فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۷۶۱ تا ۱۷٬۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
شگردهای طنزساز در «دو کلمه حرف حساب» کیومرث صابری (گل آقا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقایسة منظومه های خسرو و شیرین فردوسی و نظامی
حوزههای تخصصی:
داستان خسرو و شیرین در دو منظومة متفاوت آمده است. سرایندة یکی از منظومه ها حماسه ساز است و در پهنة رزم میدان دار و سرایندة منظومة دیگر پیاله گردان ساحت بزم است. فردوسی حماسه سراست، امّا این منظومة عاشقانة مختصر با حماسة بی مانند او بی تناسب نیست. نظامی داستان سراست و دارای تجربة عشق، و با استادی شگرفی منظومة عاشقانه ای مفصّل را بتصویر کشیده است.
نخست خلاصه ای از هر دو منظومه ارائه میگردد، سپس با مقایسة آن ها وجوه اشتراک و اختلاف نمایانده میشود. با نیم نگاهی به تاریخ طبری به عنوان منبعی قدیمی و معتبر و مقایسة آن با منظومه ها، پای بندی سرایندگان به روایات تاریخی ارزیابی میگردد. علّت اختلاف نیز ناشی از همین تفاوت روش روایی است.
مقاله به زبان عربی: بررسی مسائل اجتماعی در رمان «لیل وقضبان» نجیب کیلانی (المضامین الاجتماعیه فی روایه «لیل و قُضبان» لنجیب الکیلانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی مسائل اجتماعی در رمان «لیل وقضبان» نجیب کیلانی محمد مهدی سمتی* سمانه نقوی** میان ادبیّات و هنرمند با جامعه و مسائل اجتماعی و سیاسی موجود در آن رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. این ارتباط زنده و پویا گویای این است که ادبیات تنها تحت تأثیر شرایط اجتماعی به منصه ی ظهور می رسد. بر این اساس ادبیّات تنها زمانی به رسالت خویش عمل نموده است که آیینه تمام نمای زندگی اجتماعی مردم عصر خویش بوده و ایشان را بمنظور اصلاح جامعه به مقابله با فقر، جهل، استعمار، ایجاد عدالت اجتماعی و آزادی تهییج و تشویق نماید. ادبیّات داستانی و از جمله رمان، کاربرد گسترده ای در گُسترش افکار فلسفی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره دارد. رمان «لیل وقُضبان» از جمله آثار به یاد ماندنی نجیب کیلانی؛ رمان نویس و متفکّر اسلامی ادبیّات معاصر مصر می باشد که این اثر به زبان های مختلف جهان ترجمه شده است و در برخی کشورهای عربی به صورت فیلم سینمائی بر روی پرده ی سینما به نمایش درآمده است. این رمان بازگوی حوادثی است که در محیط زندان و فضای بیرون از آن رُخ داده است و زندان نمادی از جامعه ی نویسنده با حوادث و اتّفاقات موجود در آن می باشد. نجیب کیلانی در رمان خود ویژگی های زندگی مردم مصر، به ویژه جلوه های آشکار ظلم و بیداد، شکنجه، و شورش زندانیان بر نظام حاکم را بیان می کند. او همچنین توانسته است تصویر دقیقی از احساسات سرکوب شده، آرزوهای برباد رفته، و درد و رنج های زندانیانی را که تحت سلطه ی استعمارگران قرار گرفته اند را ترسیم نماید. کیلانی فضای مادّی و معنوی درون زندان را به گونه ای ترسیم کرده که به خواننده این امکان را می دهد تا حس کند او نیز به اعمالی مشابه زندانیان مشغول است. بنابراین زندان و حوادث و شخصیّت های مرتبط با آن، امور معنوی و انسانی، مشکلات فکری، اجتماعی و سیاسی از جمله موضوعاتی بوده که ذهن نویسنده را به خود جلب کرده است. آزادی زن، تعلیم، آزادی انتخاب در ازدواج، وطلاق از جمله مسائلی که جایگاه ویژه ای را در این رمان به خود اختصاص داده است. و از سوی دیگر نویسنده تصویر زن را به صورت انسانی نیرنگ پیشه که در قالب شیطانی زیبا جلوه گر است به نمایش کشیده است. این مقاله سعی بر آن دارد، در آغاز سخن خلاصه ای از زندگی نجیب کیلانی، افکار و آثار وی و پیدایش نثر اجتماعی در عصر معاصر را بیان کرده و پس از آن، مهم ترین مسائل اجتماعی که در رمان « لیل و قُضبان» مطرح شده است را در حدّ نیاز مورد بررسی و توجّه قرار دهد تا در آخر هدف مورد نظر که بررسی مسائل اجتماعی موجود در رمان « لیل و قُضبان» از نجیب کیلانی است، حاصل شود. کلید واژگان: مسائل اجتماعی، نجیب کیلانی، رمان، لیل و قُضبان.
