحله تغییر کرده است: اول در دورة هخامنشی از عبری به آرامی و سپس در دورة اسلامی از آرامی به فارسی. بدین ترتیب زبان ادبیات دینی عبرانیان نیز به موازات این تغییر، متحول شده است. در تحول اول، متون دینی، بویژه تورات از عبری به آرامی و در تحول دوم از آرامی به فارسی ترجمه شد. در هرکدام از این تحولات، زبان قبلی بر ادبیات بعدی تأثیر گذاشت. در این مقاله تأثیر ترجمه های آرامی عهد عتیق که به ترگوم مشهور است بر ترجمه های فارسی عهد عتیق و متون دینی دیگر بررسی خواهد شد. خواهیم دید که این تأثیر در حد قرض گیری تعدادی واژه است. از آنجا که عبری و آرامی از یک خانوادة زبانی هستند، در مرحلة بعد با این سؤال اصلی روبه رو هستیم که آیا این لغات آرامی ارتباطی با معادل های عبری خود دارند؟ از آنجا که پاسخ این سؤال مثبت است، مشخص می شود که جایگاه زبان عبری همچنان برای عبرانیان جایگاهی تأثیرگذار است. به علاوه در این مقاله بررسی می شود که این لغات بیشتر در چه حوزه هایی قرار دارند. خواهیم دید که اغلب این لغات در حوزة امور دینی، بویژه فقه و الهیات هستند. البته تعدادی لغت نیز از حوزه های عمومی وارد ادبیات دینی فارسی عبرانی شده است.
رمانتیسیسم از پیچیده ترین و گسترده ترین مکتب های ادبی جهان است که به عنوان پدیده ای انقلابی، در اواخر قرن هجدهم در برابر سنت نئوکلاسیسیسم برآمد. تا به حال تعریف روشن و دقیقی از مکتب رمانتیک به دلیل ماهیت متضاد آن ارائه نشده است. این مکتب در زمانه ا ی طوفانی ظهور کرد که تحولات مهمّ علمی، اجتماعی و سیاسی تمام اروپا را فراگرفته بود. تحولاتی همچون: انقلاب امریکا، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب صنعتی انگلیس، افول جامعه ی فئودالی، جایگزینی طبقه ی متوسط در اروپا و به وجود آمدن مکتب های فکری جدید.
جنبش رمانتیسیسم، نخست در آلمان آغاز شد و سپس در دیگر نقاط اروپا از جمله: انگلیس، فرانسه، روسیه و اسپانیا رسوخ یافت. از میان شاعران رمانتیک انگلیس می توان به وردزورث، کالریج، بلیک، شلی و کیتس اشاره کرد.
در ایران نیز از عهد مشروطه رمانتیسیسم به عنوان رویکردی فکری در ادبیات فارسی مطرح شد. نیما را می توان سرشاخه ی رمانتیسیسم ایران دانست که خود به سرعت از آن فاصله گرفت و فریدون تولّلی پرچم داری این جریان را به نام خود رقم زد. سهراب سپهری امّا، یکی از چهره های شاخص رمانتیسیسم در ایران است. البتّه رمانتیسیسم شعر او با هر دو جریان رمانتیک فردی و اجتماعی آن عصر متفاوت است و همانندی بیش تری با شاعران رمانتیک انگلیس به ویژه بلیک دارد.
این مقاله به بررسی مؤلفه های شاخص رمانتیسیسم هم چون طبیعت، تخیّل، توجّه به احساسات و عواطف، فردگرایی، اندوه و انزوا، آرمان گرایی، کودکی، عشق و مذهب در شعر سهراب سپهری، شاعر معاصر ایران و ویلیام بلیک، شاعر انگلیسی اواخر قرن هجدهم و نیمه ی اول قرن نوزدهم می پردازد.
در به تاریخ زندگی انسان ها از آغاز تا امروز، به نام کسانی بر می خوریم که متفاوت از دیگران زندگی کرده اند؛ و پیچیدگی شخصیتی آنان، امکان شناخت حقیقی از ایشان را فراهم نکرده و به همین دلیل همواره دیدگاه ها و نظریات مختلفی درباره آنان وجود داشته است. از جمله این بزرگان در تاریخ ادب فارسی و ایرانی، حکیم عمر خیام در گذشته و صادق هدایت در دوره معاصر است، که یکی لب کلام خود را در دل رباعی های دل انگیز ریخته و سخن خود را در موجزترین و کوتاه ترین قالب بیان داشته و دیگری تفکرات خود را در طول داستان های کوتاه به نمایش گذاشته است. نظیر این دو متفکر در ادب تازی، ابوالعلا معری است که پیش از آن دو (خیام و هدایت) می زیسته است، ولی به گون های، درست همان پیچیدگی های شخصیتی آنان را دارد؛ که در این مقاله تلاش می شود گوش های از زندگی و شعر و فکر این ادیب اندیشمند در فرهنگ عربی، با مطابقه و مقایسه با دیگر متفکران در ادب فارسی به نمایش گذاشته شود.
