ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۴۸۱ تا ۱۴٬۵۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۴۴۸۱.

نقش تمثیلی حیوانات در روند داستان های شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۸ تعداد دانلود : ۴۴۸
حیوانات با ایفای نقش تمثیلی و نمادین غیر از اینکه، موجب غنای محتوا و جذابیّت داستان ها    می شوند، شاعران و نویسندگان از رویکرد تمثیلی نقش آنها، بیشتر برای تحقق اهداف تعلیمی و اخلاقی سود می جویند حکیم فردوسی از این رهگذر توانسته است با پندار شخصیت بخشی به حیوانات، ضمن ایجاد شورانگیزی در داستان های شاهنامه، پیوند و همبستگی میان انسان نخستین وحیوانات را به هنر تمثیل به تصویر کشیده و در راستای تعالیم اخلاقی خود که با رنگی حماسی و اسطوره ای تظاهر می یابد به خوبی استفاده نماید. در این مقاله حیوانات نقش آفرین در شاهنامه به سه گروه اهورایی، اهریمنی و اهورایی – اهریمنی تقسیم شده اند و نقش تمثیلی آن ها با ذکر شواهد مورد بررسی قرار گرفته است.
۱۴۴۸۲.

معرفی وتحلیل پیش داستان های جدید، برای داستان پادشاه جهود مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۲۳۱
 بدیع الزمان فروزانفر، مأخذی را برای حکایت آن پادشاه جهود که نصرانیان را می کشت ، از دفتر اول مثنوی نام برده است ، اما با  توجه به دیدگاه بینامتنیت، می توان پیش داستانهای جدیدی را  چون داستان بولس در قصص الانبیا ، زاغ وبوم در کلیله ودمنه  ، رستم وشغاد در شاهنامه و فتح دوباره ی بابل توسط داریوش در تاریخ هرودت  ، برای این حکایت یافت . طرح کلی این داستان ها این است که شخصی برای نفوذ در سپاه دشمن به خود آسیب می زند و خود را رانده شده نشان می دهد. و در جمع دشمنان نفوذ می کند تا زمینه نابودی آنها را فراهم کند . همچنین با توجه به دیدگاه بینامتنیت ، ساختار مشابه پیرنگ داستانها و استفاده از الگوی گریماس در مورد کنشگرها، می توان  مقایسه و تحلیلی ساختاری از این داستان ها به دست داد. با این روش، مشخص گردید که حکایت مذکور از مثنوی ، پیرنگی تکرار شونده و پیش داستان نخست آن ، روایتی از تاریخ هرودت بوده است که به تدریج در متون مختلف ادبی وتاریخی تکامل یافته و کامل ترین نوع آن، در حکایت بوف و زاغ کلیله ودمنه شکل گرفته است.
۱۴۴۸۳.

نیمای رباعی سرا، نوآور است یا سنت گرا؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳۳ تعداد دانلود : ۸۵۵
رباعی یکی از قالب های سنتی مورد علاقه ی نیمایوشیج بوده است. در مجموعه ی اشعار نیما 592 رباعی وجود دارد. این رباعی ها بدون تاریخ سرایش و بر پایه ی حروف الفبای قافیه به صورت الفبایی تنظیم شده اند. در مقاله ی پیش رو برای بررسی میزان سنت گرایی و نوآوری در رباعی های نیمایوشیج، همه ی آن ها بررسی شده است. نتیجه نشان می دهد که تنها در ده درصد از تمام این رباعی ها نشانه هایی از نیمای شناخته شده ی نوگرا دیده می شود. بقیه ی رباعی ها در همان فضاهای سنتی و با همان زبانِ گذشته گرا و مفاهیم تکراری، همچون مفاهیم عاشقانه و صوفیانه ی گذشته و نیز مفاهیم خیامی و... سروده شده است. عنصر گفت وگو نیز از عناصر غالب این رباعی هاست. آن ده درصد از رباعی ها که نشانه هایی از نیما را با خود دارند، در این مقاله زیر عنوان «رباعی های نشان دار» دسته بندی و بررسی شده اند. هر کدام از این رباعی ها یا با شعرهای نوگرایانه ی نیما که در قالب نیمایی سروده شده اند، همانندی دارند؛ یا همسو با برخی گفته ها و نوشته های منثور نیما هستند.
۱۴۴۸۴.