آسیب شناسی مقالات حوزة فردوسی و شاهنامه در دهة هفتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی و آسیب شناسی آثار پژوهشی مربوط به فردوسی و شاهنامه با توجّه به تعداد و حجم زیاد چنین آثاری ضروری است. شاهنامه پژوهی در دهة هفتاد نسبت به سال های پیش از آن شتاب چشمگیری به خود گرفته و مقالات متعدّدی با مضامین متنوّع در مجلاّت مختلف به چاپ رسیده است. در این مقاله به بررسی کیفیّت مقالات دهة هفتاد و برشمردن پاره ای از آسیب های مقالات این دهه از جمله بی توجّهی به پیشینة پژوهش، استفاده از چاپ های نامعتبر شاهنامه، به کارگیری زبان نامناسب، توصیفی و سطحی بودن، تکرار، تحمیل معنا به متن، ناآشنایی با داستان ها و شـخصیّت های شاهنامه و ناهماهنگی عنوان با محـتوا پرداخته ایم.
درآمدی بر نظریة گونه های ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، موضوعات اصلی و جستار مایه های نظریه «گونه های سخن» و «گونه های ادبی» بررسی و تحلیل می شوند. این گزاره ها عبارت اند از: 1- گونه الگوی کنشِ گفتاریِ مکرر است که باعث تولید گفتار در موقعیت های مشابه می شود و گونه ها صرفاً ساختارهایی برای رده بندی متون نیستند؛ 2- هر نوع گفتاری وابسته به گونه یا گونه های ویژه ای است و یک فرد خود به تنهایی نمی تواند گونه ای بیافریند که سابقه و پیشینه ای نداشته باشد؛ 3- نویسندگان و شاعران بدون مدد جستن از گونه های ادبی قادر به خلق اثر نمی شوند، اما به مدد نیروی خلاقه خود می توانند در قوانین و قواعدِ گونه های ادبی دخل وتصرف کنند؛ 4- در نظریه انواعِ ادبیِ معاصر بر نقش پویا و دگرگون پذیرِ گونه های ادبی تأکید می شود و آنها را به عنوان الگوهایی ثابت و پایدار لحاظ نمی کنند؛ بنابراین تطوّر گونه ای ادبی ممکن است منجر به مرگ آن شود؛ 5- یک متن یا سخن خاص ممکن است مرتبط با چند یا چندین «گونه» باشد؛ هیچ گونه ای منفرد و مجزا نیست؛ 6- گونه های سخن و گونه های ادبی صرفاً برای طبقه بندی نیستند، بلکه نقشی تأویلی هم بر عهده دارند و به عنوان عاملی ارتباطی بین گوینده و مخاطب عمل می کنند.
پژواک فرهنگ آزرم و ادب در شاهنامه و متون پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه، آیینة تمام نمای فرهنگ، حکمت و اندیشة ایرانیان و تجلیگاه باورها، آداب و رسوم اجتماعی آنان است که آن را میتوان با رویکردهای گوناگون واکاوید.این اثر سترگ مهمترین سند به جای مانده از فرهنگ منظوم ایران باستان است.