زبان و فرهنگ دو مقوله متاثر از یکدیگرند. زبان، به عنوان جزیی از فرهنگ جامعه، هم در ساختار و اجزای خود و هم در کاربرد، از ارزش های فرهنگی جامعه تاثیر می پذیرد و حتی، در مراتبی، با آنها شکل می گیرد و متقابلا در تکوین و توسعه فرهنگ و هویت بخشیدن نقش تعیین کننده دارد. در روند طولانی و تدریجی تحول، ارزش های فرهنگی زبان، به عنوان یکی از اجزای نسبتا دیرپای فرهنگی، هر چند در برابر فشار برای تغییر تا حدودی پایدارتر است، دنباله رو این تحولات است و در پی تحولات اجتماعی می توان تغییرات تدریجی زبانی را نیز انتظار داشت. با این همه، زبان نه تنها نشان دهنده نگرش فرهنگی سخنگویان معاصر است که نگرش فرهنگی گذشتگان را نیز می نمایاند. متن ها و داستان های کهن منابع ارزشمند و در خور توجهی هستند برای بررسی برخی مسائل فرهنگی.
در این مقاله، از خلال پاره ای نوشته های سغدی، به مقام زن در ایران و نگرش نیاکان ما به زنان توجه و نشان داده شده است که زنان در تاریخ فرهنگ این مرز و بوم از حرمت و اعتبار والایی برخوردار بوده اند و این معنی در بعضی از متون سغدی بازتاب یافته است.
در آثار اصیل زبان سغدی یا در متن های سغدی بودایی و مانی و مسیحی که از زبان های دیگر به زبان سغدی ترجمه شده اند، به ویژه در نامه ها و اسناد به دست آمده از کوه مغ و در نوشته های روی سکه ها، مجموعه ای از عناوین و القاب برای مراتب و درجات اجتماعی و جود دارد که به دسته بندی های نجیب زادگان زمین دار مربوط می شده است. این القاب، که در جامعه سغدیان ثبات و قوام یافته بودند، به صور گوناگون در منابع مکتوب منعکس گشته اند. در این مجموعه، القابی نیز مختص بانوان دارای منزلت های اجتماعی گوناگون دیده می شود. در مقاله حاضر، چند لقب مربوط به زنان اشراف بررسی می شود...
بساط قلندر (برگزیده و شرح غزل های خاقانی)، معصومه معدن کن، انتشارات آیدین، تبریز 1384، 452 صفحه. پس از بزم دیرینه عروس (شرح پانزده قصیده از دیوان خاقانی)، که به سال 1372 روانه بازار کتاب شد، و کتاب سه جلدی نگاهی به دنیای خاقانی، که دایره المعارف گونه ای است در باب موضوعات شعر این سخنور بزرگ و در فاصله سال های 1375-1378 انتشار یافت، اینک شاهد گسترده شدن بساط قلندر هستیم. بساط قلندر نمونه های دلنشینی از غزل خاقانی را با شرحی عالمانه به علاقه مندان شعر کهن فارسی عرضه داشته است. با افزوده شدن کتاب در دست انتشار جام عروس خاوری بر فهرست آثار مولف، ایشان را باید یکی از پرکارترین محققان در عرصه خاقانی شناسی شمرد. بساط قلندر 151 غزل از مجموع 340 غزل مندرج در چاپ شادروان ضیاالدین سجادی را در بر دارد. مولف محترم، در مقدمه و پیش گفتار، طی حدود 60 صفحه، علاوه بر زندگی نامه و معرفی مختصر آثار خاقانی، در باب غزل این سخنور بزرگ قرن ششم، مبحث جامع الاطرافی مطرح کرده اند. به نظر خانم معدن کن، غزل های اصیل خاقانی معمولا کوتاه و بین 7، 8 و 9 بیت است و غزل های شش بیتی نیز در میان آنها کم نیست. (ص 11) خاقانی شاعری شکوه گر است- شکوه گر از یار و دیار و روزگار، به گونه ای که حتی وقتی، به شیوه دیگر شاعران و عاشقان، به توصیف یار یا گله از او می پردازد، ناخودآگاه به نقد زمانه و مردم زمانه رجوع می کند و همه ستمگری ها و غداری های روزگار را در سیمای یار آشکار می بیند...