منطق الطیر عطار: چندصدایی یا هم صدایی (نگاهی به تقدیر تراژیک نظریه های ادبی در ایران: مطالعه موردی منطق مکالمه باختین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۱ تعداد دانلود : ۷۶۸
نظریه های ادبی (ساختارگرایی، تبارشناسی، شالوده شکنی و ...) و کاربست آنها در تحقیقات ادبی به دلیل روش شناسی متفاوت و تازه آنها در مقایسه با رویکرد پوزیتیویستی حاکم بر پژوهش های ادبی، امروزه با استقبال بسیاری از پژوهشگران ایرانی روبه رو گردیده است. اما این کاربست نظریه به دلایلی چون بی توجهی به مبانی فلسفی جامعه شناختی نظریه ها خالی از ایراد هم نیست؛ به عنوان نمونه می توان به پژوهش هایی که بر اساس نظریه منطق مکالمه باختین و بر روی آثاری چون منطق الطیر عطار انجام گرفته است، اشاره کرد.بر اساس نظریه باختین، چندصدایی، محصول و نتیجه جامعه مدرن است؛ جامعه ای که در آن تفاوت افراد با یکدیگر و پذیرش این تفاوت ها، سبب گفتگو و مکالمه می شود و این درست بر خلاف جوامع پیشامدرن است که شباهت افراد جامعه به یکدیگر تک صدایی را تبدیل به گفتار حاکم بر جامعه و متون ادبی آن می سازد؛ اگر باختین رمان را واجد خصیصه چندصدایی می داند، به دلیل تقارن و همزمانی آن با دوران مدرن است. آنچه بسیاری از پژوهش های ادبی ایرانی را به گمراهی کشانده، بی توجهی به همین نکته بنیادین است که سبب گردید ه برخی از آنها، چندصدایی را در عصر پیشامدرن و در آثاری چون منطق الطیر جست وجو نمایند؛ امری که نه تنها با واقعیت متونی از این دست مغایرت دارد، بلکه برخلاف نظریه باختین نیز هست.
۱۴۴۸۵.

بررسی دلایل اثرگذاری ابیات بی تصویر در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۲ تعداد دانلود : ۶۷۷
در بیشتر تعاریفی که تاکنون از شعر شنیده ایم، تخیّل محوری ترین عنصر شعری است. و بسیاری معتقدند بدون حضور آن شعری وجود نخواهد داشت.در نگاه اول، عامل اصلی زیبایی، دل انگیزی و اثرگذاری بسیاری از اشعار و حتی ابیات مستقل نیز همین عنصر است؛ اما اگر با دقت به ادوار مختلف شعر فارسی بنگریم، درمی یابیمکه بسیاری از ابیات اثرگذار هر دوره، ابیاتی هستند که بدون تمسّک به عناصر خیال انگیز، مخاطبان خاص و عام را تحت تأثیر قرار می دهند. دلایل و عوامل اثرگذاری این ابیات را می توان در دو بخش برونه زبان(شکل) و درونه زبان(محتوا) بررسی کرد. بدین صورت: در برونه زبان عواملی چون موسیقی (وزن عروضی، قافیه و ردیف)، بسامد بالای فعل و جملات کوتاه به اقتضای معنا، شگردهای دستوری ناظر بر تأویل پذیری متن، گزینش واژگان خاص و ارتباط نهفته آن ها و... و در درونه زبان، حس و عاطفه، فضاسازی و صحنه پردازی، سادگی و منطق پذیر بودن معنا، رعایت اقتضای حال، توصیف های اثرگذار، گفت و گو، اندیشه والا و فراگیر، استفاده از زبان عامیانه و قرابت تجربه شاعر با تجربه مخاطبان، درونمایه های خاص و پرمخاطب و جز آن را می توان برشمرد. می توان گفت از بین عناصر شکلی و محتوایی، حس و عاطفه مهم ترین و تعیین کننده ترین نقش را به عهده دارد. عاطفه گاه به تنهایی و گاه با شوربخشیدن به دیگر عناصر صوری و محتوایی، عامل اصلی زیبایی و اثرگذاری این دسته از اشعار و ابیات است که بدون حضور آن، دیگر عناصر تأثیر چندانی نخواهند داشت.
۱۴۴۸۶.

