اگر چه اشاره شاعران به حوادث تاریخی و افسانه های بومی و اسطوره های قومی امری معمول و معهود به نظر می رسد، ولی برخورد برخی از شعرا با اینگونه اشارات و تلمیحات برجستگی خاصی دارد. شادروان فرّخی یزدی از جمله شاعران معاصر ایران است که در کنار بزرگانی همچون وحید، بهار و ادیب الممالک، توجه نسبتاً زیادی به مضامین تاریخی و اسطوره ای دارد. انگیزه این توجه که با نهضت مشروطه سرعت بیشتری پیدا کرده مشاهده ضعف و زبونی حاکمان عصر در برابر اجانب و تجربه عقب ماندگی کشور و نظام حکومتی خود در مقایسه با سایر ملل و دُول بوده است. در این مقاله ضمن توضیح اصل تلمیحات تاریخی و افسانه ای دیوان فرّخی، به کیفیت اشاره شاعر به این موارد و انگیزه ها و نوع برخورد او با هر مورد پرداخته شده و نمونه های متعددی از این تلمیحات عرضه گردیده است.
عمر خیام، ریاضی دان، فیلسوف، منجم و دانشمند برجسته عصر سلجوقی (ف.526) بیشترین شهرت خود را مرهون رباعیات اندکی است که به اختلاف در میزان و انتساب به نام وی برجای مانده و توجه عالمان و ادیبان را به خود جلب کرده است و راه تحسین و انتقاد بر شعر او گشوده شده است.مهمترین ویژگی شعر خیامی، افکار و اندیشه های اوست که با بیانی ساده و دلنشین در رباعیات او جای گرفته است. شدت تاثیر این افکار به قدری است که عده ای برای بری داشتن ساحت وی از این افکار، خیام شاعر را فردی غیر از خیام حکیم دانسته اند. علی ای حال، نظر به شدت تاثیر این اندیشه های مقاله حاضر با استناد به 178 رباعی مذکور در تحقیق دو مرحوم فروغی و غنی، سعی دارد نقاط ضعف یا قوت اندیشه های کلامی مستتر در این رباعیات را - اعم از آنچه که خوش نامی وی را در پی داشته و یا بدنامی وی را - مورد بررسی قرار دهد و ترتیب موضوعات مورد بررسی از این قرار می باشد:1- محورها و موضوعات اصلی شعر خیام شناخته شود.2- میزان اصطلاحات به کار گرفته شده در رباعیات خیام معلوم شود3- مشخص شود که ازمیان اصطلاحات کدام یک می تواند معنای کلامی داشته باشد.با بررسی رباعی تحقیق شود که آیا اصطلاح مودر نظر در معنای کلامی به کار گرفته شده است یا خیر؟چنانچه در معنای کلامی است آن رباعی تحلیل شده بررسی شود که معنای آن متضمن کدام یک از موارد زیر می باشد: 1- شک و تردید 2- سوال وایجاد شبهه کلامی 3- انکار
فردوسی بنیاد سترگ حماسه سرای این مرز و بوم می باشد و در تجسم اسطوره های ایرانی جهت احیای هویت فرهنگی و ملی و اعتلا بخشیدن به ارزشهای انسانی و آرمانی بر مبنای آئین مذهبی، مقام اول را به خود اختصاص می دهد. اگر چه شاهنامه به سه قسمت اساطیری، پهلوانی و تاریخی تقسیم می شود، ولی وی بینش اسطوره ای خود را – ولو به صورت خفیف و کم رنگ تر - در بخش پهلوانی و تاریخی نیز تعمیم می دهد. باور برخی متفکرین و اندیشمندان علم اساطیر این است که اسطوره و دین همانندی های بسیاری دارند. نگاه فردوسی در شاهنامه به اسطوره و دین تلفیقی از واقع بینی و آرمان گرایی است. او بین اسطوره های اهریمنی و اهورایی فرق می نهد و بر آن است تا حقایق ماورایی را در زبان رمزی و تمثیلی و در قالب اسطوره بیان نماید. ناهمسانی الگوهای اساطیری ایران و سایر ملل در دو حوزه دین و اخلاق تجلی می کند. در اساطیر یونان خدایان منفعل و دارای صفات پست می باشند. ولی در اندیشه فردوسی مهر جاودانگی بر پیشانی اسطوره های درخشان و مثبت چون فریدون، سیاوش، گیو، کیخسرو و ... نهاده می شود و نیز اعتقاد او به خدای واحد بر مبنای دین ابراهیمی قطعا یکی از علل ماندگاری شاهنامه بر تارک اساطیر جهان می باشد.
یکی از شاخص هایی که شعر نیما را از شعر کلاسیک جدا می سازد، تغییر و تحولاتی است که او در شکل ارائه به وجود آورده است. در خصوص این تغییرانی که توسط نیما در شعر فارسی رخ نمود و نیز اینکه در رهیابی به این تغییرات از چه حوزه هایی - از جمله از غرب متاثر بوده است - بحث های دامنه داری شده است که در ابتدای این مقاله به آن پرداخته می شود و سپس با تقسیم بندی اشعار نیما به شعر های سنتی، نیمه سنتی و شعرهای آزاد، ویژگی ها و تغییرات هر کدام از آنها جداگانه با ارائه نمونه های شعری مورد بررسی قرار می گیرند.