فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۷۰۱ تا ۲۳٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
موسیقی بیرونی در شعر نادرپور
حوزههای تخصصی:
نادر نادرپور، شاعر بزرگ معاصر ایران است، در حالی که پژوهش هایی اندک دربارة کلام وی بانجام رسیده است. این پژوهش، زیر عنوان موسیقی بیرونی (وزن) در شعر نادرپور، به بررسی جلوه ای از موسیقی در شعر او می پردازد.
برای انجام این مهم، پس از آوردن مقدماتی در باب شعر و موسیقی، ابتدا بحثی در اطراف موسیقی بیرونی، طرح و تمام بحرهایی که نادرپور در قالب آن ها شعر سروده، با ذکر یک یا دو نمونه معرفی شده است. سپس در یک جدول، تمام شعرها، اعم از سنتی، چهارپاره و آزاد، دسته بندی شده، در نهایت تحلیلی از نتایجِ بدست آمده انجام گرفته است.
هدف از انجام این پژوهش، تأثیر و جای گاه موسیقی بیرونی در اشعار نادرپور است.
هنجارگریزی های خاقانی در ردیف قصاید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ردیف یکی از عوامل مهم و نقش آفرین در افزایش موسیقی کناری شعر است. قرار گرفتن آن بعد از قافیه و داشتن وحدت لفظی و معنایی وجه مشترک همة تعاریف این مقوله از آغاز تاکنون بوده است. خاقانی شروانی (595-515 ه . ق) با هنجارگریزی در این زمینه و استفاده از ظرفیت های زبانی چون ایجاد معانی مجازی، کنایی و استعاری جدید در بافت کلام، همة تعاریف موجود در زمینة وحدت معنایی را زیر سؤال برده است؛ به گونه ای که تنها در یک چامة بلند 145 بیتی 116 معنی گوناگون از ردیف های به کار رفته ارائه کرده است. در پژوهش حاضر ضمن نشان دادن توان هنری خاقانی در این زمینه، کوشش شده تا در تعریف ردیف نیز تجدیدنظر شود. در این راستا انواع ردیف های اسمی، فعلی، قیدی و امثال آن در قصاید خاقانی بررسی شده است.
بررسی سبک ادبی در نمایشگاه های توفیق الحکیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمایشنامه های توفیق الحکیم، پدر نمایشنامه نویسی عرب، افزون بر اینکه از ژرف ترین مضامین انسانی برخوردار است، در قالب زیبایی هم نوشته شده است. وی با بهره گیری از عناصری مانند گفت و گو، اسطوره، طنز، اقتباس از داستان های قرآنی و آوردن نثری موزون و روان، کوشش کرده است تا نمایشنامه های خود را به شکلی دلنشین و جذاب ارایه کند.
طبعا شناخت بیشتر از سبک ادبی ایشان، می تواند برای دستیابی به فهم بهتر مضامین نمایشنامه های او به خوانندگان کمک کند.
برای آماده سازی این مقاله، نمایشنامه های توفیق الحکیم مورد مطالعه قرار گرفت، سپس ویژگیهای سبک شناسی هریک، در انتقال محتوی و تاثیر گذاری بر خوانندگان استخراج شد و در پایان بررسی با جمع بندی و تحلیل آن ویژگیها، سبک ادبی و بیانی ایشان در نگارش نمایشنامه ها، روشن گردید
بحران نقد: تصادف نظریه و متن
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، انبوهی از مقالات نقد ادبی در نشریه های پژوهشی کشور منتشر می شود که ساختاری دوپاره دارند؛ در بخش اول به معرفی یک نظریه می پردازند و در بخش دوم نظریه را بر یک متن ادبی اعمال می کنند. برای مثال در پاره نخست نظریه هایی چون فرمالیسم، ساختارگرایی، روایت شناسی، سخن کاوی انتقادی و ... معرفی می شوند و در پاره دوم متنی اغلب بدون توجه به قابلیت ها و تناسب آن با نظریه معرفی شده مورد بررسی قرار می گیرد. در حقیقت، آنچه بیش از هرچیز به بیمارگونگی این روش منجر شده.