ماهیت چندساحتی زبان در اندیشه ناصرخسرو و سوسور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۳۷
ماهیت زبان و نحوه تکوین و تحقق آن از دیرباز دغدغه فیلسوفان و اندیشمندان بوده است. صرف نظر از تأملات فلسفی، مطالعات زبانی تا ابتدای قرن بیستم در قلمرو زبان شناسی تطبیقی- تاریخی انجام می گرفت. اما سوسور با نقد این نوع زبان شناسی، حوزه تازه ای را به نام زبان شناسی هم زمانی بنیاد نهاد. به این واسطه وی را پدر زبان شناسی جدید نامیده اند. سوسور به روش فلسفی- معرفت شناختی در آغاز طرح خود هم راستا با فلسفه نقدی کانت، از قلمرو زبان پرسش می کند. در این جهت وی سه ساحت زبانی لانگاژ، لانگ و پارول را از هم متمایز می کند که لانگ ابژه حقیقی و عینی زبان شناسی است. در سنت فکری ما نیز ناصرخسرو تأملاتی درباب زبان و ماهیت آن داشته است. ناصرخسرو میان چهارساحت زبانی نفس ناطقه، نطق و قول و کلام، تمایز قائل شده است. این مقاله می خواهد نشان دهد که لانگاژ، لانگ و پارول سوسور تاحدودی با نفس ناطقه، نطق و قول ناصرخسرو متناظر است.
۱۴۴۸۷.

درآمدی انتقادی بر شیوه های بیان مفاهیم اخلاقی در حکایت های تمثیلی و جانوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵۳ تعداد دانلود : ۹۵۲
یکی از عمده ترین شاخه های ادبیات که به طور بنیادین به اخلاق می پردازد، ادبیات تمثیلی است. به طور کلی، در حوزه اخلاق و ادبیات، منتقدان به طرح مستقیم مضامین اخلاقی انتقاد وارد کرده اند و عمده این ایرادها و انتقادها به طور خاص، متوجه نوع ادبی تمثیل است که همواره مشتمل بر بیان صریح مضامین اخلاقی است. از سوی دیگر در این بحث های انتقادی، با نظرهای گوناگونی درباره مفاهیمی چون رمز، نماد، سمبل و فابل که ارتباط تنگاتنگی با ادبیات تمثیلی و بیان گزاره های اخلاقی دارند، مواجهیم که نیازمند بررسی عمیق تر هستند. این پژوهش نشان می دهد که باید دلیل کاربرد گزاره های اخلاقی صریح را در تمثیل در ساختار حکایت های تمثیلی جست وجو کرد. از جمله عوامل تعیین کننده در این باره، شناخت زمینه داستانی تمثیل و تخیل در حکایت های تمثیلی است. در این مقاله این عوامل با جزئیات آن ها بررسی گردیده، ارتباط ساختاری و محتوایی حکایت های تمثیلی تبیین شده است.
۱۴۴۸۸.

نبراتُ الحزن فی شعر صلاح عبدالصبور وحسین منزوی(دراسه مقارنه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۰۲
یُعدُّ الحزن مَعلماً بارزاً فی أشعار منزوی و عبدالصبور وله دوافع ذاتیه وسیاسیه. رغم المزید من القواسم المشترکه التی نستقصیها بین الشاعرین ثمّه فوارق بینهما ومن أبرزها أنّ دور الدوافع الذاتیه المثیره للحزن فی نفس منزوی أکبر وأشدّ من البواعث السیاسیه. زدْ علی ذلک أنّ الحزن فی کثیر من الأحیان یؤدّی إلی بروز حاله من التشاؤم فی نفس منزوی ؛ وعلی نقیض ما نجده فی منزوی فإنّ الحزن لدی عبدالصبور بات فی الأغلب حصیله المشاکل والخطوب الناجمه عن القضایا السیاسیه والاجتماعیه. ثمّ إنّ الحزن لدیه لم یرتقِ إلی مستوی التشاؤم بل تظلّ ملامح التفاؤل طاغیه علی شعره. علی أیه حال فإنّ أشعار الشاعرین جاءت صوره مختزله عن حیاه الإنسان الیوم بکلّ ما تنطوی علیه من آلامٍ وآمال. یهدف هذا المقال إلی دراسه ظاهره الحزن فی شعر عبدالصبور و منزوی وذلک بالاعتماد علی المنهج التحلیلی والتوصیفی المتّبع للمدرسه الأمریکیه.
۱۴۴۸۹.