فردوسی که ستایشگر باورهای فرهنگی از جمله آزرم و ادب است، آن را زیبندة زنان میشمارد و در موارد بسیار مردان را نیز بدان میستاید.
بیگمان استاد توس در پرداختن به فرهنگ ایران کهن، برخوردار از منابع و مآخذی خود بوده است. او در پراهمیت جلوه دادن این شاخص فرهنگی به آثار پهلوی پیشِ رو، نظر داشته است؛ ازجملة آنها باید از رساله هایی چون: دینکرد، مینوی خرد، ارداویراف نامه، اندرزنامة بزرگمهر، اندرز آذرپادمارسفندان و...نام برد.
در این پژوهش کوشیده میشود به بررسی جایگاه رفیع آزرم و ادب در فرهنگ ایران باستان از دیدگاه شاهنامه و متون پهلوی پرداخته شود و بر این نکته تأکید گردد که فردوسی در پرداختن به این موضوع صرف نظر از علقه ها و باورهای فرهنگی خویش تحت تأثیر متون پهلوی بوده است.
سیر تطوّر مفهوم عرفانی حال تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو اصطلاح حال و مقام از مباحث پر مناقشه نزد صوفیان است و جوانب آن بدرستی آشکار نیست. مؤلّفان کتب آموزشی صوفیه کوشیده اند تا با ذکر نظریات گوناگون درباره تعریف این دو اصطلاح، تعریفی دقیق از آنها ارائه نمایند. اهمیت مسأله چنان بوده که در بسیاری از کتب آموزشی صوفیه فصلی به این مباحث اختصاص یافته است.در اللمع ابونصر سرّاج تعریفی واضح از دو اصطلاح حال و مقام و مصداق های آن ارائه شده است و همین تعریف مبنای تعاریف بسیاری از عرفا واقع گشته است.اما بسیاری از صوفیان با پذیرش تعریف از تعیین مصداق های حال و مقام، تعداد و ترتیب آنها سرباز زده یا در این زمینه با هم اختلاف عقیده دارند. حتی در آثار همروزگاران سرّاج مانند ابوطالب مکّی و کلابادی و صوفیان نزدیک به عهد او مانند ابومنصور اصفهانی و ابوعبدالرحمن سلمی، تعریف احوال و مقامات و مصداق های آن بدرستی روشن نیست. تعیین مصداق،ترتیب و اشتمال حال و مقام در مشرب صوفیان و طریقه سیر و سلوک آنان مؤثر بوده است به طوری که قشیری بروز دو دستگی نزد صوفیه عراق و خراسان را ناشی از اختلاف نظر در مصداق های حال و مقام می داند. هجویری، حارث محاسبی را در این زمینه مؤثّر می داند. حتی در قرن هفتم، سهروردی در عوارف المعارف، به این اختلاف آراء اشاره کرده است. این قلم برآن است تا از رهگذر گزارش اقوال مشایخ صوفیه، مراحل دگرگونی و تثبیت مفهوم اصطلاح عرفانی حال را از قدیمترین متون صوفیه تا اواخرقرن هشتم بررسی نماید.