الادب المقارن وبدایاته الاولی فی الادب العربی
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال اول پاییز ۱۳۸۸ شماره ۳
183 - 199
حوزههای تخصصی:
إن الأدب المقارن بحث أدبی ظهر فی عالم الأدب فی القرن التاسع عشر، و یعد فرنسا المهد الأول للدراسات المقارنه، فجعل الأدباء الفرنسیون له حدودا، کاقتصاره بالأدب دون الفنون الأخری، و اختلاف اللغه، و وجود الصله بین الأدبین أو الأدیبین. و لنشأه هذا الفرع الأدبی الجدید عوامل کثیره منها: ظهور النزعه العالمیه، الدراسات العلمیه، واتساع الأفق الأدبی إثر تطورات ثقافیه کنشاط حرکه الترجمه، وظهور الطباعه، واختراع وسائل المواصلات. فسرعان ما تسرب إلی الآداب الأخری، ومنها إلی الأدب العربی، فمن الأدباء العرب الذین حاولوا أن یفوزوا بالسباق فی هذا المجال، هم سلیمان البستانی فی مقدمته علی الإلیاذه، وأحمدشوقی فی مسرحیته کیلوباترا، وإلیاس أبوشبکه فی کتابه روابط الفکروالروح بین العرب والفرنجه ، و روحی الخالدی فی کتابه تاریخ علم الأدب عندالإفرنج والعرب وفیکتورهوغو.
مقایسه احساسات جوزف کنراد، ای.ام.فورستر، جلال آل احمد و اقبال لاهوری نسبت به بی عدالتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه و پژوهش در متون فرهنگی و نتایج تفسیری که از واکاوی ساختارهای احساسی و ارجاعات درون متنی آنها حاصل می گردد، همواره مورد توجه پژوهشگران و صاحبنظران علوم انسانی و منتقدان ادبی بوده است. آثارمنتخب منثور و منظوم این نویسندگان غربی و شرقی، عمدتا احساس گرا، سرشار از عشق و زیبایی و ملهم از عواطف درونی آنها است. به همین دلیل، با وجود آنکه این آثار از لحاظ شیوه نگارش با یکدیگر متفاوتند، جملگی آنان از حیث مضمون شباهت بسیاری به اشعار غنایی دارند. هدف از این تحقیق، بررسی نهادهای ادبی همچون شعر و رمان به عنوان صورت های فرهنگی مختلف گرفته از حس درونی نویسندگان آنها و در عین حال ارتباط آنها با گسترش بی عدالتی، تحکیم قدرت و تسلط کشورهای مبدا یا بزرگ شهرهای امپراطوری است. در پژوهش حاضر، روش تحقیق به شیوه اسنادی است که با استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی احساسات عدالت خواهانه این نویسندگان در آثار منتخبشان می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که به رغم تفاوت های اساسی در شیوه و لحن این نویسندگان، وجه مشترک آنان در جبهه گیری بر علیه اروپا محوری و احساس انزجار و تنفر آنها نسبت به گسترش بی عدالتی به سرزمین های پیرامونی می باشد. البته، ذکر این نکته لازم است که در موضع گیری کنراد و فورستر نسبت به بی عدالتی نوعی دوگانگی مشهود است که ریشه در باورهای نژادپرستانه محیط فرهنگی آنان دارد. این امر خود از موارد تفاوت آنها و تمایز فرهنگی این دو نویسنده نسبت به نویسنده شرقی دو است.
خاستگاه اطوار و سرشت انسان در مثنوی
حوزههای تخصصی:
انسان از موضوعات کلیدی در آثار مولوی به ویژه مثنوی است. مولوی انسان را عبارت از دیده ای می داند که آفریده شده تا به خدا نظر کند و از آن حظ وافر ببرد. گوهر وجودی او در اندیشه خلاصه می شود؛ اندیشه ای که تنها موضوع آن خداوند است. بی شک درباره انسان این سوال را می توان طرح کرد که خاستگاه اولیه او چه بوده است؟ منظور از خاستگاه اولین، منشا انسان است. در ادیان وحیانی و مکاتب عرفانی متاثر از آنها خاستگاه چنین انسانی از گل و نخستین مصداق او آدم است. پس از طی این مرحله این سوال طرح می شود که انسان برای رسیدن به وضعیت کنونی چه مراحلی را طی کرده است؟ جواب این سوال با عنوان تبار مورد بررسی قرار گرفته است. مولوی در میان تبار انسان مراحل گوناگونی طرح می کند. طی این مراحل انسان را وارد دوره جدید زندگی اش کرده و او را با این سوال مواجه کرده است که وضع کنونی انسان چگونه است؟ پاسخ این سوال را در سرشت آدمی باید جست که مولوی سرشت آدمی را دوگانه می داند. خلاصه آن که تمام این مسائل در مثنوی منعکس شده است.