پژوهشی در الگوی هشت بهشت در دو حوزه ی ادبیات و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۱۹
منابع ادبی در زبان فارسی، علاوه بر بازنمود ویژگی های زبانی و ادبی، گاه ویژگی های آثار معماری دوران اسلامی و علت نامگذاریشان را نیز به خوبی تشریح کرده اند. به واسطه ی ارتباط شعرا و ادبا با معماران، بسیاری از عناصر و الگوهای معماری یا به صورت واقعی خود و یا در هیأت استعاره ها و تشبیهات ادبی توصیف شده اند. یکی از این الگوها، «هشت بهشت» است که به رغم انجام پژوهش های بسیار، هنوز پرسش هایی در علت نامگذاری و نسب شناسی آن باقی است که تاکنون پاسخ های قانع کننده ای به آنها داده نشده است. در این پژوهش که بر اساس هدف، از نوع تحقیقات بنیادی و بر اساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی است، کوشش کردیم توصیفی را که منابع ادبی از الگوی «هشت بهشت» داده اند، با طرح باقی مانده از این اثر معماری تطبیق داده و علت نامگذاری آن را باز نماییم. نتایج تحقیق نشان می دهد اعتقاد به بهشت های هشتگانه (اشاره ها و آموزه های قرآنی) و تجمیع این بهشت ها در یک عرصه ی چهارباغی، موجب شد تا این الگو که در ادبیات معماری به «الگوی نُه بخشی» معروف است، در منابع ادبی و گزارش های تاریخی، «هشت بهشت» خوانده شود. پلان تکامل یافته ا ی که پیشتر در ساختار «آپاداناها» و «نُه گنبدها» تجربه شده بود، برای ساخت کوشک مرکزیِ چهارباغ ها و آرامگاه ها در ایران، آسیای میانه و شبه قاره ی هند مورد استفاده قرار گرفته بود.
۱۴۴۹۰.

مقایسة منطق الطیر عطار نیشابوری با رسالة الطیر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۱۲
پژوهش حاضر تلاشی است برای مقایسة محتوای دو اثر برجستة عرفانی، منطق الطیر عطار نیشابوری و رسالة الطیر ابن سینا، که به شیوة مطالعه و با استفاده از تحلیل کیفی و کمی محتوا صورت گرفته است. برای سهولت مقایسه از جدول ها و نمودارهایی نیز استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که شباهت ها عمدتاً در محتوای اثر است. مهم ترین شباهت دو اثر اشتراک در مضمون آن هاست. وجود رمز «مرغ» و مضمون «وحدت» بسیار برجسته است. از دیگر اشتراکات می توان به یک سانی مقصد و مقصود پرواز، شروع داستان از مرحلة «شناخت خود»، و بیان مضمون بی اعتمادی اشاره کرد. تفاوت های فرمی عبارت اند از: 1. تفاوت در قالب بیان، 2. تفاوت در واژه گزینی، و 3. تفاوت در عناصر داستان. تفاوت های محتوایی نیز شامل: 1. تفاوت در لزوم پیر، 2. تفاوت در چگونگی اظهار وجود، 3. تفاوت در نگرش به قابلیت عارف، 4. تفاوت در نگرش به درگاه الهی، 5. تفاوت در حماسه آفرینی، 6. تفاوت در داشتن طرح سفر، و 7. تفاوت در نگرش به انجام کار سالک است.
۱۴۴۹۱.

بررسی تطبیقی نقوش شال های ایران و کشمیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۰۴
شال ایران از پارچه های نفیس بوده که از آغاز بافت آن اطلاعی در دست نیست، اما در دوره صفویه اهمیت زیادی به تولید آن داده شد و این هنر به اوج شکوفایی خود رسید. شال های ایران که غالباً در کرمان تولید شده اند با شال هایی که در دوره حکومت مغولان هند در کشمیر بافته شده اند، شباهت های زیادی در نقوش و ترکیب بندی دارند و عناصر تزئینی هنر ایران در شال های کشمیری دیده می شود. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که مشابهت نقوش تزئینی در شال های ایران عصر صفوی با شال های کشمیری تا چه میزان است؟ روش پژوهش به صورت تاریخی–توصیفی و تطبیقی با مطالعات کتابخانه ای و اسنادی صورت گرفته است. مقایسه نمونه ها نشان می دهد که طرح شال ها دارای واحد تکرارشونده ی گیاهان، گل ها و نقوش هندسی در زمینه شال هستند و تکرار نقش مایه اصلی در این پارچه ها به وفور دیده می شود. این تکرارها منظم بوده و ریتم خاصی دارد. در این پارچه ها نوعی تناسب و هماهنگی میان نقش مایه ها و نقوشی که در زمینه استفاده شده است، وجود دارد.
۱۴۴۹۲.

