عقل و عشق در ادبیات ایران و در اشعار عرفانی همواره دو سلطان مقتدر بوده و همیشه رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند. پذیرفتن فرمان یکی از این دو سلطان ‘ عزل و طرد دیگری را در پی دارد ؛بنابراین در طریق عشق که عاشق دلباخته ‘ عالمان عاقل را ابجد خوانان عشق می شناسند به بیتی از حدیقه سنایی برمی خوریم: برگزیده دو مرغ بهر دو کار عقل طوطی وعشق بوتیمار و با استناد به آن می توان گفت که سنایی‘ طوطی را برگزیده عقل و بوتیمار را مرغ مورد توجه عشق میداند. طوطی این سبز پوش خوش نوا با داشتن ویژگی هایی چون: 1- پیروی از هوا وهوس2-سخنگویی مقلّد بودن 3-فرّ و شکوه داشتن4-در جستجوی آب حیات گشتن برای زندگی جاوید5-خواهان و هواخواه سلطنت بودن‘قابلیت نداشتن خود را در مکتب عشق به اثبات می رساند. در مقابل بوتیمار باداشتن ویژگیهای خاص شایستگی این را می یابد که در حدیقه سنایی مرغ برگزیده عشق شود: چون شدی در راه حق مرغی تمام تو نمانی ‘ حق بماند والسّلام منطق الطیر /ص99
رساله غوثیه ‘ رساله ای است به طریقه خطاب فهوانی و محادثه مثالی حضرت ربانی با غوث اعظم که به زعم عده ای از محققان سخت کوش صبر نوش به محیی الدین بن عربی نسبت داده شده است . اما در این مقاله ضمت بررسی و نقد دلایل کسانی که آن را به ابن عربی نسبت می دهند ‘ با بررسی جمیع نسخ خطی و چاپی و مقایسه تحلیلی تطبیقی آنها و نقد محتوایی رساله غوثیه و نیز انطباق مفاد معنایی آن با دیگر آثار محیی الدین عبدالقادر گیلانی معلوم می شود که این رساله از عبدالقادر گیلانی است و به اعتبار لقب ((محیی الدین )) آن را به این عربی نسبت داده اند !در ضمن در این مقاله ‘ چهره گمنام حسن گیلانی ‘ مترجم رساله غوثیه شناسانده می شود و ترجمه او نیز مورد نقد و بررسی تحلیلی تطبیقی قرار میگیرد .
از سالیان پیش، به ویژه از زمانی که تئودور نولدکه نظریات ژرف و عالمانه خود را درباره حماسه ملی ایران منتشر کرد، بحث در خصوص ماخذ یا مآخذ شاهنامه یکی از پیچیده ترین مباحث شاهنامه شناسی شمرده شده است. نولدکه، با استناد به مقدمه قدیم شاهنامه – بی آن که دریابد این متن مقدمه شاهنامه ابومنصوری است نه شاهنامه فردوسی – به درستی اظهار نظر کرد که شاعر بزرگ ایران کاخ بلند نظم خویش را بر پایه شاهنامه ابومنصوری پی افکند، ولی این نکته را نیز یادآور شد که فردوسی، به جز این کتاب، از مآخذ دیگر نیز سود جسته است. سپس محمد قزوینی، با نگاهی موشکافانه به مقدمه قدیم شاهنامه، پس از آن که دریافت این مقدمه به راستی مقدمه شاهنامه ابومنصوری است، نظر نولدکه را تایید کرد. این نظر تا دهه اول قرن بیستم، به عنوان اصلی کم و بیش پذیرفته شده، همواره نزد شاهنامه شناسان مطرح بوده است. اما، طی سال های اخیر، دو تن از شاهنامه شناسان امریکایی، یکی بانو الگا دیویدسن در کتابی با عنوان شاعر و پهلوان در شاهنامه و دیگری دیک دیویس، در مقاله ای با عنوان «درباره منابع شاهنامه فردوسی»، بنیاد نظر نولدکه را ویران کرده و بر ویرانه های آن طرحی نو در افکنده اند. این دو محقق، عمدتا بر پایه فرضیه های دو دانشمند امریکایی به نام های میلمان پاری و آلبرت لرد درباره ساخت حماسه های شفاهی، هم زمان به این نتیجه رسیدند که ماخذ عمده شاهنامه فردوسی روایات شفاهی یا حتی روایات منظوم شفاهی بوده است. محمود امیدسالار، در نقدی بر کتاب بانو الگا دیویدسن، نظر او را به حق مردود شمرد. در این جستار، نگارنده، ضمن بحث درباره منبع شاهنامه، به نقد و بررسی نظر دیک دیویس خواهد پرداخت. هم چنین با شواهد و قراین نشان خواهد داد که فردوسی نه تنها از مآخذ شفاهی سود نجسته بلکه، به احتمال قوی، اساس کار او فقط متن مکتوب شاهنامه منثور ابومنصوری بوده است. حتی نگارنده، به چند دلیل، مخالف این نظر پذیرفته شده است که فردوسی داستان بیژن و منیژه را از روی منبع مستقلی غیر از شاهنامه منثور ابومنصوری به رشته نظم درآورده است...
ویکتور کک، تاثیر فرهنگ عرب در اشعار منوچهری دامغانی، دارالمشرق، بیروت 1971، 182 صفحه.
تاثیر فرهنگ عرب در اشعار منوچهری دامغانی اثری است محققانه از دکتر ویکتور کک، استاد دانشگاه لبنان. این محقق کتاب دیگری نیز با نام تاثیر صابیین حران در تمدن اسلامی به زبان فارسی تالیف کرده که آن نیز به سال 1971 در بیروت به چاپ رسیده است. وی سفرنامه ناصرخسرو را نیز از فارسی به عربی ترجمه کرده است.
کتاب مشتمل است بر دو باب با پیش گفتاری به قلم دکتر محمد محمدی درباره تاثیر متقابل زبان و ادب فارسی و عربی که در آن آمده است: «کتاب حاضر، که نمونه ای از دقت بحث و حسن ذوق و سلیقه مولف فاضل آن است، جایی را در ادبیات فارسی و در زمینه ادبیات تطبیقی پر می کند که تا به حال خالی می نمود» (ص 17).
باب اول با عنوان «نفوذ زبان و ادبیات عرب در ایران تا پایان دوران غزنویان» سه فصل دارد. فصل نخستین، «انتشار زبان عربی در ایران»، تاریخچه مختصری است از چگونگی تاثیر و نفوذ زبان عربی در ایران. در فصل دوم، «محیط ادبی منوچهری و نفوذ ادبیات عرب در آن»، دربارهای صاحب بن عباد، آل بویه، قابوس بن وشمگیر و سلطان محمود غزنوی به عنوان مهم ترین مراکز ترویج زبان و ادب عربی در عصر منوچهری معرفی شده و از تاثیر ناگزیر این مراکز بر محیطی که منوچهری در آن می زیسته سخن رفته است. در فصل سوم، «نفوذ شعرای عرب در سخن سرایان پیش از منوچهری و تاثیر موضوعات و شیوه ها و برخی از مضامین شعر عربی در آثار آنها»، از چند تن از شاعران ذواللسانین متقدم بر منوچهری مانند شهید بلخی، ابوطیب مصعبی، خسروی سرخسی، ابوالفتح بستی، محمدبن عبدالله جنیدی، قابوس بن وشمگیر و ابوالحسن آغاجی و شعر ایشان یاد شده و نیز نمونه هایی از ترجمه اشعار از عربی به فارسی و از فارسی به عربی آمده که ذیلا از هر یک نمونه ای نقل می شود...