آفریده شدن انسان از خاک های مختلف نماد وجود استعدادها و خوهای مختلف در اوست. اما در عین حال در وجود این انسان کاخی نهاده شده که نشیمنگاه خدا و روح دمیده شده در او نشانه حضور خدا در این کاخ است. این روح مراتبی دارد که نباتی، حیوانی و قدسی از جمله آنها است.
از نظر مولوی انسان علت غایی هستی است هر چند که در ظاهر پس از همه موجودات آفریده شده است. اگر او بتواند به خودشکوفایی برسد استعداد تعالی پیدا خواهد کرد و این تعالی او را در کنار خدا خواهد نهاد و خدا نمایی و خداگونه شدن نتیجه محتوم چنین سیری خواهد شد. در سایه چنین دگردیسی است که انسان از گیاه، حیوان و فرشته فراتر رفته، جایگاه بالاتری پیدا می کند؛ زیرا سه مرتبه وجودی یاد شده را طی کرده است در حالی که آنها هر کدام در وضعیت ثابتی باقی مانده اند.
جامعه شناسی غزل سنائی
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱ زمستان ۱۳۸۸ شماره ۲
101 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله ی حاضر به کار گرفتن روش جامعه شناسی ادبی در تحلیل جامعه شناختی غزل سنائی، شاعر بزرگ و تأثیرگذار بر روند کلی غزل فارسی در قرن ششم است.
پس از توضیحات کوتاهی پیرامون «جامعه شناسی ادبیات» و «جامعه شناسی ادبی» و «جامعه شناسی غزل» کوشش شده است جهان نگری سنائی که متأثر از جهان نگری انسان عام در عصر اوست، با تکیه بر متن غزل هایش نشان داده شود، سپس به تحلیل روابط متقابل زندگی فرهنگی انسان ایرانی و بازتاب زیبایی شناسانه ی آن در غزل سنائی پرداخته شود، در مسیر پژوهش، مسائل اقتصادی، روان شناسی اجتماعی، عشق، معشوق، عاشق، تصاویر شعری و مسائل ادبی به عنوان متغیرهای پژوهش، بررسی و تحلیل شده است؛
مست و هوشیار
حوزههای تخصصی:
وابسته های وابسته
حوزههای تخصصی:
ادبیات معاصر و هویت
حوزههای تخصصی:
نوع دوستی سعدی در گلستان
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسنده به بررسی جایگاه بوستان سعدی در قلمرو زبان و ادب فارسی پرداخته و با توجه به رواج ابیات، عبارات و ضربالمثلهای این اثر در میان مردم و ترجمههای آن در جهان، آن را مهمترین و تأثیرگذارترین اثر سعدی در معرفی او به ایرانیان و جهانیان دانسته است. نویسنده مقاله گلستان را مجموعه واکنشهای سعدی نسبت به واقعیت زمان خود میداند. سعدی در گلستان «نوع انسانی» را به نیکی شناخته و از اینرو با بینش بینظیر به انگیزههای اعمال وافعال ایشان پی برده، در وصف اخلاقیات آدمیان به گونهای داد سخن داده که کاملاً با ذات انسانمنطبق و همسان میباشد. او در کلامش به دستگیری بینوایان و زیردستان و هدایت زبردستانمیپردازد. به جهت ترویج همین فرهنگ مهر و نوعدوستی است که در جامعه هر فرد در برابر خویشتن و نیز دیگر افراد جامعه مسئول میباشد.