فردوسی، ناصرخسرو و اسماعیلیّه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۲۵
پژوهندگان شاهنامه پیش از این اغلب به تشیّع فردوسی، از گونه زیدی و دوازده امامی و اسماعیلی اشاره کرده اند . نگارنده نیز نظرِ اخیر را ب ه حقیقت نزدیک تر می بیند زیرا 1- میانِ اسماعیلیان و دهقانانِ ایران دوست، پیوند هایِ بسیار نزدیک وجود داشته است و اهل تسنّن پیوسته اسماعیلیّه را به داشتن باورهای کهن ایرانی متّهم می کردند؛ 2- فردوسی مانند ناصرخسروِ اسماعیلی و اسماعیلیان، هم راهیِ تشبیه و تنزیه را در شناختِ خداوند سودمند می داند؛ 3- در مصراعی از دیباچه، خداون د «نگارنده برشده گوهر» دانسته می شود که بر بنیانِ سخنانِ ناصرخسرو اسماعیلی، می توان «برشده» را جوهرِ (در مقابل عَرَض) عقل و نفس کلّی پنداشت که مایه همه آفرینش است؛ 4- ف ردوسی چون ن اصرخس رو، بر بنیانِ حکمتِ اسماعیلی، دیگران را به ژرف نگری در کلامِ خداوند فرامی خواند که دست آوردِ آن می تواند دریافتِ بطنِ سخنِ خداوند باشد؛ 5- وصف روندِ آفرینش در دیباچه، بدان چه اسماعیلیان و ناصرخسرو معتقدند، نزدیک است؛ 6- فردوسی چون ناصرخسرو اسماعیلی، از خداوندِ تنزیل (ناطق) سخن می گوید که خداوندِ تأویل (وصیّ) باید رمزِ سخنانِ او را بگشاید؛ 7- فردوسی هم چون ناصرخسرو در ستایشِ خاندانِ پیامبر، از تعبیرِ «اهل بیت» استفاده می کند و برخلاف بسیاری از مورّخان و جغرافی دانانِ سنّی مذهب که چون از شهرِ ت وس سخن می گویند، یادی هم از امام رضا (ع) می کنند، اشاره ای به این امام نمی کند که در نزدیکیِ او مدفون است. اگر چنین می کرد، دلیلی بر دوازده امامی بودنِ او می شد.
۱۴۴۹۳.

عرفان سوررئالیزه: خوانشِ سکولار سنت عرفانی در شعر ادونیس (تحلیل بینامتنی شعر «تحولات عاشق»)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۰۰۴
شعر «تحولات عاشق» ادونیس عرصه ترکیب و تلفیق متون متعدد دینی و عرفانی است. این شعر مبتنی بر مفاهیم بنیادین معرفتی در رابطه سنت و تجدد است و در آن، مواجهه ای پیچیده و بدیع با متون عرفانی صورت می گیرد و معنای متن از رهگذر چنین چالش و رویاروییِ متون و مقولات گذشته و مدرن شکل می گیرد. این تحقیق از راه صورت بندی مفهوم نوینِ «عرفان سوررئالیزه» نحوه ارتباط این شعر با متون متعدد و متکثرِ پیشینِ آن را تبیین کرده است. پژوهش حاضر می کوشد با رهیافت تحلیل انتقادی، از راه تحلیل مؤلفه های مفهوم «عرفان سوررئالیزه»، شعر «تحولات عاشق» را بررسی و نقد کند. نتایج نشان می دهد که تقابل تودرتوی متون مختلف در این شعر بیانگر شکل گیری نگاه معرفتیِ جدیدی است که عاشق را از جوهر روحانی در جهان گذشته به غرایز نفسانی در جهان مدرن متحول می سازد. این تفکر با سلب صفات ربانی از طبیعت و نفی کیفیات مرموز، انسان را به عوامل نفسانی تقلیل می دهد.
۱۴۴۹۴.