بازتاب سیمای پیامبران در آینه ی غزل کلیم همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر کدام از سبک های شعر فارسی در زمان و مکان ویژه ی خود، بروز و ظهور یافته و سپس بالیده و به اوج رسیده اند. واضح است که سبک هندی یا اصفهانی در قرنهای یازدهم و دوازدهم در هند و ایران از جایگاه ممتازی برخوردار بوده است. شعر شاعران این دوره علاوه بر نزدیکی به زبان محاوره و برخورداری از اندیشه های حکمی و عرفانی سرشار از خیال پردازی، نازک خیالی، تشخیص، اسلوب معادله، ارسال المثل، متناقض نما و مضامین باریک و بدیع می باشد به گونه ای که خلق استعارات و تشبیهات تازه در شیوه ی هندی به همراه دیگر فنون بلاغی و بدیعی اعجاب آور است. کلیم همدانی یکی از شاعران موفّق سبک هندی است که شعر و کلام او از جهات گوناگون در خور توجّه و بررسی است. احاطه و تسلّط کلیم به فنون ادبی و زوایای پیدا و پنهان شعر و توان وی در آفرینش صور خیال و اشراف به تلمیحات و اشارات قرآنی و وحیانی و قصص انبیا بی نظیر است از این روی، نشانه های بسیاری از تجلّی این قصص به زبانی شیوا و ساختاری هنری، در سروده های او دیده می شود. این پژوهش به باز کاوی جلوه ها و جنبه های مختلف داستان پیامبران در غزلیّات کلیم همدانی پرداخته است.
بررسی تطبیقی نظریه شعری محمد تقی بهار و ابراهیم عبدالقادر المازنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه شعری یعنی بحثی روشمند درباره آثاری که هم جوهرشان زبان است و هم ابزارشان. محمدتقی بهار(ملک الشعرا) و ابراهیم عبدالقادر المازنی در عصری که ستیز میان سنت و تجدد در همه بخش ها و حوزه ها به شدت جریان داشت، در ایران و مصر به تبیین نظریه شعری خود پرداختند. هر دو به عنوان عضوی تأثیرگذار از یک جنبش برجسته ادبی(انجمن دانشکده در ایران و جماعت دیوان در مصر) در تبیین نظریه شعری مورد نظر خود و جنبشی که بدان تعلق داشتند، نقش ایفا کردند. در این پژوهش که خود می تواند زمینه را برای مقایسه شرایط جریان های ادبی در سرزمین های مختلف و نیز تحلیل دقیق و علمی چرایی موفقیت آنها در یک سرزمین و شکستشان در سرزمین دیگر(یا دست کم کندی و تندی حرکتشان در محدوده های ادبی ملل مختلف) برای تحلیل گران ادبی فراهم کند، به مقایسه نظریه شعری بهار و المازنی پرداخته شده است. پس از استخراج و طبقه بندی روشمند آراء بهار و المازنی درباره تعریف شعر، نقش و جایگاه شاعر و مخاطب در خلق شعر و معنایش، با رویکردی تطبیقی، نظریه شعری این دو مقایسه و تبیین شده است و از جمله آشکار شده است که هر دو بیشتر به کارکرد شعر پرداخته اند تا جنبه های ساختاری اش، اما از لحاظ مبنای فکری، بهار رویکردی درون گرایانه دارد و المازنی رویکردی برون گرایانه. البته نقش ترجمه آثار ادبی اروپایی و نیز تأثیرپذیری از مکتب های ادبی اروپایی، در نظریه شعری المازنی آشکار است. در مجموع می توان گفت بهار به سنت پایبندتر است و المازنی بیشتر رو سوی آینده و تجدد دارد.
