انوار رخ یار درکنگره زلف نگار تیر نگه و ناوک مژگان دل و جان را گرنیست وصالی چه نیازی دو جهان را درباغ رخت لاله و سنبل نگرانند بر نرگس مستی که زدل برده امان را دوران لسان الغیب حافظ شیرازی ‘ به عارفانی بزرگ پرآوازه گشته است که از آن جمله عمادالدین علی فقیه کرمانی ‘ شاعر عرفانی است که بخاطر رقابتهای ادبی و عرفانی و سیاسی با حافظ شیرازی نامش به نام آن سخنور نامی در آمیخته است و البته کار رقابت سیاسی این دو شاعر بجائی رسیده که حافظ غزل : صوفی نهاد دام و سر حقّه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقّه باز کرد رادرهجای او سروده ‘غزلی که زبانزد خاص و عام درآفاق گردیده است. نگارنده کتابی را درشرح عرفانی قصیده ای نگاشته که برای بزرگداشت عماد در کنگره عماد سروده است کنگره ای که به همّت والای دانشگاه ارجمند کرمان به تاریخ 30 و 31 خرداد 1380 برقرار شد ‘ اکنون این مقاله را در شرح بیت اول از قصیده انوار رخ یار تقدیم می دارد و امید است که مقبول حضرت نگار آید.
مقاله حاضر به قصد معرّفی یک نسخة خطی مصوّر از دیوان حافظ که در موزة انستیوت غالب دهلی نو به شماره24/11/1954 نگهداری می شود، نوشته شده است. متأسفانه این نسخه از آخر ناقص است. دو صفحة اوّل آن مطلّا و مذهّب می باشد و پس از هر غزل، قطعه و رباعی، یک رباعی خیّام هم به خط ریز نوشته شده است. در این مقاله نسخة یاد شده با 19 نسخه مقایسه شده و اختلافات بین آنها ذکر شده است.
ذکرت فی هذه المقالة نماذج من الامثال المشترکة المستعملة بین اللغتین الفارسیة و العربیة‘ و جرت اشارة عابرة الی التعاریف العدیدة تو جهت حول المثل ثم تناول البحث الامثال و الحکم القرآنیة التی استعملها سعدی مثلا فی مؤلفاته ووردت امثال شعریة ترجمها سعدی فی آثاره الی اللغة الفارسیة کما ذکرت الامثال الشعریة للمتنبی ء التی تأثر منها سعدی فی آثاره القیمة التی تدل علی أن کلا الشاعرین تلقیا علومهما و معارفهما فی البیئة الاسلامیة وتثفقفا بالثقافة الاسلامیة التی سببت ان یفکر الشاعران فکرة واحدة فی کثیر من الجوانب
موضوع این مقاله دربارهء یکى از شیوه هاى بلاغى یا ساختارهایى است که در متون ادبى و هنرى به چشم مى خورد. در این شیوه، هماهنگى و توازن آوایى مرجود در میان کلمات، معنى تازه مى آفریند, بدین معنى که موسیقى ایجاد شده از رهگذر وحدت یا تضاد صامتها و مصوتهاى کلمات با مفهو م مورد نظر شاعر هماهنگى و مطابقت دارد. بنابراین در این ساختار هنرى، موسیقى کلمات موجب تقویت معنى مى گردد، معانى متضادو دور از هم را بهیکدیگر نزدیک ساخته وحدت مى بخشد، گاهى با ایجاد ابزار بلاغى تازه معناى نو مى آفریند. نکته مهم دیگرى که باید به آن توجه نمود، این است که قلمرو این ساختار وسیعتر از انواع جناس مى باشد چراکه تجنیس تنها جنبهء لفظى وصو رى دارد اما این شیوه بلاغى هنگامى خودنمایى مى کندکه موسیقى صو رى کلمات معناى نو بیافریند، در نتیجه اگر به جاى کلماتى که از چنین ویژگى برخوردارند، از معادلهایى استفاده شود که فاقد این قابلیت هستند، در این صورت هماهنگى، توازن، وحدت و تأثیرى که قبلأ در انتقال معنى وجود داشت کاملأ محو خواهد شد.
برخی از محققان با استناد به بعضی از سخنان و داستانهایی که از صوفیه نقل می شود، این ایراد را برآن ها وارد می سازند که آنان نسبت به گناه و گناهکاران حساسیت چندانی ندارند و اهل اباحی گری هستند، درحالی که نگاه صوفیه به گناه متفاوت با نگاه دیگران است. آنها گناه را ضرورت و لازمه زندگی می دانند اما هدف آن نمی دانند، همانطوری که افتادن لازمه راه رفتن است اما هدف آن نیست.امکان ارتکاب گناه توسط انسان نتایجی را در پی دارد که عبارتند از:1- دوری از عجب و خود پرستی 2- توبه و بازگشت به سوی حق 3-امکان برخورداری از لطف حق 4- دلسوزی نسبت به گناهکاران و تسامح به آن ها 5- امکان ارتکاب به عنوان عاملی برای رسیدن به کمال برتر.در این مقاله تلاش شده است تا با مراجعه به آثار صوفیه خصوصا کشف الاسرار و عده الابرار رشید الدین میبدی این نوع تلقی گناه و آثار و نتایج مترقب بر آن مورد بررسی قرار گیرد.
یکی از شاخص هایی که شعر نیما را از شعر کلاسیک جدا می سازد، تغییر و تحولاتی است که او در شکل ارائه به وجود آورده است. در خصوص این تغییرانی که توسط نیما در شعر فارسی رخ نمود و نیز اینکه در رهیابی به این تغییرات از چه حوزه هایی - از جمله از غرب متاثر بوده است - بحث های دامنه داری شده است که در ابتدای این مقاله به آن پرداخته می شود و سپس با تقسیم بندی اشعار نیما به شعر های سنتی، نیمه سنتی و شعرهای آزاد، ویژگی ها و تغییرات هر کدام از آنها جداگانه با ارائه نمونه های شعری مورد بررسی قرار می گیرند.