رویکرد روایت شناسی به شخصیت و سرنمون ازلی با تکیه بر داستان های شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲۵ تعداد دانلود : ۹۷۷
روایت از شاخص های برجسته و از عناصر بسیار مهم در داستان، حماسه، اسطوره و بنیاد هرگونه جمله خبری است. تمامی دلالت های زبانی برای این که بتوانند به بهترین صورت پیام را از فرستنده به خواننده برسانند ازروایت استفاده می کنند. یکی از مسائل قابل مطالعه در روایت شناسی بررسی شخصیت است؛ به همین منظور در این مقاله ابتدا دیدگاه های مختلف درباره شخصیت به خصوص دیدگاه ساختارگرایان بیان، سپس به بررسی شخصیت در داستان های حماسی و غنایی شاهنامه پرداخته می شود و بر اساس کنش های شخصیت ها، الگویی تازه برای بررسی این داستان ها ارائه می گردد؛ در ادامه نیز نمونه ازلی ای که این ساختارها بر اساس آن ساخته شده اند، مطرح می شود. در داستان های روایی حماسی و مبتنی بر جنگ بر اساس کنش شخصیت ها، سه شخصیت حضور دارد: یاری شونده، یاری کننده و مخالف. سرنمون این ساختار شخصیت نیز برگرفته از «اسطوره آفرینش» است. شخصیت یاری شونده برابر با اهورامزدا، مخالف با اهریمن و یاری کننده معادل موجودات و به خصوص انسان است. داستان های روایی غنایی نیز مبتنی بر چهار شخصیت عاشق، معشوق، یاری کننده و مخالف اند و سرنمون آنها داستان «هدایت» است. معشوق با خداوند، عاشق با انسان، یاری گر با پیامبر و مخالف با شیطان همخوانی دارد
۱۴۴۹۵.

تحلیل چرایی تقابل گفتمان محمدرضا شفیعی کدکنی با یدالله رؤیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۹ تعداد دانلود : ۸۲۶
در آثار مکتوب محمدرضا شفیعی کدکنی در باب شعر معاصر، همواره تقابلی واضح و روشن با جریان شعر حجم و به خصوص یدالله رؤیایی دیده می شود که این تقایل به شکل های مختلف نمود پیدا کرده است. از حذف عامدانة این جریان در بررسی های تکوینی گرفته تا طعن و کنایه به شعرهای یدالله رؤیایی و استفاده از استعاره های نیش دار در تحلیل های مرتبط با این جریان شعری. در این پژوهش پس از نشان دادن نمونه هایی از این تقابل، به این سؤال پرداخته شده است که دلیل این تقابل آگاهانه و همیشگی چه بوده است؟ و چرا شفیعی کدکنی این گونه در طول سالیان متوالی نقد و نظراتش درباب شعر معاصر را به گونه ای ارائه می کند که یکی از مصداق های بارزش رؤیایی و جریان شعر حجم است؟ در این تحقیق سه عامل اصلی ارائه شده که در ایجاد این موضع گیری نقش داشته است: 1- تفاوت دیدگاه شفیعی کدکنی با رؤیایی در زمینه های زیبایی شناسی شعری و هنری؛ 2- دیدگاه خاص شفیعی کدکنی نسبت به شاعرانی چون رؤیایی و پیروان آنها؛ 3- تفاوت ایدئولوژیک بین این دو (تعهدمدار و تعهدگریز).
۱۴۴۹۶.