پیرنگ و بررسی آن در داستان سیاوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیرنگ در ادب داستانی، ساختمان و اسکلت بندی یک داستان است، به طوری که ضمن رعایتِ قصه ( توالی زمانی کارکردها)، بر روابطِ علّی و معلولی نیز استوار باشد. در داستان سیاوش، گرچه با داستانی حماسی رو به رو هستیم؛ وجود مشترکاتِ ساختاری میان این داستان و درام و تراژدی، اپیزود نخستِ این داستان؛ یعنی تا ترک وطن سیاوش را «داستانی دراماتیک» و اپیزود دوم آن را، از ورود به توران تا کشته شدنش، به عنوان «داستانی تراژیک» معرفی مینماید. از سوی دیگر در بررسی ساختِ بن مایه ای داستان سیاوش، این داستان را می توان در سه واحد بن مایه ای خلاصه کرد که هر واحد در شکل یک پیرفتِ سه تا پنج کارکردی قابل ذکر هستند. این سه واحدبن مایه ای به ترتیب تحت عناوینِ «پیرفتِ مرگ و رستاخیز»، «پیرفتِ جوانمرگی» و «پیرفت حسادت و سعایت» مطرح می شوند که در داستان مورد پژوهش ما در قالب سه قصه «سیاوش و سودابه»، «سیاوش و کاووس» و «سیاوش و افراسیاب» قابل بررسی اند. تحلیلِ فرهنگی، اجتماعی و تاریخی هر یک از واحدهای بن مایه ای فوق، در میدانی فراگیرتر از حدّ یک قصه، هر واحد را به صورتِ الگویی ساختاری مطرح می سازد که داستان های متعددی را در ادبیات ایران و جهان تحت پوششِ ساختاری خود قرار می دهد. از این رهگذر هر یک از قصه های سه گانه مطرح در داستان سیاوش نمونه ای خواهند بود از انبوه داستان های متأثّر از یک واحدبن مایه ای که بعضاً به صورت یک «واحداسطوره ای» تجلّی می نمایند.
درباره یک فعل در اسرارالتوحید (کفتن یا گفتن؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب اسرارالتوحید با تصحیح و تعلیقات مستوفای شفیعی کدکنی چند سال پیش به صورت مهذّب و منقّح، چاپ و منتشر شد. در این چاپ، گره بسیاری از مشکلات گشوده شده؛ ولی در برخی موارد، ابهاماتی چند، همچنان برجای مانده است. از جمله این مشکلات، فعل «بکفت» در عبارت «به ارادت شیخ بکفت» است که شفیعی کدکنی حدس زده اند که فعل «کفتن» در این جمله به معنای «انس و الفت گرفتن» آمده است. در این مقاله با شواهدی مستدل نشان داده شده که صورت درست این فعل به احتمال زیاد، فعل رایج و متداول «گفتن» است که با حرف اضافه «به» در برخی متون کهن مستعمل بوده است. قابل ذکر است که یکی از معانی «گفتن» در متون فارسی «قائل بودن و معتقد شدن به چیزی» است. این تعبیر به احتمال زیاد، از «قال ب(فلان)» در زبان عربی گرفته شده است.
زبان و ادبیات فارسی در برنامه درسی ملی (گفت وگو با میترا دانشور)
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی تطبیقی علی نامه و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظومه علینامه هم اکنون نخستین حماسه مذهبی محسوب می شود که به زبان فارسی سروده شده. هر چند مبنای علی نامه بر نقل وقایع از منابع تاریخی است، اما سراینده به گزینش رویدادها پرداخته و از آمیختن واقعیت و خیال و با الگوبرداری از شاهنامه دو جنگ جمل و صفین را در قالب قصه منظوم و در 12 مجلس پرداخته است. این الگوبرداری هم در زبان حماسی و هم در صور خیال است، اما گاه در همان الگوها تغییراتی ایجاد کرده و آن ها را مناسب فضای حماسه مذهبی کرده است. از جمله شباهت های ساختاری دو حماسه، می توان به اعتقاد به تقدیر و سرنوشت در وقوع رویدادها، پیکر گردانی، آرایش لشکر و شیوه های نبرد اشاره کرد. از جمله ی تفاوت ها نیز می توان به موارد زیر را نام برد: تغییر نقش ها، تغییر پیش بینی و پیش گویی حوادث به کرامت و تغییر شخص پیش گوینده از منجم و خوابگزار به امام یا قهرمان حماسه، تغییر نقش دیو به ابلیس، تغییر نوع اغراق ها، تغییر میزان بیطرفی شاعر در حماسه ملی و تمایل به جانبداری در حماسه دینی. علی نامه همانند شاهنامه ترکیبی از قصه، حماسه و تاریخ است.