نقد و تحلیل تعدیلات ساختاری در ترجمه طسوجی و اقلیدی از هزار و یک شب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ترجمه
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی علوم مرتبط ترجمه شناسی
تعداد بازدید : ۱۱۳۴ تعداد دانلود : ۸۰۳
با توجه به تفاوت های ماهیتی و ساختاری زبان مبدأ با زبان مقصد و سایر عوامل فرهنگی و سبکی، مترجم ناگزیر به اعمال تغییراتی در متن مبدأ است؛ لذا مقصدگرایانی نظیر لادمیرال مترجم را به اعمال تغییرات در حوزه های مختلف ساختاری فرا می خوانند تا سلاست وخوانایی متن ترجمه افزایش یابد و خصیصه بازآفرینی در ترجمه پدید آید. پژوهش پیش رو می کوشد تعدیلات ساختاری ترجمه طسوجی و اقلیدی از هزار و یک شب را از چهار منظر تعدیل در ساخت نحوی کلام، تعدیل در شیوه خطاب، تعدیل بلاغی و تعدیل آوایی مورد نقد و تحلیل قرار دهد. برآیند پژوهش نشان می دهد که طسوجی و اقلیدی رویکردی مقصدگرا در جابه جایی و تعدیل ساختار جمله دارند. در ترجمه اقلیدی نمونه های فراوانی را می توان یافت که تعدیلات ساختاری مناسبی در آن صورت گرفته و در پاره ای از موارد عدم ایجاد تعدیلات ساختاری به ویژه در بخش آوایی موجب زیبایی ترجمه او نسبت به ترجمه طسوجی شده است. طسوجی نیز تعدیلات عمده ای در هر چهار لایه یادشده اعمال نموده و این رویکرد، نقش عمده ای در خوانایی ترجمه او ایفا نموده هر چند که لطمه ای سبکی نیز به اصل کتاب وارد کرده است. در نتیجه طسوجی بیش از اقلیدی به تعدیلات ساختاری روی آورده و ترجمه او از شیوایی و جذابیّت بیشتری برخوردار است.
۱۴۴۹۷.

ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۲۵
یکی از صناعات ادبی در زبان هنری فارسی که بیشتر مربوط به شعر می شود ایهام (توریه) است. ایهام به جهت داشتن دو معنی دور و نزدیک و اراده شدن معنی دور و گاه هر دو معنی دور و نزدیک از طرف گوینده در خواننده گمان افکنی می کند و او را وامی دارد که درنگ بیشتری بر واژگان داشته باشد. ایهام به گونه های متفاوت تقسیم می شود. یکی از انواع ایهامات، ایهام ترادف است. ایهام ترادف شگرد هنری زبان حافظ در غزل هایش می باشد و سرایندگان بزرگ ادب فارسی به ندرت برای یکبار از آن استفاده کرده باشند ولی در حافظ بسامد فراوان دارد و به ویژگی سبکی او تبدیل گردیده است.
۱۴۴۹۸.

تحلیل روایی عنصر زمان در حکایتی از مثنوی «محیط اعظم» بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸۷ تعداد دانلود : ۸۳۰
در پژوهش حاضر یکی از حکایت های حالت محور مثنوی «محیط اعظم» سروده ی بیدل دهلوی تحلیل و واکاوی شده است. در جریان این بررسی با تمرکز بر عنصر زمان جنبه هایی همچون کانون سازی، ترتیب کارکردها، نشانه های حضور راوی ، سرعت روایت،نقاط تحیرروایی و... بر مبنای آموزه های روایت شناسان ساختگرا از جملهژرار ژنت،رولان بارت و جرالد پرینس، بررسی شده است. با توجه به اینکه مثنوی های بیدل تاکنون حوزه ای تقریباً نامکشوف برای پژوهش های روایی بوده است، یکی از اهداف اولیه ی این پژوهش معرفی و شناسایی ارزش های ویژه ی روایت پردازی بیدل در مثنوی های اوست. پرسش اساسی این پژوهش آن است که روایتگری بیدل تا چه میزان دقیق، هدفمند و در خدمت اندیشه ی اوست؟ و وی چه تمهیداتی برای پاسخ به پرسش های احتمالی مخاطب درجهت رسیدن به خوانش حداکثری اندیشیده است؟ نتایج این بررسی در چشم اندازی کلینشانگر این واقعیت است که بیدل در مثنوی هایش سبکی دیگرگونه و شگردهای روایت گری قابل تأملی اختیار کرده است و به ویژه در حکایت مزبور گرانیگاه روایت وی عنصر زمان است که در انطباق آشکاری با مفاهیم عرفانی و فلسفی وی است.
۱۴۴۹۹.

شفاهی یا کتبی؟ بررسی نظریات مربوط به سرچشمه شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹۷ تعداد دانلود : ۹۱۴
بحث در باب منابع شاهنامه فردوسی همواره از دل مشغولی های عمده شاهنامه شناسان بوده است. در این مورد سه نظریه قابل تشخیص است: الف) منبع یا منابع شاهنامه کتبی است و شاهنامه ابومنصوری تنها یا اصلی ترین منبع شاهنامه است. شباهت های فراوان شاهنامه با متون هم عرض مؤید این نظر است. ب) شاهنامه متکی بر روایات شفاهی است. این روایات ریشه در سنّت گوسانی و داستان گویی شفاهی دارد. حتی خود فردوسی از افراد این طبقه بوده یا می تواند محسوب شود. نشانه های شفاهی بودن در شاهنامه آشکار است. یکی از آخرین نوشته ها در این نظریه، کتاب زمینه شفاهی حماسه های فارسی: داستان-گویی و شاعری نوشته یاماموتو است که تلاش دارد نشانه های شفاهیت در شاهنامه را به گونه ای علمی استخراج کند. ج) پیدایش شاهنامه محصول هر دو دسته از منابع کتبی و شفاهی است؛ شباهت ها و تفاوت های شاهنامه با متون عم عرض و نیز نشانه های موجود در شاهنامه که به منبع شفاهی یا کتبی اشاره می کنند، با این نظریه قابل توضیح هستند. در این جستار، پس از طبقه بندی بالا، ضمن اشاره به بزرگان هر طبقه، دیدگاه های آن ها در دفاع از نظریه خود و ردّ نظریه گروه دیگر، به گونه ای انتقادی و مختصر مطرح شده است. سپس از آنجا که یاماموتو آخرین اثر مستقل دانشگاهی را در این زمینه نوشته است، کتاب او به صورت مفصل معرفی شده و با تکیه بر نظریه سوم، تلاش شده برخی از نقاط مثبت و ارزشمند و نیز پاره ای از نارسایی ها و نادرستی های این کتاب بررسی و داوری گردد. نتایج تحقیق نشانگر آن است که از این سه نظریه، نظریه سوم برخوردی معتدل و مستدل نسبت به بحث منابع شاهنامه دارد.
۱۴۵۰۰.

بررسی و تحلیل سبک شناختی فعل در غزل های تعلیمی سعدی با رویکرد زبان شناسی نقش گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹۲ تعداد دانلود : ۱۵۱۰
یکی از مباحث پرکاربرد در زبان شناسی نقش گرا این است که زبان، نظامی اختیاری و قراردادی نیست بلکه طبیعی و پرورده جامعه و انسان است.بر همین اساس در دستور زبان نظام مند نقش گرابرای تحلیل گفتمان،سه فرانقش متنی،بینافردی،واندیشگانی در نظرگرفته می شود. در کارکرد تجربی که زیرمجموعه فرانقش اندیشگانی است، این موضوع مطرح است که تجربیات دنیای درون و بیرونِ کاربرِ زبان از طریق زبان او بیان می گردد.محصول این کارکرد در جمله، گذراییاست که برای مشخص نمودن انواع متفاوت فرایندهادر جمله-که در فعل نمود می یابد-به کار می رود و از این طریق یک فرستنده،تجارب،اندیشه ها و برداشت های خویش را از حوادث، وقایع و پدیده های جهان بیرون و درونش به مخاطب عرضه می کند. لذا با توجه به این مسأله و ارتباط تنگاتنگ ذهن و زبان؛ این مقاله با روش تحلیلی- آماری و استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی سبکی افعال به کار رفته در غزل های تعلیمیِ سعدی با این رویکرد پرداخته است و از رهگذر این بررسی سبکی و ارتباط ذهن و زبان، ضمن ارائه شاخص یا شاخص های سبکی در این گونه غزل های تعلیمی سعدی، اشاره ای نیز به مهمترین و برجسته ترین اندیشه های تعلیمی و برخی ابعاد شخصیتی وی داشته است. نتایج این پژوهش حاکی از این است که یکی از شاخص های سبکی سعدی با این رویکرد،کاربرد فراوان فرایند رابطه ای است که نقش آن توصیف ویژگی ها و صفات یک موجود یا شناسایی و تعریف هویت آن است. همچنین سعدی در غزل های تعلیمی خود از طریق فرایند رابطه ایِ «وصفی یا هویتی» دو اندیشه تعلیمی را برجسته و مطرح می سازدکه یکی در راستای اندیشه غنایی غزل یعنی «عشق» است که مبیّن شخصیت عاطفی- عاشقانه و اخلاق گرای وی استو دیگری اندیشه فلسفی خیام است که حاکی از بشر دوستی و خیام گرایی سعدی است و نشان می دهد که وی شاعر عشق و زندگی است .لذا می توان گفت سعدی سعی دارد انسان ها را به سوی فلسفه زندگی یعنی تعلیم چگونه زندگی کردن و لذت بردن از آن سوق دهد و به آن دعوت کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان